تفسیر سوره انعام


سوره أنعام آيه 98
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه شما را از يك شخص آفريده است كه ( آدم است و او هم از خاك زمين است و زمين هم در مدّت حيات ) محلّ استقرار و ( پس از مرگ ) محلّ تسليم ( به خاك شما ) است . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشته‌ايم كه ( آيات قرآني و نشانه‌هاي جهاني را چنان كه بايد ) مي‌فهمند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَفْسٍ وَاحِدَةٍ » : يك كس . مراد آدم‌ ( ع ) است . « مُسْتَقَرٌ » : محلّ استقرار و زندگي آدميان در روي زمين . « مُسْتَوْدَعٌ » : محلّ به امانت سپردن آدميان پس از مرگ . مراد گور است كه تا روز رستاخيز آرامگاه آدميان است . « فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » : مراد اين كه اصل انسانها كه خاك است ، محلّ حيات و ممات مردمان است . يا اين كه انسانها كه از آدم پديدار گشته‌اند ، گروهي از نطفه‌ها در پشت آنان استقرار مي‌پذيرد ، و گروهي از نطفه‌ها در رحم ايشان به وديعت نهاده مي‌شود . در اين صورت مراد از ( مستقرّ ) مرد ، و مراد از ( مستودَع ) زن خواهد بود .‏

سوره أنعام آيه 99
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه از ( ابرِ ) آسمان ، آب ( باران ) فرو مي‌فرستد ، و ما ( كه خدائيم ، با قدرت سترگ خود ) به وسيله آن آب ، همه رُستنيها را مي‌رويانيم و از رُستنيها سبزينه بيرون مي‌آوريم ، و از آن سبزينه ، دانه‌هاي تنگاتنگ يكديگر ، و از شكوفه‌هاي درخت خرما خوشه‌هاي آويزان نزديك بهم و در دسترس ، و باغهاي انگور و زيتون و انار پديد مي‌سازيم كه ( در شكل و مزه و بو و سود ) همگون و يا غيرهمگونند . بنگريد به ميوه نارس و رسيده يكايك آنها ، آن گاه كه ميوه دادند . بيگمان در اين ( گوناگوني دروني و بيروني و تغيير آغاز و انجام ميوه‌ها ) نشانه‌ها و دلائل ( خداشناسي ) است براي كساني كه ( حق را مي‌پذيرند و بدان ) ايمان مي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآءِ » : آسمان . بالاي سر . مراد ابر است ( نگا : نور / 43 ، واقعه / 69 ) . « فَأَخْرَجْنَا » : عطف متكلّم بر غائب براي التفات است . « نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ » : گياهان و رُستنيهاي گوناگون . گياهان و رُستنيهاي مورد نياز همه‌چيز ، اعم از انسان و حيوان و اشياء . « خَضِراً » : سبز و تازه . سبزينه يا كلروفيل كه منشأ اصلي دانه‌ها و ميوه‌ها است ( نگا : قصّة‌الايمان ، صفحه 345 ) . « مُتَرَاكِباً » : تنگاتنگ يكديگر . متراكم . « طَلْع‌ » : شكوفه خرما . ميوه كال خرما . « مِن طَلْعِهَا » : اين عبارت بدل جزء از كلّ ( مِنَ الْنَّخْلِ ) است و در آن عامل تكرار شده است . « قِنْوَانٌ » : جمع قِنْو ، خوشه‌هاي خرما . « دَانِيَةٌ » : در دسترس . نزديك . « يَنْع‌ » : رسيده . « أُنظُروا إِلَيا ثَمَرِهِ . . . » : نگريستن به معني دقّت و وارسي است و چه بسا خداوند بزرگوار خواسته باشد مؤمنان را متوجّه اين نكته فرمايد كه گياهان نيز داراي نر و ماده هستند . ضمير ( ه ) به جميع درختان و همچنين يكايك آنها برمي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 100
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( كافران با اين همه دلائل روشن ) فرشتگان و اهريمنان را شركاء خدا مي‌سازند ؛ در حالي كه خداوند خودِ آنان و همه ملائكه و شياطين را آفريده است . ( لذا با اطّلاع از اين موضوع ، سزاوار نيست جز آفريدگار را بپرستند و آفريدگاني همچون خود را عبادت كنند ) . كافران از روي ناداني ، پسران و دختراني براي خدا به هم مي‌بافند ( و مسيحيان گمان مي‌برند كه مسيح پسر خدا است ، و يهوديان عُزَير را پسر خدا مي‌دانند ، و برخي از مشركان عرب نيز فرشتگان را دختران خدا مي‌دانستند ! ) . خداوند منزّه ( از همه اين نقصها و عيبها ) و به دور از اين صفاتي است كه او را بدانها توصيف مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْجِنَّ » : موجودات ناپيدا و پوشيده از حسّ انسان ، كه مراد اهريمنان و يا فرشتگان است . جنّ كه آفريدگاني نهان از ديدگانند . اين واژه مي‌تواند مفعول اوّل فعل ( جَعَلوا ) و ( شُرَكآءَ ) مفعول دوم آن باشد و برعكس . يا اين كه ( شُرَكاءَ ) مفعول اوّل و ( لِلّهِ ) مفعول دوم ، و ( الْجنّ ) بدل بشمار آيد . « خَلَقَهُمْ » : آنان را آفريده است . مراد از ( هُمْ ) كافران ، يا فرشتگان و اهريمنان و جنّيان است . « خَرَقُوا » : از پيش خود ساخته‌اند . سرهم كرده‌اند . به هم بافته‌اند .‏

