تفسیر سوره انعام
سوره
أنعام آيه 98
متن آيه :
وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ
وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ
ترجمه :
و او كسي است كه شما را از يك شخص آفريده است كه ( آدم است و او هم از خاك زمين
است و زمين هم در مدّت حيات ) محلّ استقرار و ( پس از مرگ ) محلّ تسليم ( به خاك
شما ) است . ما آيات ( قرآني و نشانههاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشتهايم
كه ( آيات قرآني و نشانههاي جهاني را چنان كه بايد ) ميفهمند .
توضيحات :
« نَفْسٍ وَاحِدَةٍ » : يك كس . مراد آدم ( ع ) است . « مُسْتَقَرٌ » : محلّ
استقرار و زندگي آدميان در روي زمين . « مُسْتَوْدَعٌ » : محلّ به امانت سپردن
آدميان پس از مرگ . مراد گور است كه تا روز رستاخيز آرامگاه آدميان است . «
فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » : مراد اين كه اصل انسانها كه خاك است ، محلّ
حيات و ممات مردمان است . يا اين كه انسانها كه از آدم پديدار گشتهاند ، گروهي از
نطفهها در پشت آنان استقرار ميپذيرد ، و گروهي از نطفهها در رحم ايشان به وديعت
نهاده ميشود . در اين صورت مراد از ( مستقرّ ) مرد ، و مراد از ( مستودَع ) زن
خواهد بود .
سوره أنعام آيه 99
متن آيه :
وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ
كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً
وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ
وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى
ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ
يُؤْمِنُونَ
ترجمه :
و او كسي است كه از ( ابرِ ) آسمان ، آب ( باران ) فرو ميفرستد ، و ما ( كه
خدائيم ، با قدرت سترگ خود ) به وسيله آن آب ، همه رُستنيها را ميرويانيم و از
رُستنيها سبزينه بيرون ميآوريم ، و از آن سبزينه ، دانههاي تنگاتنگ يكديگر ، و
از شكوفههاي درخت خرما خوشههاي آويزان نزديك بهم و در دسترس ، و باغهاي انگور و
زيتون و انار پديد ميسازيم كه ( در شكل و مزه و بو و سود ) همگون و يا غيرهمگونند
. بنگريد به ميوه نارس و رسيده يكايك آنها ، آن گاه كه ميوه دادند . بيگمان در اين
( گوناگوني دروني و بيروني و تغيير آغاز و انجام ميوهها ) نشانهها و دلائل (
خداشناسي ) است براي كساني كه ( حق را ميپذيرند و بدان ) ايمان ميآورند .
توضيحات :
« السَّمَآءِ » : آسمان . بالاي سر . مراد ابر است ( نگا : نور / 43 ، واقعه / 69
) . « فَأَخْرَجْنَا » : عطف متكلّم بر غائب براي التفات است . « نَبَاتَ كُلِّ
شَيْءٍ » : گياهان و رُستنيهاي گوناگون . گياهان و رُستنيهاي مورد نياز همهچيز ،
اعم از انسان و حيوان و اشياء . « خَضِراً » : سبز و تازه . سبزينه يا كلروفيل كه
منشأ اصلي دانهها و ميوهها است ( نگا : قصّةالايمان ، صفحه 345 ) . «
مُتَرَاكِباً » : تنگاتنگ يكديگر . متراكم . « طَلْع » : شكوفه خرما . ميوه كال
خرما . « مِن طَلْعِهَا » : اين عبارت بدل جزء از كلّ ( مِنَ الْنَّخْلِ ) است و
در آن عامل تكرار شده است . « قِنْوَانٌ » : جمع قِنْو ، خوشههاي خرما . « دَانِيَةٌ
» : در دسترس . نزديك . « يَنْع » : رسيده . « أُنظُروا إِلَيا ثَمَرِهِ . . . »
: نگريستن به معني دقّت و وارسي است و چه بسا خداوند بزرگوار خواسته باشد مؤمنان
را متوجّه اين نكته فرمايد كه گياهان نيز داراي نر و ماده هستند . ضمير ( ه ) به
جميع درختان و همچنين يكايك آنها برميگردد .
سوره أنعام آيه 100
متن آيه :
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ
وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ
ترجمه :
( كافران با اين همه دلائل روشن ) فرشتگان و اهريمنان را شركاء خدا ميسازند ؛ در
حالي كه خداوند خودِ آنان و همه ملائكه و شياطين را آفريده است . ( لذا با اطّلاع
از اين موضوع ، سزاوار نيست جز آفريدگار را بپرستند و آفريدگاني همچون خود را
عبادت كنند ) . كافران از روي ناداني ، پسران و دختراني براي خدا به هم ميبافند (
و مسيحيان گمان ميبرند كه مسيح پسر خدا است ، و يهوديان عُزَير را پسر خدا ميدانند
، و برخي از مشركان عرب نيز فرشتگان را دختران خدا ميدانستند ! ) . خداوند منزّه
( از همه اين نقصها و عيبها ) و به دور از اين صفاتي است كه او را بدانها توصيف ميكنند
.
توضيحات :
« الْجِنَّ » : موجودات ناپيدا و پوشيده از حسّ انسان ، كه مراد اهريمنان و يا
فرشتگان است . جنّ كه آفريدگاني نهان از ديدگانند . اين واژه ميتواند مفعول اوّل
فعل ( جَعَلوا ) و ( شُرَكآءَ ) مفعول دوم آن باشد و برعكس . يا اين كه ( شُرَكاءَ
) مفعول اوّل و ( لِلّهِ ) مفعول دوم ، و ( الْجنّ ) بدل بشمار آيد . « خَلَقَهُمْ
» : آنان را آفريده است . مراد از ( هُمْ ) كافران ، يا فرشتگان و اهريمنان و
جنّيان است . « خَرَقُوا » : از پيش خود ساختهاند . سرهم كردهاند . به هم بافتهاند
.
سوره أنعام آيه 101
متن آيه :
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن
لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
ترجمه :
خدا كسي است كه آسمانها و زمين را از نيستي به هستي آورده است . چگونه ممكن است
فرزندي داشته باشد ، در حالي كه او همسري ندارد ؟ ( همسر و فرزند بايد از جنس شوهر
باشد و خدا يگانه و بيهمتا است ) و همه چيز را او آفريده است ( از جمله اشخاص و
اشيائي را كه شريك او ميسازند ) و او آگاه از هر چيز است ( و آنچه گويند و كنند
از چشم خدا پوشيده نميماند و بيپاداش و پادافره نميگردد ) .
توضيحات :
« بَدِيعُ » : كسي كه چيزها را بدون مُدِل و نمونه قبلي پديد ميآورد . نوآفرين .
« أَنّيا » : چگونه ؟ « صَاحِبَةٌ » : همسر .
سوره أنعام آيه 102
متن آيه :
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
ترجمه :
آن ( متّصف به صفات كمال است كه ) خدا و پروردگار شما است . جز او خدائي نيست ؛
و او آفريننده همه چيز است . پس وي را بايد بپرستيد ( و بس ؛ چرا كه تنها او مستحقّ
پرستش است ) و حافظ و مدبّر همه چيز است .
توضيحات :
« وَكِيل » : محافظ و مدبّر . سرپرست و مراقب .
سوره أنعام آيه 103
متن آيه :
لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ
الْخَبِيرُ
ترجمه :
چشمها ( كُنْهِ ذات ) او را درنمييابند ، و او چشمها را درمييابد ( و به همه
دقائق و رموز آنها آشنا است ) و او دقيق ( است و با علم كامل و اراده شامل خود به
همه ريزهكاريها آشنا ، و از همه چيزها ) آگاه است .
توضيحات :
« بَصَآئِرُ » : جمع بَصيرة ، بينش درون . دلائل متقن و براهين روشن . در اينجا
مراد قرآن و حجّتهاي واضح موجود در آن است . « أَبْصَرَ » : ديد . با چشم بصيرت به
تأمّل و دقّت پرداخت . آگاه گرديد ( نگا : اعراف / 201 ) . « عَمِيَ » : كور و
نابينا گرديد . از ديد او پنهان ماند . مراد اين است كه از مشاهده حق چشمان خود را
بست و بدان پشت كرد . « حَفِيظ » : حافظ . مراقب .
سوره أنعام آيه 104
متن آيه :
قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ
عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! بگو به مردمان : ) بيگمان دلائل روشني و حجّتهاي مبرهني از سوي
پروردگارتان ( در قرآن ) برايتان آمده است ( و راه حق را برايتان پيدا و هويدا
ساخته است ) . پس هر كه ( از آنها سود جويد و در پرتو آنها حق را ) ببيند ( سود آن
) براي خودش بوده ، و هركه كور شود ( و چشم ديدن حق را نداشته باشد و در پرتو
دلائل و براهين ، راه حق نپويد ) به زيان خود كار ميكند ، و من حافظ و مراقب (
رفتار و كردار ) شما نميباشم . ( بلكه من تنها پيغمبرم و وظيفه من تبليغ اوامر و
نواهي يزدان جهان است . اين خداوند است كه اعمال شما را ميپايد و سزا و جزاي
همگان را ميدهد ) .
توضيحات :
« نُصَرِّفُ » : به شيوهها و گونههاي مختلف بيان ميكنيم و توضيح ميدهيم . «
لِيَقُولُوا » : بگذار بگويند كه . تا بگويند كه . اين واژه ، عطف بر فعل مقدّري
است و تقدير چنين ميشود : لِيَجْحَدُوا وَ لِيَقُولُوا . حرف لام در اينجا لام
عاقبت يا صَيْرورت نام دارد ( نگا : قصص / 8 ) . « دَرَسْتَ » : درسخواندهاي .
مراد اين است كه كافران ميگويند : تو كتابهاي آسماني گذشته را فرا گرفتهاي و
قرآن را از روي آنها و در پيش مردمان آموختهاي ( نگا : نحل / 103 و فرقان / 4 و 5
) . « لِنُبَيِّنَهُ » : تا آن را بيان داريم . مرجع ضمير ( هُ ) واژه (
الْقُرءَانِ ) محذوف است كه از سياق كلام پيدا است و يا ( الآياتِ ) به اعتبار
تأويل به ( الْكِتاب ) است .
سوره أنعام آيه 105
متن آيه :
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ
لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
ترجمه :
همان گونه ( كه بيشتر نشانههاي جهاني و آيههاي قرآني را به صورتهاي مختلف بيان
داشتيم ، ديگر ) آيات ( قرآني ) را به شكلهاي گوناگون بيان ميداريم ( تا گروهي از
مردمان از آنها درس خداشناسي بياموزند و گروه ديگري راه انكار در پيش گيرند ) و
بگويند : تو درس خواندهاي ( و قرآن را از ديگران نه از خدا آموختهاي . هدف ما
اين است كه ) آن را براي كساني روشن سازيم كه علم و آگاهي دارند ( و حق را از ناحق
تشخيص ميدهند و حقيقت را ميپذيرند ) .
توضيحات :
« أَعْرِضْ » : اعتناء مكن . اهمّيّت مده ( نگا : المراغي ) .
سوره أنعام آيه 106
متن آيه :
اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ
عَنِ الْمُشْرِكِينَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! ) پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است . هيچ
خدائي جز او وجود ندارد . به مشركان اعتناء مكن ( و دشمنانگيِ آنان و سخنان ايشان
را ناچيز انگار ) .
توضيحات :
« وَكِيل » : مراقب احوال و مسؤول اعمال .
سوره أنعام آيه 107
متن آيه :
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ
ترجمه :
اگر خدا ميخواست ( كه او را به يگانگي بپرستند ، ايشان را با قدرت و قوت خويش
وادار به اين كار ميكرد و از خود اختياري نميداشتند ، و هرگز ) شرك نميورزيدند
( وليكن آنان را به خود واگذاشته است تا به اختيار نه به اجبار راه يزدان يا راه
شيطان را در پيش گيرند ) و ما تو را مراقب ( اعمال و مسؤول افعال ) ايشان نكردهايم
و ما تو را مكلّف نساختهايم كه احوال آنان را اصلاح و امور ايشان را روبراه سازي
.
توضيحات :
« لا تَسُبُّوا » : دشنام ندهيد . « الَّذِينَ » : كساني را كه . اگر مراد از (
الَّذِينَ ) خود مشركان باشد ، معني چنين ميشود كه دشنام به معبودها و بتهاي
مشركان در اصل دشنام به خود آنان است . معبودها و بتهائي كه . با توجّه بدين معني
، به كار رفتن ( الَّذِينَ ) بنابر عقيده مشركان است كه معبودها و بتهاي خود را
متصرّف در امور ميبينند و همچون ذويالعقول ميپندارند . يا بر اثر تغليب ذويالعقولي
است از قبيل : فرشتگان ، عيسي ، عُزَير و غيره كه با ديگر چيزها پرستش ميكنند . «
يَدْعُونَ » : ميپرستند . « عَدْواً » : تجاوزكردن از حق و گرائيدن به باطل . حال
يا مفعولٌله است .
سوره أنعام آيه 108
متن آيه :
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ
عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ
إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
ترجمه :
( اي مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائي كه مشركان بجز خدا ميپرستند دشنام ندهيد تا
آنان ( مبادا خشمگين شوند و ) تجاوزكارانه و جاهلانه خداي را دشنام دهند . همان
گونه ( كه معبودها و بتها را در نظر اينان آراستهايم ) براي هر ملّتي و گروهي
كردارشان را آراستهايم . ( هركسي كار خود را زيبا ميبيند . بزهكار بر اثر تكرار
گناه قبح آن در نظرش زدوده ميشود و بر اثر وسوسه شيطاني و نفساني زشت زيبا جلوهگر
ميگردد . به هر حال ) عاقبت بازگشتشان به سوي خدايشان است و خدا آنان را از آنچه
كردهاند آگاه ميسازد ( و پاداش و پادافره نيكان و بدان را خواهد داد ) .
توضيحات :
« أَقْسَمُوا » : قسم ياد كردند . « جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ » : با همه تاب و توان
خود در مؤكّد كردن سوگندهايشان . ( جَهْدَ ) مصدر است و به عنوان حال به كار رفته
و به معنيِ ( جاهِدينَ ) است . يا منصوب به نزع خافض است و تقدير چنين ميشود :
أَقْسَمُوا بِجَهْدِ أَيْمانِهِم ، أَيْ : أَوْكَدِها . . . « بِهَا » : به آن
معجزات . چرا كه ايمان بدانها ايمان به پيغمبر است . به سبب آن معجزات . « مَا
يُشْعِرُكُمْ ؟ » : شما چه ميدانيد ؟ واژه ( ما ) استفهام انكاري است . يعني شما
اين امر ثابت در نزد خدا و مكنون در عالم غيب را نميدانيد و خدا ميداند كه اگر
چنين معجزاتي بيايد باز هم ايمان نميآورند .
سوره أنعام آيه 109
متن آيه :
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ
لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ
أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ
ترجمه :
مشركان با همه توان و با تأكيد هر چه بيشتر ، به خدا سوگند ميخورند كه اگر معجزهاي
( از نوع آن معجزاتي كه در سوره اسراء : آيههاي 92 و 93 خواستهاند ) براي آنان
آورده شود به سبب آن ايمان ميآورند . بگو : معجزات از سوي خدا است و ( برابر ميل
او انجام ميپذيرد و در اختيار من نيست . اي مؤمنان ! ) شما چه ميدانيد ؟ اگر (
اين معجزاتي كه خواستهاند ) بديشان نموده شود ( باز هم ) ايمان نميآورند .
توضيحات :
« الَّطِيفُ » : دقيق . آشنا به ريزهكاريها و دقائق اشياء .
سوره أنعام آيه 110
متن آيه :
وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ
أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
ترجمه :
( شما اي مؤمنان ! نميدانيد كه به هنگام وقوع معجزات حسّي ) ما دلها و چشمهاي
آنان را ( در درياي تخيّلات و توهمات و در ميان امواج تأويلات و احتمالات )
واژگونه و حيران ميگردانيم ( و بعد از نزول معجزات ) همان گونه خواهند بود كه در
آغاز بودند ، و ايشان را به خود وا ميگذاريم تا در طغيان و سركشي خود سرگردان و
ويلان شوند .
توضيحات :
« نُقَلِّبُ » : غوطهور ميكنيم و زير و رو مينمائيم . واژگونه و سرگشته مينمائيم
. « نَذَرْهُمْ » : آنان را ترك ميگوئيم و به حال خود واميگذاريم . از ماده (
وذر ) است . « يَعْمَهُونَ » : سرگشته شوند . از ماده ( عَمَه ) به معني كوردلي و
سرگرداني . ( عَمَه ) و ( عَميً ) هر دو در اصل به معني كوري است ؛ جز اين كه
اوّلي براي ( بَصيرت ) و دومي براي ( بَصَر ) است . ( نگا : حجر / 14و15 )
سوره أنعام آيه 111
متن آيه :
وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى
وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ
أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
ترجمه :
اگر ما ( درباره درخواست مشركان كوتاهي نميكرديم و مثلاً ) فرشتگاني را به پيش
ايشان ميفرستاديم ( و با چشم سر آنان را ميديدند ) و مردگاني ( را زنده ميكرديم
و در برابر ديدگانشان سر از گورها بدر ميآوردند و درباره صدق محمّد ) با ايشان
سخن ميگفتند ، و همهچيز را آشكارا در برابر آنان گرد ميآورديم ( تا جملگي حق را
روياروي براي ايشان بيان و بر آن گواهي دهند ) آنان ايمان نميآوردند مگر اين كه
خدا ميخواست ( و خدا هم سنّت خود را براي كساني تغيير نميدهد كه زنگ جاهليّت بر
دل آنان نشسته است و بينش ايشان را تباه كرده است ) وليكن بيشتر آنان ( از اين
واقعيّت كه سنّت خدا درباره انسانها تغيير ناپذير است بيخبرند و حقيقت امر را )
نميدانند .
توضيحات :
« حَشَرْنَا » : جمع كرديم . گرد آورديم . « قُبُلاً » : مصدر است و به معني
مقابل و روياروي . يا جمع ( قَبيل ) است به معني كفيل و ضامن . در اين صورت معني
چنين ميشود : اگر همه چيز را دوروبر آنان جمع كنيم و بر حقّانيّت دين شهادت دهند
و صداقت آن را ضمانت كنند . يا جمع ( قَبيل ) است و به معني گروه و جماعت . در اين
صورت معني چنين ميشود : اگر همه چيز را گروه گروه به پيش ايشان گسيل داريم و در
برابر آنان گرد آوريم . منصوب است چون حال ( كلّ شَيْءٍ ) است .
سوره أنعام آيه 112
متن آيه :
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ
يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاء رَبُّكَ
مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ
ترجمه :
همان گونه ( كه اينان كه در صدد هدايت ايشان هستي با تو دشمني و ستيزه ميورزند )
دشمناني از انسانهاي متمرّد و جنّيان سركش را در برابر هر پيغمبري عَلَم كردهايم
. گروهي از آنها سخنان فريبنده بياساسي را نهاني به گروه ديگري پيام ميدادهاند
تا ايشان را ( با ياوهسرائيهاي رنگين و وسوسههاي دروغين ) بفريبند . اگر
پروردگار تو ميخواست ، چنين كاري را نميكردند ( ولي همه اينها برابر تقدير و
مشيّت خدا انجام گرفته و انجام ميگيرد ) . پس بگذار دروغها به هم بافند ( و
خويشتن را گرفتار كفر و ضلال كنند . بر تو تبليغ است و بر ما هم حساب ) .
توضيحات :
« عَدُوّاً » : دشمن . دشمنان . صفتي است بر وزن ( فَعُول ) ، مفرد و مثنّي و جمع
و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است و آن را جمع ميبندند و ( أَعْداء ) ميگويند . «
شَياطينَ » : متمرّدان . سركشان . « شَيَاطينَ الإِنسِ وَ الْجنّ » : اضافه صفت به
موصوف است . « زُخْرُفَ الْقَوْلِ » : سخنان آراسته بياساس . سخنان به ظاهر زيبا
و فريبا ولي بيحقيقت و ناروا . بدل ( عَدُوّاً ) يا مفعول دوم ( جَعَلْنا ) است .
« غُرُوراً » : گولزدن . فريبدادن . مفعولله ، يا بدل از ( زُخْرُفَ ) ، و يا
حال است و به معني ( غارّينَ ) است . « وَ ما يَفْتَرُونَ » : واژه ( ما ) مفعولمعه
يا عطف بر ضمير ( هُمْ ) است .
سوره أنعام آيه 113
متن آيه :
وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ
وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ
ترجمه :
( بگذار آنان سخنان باطل را بيارايند تا خويشتن را بدان گول زنند و بفريبند ) و
تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان ( مزخرفات ) گرايش يابد ، و از آن راضي
و بدان خشنود گردند ، و مرتكب هرچيزي شوند كه ميخواهند .
توضيحات :
« تَصْغيا » : متمايل گردد . گرايش يابد . از ماده ( صَغْو ) يا ( صَغْي ) منصوب
به ( أَنْ ) مقدّر است . عطف بر محلّ ( غُرُوراً ) است كه تقدير چنين ميشود :
لِيَغْتَرُّوا وَ لِتَصْغي . « لِيَقْتَرِفُوا » : اقتراف به معني اكتساب ، يعني :
فراچنگ آوردن است ( نگا : توبه / 24 و شوري / 23 ) . در اينجا به معني ارتكاب گناه
است . « مُقْتَرِفُونَ » : فراچنگ آورندگان . مرتكبان بزه و گناه .
سوره أنعام آيه 114
متن آيه :
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ
الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ
مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! بديشان بگو : اين داوري خدا درباره حق و حقيقت است ) آيا جز خدا را
( ميان خود و شما ) قاضي كنم ؟ و حال آن كه او است كه كتاب ( آسماني قرآن ) را
براي شما نازل كرده است و ( حلال و حرام و حق و باطل و هدايت و ضلالت ، در آن )
تفصيل و توضيح شده است . كساني كه كتاب ( هاي آسماني را پيشتر ) براي آنان فرستادهايم
ميدانند كه اين ( قرآن ) حقيقه از سوي خدا آمده است و مشتمل بر حق است ( چرا كه
كتابهاي آسماني خودشان بدان بشارت داده است و تصديقكننده آن است ) . پس تو از
ترديدكنندگان مباش ( و پيروان تو نيز درباره حقّانيّت قرآن كمترين ترديدي به خود
راه ندهند ) .