سوره أنعام آيه 101
‏متن آيه : ‏
‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا كسي است كه آسمانها و زمين را از نيستي به هستي آورده است . چگونه ممكن است فرزندي داشته باشد ، در حالي كه او همسري ندارد ؟ ( همسر و فرزند بايد از جنس شوهر باشد و خدا يگانه و بي‌همتا است ) و همه چيز را او آفريده است ( از جمله اشخاص و اشيائي را كه شريك او مي‌سازند ) و او آگاه از هر چيز است ( و آنچه گويند و كنند از چشم خدا پوشيده نمي‌ماند و بي‌پاداش و پادافره نمي‌گردد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَدِيعُ » : كسي كه چيزها را بدون مُدِل و نمونه قبلي پديد مي‌آورد . نوآفرين . « أَنّيا » : چگونه ؟ « صَاحِبَةٌ » : همسر .‏

سوره أنعام آيه 102
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن ( متّصف به صفات كمال است كه ) خدا و پروردگار شما است . جز او خدائي نيست‌ ؛ و او آفريننده همه چيز است . پس وي را بايد بپرستيد ( و بس‌ ؛ چرا كه تنها او مستحقّ پرستش است ) و حافظ و مدبّر همه چيز است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : محافظ و مدبّر . سرپرست و مراقب .‏

سوره أنعام آيه 103
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چشمها ( كُنْهِ ذات ) او را درنمي‌يابند ، و او چشمها را درمي‌يابد ( و به همه دقائق و رموز آنها آشنا است ) و او دقيق ( است و با علم كامل و اراده شامل خود به همه ريزه‌كاريها آشنا ، و از همه چيزها ) آگاه است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَصَآئِرُ » : جمع بَصيرة ، بينش درون . دلائل متقن و براهين روشن . در اينجا مراد قرآن و حجّتهاي واضح موجود در آن است . « أَبْصَرَ » : ديد . با چشم بصيرت به تأمّل و دقّت پرداخت . آگاه گرديد ( نگا : اعراف / 201 ) . « عَمِيَ » : كور و نابينا گرديد . از ديد او پنهان ماند . مراد اين است كه از مشاهده حق چشمان خود را بست و بدان پشت كرد . « حَفِيظ‌ » : حافظ . مراقب .‏