توضيحات :
« أَبْتَغَيا » : بطلبم . جويا شوم . « حَكَماً » : قاضي . داور . واژه ( غَيْرَ
) مفعول است و ( حَكَماً ) حال يا تمييز آن است . « مُفَصَّلاً » : به صورت مفصّل
و مبيّن . به گونه مشروح و روشن . « لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ » : از
زمره متردّدان مباش . مراد بازداشتن پيغمبر از شكّ و ترديد نيست . زيرا پيغمبر
درباره قرآن شكّ و ترديدي نداشت . بلكه مراد تشويق و ترغيب آن حضرت است بر
ماندگاري و ثبات برحق ( نگا : انعام / 14 و يونس / 105 و قصص / 87 ) .
سوره أنعام آيه 115
متن آيه :
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ
وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
ترجمه :
فرمان پروردگار تو صادقانه و دادگرانه انجام ميپذيرد . هيچ كسي نميتواند
فرمانهاي او را دگرگونه كند ( و جلو دستورات او را بگيرد ) . خدا شنوا ( ي سخن
آنان ) و دانا ( ي كردار ايشان ) است .
توضيحات :
« تَمَّتْ » : تمام شد . انجام پذيرفت . مراد اين است كه فرمان خدا انجام ميپذيرد
و جامه عمل به خود ميگيرد . « كَلِمَةٌ » : فرمان . مراد تحقّق وعد و وعيد خدا
است ( نگا : اعراف / 136 ، هود / 119 ، صافّات / 171 و 172 ) . « صِدْقاً وَ
عَدْلاً » : صادقانه و دادگرانه . مراد اين است كه مضمون آن حتماً تحقّق مييابد و
عادلانه پاداش نيكان و پادافره بدان داده ميشود . مصدرند و حال بوده و به معني (
صَادِقَةً وَ عَادِلَةً ) ميباشند . « كَلِمَات » : فرمانها . سنن ( نگا : احزاب
/ 62 ) . يادآوري : ميتوان در اين آيه شريفه ، واژه ( كَلِمَة ) را كلامالله
يعني قرآن ، و واژه ( كلمات ) كلمهها و جملات و احكام آن بشمار آورد . در اين
صورت معني چنين ميشود : قرآن پروردگارت در منتهاي كمال است . در آنچه از آن خبر
ميدهد صادق ، و درباره آنچه حكم صادر ميكند عادل ميباشد . هيچ كسي نميتواند آن
را تباه و دگرگون كند ( زيرا خدا حافظ آن است . نگا : حجر / 9 ) و خدا اقوال
مردمان را ميشنود و از افعال همگان آگاه است . « صِدْقاً وَ عَدْلاً » : اين دو
واژه ميتوانند تمييز باشند . در اين صورت معني چنين ميشود : قرآن پروردگارت ،
صداقت و عدالت در آن به تمام و كمال است . و . . .
سوره أنعام آيه 116
متن آيه :
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن
يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ
ترجمه :
اگر از بيشتر مردم ( كه كافران و منافقانند ) پيروي كني ، تو را از راه خدا دور
ميسازند . چرا كه آنان جز از ظنّ و گمان پيروي نميكنند و آنان جز به دروغ و گزاف
سخن نميگويند .
توضيحات :
« يَخْرُصُونَ » : گزاف ميگويند . از روي ظنّ و تخمين ، نه علم و يقين سخن ميگويند
. ياوهسرائي ميكنند و دروغ ميگويند .
سوره أنعام آيه 117
متن آيه :
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ
بِالْمُهْتَدِينَ
ترجمه :
بيگمان پروردگارت ( از تو و از هر كس ديگري ) آگاهتر است از حال كساني كه (
گمراه گشته و ) از راه او به در ميروند ، و از حال كساني كه هدايت مييابند ( و
راه او را در پيش ميگيرند ) .
توضيحات :
« أَعْلَمُ مَنْ » : در اينجا حرف ( ب ) مقدّر است . يعني ( أَعْلَمُ بِمَنْ ) .
( نگا : تفسيرالمنار ، روحالمعاني ) .
سوره أنعام آيه 118
متن آيه :
فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ
مُؤْمِنِينَ
ترجمه :
پس ( از آنجا كه خدا راهيافتگان و گمراهان را بهتر از هركسي ميشناسد ، به ضلالت
مشركان در تحريم برخي از چهارپايان گوش فرا ندهيد و ) از گوشت چهارپائي بخوريد كه
به هنگام ذبح نام خدا را بر آن بردهاند ( و آن را به نام الله ، نه به نام كسي يا
چيزي جز او سر بريدهاند ) اگر به آيات خدا ( و از جمله به آيات وارده در اينباره
) ايمان داريد .
توضيحات :
« فَكُلُوا » : ذكر حرف ( فَ ) در اوّل آيه بيانگر اين واقعيّت است كه مؤمنان در
امر تحليل و تحريم بايد از فرمان يزدان نه مشركان پيرويكنند .
سوره أنعام آيه 119
متن آيه :
وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ
فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ
كَثِيراً لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ
أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ
ترجمه :
شما چرا بايد از گوشت حيواني نخوريد كه به هنگام ذبح نام خدا بر آن رفته است ؟ و
حال آن كه خداوند گوشت حيواناتي را كه بر شما حرام است ( در همين سوره / 145 و
مائده / 3 ) بيان كرده است ( و دستور داده است كه از آنها نخوريد ) مگر ناچار و
درمانده شويد ( كه در اين صورت ميتوانيد به اندازهاي كه رفع ضرورت و دفع هلاك
كند از گوشت حرام آنها بخوريد ) . بسياري از مردم ، با هواها و هوسهاي ( كج و
نادرست ) خود ، بدون آگاهي ( از صحّت آنچه كه ميگويند و بدون دليلي بر آنچه در
راه آن ميكوشند ، ديگران را ) سرگشته و گمراه ميسازند . بيگمان پروردگارت ( از
تو و از همه بندگان ) آگاهتر از حال تجاوزكاران است .
توضيحات :
« مَا لَكُمْ أَلاّ تَأْكُلُوا » : چرا بايد نخوريد ؟ يعني مانعي براي خوردن در
ميان نيست . « الْمُعْتَدِينَ » : متجاوزين از حدود خدا با تحريم چيز حلال .
سوره أنعام آيه 120
متن آيه :
وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ
سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ
ترجمه :
گناهان آشكار و بزهكاريهاي پنهان را ترك كنيد ( و در هيچ حال خويشتن را به معصيت
نيالائيد ) . بيگمان كساني كه به دنبال گناه راه ميافتند ، هرچه زودتر كيفر
ارتكاب معاصي ايشان داده ميشود .
توضيحات :
« ظَاهِرَ الإِثْمِ » : گناه آشكار . گناهي كه با اندام ظاهري بدن انجام ميپذيرد
. مانند : زدن ، دشنامدادن ، دزدي ، زنا . « بَاطِنَهُ » : گناه پنهان . گناهي كه
به قلب و درون مربوط ميگردد . مانند : حسد . مكر و كيد . سوءظنّ . مراد از گناه
آشكار و گناه پنهان ، همه گناهان است ؛ چرا كه گناه از اين دو قسم خارج نيست .
سوره أنعام آيه 121
متن آيه :
وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ
لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ
لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ
ترجمه :
از گوشت حيواني نخوريد كه ( به هنگام ذبح عمداً ) نام خدا بر آن برده نشده است (
و يا به نام ديگران و يا به خاطر بتان سر بريده شده است ) . چرا كه خوردن از چنين
گوشتي ، نافرماني ( از دستور خدا ) است . بيگمان اهريمنان و شياطين صفتان ، مطالب
وسوسهانگيزي به طور مخفيانه به دوستان خود القاء ميكنند تا اين كه با شما منازعه
و مجادله كنند ( و بكوشند كه شما را به تحريم آنچه خدا حلال كرده است وادارند ) .
اگر از آنان اطاعت كنيد بيگمان شما ( مثل ايشان ) مشرك خواهيد بود .
توضيحات :
« فِسْقٌ » : نافرماني . گناه .
سوره أنعام آيه 122
متن آيه :
أَوَ مَن كَانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ
فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا
كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
ترجمه :
آيا كسي كه ( به سبب كفر و ضلال همچون ) مردهاي بوده است و ما او را ( با اعطاء
ايمان در پرتو قرآن ) زنده كردهايم و نوري ( از مناره ايمان ) فرا راه او داشتهايم
كه در پرتو آن ، ميان مردمان راه ميرود ( و چشم او را روشنائي ، گوش او را شنوائي
، زبان او را توان گفتار ، و دست و پاي او را قدرت انجام كار ميبخشد ) مانند كسي
است كه به مَثَلگوئي در تاريكيها فرو رفته است ( و تودههاي انباشته ظلمتكده كفر
او را در خود بلعيده است و شبح بيجان و بيانديشه و بيتكاني از او برجاي نهاده
است ) و از آن تاريكيها نميتواند بيرون بيايد ؟ همان گونه ( كه خداوند ايمان را
در دل ايمانداران آراسته است ، كفر و ضلال را در دل ناباوران پيراسته است و )
اعمال كافران در نظرشان زيبا جلوه داده شده است .
توضيحات :
« مَيْتاً » : مرده . مراد كافر و گمراه است . مخفّف ( مَيّت ) است . « نُوراً »
: مراد نور دانش و بينش قرآن است كه مؤيّد به دليل و برهان است و مسلمان در پرتو
هدايت آن مي زيد . « مَثَلُهُ » : صفت و نعت او . « الظُّلُمَاتِ » : تاريكيها .
مراد تاريكيهاي جهل و كفر و ضلال است .
سوره أنعام آيه 123
متن آيه :
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ
فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ
ترجمه :
همان گونه ( كه در مكّه سردمداران آنجا را فاسقان و گناهپيشگان تشكيل ميدادند .
هميشه هم ) در هر شهري ( كه تا اندازهاي بزرگ و پرجمعيّت باشد ) سردمداران آنجا
را از بزهكاران فراهم ميسازيم تا در آنجا به نيرنگ پردازند ( و عاقبت وسيله خرابي
شهر و انحراف مردمان را فراهم سازند . همه بايد بدانند كه ) اينان جز به خويشتن
نيرنگ نميزنند ولي خودشان نميدانند ( كه سرمايههاي وجود خود ، اعم از فكر و هوش
و ابتكار و عمر و وقت و مال خويش را به جاي صرف سعادت صرف شقاوت ميكنند ) .