سوره أنعام آيه 104
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بگو به مردمان : ) بيگمان دلائل روشني و حجّتهاي مبرهني از سوي پروردگارتان ( در قرآن ) برايتان آمده است ( و راه حق را برايتان پيدا و هويدا ساخته است ) . پس هر كه ( از آنها سود جويد و در پرتو آنها حق را ) ببيند ( سود آن ) براي خودش بوده ، و هركه كور شود ( و چشم ديدن حق را نداشته باشد و در پرتو دلائل و براهين ، راه حق نپويد ) به زيان خود كار مي‌كند ، و من حافظ و مراقب ( رفتار و كردار ) شما نمي‌باشم . ( بلكه من تنها پيغمبرم و وظيفه من تبليغ اوامر و نواهي يزدان جهان است . اين خداوند است كه اعمال شما را مي‌پايد و سزا و جزاي همگان را مي‌دهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُصَرِّفُ » : به شيوه‌ها و گونه‌هاي مختلف بيان مي‌كنيم و توضيح مي‌دهيم . « لِيَقُولُوا » : بگذار بگويند كه . تا بگويند كه . اين واژه ، عطف بر فعل مقدّري است و تقدير چنين مي‌شود : لِيَجْحَدُوا وَ لِيَقُولُوا . حرف لام در اينجا لام عاقبت يا صَيْرورت نام دارد ( نگا : قصص / 8 ) . « دَرَسْتَ » : درس‌خوانده‌اي . مراد اين است كه كافران مي‌گويند : تو كتابهاي آسماني گذشته را فرا گرفته‌اي و قرآن را از روي آنها و در پيش مردمان آموخته‌اي ( نگا : نحل / 103 و فرقان / 4 و 5 ) . « لِنُبَيِّنَهُ » : تا آن را بيان داريم . مرجع ضمير ( هُ ) واژه ( الْقُرءَانِ ) محذوف است كه از سياق كلام پيدا است و يا ( الآياتِ ) به اعتبار تأويل به ( الْكِتاب ) است .‏

سوره أنعام آيه 105
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه بيشتر نشانه‌هاي جهاني و آيه‌هاي قرآني را به صورتهاي مختلف بيان داشتيم ، ديگر ) آيات ( قرآني ) را به شكلهاي گوناگون بيان مي‌داريم ( تا گروهي از مردمان از آنها درس خداشناسي بياموزند و گروه ديگري راه انكار در پيش گيرند ) و بگويند : تو درس خوانده‌اي ( و قرآن را از ديگران نه از خدا آموخته‌اي . هدف ما اين است كه ) آن را براي كساني روشن سازيم كه علم و آگاهي دارند ( و حق را از ناحق تشخيص مي‌دهند و حقيقت را مي‌پذيرند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : اعتناء مكن . اهمّيّت مده ( نگا : المراغي ) .‏

سوره أنعام آيه 106
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است . هيچ خدائي جز او وجود ندارد . به مشركان اعتناء مكن ( و دشمنانگيِ آنان و سخنان ايشان را ناچيز انگار ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : مراقب احوال و مسؤول اعمال .‏

سوره أنعام آيه 107
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر خدا مي‌خواست ( كه او را به يگانگي بپرستند ، ايشان را با قدرت و قوت خويش وادار به اين كار مي‌كرد و از خود اختياري نمي‌داشتند ، و هرگز ) شرك نمي‌ورزيدند ( وليكن آنان را به خود واگذاشته است تا به اختيار نه به اجبار راه يزدان يا راه شيطان را در پيش گيرند ) و ما تو را مراقب ( اعمال و مسؤول افعال ) ايشان نكرده‌ايم و ما تو را مكلّف نساخته‌ايم كه احوال آنان را اصلاح و امور ايشان را روبراه سازي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لا تَسُبُّوا » : دشنام ندهيد . « الَّذِينَ » : كساني را كه . اگر مراد از ( الَّذِينَ ) خود مشركان باشد ، معني چنين مي‌شود كه دشنام به معبودها و بتهاي مشركان در اصل دشنام به خود آنان است . معبودها و بتهائي كه . با توجّه بدين معني ، به كار رفتن ( الَّذِينَ ) بنابر عقيده مشركان است كه معبودها و بتهاي خود را متصرّف در امور مي‌بينند و همچون ذوي‌العقول مي‌پندارند . يا بر اثر تغليب ذوي‌العقولي است از قبيل : فرشتگان ، عيسي ، عُزَير و غيره كه با ديگر چيزها پرستش مي‌كنند . « يَدْعُونَ » : مي‌پرستند . « عَدْواً » : تجاوزكردن از حق و گرائيدن به باطل . حال يا مفعولٌ‌له است .‏