توضيحات :
« أَكَابِرَ » : بزرگان . سردمداران . « مُجْرِميها » : مجرمين آنجا . « جَعَلْنا
. . . أَكابِرَ مُجْرِمِيهَا » : ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( مُجْرِميها ) مفعول
دوم است و برعكس . يا اين كه ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( فِي كُلِّ قَرْيَة )
مفعول دوم و ( مُجْرِمِيهَا ) مضافاليه است . و يا اين كه ( جَعَلْنَا ) را به
معني : مكانتدادن و منزلت بخشيدن گرفت ، كه در اين صورت تنها به يك مفعول نيازمند
است كه ( أَكَابِرَ ) است . به هر حال معني چنين ميشود : بزرگان آن شهر را به لهو
و لعب و فساد و تباهي مي كشانيم . گناهكاران آن شهر را بزرگان آنجا ميگردانيم .
بزرگان گناهپيشه آن شهر را در آنجا مكانت و منزلت ميدهيم و رياست و قدرت ميبخشيم
. « لِيَمْكُرُوا » : لام آن لام عاقبت است . مراد اين است كه مفاسد و بدبختيهاي
اجتماع از سردمداران بيدين و ناپرهيزگار سرچشمه ميگيرد ، و ايشانند كه مردمان را
از راه حق منحرف ميسازند .
سوره أنعام آيه 124
متن آيه :
وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا
أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ
الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ
يَمْكُرُونَ
ترجمه :
( اين سردمداران به مردمان حسادت ميورزند در اين كه دانش و نبوّت و هدايتي خدا
بديشان عطاء كند . و لذا ) هنگامي كه دليل و برهان روشني براي اينان ميآيد ( و
وحي آسماني بديشان ميرسد ) ميگويند : ( حق را ) باور نميداريم مگر اين كه
همانند آنچه به پيغمبران خدا داده شده است به ما نيز داده شود ( و همچون ايشان به
ما وحي شود ) . خداوند بهتر ميداند كه ( چه كسي را براي پيامبري انتخاب و ) رسالت
خويش را به چه كسي حوالت ميدارد . از سوي خدا هرچه زودتر خواري و رسوائي ( در
دنيا ) نصيب كساني ميگردد كه بزهكاري پيش ميگيرند ، و عذاب سختي ( در آخرت ) به
سبب نيرنگي كه ميورزند بهره ايشان ميشود .
توضيحات :
« ءَايَةٌ » : آيهاي از قرآن . حجّت و برهاني بر صدق محمّد . « لَن نُّؤْمِنَ
حَتَّيا نُؤْتَيا مِثْلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ اللهِ » : ايمان نميآوريم تا اين كه
چيزي كه به پيغمبران وحي ميشود ، به ما نيز وحي گردد و همانند ايشان پيغمبر شويم
. يا اين كه : به شما ايمان نميآوريم تا اين كه معجزاتي كه بر دست پيغمبران انجام
گرفته است ، از سوي شما به ما نموده نشود . « حَيْثُ » : جائي كه . به گونهاي كه
. مراد اين است كه تنها خدا ميداند كه چه كسي را پيغمبر ميكند و چگونه بدو وحي
آسماني را ميرساند . « صَغارٌ » : كوچكي و حقارت . خواري و رسوائي . « عِندَ
اللهِ » : از سوي خدا . در نزد خدا .
سوره أنعام آيه 125
متن آيه :
فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن
يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ
فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ
يُؤْمِنُونَ
ترجمه :
آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند ، سينهاش را ( با پرتو نور ايمان باز و )
گشاده براي ( پذيرش ) اسلام ميسازد ، و آن كس را كه خدا بخواهد گمراه و سرگشته
كند ، سينهاش را به گونهاي تنگ ميسازد كه گوئي به سوي آسمان صعود ميكند ( و به
سبب رقيق شدن هوا و كمبود اكسيژن ، تنفّس كردن هر لحظه مشكل و مشكلتر ميشود .
كافر لجوج نيز با پيروي از تقاليد پوسيده ، هر دم بيش از پيش از هدايت آسماني
دورتر و كينهاش نسبت به حق و حقيقت بيشتر و پذيرش اسلام براي وي دشوارتر ميشود )
. بدين منوال خداوند عذاب را بهره كساني ميسازد كه ايمان نميآورند .
توضيحات :
« يَشْرَحْ صَدْرَهُ » : مراد از شرح صدر ، بر سر شوق و شور آوردن انسان است براي
پذيرش اسلام و تابش ايمان در زواياي دل او . « ضَيِّقاً » : تنگ . « حَرَجاً » :
بسيار تنگ . مصدر است و به عنوان صفت مشبّهه به كار رفته است . « الرِّجْسَ » :
پليدي . در اينجا مراد خشم و عذاب است ( نگا : اعراف / 71 ، يونس / 100 ) .
سوره أنعام آيه 126
متن آيه :
وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ
يَذَّكَّرُونَ
ترجمه :
اين ( مطلب كه مددهاي الهي شامل حال حقطلبان ميگردد و عذاب الهي به سراغ دشمنان
حق ميرود ، سنّت ثابت خدا است و بخشي از راستاي ) راه مستقيم پروردگار تو است .
ما آيات ( قرآني و نشانههاي جهاني و دلائل عقلاني ) را براي كساني تشريح و توضيح
دادهايم كه ( دلي پذيرا و گوشي شنوا دارند و ) پند ميگيرند و اندرز ميپذيرند .
توضيحات :
« هذا » : اين . مراد اسلام يا قرآن است ، و يا اين كه مراد سرافرازي و خوشبختي
مؤمنان و سيهروزي و بدبختي كافران در اين جهان و آن جهان است . « مُسْتَقِيماً »
: راست . حال مؤكّد براي ( صِراطُ ) است . چرا كه راه خدا پيوسته مستقيم است .
سوره أنعام آيه 127
متن آيه :
لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ
يَعْمَلُونَ
ترجمه :
براي آنان ( كه پندپذير و بيدارند ) دارالسلام است كه ( بهشت يزدان است و زدوده
از آفات و بلايا بوده و غم و اندوه به ساحت آن راه ندارد و ) از سوي پروردگارشان
بديشان تعلّق ميگيرد ، و خداوند به سبب كاري كه ( در دنيا ) انجام ميدادهاند ،
سرپرست و ياور آنان است .
توضيحات :
« دارُ السَّلام » : خانه امن و امان . سرزمين سلام و درود ( نگا : مريم / 62 ،
واقعه / 26 ) . مراد بهشت است كه جاي شادي است و غم و اندوه و بلا و مصيبتي در آن
نيست .
سوره أنعام آيه 128
متن آيه :
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم
مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ
بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ
النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ
حَكِيمٌ عَليمٌ
ترجمه :
( به ياد بياور آن ) روزي را كه در آن همه آنان را در كنار هم گرد ميآوريم ( و
خطاب به گناهكاران ميگوئيم : ) اي گروه جنّيان ! شما افراد فراواني از انسانها را
گمراه ساختيد . ( بدين هنگام با افسوس و دريغ ) پيروان ايشان از ميان انسانها (
فرياد برميآورند و ) ميگويند : پروردگارا ! برخي از ما از برخي ديگر سود برديم .
( جنّيان با وسوسه شيطاني بر ما رياست كردند و از ما بهره گرفتند ، و ما انسانها
به وسوسه ايشان دچار شهوات و لذّات زودگذر شديم ، تا آن گاه كه مدّت معلوم زندگي
را سپري كرديم ) و به مرگي گرفتار آمديم كه براي ما معيّن و مقدّر فرموده بودي . (
هماينك با كولهبار كفر و ضلال در پيشگاه ذوالجلال ايستادهايم . واي بر ما !
خداوند بديشان ) ميگويد : آتش ( دوزخ ) جايگاه شما است و هميشه در آن ماندگاريد
مگر مدّت زماني كه خدا بخواهد . بيگمان پروردگار تو حكيم ( است و كارهايش از روي
حكمت انجام ميگيرد و ) آگاه است ( و ميداند چه كساني را از دست دوزخ رها كند )
.
توضيحات :
« مَعْشَرَ » : گروه . دسته . جمعيّت . « إِسْتَكْثَرْتُمْ » : بسياري را وسوسه
كرديد و گول زديد . « أَجَّلْتَ لَنَا » : براي ما معيّن و مقرّر كردي . «
مَثْوَيا » : مقرّ . جايگاه . « إِلاّ مَا » : جز مدّت زماني كه . جز كساني كه .
اين استثناء بيانگر اين واقعيّت است كه قادر مطلق خدا است و هرچه خواهد كند . و چه
بسا اين استثناء تعليق به محال باشد ( نگا : هود / 107 و 108 ) .
سوره أنعام آيه 129
متن آيه :
وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ
ترجمه :
و همان گونه ( كه ستمگران ، در اين جهان پشتيبان يكديگر و رهبر و راهنماي هم
هستند ، در جهان ديگر نيز آنان را به يكديگر واميگذاريم و ) برخي از ستمگران را
همنشين برخي ديگر ميگردانيم ، و اين به خاطر اعمالي است كه ( در جهان گذران )
انجام ميدادهاند .
توضيحات :
« نُوَلِّي » : دوست و ياور ميسازيم . سرپرست و پيشوا ميكنيم . « نُوَلِّي
بَعْضَ » : ستمگران را همدم و همنشين يكديگر ميسازيم . در اين جهان ، ستمگراني را
بر ستمگران ديگري مسلّط مينمائيم و امارت ميبخشيم ( نگا : اسراء / 16 ) .
سوره أنعام آيه 130
متن آيه :
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ
عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا
عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى
أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ
ترجمه :
( در آن روز خداوند بديشان ميگويد : ) اي جنّيان و اي انسانها ! آيا پيغمبراني
از خودتان به سوي شما نيامدند و آيات ( كتابهاي آسماني ) مرا برايتان بازگو نكردند
و شما را از رسيدن بدين روز ( و روبرو شدن در آن با خدا ) بيم ندادند ؟ ( پس چگونه
اين روز را فراموش كرديد و در تكذيب آن كوشيديد ؟ در پاسخ ) ميگويند : ما عليه
خود گواهي ميدهيم ( و اقرار ميكنيم كه پيغمبران آمدند و آئين خدا را تبليغ كردند
و ما را از قيامت ترساندند ، ولي ما ايشان را تكذيب كرديم و گفتيم : خداوند چيزي
را از سوي خود نفرستاده است و جز زندگي اين جهان ، زندگي ديگري وجود ندارد . آري )
زندگي جهان ، آنان را گول زد و ( به خود مشغول داشت و امروز جز اعتراف چارهاي
ندارند و ) عليه خود گواهي ميدهند ( و ميگويند ) كه ايشان كافر بودهاند ( و
مستحقّ عذاب جاويدان و خوفناك يزدانند ) .
توضيحات :
« رُسُلٌ مِّنكُمْ » : پيغمبراني از خودتان . برخي اين آيه را دليل بر آن ميدانند
كه پيغمبران جنّيان از جنس خودشان ميباشند . ولي مراد از ( مِنكُمْ ) مجموع آنان
است و پيغمبران در زمين تنها از اولاد آدم هستند . قرآن و اسلام براي هر دو دسته
است و چه بسا تنها نمايندگاني از خود جنّيان مأمور تبليغ قرآن و رساندن احكام به
همنوعان خود باشند ( نگا : احقاف / 29 - 31 ، جنّ / 1 - 17 ) . در اينجا از راه
تغليب دستهاي بر دسته ديگر واژه ( مِنكُمْ ) به كار رفته است . همان گونه كه ميگوئيم
: ( اَكَلْتُ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ ) : نان و شير خوردم . در صورتي كه نان
خوردني و شير نوشيدني است .