سوره أنعام آيه 108
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائي كه مشركان بجز خدا مي‌پرستند دشنام ندهيد تا آنان ( مبادا خشمگين شوند و ) تجاوزكارانه و جاهلانه خداي را دشنام دهند . همان گونه ( كه معبودها و بتها را در نظر اينان آراسته‌ايم ) براي هر ملّتي و گروهي كردارشان را آراسته‌ايم . ( هركسي كار خود را زيبا مي‌بيند . بزهكار بر اثر تكرار گناه قبح آن در نظرش زدوده مي‌شود و بر اثر وسوسه شيطاني و نفساني زشت زيبا جلوه‌گر مي‌گردد . به هر حال ) عاقبت بازگشتشان به سوي خدايشان است و خدا آنان را از آنچه كرده‌اند آگاه مي‌سازد ( و پاداش و پادافره نيكان و بدان را خواهد داد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَقْسَمُوا » : قسم ياد كردند . « جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ » : با همه تاب و توان خود در مؤكّد كردن سوگندهايشان . ( جَهْدَ ) مصدر است و به عنوان حال به كار رفته و به معنيِ ( جاهِدينَ ) است . يا منصوب به نزع خافض است و تقدير چنين مي‌شود : أَقْسَمُوا بِجَهْدِ أَيْمانِهِم ، أَيْ : أَوْكَدِها . . . « بِهَا » : به آن معجزات . چرا كه ايمان بدانها ايمان به پيغمبر است . به سبب آن معجزات . « مَا يُشْعِرُكُمْ ؟ » : شما چه مي‌دانيد ؟ واژه ( ما ) استفهام انكاري است . يعني شما اين امر ثابت در نزد خدا و مكنون در عالم غيب را نمي‌دانيد و خدا مي‌داند كه اگر چنين معجزاتي بيايد باز هم ايمان نمي‌آورند .‏

سوره أنعام آيه 109
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مشركان با همه توان و با تأكيد هر چه بيشتر ، به خدا سوگند مي‌خورند كه اگر معجزه‌اي ( از نوع آن معجزاتي كه در سوره اسراء : آيه‌هاي 92 و 93 خواسته‌اند ) براي آنان آورده شود به سبب آن ايمان مي‌آورند . بگو : معجزات از سوي خدا است و ( برابر ميل او انجام مي‌پذيرد و در اختيار من نيست . اي مؤمنان ! ) شما چه مي‌دانيد ؟ اگر ( اين معجزاتي كه خواسته‌اند ) بديشان نموده شود ( باز هم ) ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الَّطِيفُ » : دقيق . آشنا به ريزه‌كاريها و دقائق اشياء .‏

سوره أنعام آيه 110
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( شما اي مؤمنان ! نمي‌دانيد كه به هنگام وقوع معجزات حسّي ) ما دلها و چشمهاي آنان را ( در درياي تخيّلات و توهمات و در ميان امواج تأويلات و احتمالات ) واژگونه و حيران مي‌گردانيم ( و بعد از نزول معجزات ) همان گونه خواهند بود كه در آغاز بودند ، و ايشان را به خود وا مي‌گذاريم تا در طغيان و سركشي خود سرگردان و ويلان شوند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُقَلِّبُ » : غوطه‌ور مي‌كنيم و زير و رو مي‌نمائيم . واژگونه و سرگشته مي‌نمائيم . « نَذَرْهُمْ » : آنان را ترك مي‌گوئيم و به حال خود وامي‌گذاريم . از ماده ( وذر ) است . « يَعْمَهُونَ » : سرگشته شوند . از ماده ( عَمَه ) به معني كوردلي و سرگرداني . ( عَمَه ) و ( عَميً ) هر دو در اصل به معني كوري است‌ ؛ جز اين كه اوّلي براي ( بَصيرت ) و دومي براي ( بَصَر ) است . ( نگا : حجر / 14و15 )‏