سوره أنعام آيه 131
متن آيه :
ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا
غَافِلُونَ
ترجمه :
اين ( ارسال رسل ) به خاطر آن است كه پروردگارت هيچ گاه مردمان شهرها و آباديها
را به سبب ستمهايشان هلاك نميكند ، در حالي كه اهل آنجا ( به سبب نيامدن پيغمبران
به ميانشان و نبودن راهنمايان و عدم تبليغ مبلّغان ، از حق ) غافل و بيخبر باشند
.
توضيحات :
« لَمْ يَكُنْ . . . بِظُلْمٍ » : خدا كسي را به سبب ستمهايش مجازات نميكند در
حالي كه .
سوره أنعام آيه 132
متن آيه :
وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا
يَعْمَلُونَ
ترجمه :
و هر يك ( از نيكوكاران و بدكاران ) داراي درجاتي ( و دركاتي از پاداش و عزّت و
پادافره و ذلّت در جهان ديگر ) بر طبق اعمال خود هستند ، و پروردگارت ( هيچ گاه )
از كارهائي كه مردمان ميكنند غافل و بيخبر نيست .
توضيحات :
« مِمَّا » : از آنچه . به خاطر آنچه .
سوره أنعام آيه 133
متن آيه :
وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ
مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاءُ كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ
ترجمه :
پروردگار تو بينياز ( از بندگان و عبادت ايشان ) و مهربان ( نسبت به همه مردمان
) است . اگر بخواهد همه شما را از ميان ميبرد و كساني را كه خود بخواهد جايگزين
شما ميسازد ، همان گونه كه شما را از دودمان انسانهاي ديگري آفريده است ( و بر
جاي ديگرانتان نشانده است ) .
توضيحات :
« ذُوالرَّحْمَةِ » : مهربان . خبر دوم است . « مِن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِينَ
» : از نژاد كسان ديگري . به جاي فرزندان كسان ديگري ( نگا : توبه / 39 ) .
سوره أنعام آيه 134
متن آيه :
إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ
ترجمه :
بيگمان آنچه ( از قيامت و حساب و عقاب و ثواب و اختلاف درجات و دركات ) به شما
وعده داده ميشود خواهد آمد ، و شما نميتوانيد ( خدا را ) درمانده كنيد ( و از
دست عدالت و كيفر او بگريزيد ) .
توضيحات :
« مُعْجِزِينَ » : درمانده و ناتوانكنندگان .
سوره أنعام آيه 135
متن آيه :
قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ
تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ
الظَّالِمُونَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! ) بگو : اي قوم من ! ( بر كفر خود و دشمنانگيتان نسبت به من
ماندگار باشيد و ) هرچه در قدرت داريد بكنيد . من هم ( بر جاي خود ايستادهام و تا
ميتوانم شكيبائي ) ميكنم ( و در دفاع از اسلام مي كوشم ) . بالاخره خواهيد دانست
كه چه كسي سرانجامِ نيك خواهد داشت ( و پيروزي در اين جهان و سعادت در آن جهان مال
چه كسي خواهد شد ) . بيگمان ستمكاران موفّق و رستگار نخواهند شد .
توضيحات :
« عَلَيا مَكانَتِكُمْ » : به اندازه قدرت و استطاعتي كه داريد . در جائي كه
هستيد . به گونهاي كه هستيد و وضع و حالتي كه داريد . « عَاقِبَةُ الدَّارِ » :
سرانجام جهان . پيروزي نهائي . حُسنِ خاتِمت و عاقبت . مراد پيروزي در اين دنيا ،
يا سرافرازي در آن سرا است . « الظَّالِمُونَ » : ستمكاران . كافران .
سوره أنعام آيه 136
متن آيه :
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيباً
فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ
لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ
إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ
ترجمه :
( بتپرستان هميشه دچار اوهام خرافاتند . مثلاً اين گونه ) مشركان سهمي از زراعت
و چهارپاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار ميدهند و به گمان خود
ميگويند : اين براي خدا است ( و با اين سهم به خدا تقرّب ميجوئيم و بدين منظور
آن را به مهمانان و ناتوانان ميدهيم ) و اين براي شركاء ( و معبودهاي ) ما است (
و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرّب ميجوئيم و بدين منظور آن را صرف رؤسا و
پردهداران و خادمان بتكدهها و معابد مينمائيم ) . امّا آنچه به شركاء ( و
معبودهاي ) ايشان تعلّق ميگيرد به خدا نميرسد ( و صرف آن در راه او ممنوع است )
و آنچه متعلّق به خدا ميباشد به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان ميرسد ( و ميتواند
صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود ) . چه بد داوري
ميكنند !
توضيحات :
« ذَرَأَ » : آفريد . از نيستي به هستي آورد و افزون و پراكنده كرد . « الْحَرْثِ
» : كِشت . زراعت . « الأنْعَامِ » : جمع نَعَم ، چهارپايان ( شتر ، گاو ، بز و
گوسفند ) . « بِزَعْمِهِم » : به گمان خود . مراد اين است كه چنين پيشه و انديشهاي
ساخته و پرداخته خود ايشان است . « شُرَكَآئِهِمْ » : مراد بتهاي بتپرستان است كه
آنها را شريك خدا ميدانستند . يا مراد رؤساي معابد و پردهداران و خدمتكاران است
كه آنان را در اموال خود شريك ميدانستند .
سوره أنعام آيه 137
متن آيه :
وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ
شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء
اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ
ترجمه :
همان گونه ( كه اوهام و خيالبافيهايشان تقسيمبندي ستمگرانه فوق را در نظرشان
آراسته بود ، گمانهاي نادرستي كه درباره بتهايشان داشتند كار را بدانجا كشانده بود
كه ) بتهايشان كشتن فرزندانشان را در نظر بسياري از مشركان زيبا جلوه داده بود ( و
دستهاي فرزندانشان را قرباني بتان ميكردند و دستهاي دخترانشان را زنده بگور مينمودند
) تا سرانجام آنان را هلاك گردانند و آئين ايشان را بر آنان مشتبه كنند ( و يگانهپرستي
را با خرافهپرستي بيآميزند و راه را از چاه باز نشناسند ) . اگر خدا ميخواست
آنان چنين نميكردند . ( حال كه مشيّت خدا چنين ميخواهد ) پس بگذار آنان ( بر خدا
و رسول او ) دروغ بندند ( چرا كه عقاب و عذاب در انتظار ايشان است ) .
توضيحات :
« لِيُرْدُوهُمْ » : تا اين كه آنان را به هلاكت اندازند . از ماده ( رَدي ) به
معني هلاك . « لِيَلْبِسُوا » : تا مشتبه كنند . تا اين كه به هم آميزند و مخلوط
سازند .
سوره أنعام آيه 138
متن آيه :
وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن
نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ
يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا
كَانُواْ يَفْتَرُونَ
ترجمه :
و ( از جمله خرافات ايشان اين است كه ) ميگويند : اين ( قسمت از ) چهارپايان و
كشت و زرع ممنوع است ( و مخصوص بتها ميباشد ) و جز كساني ( از خدمتكاران اصنامي )
كه ما بخواهيم از آن نميخورند ، و اين ( قاعده ناروا ساخته آنان و ناشي از ) گمان
ايشان است ( نه ناشي از فرمان يزدان ، و همچنين ميگفتند : اينها ) حيواناتي هستند
كه سوار شدن بر آنها حرام است و ( كسي نبايد سوار آنها شود . و اينها ) حيواناتي
هستند كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آنها نميرانند ( بلكه نام بتان را بر آنها
ميرانند و اين را دستور خدا ميدانند و ) بر خدا دروغ ميبندند . هرچه زودتر كيفر
افتراهاي آنان را خواهيم داد .
توضيحات :
« حِجْرٌ » : ممنوع . قدغن . حرام . مصدري است به معني اسم مفعول ، يعني محجور ،
مانند ( ذِبْح ) كه به معني مَذبوح است ( نگا : صافّات / 107 ) . مفرد و مثنّي و جمع
و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « بِزَعْمِهِمْ » : به گمان ايشان . يعني چنين
ميانگارند كه خدا بديشان اجازه داده است چنين كنند ( نگا : اعراف / 28 و يونس /
59 ) . « إفْتِرَآءً عَلَيْهِ » : مراد اين است كه اين نوع تقسيمبندي بياساس و
ناروا است و دروغگفتن بر زبان خدا است . ( إِفْتِرآءً ) حال و به معني (
مُفْتِرينَ ) و يا مفعولٌله است .
سوره أنعام آيه 139
متن آيه :
وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا
وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ
ترجمه :
و ( يكي ديگر از انواع قبائح و احكام خرافي ايشان اين است كه در مورد گوشت
حيواناتي كه ذبحكردن و سوارشدن و باركشيدن از آنها را قدغن و حرام اعلام كردهاند
) ميگويند : جنيني كه در شكم اين حيوانات است ويژه مردان ما است و بر زنان ما
حرام است ( پس اگر زنده متولّد شود ، تنها بايد مردان از گوشت آن بخورند و زنان از
آن محرومند ) و اگر جنين مرده متولّد بشود ، همه در آن شريك هستند ( و مردان و
زنان ميتوانند از گوشت آن استفاده كنند ) . هرچه زودتر خداوند كيفر اين توصيف (
افعال و احكام دروغين ) ايشان را خواهد داد . چه او حكيم ( است و كارهايش به مقتضي
حكمت انجام ميگيرد و ) آگاه است ( و از هر چيز باخبر است ) .
توضيحات :
« خَالِصَةٌ » : پاك و دربست . ذكر تاء در آخر آن براي مبالغه است و همچون تاء در
واژههاي : راوية ، نسّابة ، علاّمة ميباشد . و يا اين كه ذكر تاء به اعتبار معني
( ما ) است كه ( أَجِنَّة ) است و ذكرنكردن تاء در آخر ( مُحَرَّم ) به اعتبار لفظ
است . همان گونه كه در سوره طلاق آيه 11 لفظ ( خالِدينَ ) به اعتبار معني ( مَنْ )
و ضمير ( هُ ) در ( لَهُ ) به اعتبار لفظ ( مَنْ ) است .
سوره أنعام آيه 140
متن آيه :
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ
وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا
كَانُواْ مُهْتَدِينَ
ترجمه :
مسلّماً زيان ميبينند كساني كه فرزندان خود را از روي سفاهت و ناداني ميكشند و
چيزي را كه خدا بديشان ميدهد با دروغ گفتن از زبان خدا بر خويشتن حرام ميكنند .
( به سبب چنين دروغ و افترائي و تحريم ناروا و نابهجائي ) بيگمان گمراه ميشوند و
راهياب نميگردند .
توضيحات :
« سَفَهاً » : سفاهت . ناداني . مفعولله است و يا حال فاعل است و به معني (
سُفَهآءَ ) است .
سوره أنعام آيه 141
متن آيه :
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ
وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ
مُتَشَابِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ
حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
ترجمه :
خدا است كه آفريده است باغهائي را كه بر پايه استوار ميگردند ( و درختانش با
قلاّبهاي ويژه به اشياء اطراف ميچسبند و كمر راست ميكنند و روي داربستها قرار ميگيرند
) و باغهائي را كه چنين نيستند و ( نيازي به پايه و داربست و پيچيدن به اطراف
ندارند و بر سر پاي خود ميايستند و گردن ميافرازند . بلي اين خدا است كه انواع )
خرمابُنها و كشتزارها را آفريده است كه ثمره آنها ( در رنگ و طعم و بو و شكل و
غيره ) گوناگون است ، و نيز درختان زيتون و انار را آفريده است كه ( در برخي صفات
) همگونند و ( در برخي صفات ) متفاوتند . هنگامي كه به بار آمدند از ميوه آنها
بخوريد و به هنگام رسيدن و چيدن و درو كردنشان از آنها ( به فقراء و مساكين )
ببخشيد و زكات لازم آنها را بدهيد ، و ( در خوردن و يا بخشيدن از آنها ) اسراف
نكنيد ، زيرا كه خداوند اسرافكنندگان را دوست نميدارد .
توضيحات :
« جَنَّاتٍ » : باغها . « مَعْرُوشَاتٍ » : درختاني كه همچون مَو به اطراف اشياء
دوروبر خود ميپيچند و از آنها بالا ميروند و بر روي پايهها و داربستها قرار ميگيرند
. « اُكُل » : ميوه . ثمره . آنچه خورده ميشود . « الرُمَّانَ » : انار . «
حَصَاد » : درو . چيدن ميوه . برداشت محصول . يادآوري : واژههاي ( مَعْرُوشَات )
و ( مُخْتَلِفاً ) و ( مُتَشَابِهاً ) حال هستند . ضمير ( هُ ) در واژههاي (
أُكُلُهُ ) و ( ثَمَرِهِ ) و ( حَقَّهُ ) بر يكايك كلمات پيش از خود بر سبيل
بدليّت برميگردد .
سوره أنعام آيه 142
متن آيه :
وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ
تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
ترجمه :
( اين خدا است كه براي شما ) از چهارپايان ( يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند )
حيواناتي ( را آفريده است كه بزرگ و ) باربرند ، و حيواناتي ( را آفريده است ) كه
كوچكند ( و از پشم و موي آنها فرشها و گستردنيها تهيّه ميكنيد . اينها روزي خدا
براي شمايند و ) از آنچه خدا نصيب شما كرده است ( و براي شما حلال نموده است )
بخوريد و از گامهاي اهريمن پيروي مكنيد ( و با افتراء تحليل و تحريم ، در راه او
گام برنداريد ) بيگمان اهريمن دشمن آشكار شما است ( و هرگز خير و خوبي شما را نميخواهد
) .
توضيحات :
« حَمُولَةً » : چهارپايان باربر . چهارپايان بزرگ ؛ از قبيل : گاو و شتر . عطف
بر واژه ( جنَّاتٍ ) است . « فَرْشاً » : چهارپاياني كه كوچكند و از پشم و موي
آنها فرشها و گستردنيها تهيّه ميگردد . از قبيل : بز و گوسفند ( نگا : نحل / 80 )
. « خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ » : گامهاي اهريمن . مراد راههاي شيطان است .
سوره أنعام آيه 143
متن آيه :
ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ
قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ
أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
ترجمه :
( خداوند از هر نوعي از چهارپايان ، يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ، نر و ماده
آفريده است كه رويهم ) هشت جفت آفريده است : از گوسفند دو جفت و از بز دو جفت . (
اي محمّد : به كساني كه از پيش خود در تحليل و تحريم چهارپايان به ميل خود سخن ميرانند
) بگو : آيا خداوند نرهاي آنها را حرام كرده است ؟ ( كه چنين نيست ؛ زيرا گاهي
نرها را حلال ميدانيد ) يا مادههاي آنها را ؟ ( كه چنين هم نيست ؛ چه گاهي مادهها
را حلال ميدانيد ) يا اين كه آنچه مادهها در شكم دارند ؟ ( كه چنين هم نيست ؛
زيرا كه شما هميشه جنينها را حرام نميدانيد ! پس اين چه تحليل و تحريمي است كه ميانگاريد
و هردم به گونهاي بيان ميداريد ؟ ! ) اگر ( در تحليل و تحريم خود مستند و دليلي
داريد و ) راست ميگوئيد مرا از روي علم و دانش ( از آن حجّت و برهان ) بياگاهانيد
.
توضيحات :
« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ » : هشت صنف . مراد چهار نوع حيوان نر و چهار نوع حيوان
ماده از ميان چهارپايان اهلي : گاو و شتر و بز و گوسفند است . « الضَّأْنِ » : جمع
ضائِن و ضائِنَة ، گوسفندان . « الْمَعْزِ » : جمع ماعِز ، بزها . «
ءَآلذَّكَرَيْنِ » : آيا دوتا نر . فراهم آمده است از : ( أَ ) همزه استفهام ، و (
الذَّكَرَيْنِ ) . « نَبِّئُونِي » : مرا باخبر سازيد ، مرا آگاه كنيد .
سوره أنعام آيه 144
متن آيه :
وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ
حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ
أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ
افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ
لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
ترجمه :
و ( خداوند آفريده است ) از شترانْ ، نر و ماده را و از گاوْ ، نر و ماده را .
بگو : آيا خداوند دو نر را حرام كرده است ؟ ( كه چنين نيست ؛ زيرا گاهي نرها را
حلال ميدانيد ) يا دو ماده را ؟ ( كه چنين هم نيست ؛ چه گاهي مادهها را حلال ميدانيد
) يا اين كه آنچه در شكم مادهها است ؟ ( كه چنين هم نيست ؛ زيرا كه شما پيوسته
جنينها را حرام نميدانيد . شما گمان ميبريد كه اين تحليل و تحريمِ خاصّ شما به
فرمان ايزد بوده است ! ) آيا شما بدان هنگام ( كه فرمان خدا درباره اين تحريم صادر
شد ) حاضر بوديد ( و با گوش خود شنيديد ) كه خداوند آن را به شما سفارش كرد ؟ (
هرگز چنين نبوده است . پس از اين كارهاي ناشايستي كه ميكنيد دست بكشيد ؛ چرا كه
ظلم است ) و چه كسي ظالمتر از كسي است كه بر خدا دروغ بندد تا مردمان را از روي
جهل گمراه سازد ؟ خداوند هيچ گاه ستمكاران را ( به راه راست و به سوي چيزي كه خير
و صلاح دنيا و آخرتشان در آن باشد ) هدايت نخواهد كرد .
توضيحات :
« الإِبِلِ » : شتران . از لفظ خود داراي مفرد نيست . « الْبَقَرِ » : گاو . اسم
جنس است و يكي از آن را ( بقرة ) ميگويند . اين واژه شامل گاو ميش نيز ميگردد .
سوره أنعام آيه 145
متن آيه :
قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ
إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ
فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ
غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورندهاي حرام
نمييابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ، ( همچون حيوان خفه شده ،
پرتگشته ، شاخزده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته
همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه
اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام
خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد
( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) . ولي اگر كسي ( به سبب قحطي و نيافتن چيزي براي
خوردن ) وادار ( به استفاده از اين محرّمات ) گردد بدون آن كه علاقهمند ( بدانها
) باشد و ( از سدّ جوع و اندازه ضرورت ) تجاوز كند ( گناهي براو نيست ) . چه
پروردگار تو بس آمرزگار و مهربان است .
توضيحات :
« مَسْفُوحاً » : ريخته شده . مراد خون جاري و روان از بدن حيوان به هنگام ذبح و
جز آن است . با اين قيد خون جامد ، از قبيل : سپرز و جگر ، خارج ميشود . «
فَإِنَّهُ رِجْسٌ » : چه جميع آنها كثيف و ناپاك هستند . چه گوشت خوك كثيف و ناپاك
است . مرجع ضمير ميتواند سه چيز مذكور بوده و ( رِجْسٌ ) وصف همه باشد ؛ يا اين
كه مرجع ( لَحْم ) ، و ( رِجْس ) تنها وصف آن باشد . « فِسْقاً » : عصيان . خروج
از فرمان يزدان . در اينجا مراد چيزي است كه سبب نافرماني از دستور خدا و خروج از
عقيده صحيح الله ميگردد . « غَيْرَ باغٍ وَ لا عَادٍ » : ( به بقره / 173 و مائده
/ 3 ) مراجعه شود . براي اطّلاع بيشتر از خوراكيهاي حلال و حرام در اسلام به
تفسيرالمنار سوره انعام آيه 145 مراجعه گردد .
سوره أنعام آيه 146
متن آيه :
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ
وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا
أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ
وِإِنَّا لَصَادِقُونَ
ترجمه :
( اين چيزهائي بود كه بر شما حرام كردهايم ) و بر يهوديان هر ( حيوان ) ناخنداري
( يعني : درندگان كه داراي پنجههاي قوي ، و پرندگان شكّاري كه از چنگال نيرومند
برخوردارند ) حرام كرده بوديم ، و از گاو و گوسفند ( تنها ) پيهها و چربيهاي آنها
را بر آنان حرام نموده بوديم ، مگر پيهها و چربيهائي كه بر پشت اينها يا در
اندرونه ( و لابلاي احشاء و امعاء ) قرار دارد و يا پيهها و چربيهائي كه آميزه
استخوان گرديده است . اين هم پادافره ايشان در برابر ستمگريشان بود كه بدانان
داديم ( تا از غوطهور شدن در گناهان و پيروي از شهوات خويشتن را به دور دارند ) و
ما ( در همه اخبارمان و از جمله اين خبر ) راستگوئيم .
توضيحات :
« ذِي ظُفُرٍ » : ناخندار . مراد درندگان داراي پنجه و پرندگان داراي چنگال است (
نگا : تفسيرالمنار ، سوره نساء / 160 و سوره انعام / 140 ) . برخي ( ذي ظُفُر ) را
شامل حيواناتي ميدانند كه داراي سم يكپارچه باشند ، و پرندگاني كه انگشتهاي
پايشان با پرده به هم پيوسته باشد . « الْحَوايَا » : جمع حاوِيَة و حَوِيّة ،
مجموعه محتويات شكم حيوان است كه به صورت يك كره ميباشد و اَمْعاء در درون آن
قرار دارد . « بِبَغْيِهِمْ » : به سبب ستمگري آنان . ( نگا : نساء / 160 ، اعراف
/ 138 ، يونس / 83 ، طه / 87 - 91 ) .
سوره أنعام آيه 147
متن آيه :
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ
بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
ترجمه :
اگر تو را تكذيب كردند ( و اين حقائق را كه از جانب خدا به تو وحي ميشود
نپذيرفتند ) بديشان بگو : پروردگار شما داراي رحمت گسترده و مهر فراوان است و ( در
اين جهان مؤمنان و كافران را در بر ميگيرد . اگر خدا در مجازات ناباوران و
بزهكاران شتاب روا نميدارد ، شما را نفريبد ، چرا كه كيفر طاغي و ياغي چون شما
حتمي است و ) عذاب او از رسيدن به گناهكاران ردخور ندارد .