سوره أنعام آيه 111
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر ما ( درباره درخواست مشركان كوتاهي نمي‌كرديم و مثلاً ) فرشتگاني را به پيش ايشان مي‌فرستاديم ( و با چشم سر آنان را مي‌ديدند ) و مردگاني ( را زنده مي‌كرديم و در برابر ديدگانشان سر از گورها بدر مي‌آوردند و درباره صدق محمّد ) با ايشان سخن مي‌گفتند ، و همه‌چيز را آشكارا در برابر آنان گرد مي‌آورديم ( تا جملگي حق را روياروي براي ايشان بيان و بر آن گواهي دهند ) آنان ايمان نمي‌آوردند مگر اين كه خدا مي‌خواست ( و خدا هم سنّت خود را براي كساني تغيير نمي‌دهد كه زنگ جاهليّت بر دل آنان نشسته است و بينش ايشان را تباه كرده است ) وليكن بيشتر آنان ( از اين واقعيّت كه سنّت خدا درباره انسانها تغيير ناپذير است بي‌خبرند و حقيقت امر را ) نمي‌دانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَشَرْنَا » : جمع كرديم . گرد آورديم . « قُبُلاً » : مصدر است و به معني مقابل و روياروي . يا جمع ( قَبيل ) است به معني كفيل و ضامن . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را دوروبر آنان جمع كنيم و بر حقّانيّت دين شهادت دهند و صداقت آن را ضمانت كنند . يا جمع ( قَبيل ) است و به معني گروه و جماعت . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را گروه گروه به پيش ايشان گسيل داريم و در برابر آنان گرد آوريم . منصوب است چون حال ( كلّ شَيْءٍ ) است .‏

سوره أنعام آيه 112
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اينان كه در صدد هدايت ايشان هستي با تو دشمني و ستيزه مي‌ورزند ) دشمناني از انسانهاي متمرّد و جنّيان سركش را در برابر هر پيغمبري عَلَم كرده‌ايم . گروهي از آنها سخنان فريبنده بي‌اساسي را نهاني به گروه ديگري پيام مي‌داده‌اند تا ايشان را ( با ياوه‌سرائيهاي رنگين و وسوسه‌هاي دروغين ) بفريبند . اگر پروردگار تو مي‌خواست ، چنين كاري را نمي‌كردند ( ولي همه اينها برابر تقدير و مشيّت خدا انجام گرفته و انجام مي‌گيرد ) . پس بگذار دروغها به هم بافند ( و خويشتن را گرفتار كفر و ضلال كنند . بر تو تبليغ است و بر ما هم حساب ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَدُوّاً » : دشمن . دشمنان . صفتي است بر وزن ( فَعُول ) ، مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است و آن را جمع مي‌بندند و ( أَعْداء ) مي‌گويند . « شَياطينَ » : متمرّدان . سركشان . « شَيَاطينَ الإِنسِ وَ الْجنّ » : اضافه صفت به موصوف است . « زُخْرُفَ الْقَوْلِ » : سخنان آراسته بي‌اساس . سخنان به ظاهر زيبا و فريبا ولي بي‌حقيقت و ناروا . بدل ( عَدُوّاً ) يا مفعول دوم ( جَعَلْنا ) است . « غُرُوراً » : گول‌زدن . فريب‌دادن . مفعول‌له ، يا بدل از ( زُخْرُفَ ) ، و يا حال است و به معني ( غارّينَ ) است . « وَ ما يَفْتَرُونَ » : واژه ( ما ) مفعول‌معه يا عطف بر ضمير ( هُمْ ) است .‏

سوره أنعام آيه 113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( بگذار آنان سخنان باطل را بيارايند تا خويشتن را بدان گول زنند و بفريبند ) و تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان ( مزخرفات ) گرايش يابد ، و از آن راضي و بدان خشنود گردند ، و مرتكب هرچيزي شوند كه مي‌خواهند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَصْغيا » : متمايل گردد . گرايش يابد . از ماده ( صَغْو ) يا ( صَغْي ) منصوب به ( أَنْ ) مقدّر است . عطف بر محلّ ( غُرُوراً ) است كه تقدير چنين مي‌شود : لِيَغْتَرُّوا وَ لِتَصْغي . « لِيَقْتَرِفُوا » : اقتراف به معني اكتساب ، يعني : فراچنگ آوردن است ( نگا : توبه / 24 و شوري / 23 ) . در اينجا به معني ارتكاب گناه است . « مُقْتَرِفُونَ » : فراچنگ آورندگان . مرتكبان بزه و گناه .‏