توضيحات :
« بَأْس » : عذاب و عِقاب .
سوره أنعام آيه 148
متن آيه :
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ
آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم
حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا
إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ
ترجمه :
مشركان ( براي اعتذار از كفر و معذرتخواهي از تحريم خوراكيهاي حلال ) خواهند گفت
: ( شرك ما و تحريم چيزهاي حلال از سوي ما ، برابر مشيّت خدا است ! ) اگر خدا ميخواست
، ما و پدران ما مشرك نميشديم ، و چيزي را ( از اشياء حلال بر خود ) تحريم نميكرديم
. كساني كه پيش از آنان بودهاند نيز همين گونه ( كه به تو دروغ ميگويند و تو را
تكذيب ميدارند ، به پيغمبران ما دروغ ميگفتند و آنان را ) تكذيب مينمودند تا (
سرانجام طعم ) عذاب ما را چشيدند ( و كيفر اعمال بد خود را ديدند ) . بگو : آيا
دليل قاطعي ( و سند درستي براي رضايت خدا از شرك خود و تحريم چيزهاي حلال ، در دست
) داريد تا آن را به ما ارائه دهيد ؟ ! شما فقط از پندارهاي بياساس پيروي ميكنيد
و ( حجّت و برهاني بر گفتار و كردار خود نداريد . شما نه از روي علم و يقين ، بلكه
) از روي ظنّ و تخمين كار ميكنيد .
توضيحات :
« هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ » : آيا حجّت و برهان و سند درستي داريد ؟ نه
نداريد . « تَخْرُصُونَ » : گزاف ميگوئيد . ناسنجيده عمل ميكنيد . دروغ ميگوئيد
. از ماده ( خَرْص ) به معني : تخمين .
سوره أنعام آيه
149
متن آيه :
قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! ) بگو : خدا داراي دليل روشن و رسا است ( بر اين كه گفتار و
كردارتان بيپايه و بيمايه است ، و شما اصلاً دليل قطعي بر صدق گفتار و درستي
كردار خود نداريد در اين كه ميگوئيد : خدا به كفر و شرك ما راضي و به تحليل و
تحريم ما خوشنود است ! آري ) اگر خدا ميخواست همگي شما را ( از راه اجبار به سوي
حق و حقيقت ) هدايت مينمود ( امّا هدايت اجباري بيسود است و راهيابي اختياري
پسنديده و ستوده است ) .
توضيحات :
« الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ » : دليل رسائي كه به نهايتِ قوّت و استواري خود رسيده
است . برهان گويا و روشن .
سوره أنعام آيه 150
متن آيه :
قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَذَا
فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ
كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم
بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! ) بگو : گواهان خود را بياوريد كه گواهي ميدهند بر اين كه خداوند
اين چيزها را حرام كرده است ( كه شما قائل به تحريم آنها هستيد ) . در صورتي كه (
حاضر آمدند و به دروغ ) گواهي دادند ، با آنان ( همصدا مشو و ) گواهي مده . ( چرا
كه دروغگويند و شايسته تصديق نيستند . ) و از هوي و هوس كساني پيروي مكن كه آيات (
قرآني و جهاني ) ما را تكذيب مينمايند و به آخرت ايمان نميآورند و براي پروردگار
خود ( بتان و معبودهاي باطلي را ) همتا و همطراز ميكنند .
توضيحات :
« هَلُمَّ » : بياوريد . اسمالفعل و مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن
يكسان است . « يَعْدِلُونَ » : معادل قرار ميدهند . شريك و انباز درست ميكنند .
( نگا : انعام / 1 ) .
سوره أنعام آيه 151
متن آيه :
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ
بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ
إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا
ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ
إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ترجمه :
بگو : بيائيد چيزهائي را برايتان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است
. اين كه هيچ چيزي را شريك خدا نكنيد ، و به پدر و مادر ( بدي نكنيد و بلكه تا
آنجا كه ممكن است بديشان ) نيكي كنيد ، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي (
كنوني يا آينده ) مكشيد ( چرا كه ) ما به شما و ايشان روزي ميدهيم ( و روزيرسان
همگان مائيم ؛ نه شما ) ، و به گناهان كبيره ( از جمله زنا ) نزديك نشويد ، خواه
( آنها در وقت انجام براي مردم ) آشكار باشد و خواه پنهان ، و كسي را بدون حق (
قصاص و اجرا فرمان الهي ) مكشيد كه خداوند آن را حرام كرده است . اينها اموري
هستند كه خدا به گونه مؤكّد شما را بدانها توصيه ميكند تا آنها را بفهميد و
خردمندانه عمل كنيد .
توضيحات :
« تَعَالَوْا » : بيائيد . « أَتْلُ » : بخوانم . بيان دارم . « إِمْلاق » : فقر
و تنگدستي . بيچيزي و نداري . « الْفَوَاحِشَ » : گناهان كبيره . زنا . جمعآمدن
در معني زنا براي مبالغه است يا به اعتبار تعدّد زناكاران يا نهي از انواع آن است
. « مَا ظَهَرَ » : آنچه توسّط اندامها انجام ميپذيرد . مانند : كشتن . زنا .
دزدي . « مَا بَطَنَ » : آنچه مربوط به دل باشد . مانند : حسد . سوءنيّت .
سوره أنعام آيه 152
متن آيه :
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى
يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ
نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ
ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ
تَذَكَّرُونَ
ترجمه :
به مال يتيم جز به نحو احسن ( و بهترين راهي كه باعث حفظ و ازدياد آن گردد )
نزديك مشويد ( و بدين شيوه خداپسندانه ادامه دهيد ) تا آن گاه كه يتيم به رُشد
كامل خود ميرسد ( و در آن هنگام به گونه شايسته ميتواند در مال خويش تصرّف كند .
در اين وقت اموالش را به خودش تسليم كنيد ) ، و پيمانه و ترازو را به تمام و كمال
و دادگرانه مراعات داريد و ( نه كم و زياد بدهيد و نه كم و زياد دريافت كنيد . در
حدّ توانائي انساني خود در اينباره بكوشيد و بدانيد كه ) ما هيچ كسي را به انجام
چيزي جز به اندازه تاب و توانش موظّف نميسازيم . و هنگامي كه سخني ( در كار داوري
يا گواهي و يا راجع به روايت و خبري ) گفتيد ، دادگري كنيد ( و از حق منحرف نشويد
) هر چند ( كسي كه سخن به نفع يا به زيان او گفته ميشود ) از خويشاوندان باشد . و
به عهد و پيمان خدا ( كه براي انجام تكاليف از شما گرفته است ، و عهد و پيمان
فيمابين خود درباره مسائل و مصالح مشروع ) وفا كنيد . اينها چيزهائي هستند كه
خداوند شما را به رعايت آنها توصيه ميكند ، تا اين كه متذكّر شويد و پند گيريد .
توضيحات :
« بِالَّتي » : با خصلت يا خصالي كه . با كار يا كارهائي كه . « أَشُدَّ » :
قوّت . مفرد است ، يا جمعي است كه داراي مفرد نميباشد . مراد از ( أَشُدَّ ) رشد
مذكور در ( نساء / 6 ) است . « أَوْفُوا » : به تمام و كمال بپردازيد . « عَهْدِ
اللهِ » : پيمان خدا . مراد از آن ، همه چيزهائي است كه خداوند از بندگان خود
خواسته است . همچنين همه عهدها و پيمانهائي است كه مردمان با يكديگر ميبندند . در
اين صورت نسبت آن به خدا بدين سبب است كه خداوند به حفظ و وفاي بدان امر نموده است
.
سوره أنعام آيه 153
متن آيه :
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ
السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ
تَتَّقُونَ
ترجمه :
اين راه ( كه من آن را برايتان ترسيم و بيان كردم ) راه مستقيم من است ( و منتهي
به سعادت هر دو جهان ميگردد . پس ) از آن پيروي كنيد و از راههاي ( باطلي كه شما
را از آن نهي كردهام ) پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا ( منحرف و ) پراكنده ميسازد
. اينها چيزهائي است كه خداوند شما را بدان توصيه ميكند تا پرهيزگار شويد ( و از
مخالفت با آنها بپرهيزيد ) .
توضيحات :
« مُسْتَقِيماً » : حال است . « إِتَّبِعُوهُ » : در آن گام برداريد . بدان عمل
كنيد .
سوره أنعام آيه 154
متن آيه :
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ
وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ
يُؤْمِنُونَ
ترجمه :
بعد ( از بيان فرمانهاي دهگانه ، شما را باخبر ميسازم كه پروردگار ميفرمايد : )
ما كتاب ( تورات ) را براي موسي فرستاديم تا بر كسي كه ( امور ديني خود را خوب
انجام دهد و ) نيكي و خوبي ورزد اتمام ( كرامت و نعمت ) باشد و بيانگر همهچيز (
از تعاليم لازم جهت بنياسرائيل ) بوده و ( آنان را به سوي راه راست ) هدايت و (
براي كساني كه از آن پيروي كنند ، مايه ) رحمت شود . بلكه ( در پرتو ارشادات و
رهنمودهاي اين كتاب مقدّس ، بنياسرائيل ) به ملاقات با پروردگار خود ايمان
بياورند ( و بدانند كه در روز قيامت براي حساب و كتاب در پيشگاه خدا حاضر خواهند
شد ) .
توضيحات :
« ثُمَّ » : سپس . در اينجا براي ترتيب زماني و عطف معني بر معني نيست . بلكه
براي عطف خبر بر خبر است . مانند شعر زير : وَ لَقَدْ سادَ ثُمَّ سادَ أَبُوهُ
سوره أنعام آيه 155
متن آيه :
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ
تُرْحَمُونَ
ترجمه :
اين ( قرآن ) كتاب مباركي است كه ما آن را فرو فرستادهايم . پس از آن پيروي كنيد
و ( از مخالفت با آن ) بپرهيزيد تا مورد رحم خدا قرار گيريد .
توضيحات :
« مُبَارَكٌ » : پرخير و بركت . مشتمل بر فوائد ديني و دنيوي . صفت ( كِتابٌ )
است .
سوره أنعام آيه 156
متن آيه :
أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا
وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ
ترجمه :
( آن را فرو فرستادهايم ) تا نگوئيد كتاب ( آسماني ) تنها بر دو گروه ( يهود و
نصاري ) پيش از ما فرو فرستاده شده است ، و ( ما اصلاً از آنها آگاهي نداشتهايم و
) از بحث و بررسي آنها بيخبر بودهايم ( و لذا از انجام گناه و دوري از راه خدا
معذوريم ) .
توضيحات :
« أَن تَقُولُوا » : تا نگوئيد . متعلّق به ( أَنزَلْنَاهُ ) است و تقدير چنين
است : لِئَلاّ تَقُولُوا . « إِن كُنَّا » : ما بودهايم . ( إِنْ ) مخفّف از
مثقّله است و عمل نميكند . « دِراسَة » : قرائت مكرّر . خواندن و فهم كردن ( نگا
: آلعمران . 79 ، اعراف / 169 ، سبأ / 44 ) .
سوره أنعام آيه 157
متن آيه :
أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى
مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ
أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ
يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ
ترجمه :
يا اين كه بگوئيد : اگر كتابي بر ما نازل ميشد ، راه يافتهتر ( و خوبتر و بهتر
) از آنان ميگشتيم . بيگمان از سوي پروردگارتان برايتان قرآني آمده است ( كه
بيانگر حلال و حرام ) و راهنماي ( مردمان به سوي خير و صلاح دو جهان ) و رحمت (
خدا براي بندگان ) است . پس چه كسي ستمكارتر از كسي خواهد بود كه آيات ( قرآن )
خدا را تكذيب كند و بيدليل و بيجهت از آنها رويگردان شود ؟ كساني را كه از آيات
ما رويگردان شوند بدترين عذاب خواهيم داد ، و سزاي رويگرداني ايشان را هرچه زودتر
بدانان خواهيم رساند .
توضيحات :
« بَيِّنَةٌ » : دليل و برهان . در اينجا مراد قرآن است . « صَدَفَ عَنْ » :
رويگردان و منصرف شد . رويگردان و منصرف كرد . « سُوءَ الْعَذَابِ » : بدترين و
سختترين عذاب . اضافه صفت به موصوف است .
سوره أنعام آيه 158
متن آيه :
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ
أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ
يَنفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي
إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ
ترجمه :
( دلائل متقن بر وجوب ايمان بيان گرديدهاست . پس چرا ايمان نميآورند ؟ ) آيا
انتظار دارند كه فرشتگان ( قبض ارواح ) به سراغشان بيايند ؟ يا اين كه پروردگارت (
خودش ) به سوي آنان بيايد ؟ يا پارهاي از نشانههاي پروردگارت كه ( دالّ بر شروع
رستاخيز باشد ) براي آنان نمودار شود ؟ روزي پارهاي از نشانههاي پرودگارت فرا ميرسد
( و آنان را به ايمان اجباري وادار مينمايد ) امّا ايمان آوردن افرادي كه قبل از
آن ايمان نياوردهاند ، يا اين كه با وجود داشتن ايمان ( كارهاي پسنديده نكردهاند
و ) خيري نيندوختهاند ، سودي به حالشان نخواهد داشت . بگو : منتظر ( يكي از اين
امور سهگانه ) باشيد و ما هم منتظر ( نتيجه وعده خدا درباره خود و وعيد او درباره
شما ) هستيم .
توضيحات :
« يَنظُرُونَ » : انتظار ميكشند . « أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ » : مراد
آمدن فرشتگان قبض ارواح ( نگا : انعام / 93 ) ، يا آمدن فرشتگان به عنوان
پيغمبراني براي مردم ( نگا : مؤمنون / 24 ) يا براي شهادت بر صدق رسالت پيغمبر است
( نگا : حجر / 7 ) . « يَأْتِيَ رَبُّكَ » : مراد صدور فرمان خدا درباره عذاب
كافران ( نگا : توبه / 24 ، نحل / 33 ) يا حضور پيداكردن خدا - بنا به عقيده ايشان
- براي گواهي بر صدق رسالت پيغمبر يا براي ديدن ذات ذوالجلال ( نگا : بقره / 55 ،
اسراء / 92 ) يا فرا رسيدن رستاخيز و حضور خدا در آن براي دادگاهي بندگان است (
نگا : يونس / 93 ) . « بَعْضُ ءَايَاتِ . . . » : از جمله چنين علاماتي كه ايمان و
عمل صالح با ظهور آنها پذيرفته نيست : دم احتضار و هنگام خروج روح از بدن ، يا
زماني كه انسان به مجازات و قصاص و عذاب عظيم خدا گرفتار ميآيد و در انتخابِ راهِ
خوبي يا بدي از او سلب اختيار ميشود ، يا هنگام پديدار شدن علائم تخريب جهان و به
همخوردن شيرازه كون و مكان است . چرا كه در همه اين اوقات ايمان اضطراري و اجباري
است . در صورتي كه زمان پذيرش ايمان و توبه و طاعت وقتي است كه انسان داراي اراده
و اختيار بوده و فرصت انتخابِ كفر يا دين ، و انجام اعمالِ خير يا شر را داشته
باشد . « أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً » : اين جمله عطف بر ( ءَامَنَتْ
) است و نفي متوجّه آن ميگردد و معني چنين است : يا مؤمن باشد و اعمال نيك انجام
نداده باشد و كارهاي خداپسندانه نكرده باشد .
سوره أنعام آيه 159
متن آيه :
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي
شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ
يَفْعَلُونَ
ترجمه :
بيگمان كساني كه آئين ( يكتاپرستي راستين ) خود را پراكنده ميدارند ( و آن را با
عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم ميآميزند ) و دسته دسته و گروه گروه ميشوند (
و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي ميكنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي
و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه ميكنند
باخبر ميسازد ( و سزاي آنان را خواهد داد ) .
توضيحات :
« شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دستهها . « لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ » :
تو اصلاً از آنان نيستي و مسؤول رستگاري يا زشتكاري ايشان نميباشي و راه تو از
راه آنان جدا است .
سوره أنعام آيه 160
متن آيه :
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ
فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ
ترجمه :
هركس كار نيكي انجام دهد ( پاداش مضاعف ، دستكم از درياي جود و كرم خداوند معظّم
) ده برابر دارد ، و هركس كار بدي كند ، پادافره او ( به سبب عدل و داد يزدان ) جز
همسنگ و همسان آن داده نميشود و به ( اينان با افزايش كيفر ، و به آنان با كاهش
پاداش از ) ايشان ظلم و ستم نميگردد .
توضيحات :
« عَشْرُ أَمْثَالِهَا » : ده برابر . چندين برابر . برخي لفظ ( عَشْرُ ) را براي
كثرت ميدانند ؛ نه حصر ( نگا : بقره / 245 ، زمر / 10 ) .
سوره أنعام آيه 161
متن آيه :
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً
مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ترجمه :
بگو : بيگمان پروردگارم ( با وحي آسماني و نشان دادن آيات قرآني و گسترده جهاني )
مرا به راه راست رهنمود كرده است . و آن دين راست و استوار و پابرجا ، يعني دين
ابراهيم است . همان كسي كه حقّگرا ( و از آئينهاي انحرافي محيط خود رويگردان ) بود
و از زمره مشركان نبود .
توضيحات :
« دِيناً » : بدل از محلّ ( إِلي صِرَاطٍ ) در معني است . چرا كه ( هَداني إِلي
صِراطٍ ) و ( هَداني صِراطاً ) يكي است و در سوره فتح آيه دوم فرموده است : ( وَ
يَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ) . يا مفعول فعل محذوفياست كه فعل مذكور (
هَداني ) دالّ بر آن است . مثل : هَدانِي ، أَعْطانِي ، أَعْرَفَنِي . « قِيَماً »
: باارزش . پابرجا و ثابت و غيرقابل نسخ . راست و استوار . صفت است و مصدري است از
ريشه ( قوم ) . « حَنِيفاً » : حقّگرا . مخلص . حال ابراهيم است .
سوره أنعام آيه 162
متن آيه :
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ
الْعَالَمِينَ
ترجمه :
بگو : نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است ( و
اين است كه تنها خدا را پرستش ميكنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او
مياندازم و بر بذل مال و جان در راه يزدان ميكوشم و در اين راه ميميرم ، تا
حياتم ذخيره مماتم شود ) .
توضيحات :
« نُسُك » : عبادت . حجّ . قرباني . عطف ( نُسُك ) - اگر به معني مطلق عبادت
باشد - بر ( صَلاة ) عطف عام بر خاصّ است . « مَحْيَا » : زندگي . زيستن . «
مَمَاة » : مرگ . مردن . « مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي » : مراد اعمال و اقوالي است كه
مربوط و مقرون به زندگي و مرگ ، يعني كارهاي دنيا و آخرت است يا خود زيستن و مردن
.
سوره أنعام آيه 163
متن آيه :
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
ترجمه :
خدا را هيچ شريكي نيست ، و به همين دستور داده شدهام ، و من اوّلين مسلمان ( در
ميان امت خود ، و مخلصترين فرد در ميان همه انسانها براي خدا ) هستم .
توضيحات :
« أوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » : مراد نخستين مسلمان در ميان امّت محمّدي ، يا مخلصترين
و مطيعترين كس در ميان تمام اهل جهان از آغاز تا پايان آن است .
سوره أنعام آيه 164
متن آيه :
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ
كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى
رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
ترجمه :
( اي پيغمبر ! به كساني كه تو را همچون خود به شركورزي ميخوانند ) بگو : آيا (
سزاوار است كه ) پروردگاري جز خدا را بطلبم ( و معبودي جز او را پرستش بكنم ) و
حال آن كه خدا پروردگار هر چيزي است ؟ هيچ كسي جز براي خود كار نميكند ، و هيچ
كسي گناه ديگري را بر دوش نميكشد . سرانجام همه شما به سوي خدا باز ميگرديد و
شما را از آنچه در آن اختلاف ميورزيد آگاه ميسازد ( و ميانتان درباره راه و روش
و اديان و عقائدتان داوري ميكند ) .
توضيحات :
« أَبْغي » : بطلبم . بجويم . « لا تَزِرُ » : برنميدارد . كسي به گناه ديگري
گرفتار نميآيد و گناه او را به عهده نميگيرد . « وازِرَةٌ » : حملكننده .
بردارنده . « وِزْر » : بار . مراد بَزَه و گناه و همچنين سزاي بَزَه و گناه است .
« مَرْجِع » : رجوع و بازگشت .
سوره أنعام آيه 165
متن آيه :
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ
بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ
الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
ترجمه :
خدا است كه شما را جانشينان ( ديگران براي آباداني جهان در كره ) زمين گردانيد ،
و ( در استعدادهاي ذاتي و مواهب آسماني و اموال كسبي ) برخي را بر برخي ، درجاتي
بالاتر برد ( و در كمال مادي و معنوي به نسبت استفاده شخص از اسباب و سنن يزدان و
گسترده در پهنه جهان ، كساني را بيشتر از كساني ترقّي و تعالي داد ) تا شما را در
آنچه به شما داده است بيازمايد ( و در عمل مشخّص شود چه كسي به شرائع آسماني مؤمن
يا كافر و در نعمتهاي خدادادي سپاسگزار و يا ناسپاس است ) . بيگمان پروردگارت زود
رساننده عقاب ( به مخالفان ) است و او داراي مغفرت بيكران و رحمت فراوان ( در حق
پشيمانشوندگان از گناهان و برگردندگان به آستان يزدان ) است .
توضيحات :
« خَلآئِفَ » : جمع خليفه ، جانشينان . مراد جانشينان خدا در اجراي احكام و تنفيذ
اراده او در امر آباداني و اداره كره زمين است ؛ و يا مراد اين است كه هر گروهي
جانشين گروه ديگري در اين زمين ميگردد و امانتداري او در مواهب مادي و معنوي و
اجرا قوانين دين الهي مورد آزمايش قرار ميگيرد .