سوره أنعام آيه 114
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بديشان بگو : اين داوري خدا درباره حق و حقيقت است ) آيا جز خدا را ( ميان خود و شما ) قاضي كنم‌ ؟ و حال آن كه او است كه كتاب ( آسماني قرآن ) را براي شما نازل كرده است و ( حلال و حرام و حق و باطل و هدايت و ضلالت ، در آن ) تفصيل و توضيح شده است . كساني كه كتاب ( هاي آسماني را پيشتر ) براي آنان فرستاده‌ايم مي‌دانند كه اين ( قرآن ) حقيقه از سوي خدا آمده است و مشتمل بر حق است ( چرا كه كتابهاي آسماني خودشان بدان بشارت داده است و تصديق‌كننده آن است ) . پس تو از ترديدكنندگان مباش ( و پيروان تو نيز درباره حقّانيّت قرآن كمترين ترديدي به خود راه ندهند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَبْتَغَيا » : بطلبم . جويا شوم . « حَكَماً » : قاضي . داور . واژه ( غَيْرَ ) مفعول است و ( حَكَماً ) حال يا تمييز آن است . « مُفَصَّلاً » : به صورت مفصّل و مبيّن . به گونه مشروح و روشن . « لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ » : از زمره متردّدان مباش . مراد بازداشتن پيغمبر از شكّ و ترديد نيست . زيرا پيغمبر درباره قرآن شكّ و ترديدي نداشت . بلكه مراد تشويق و ترغيب آن حضرت است بر ماندگاري و ثبات برحق ( نگا : انعام / 14 و يونس / 105 و قصص / 87 ) .‏

سوره أنعام آيه 115
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏فرمان پروردگار تو صادقانه و دادگرانه انجام مي‌پذيرد . هيچ كسي نمي‌تواند فرمانهاي او را دگرگونه كند ( و جلو دستورات او را بگيرد ) . خدا شنوا ( ي سخن آنان ) و دانا ( ي كردار ايشان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَمَّتْ » : تمام شد . انجام پذيرفت . مراد اين است كه فرمان خدا انجام مي‌پذيرد و جامه عمل به خود مي‌گيرد . « كَلِمَةٌ » : فرمان . مراد تحقّق وعد و وعيد خدا است ( نگا : اعراف / 136 ، هود / 119 ، صافّات / 171 و 172 ) . « صِدْقاً وَ عَدْلاً » : صادقانه و دادگرانه . مراد اين است كه مضمون آن حتماً تحقّق مي‌يابد و عادلانه پاداش نيكان و پادافره بدان داده مي‌شود . مصدرند و حال بوده و به معني ( صَادِقَةً وَ عَادِلَةً ) مي‌باشند . « كَلِمَات‌ » : فرمانها . سنن ( نگا : احزاب‌ / 62 ) . يادآوري : مي‌توان در اين آيه شريفه ، واژه ( كَلِمَة ) را كلام‌الله يعني قرآن ، و واژه ( كلمات ) كلمه‌ها و جملات و احكام آن بشمار آورد . در اين صورت معني چنين مي‌شود : قرآن پروردگارت در منتهاي كمال است . در آنچه از آن خبر مي‌دهد صادق ، و درباره آنچه حكم صادر مي‌كند عادل مي‌باشد . هيچ كسي نمي‌تواند آن را تباه و دگرگون كند ( زيرا خدا حافظ آن است . نگا : حجر / 9 ) و خدا اقوال مردمان را مي‌شنود و از افعال همگان آگاه است . « صِدْقاً وَ عَدْلاً » : اين دو واژه مي‌توانند تمييز باشند . در اين صورت معني چنين مي‌شود : قرآن پروردگارت ، صداقت و عدالت در آن به تمام و كمال است . و . . .‏

سوره أنعام آيه 116
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر از بيشتر مردم ( كه كافران و منافقانند ) پيروي كني ، تو را از راه خدا دور مي‌سازند . چرا كه آنان جز از ظنّ و گمان پيروي نمي‌كنند و آنان جز به دروغ و گزاف سخن نمي‌گويند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَخْرُصُونَ » : گزاف مي‌گويند . از روي ظنّ و تخمين ، نه علم و يقين سخن مي‌گويند . ياوه‌سرائي مي‌كنند و دروغ مي‌گويند .‏

سوره أنعام آيه 117
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان پروردگارت ( از تو و از هر كس ديگري ) آگاه‌تر است از حال كساني كه ( گمراه گشته و ) از راه او به در مي‌روند ، و از حال كساني كه هدايت مي‌يابند ( و راه او را در پيش مي‌گيرند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَعْلَمُ مَنْ » : در اينجا حرف ( ب ) مقدّر است . يعني ( أَعْلَمُ بِمَنْ ) . ( نگا : تفسيرالمنار ، روح‌المعاني ) .‏

سوره أنعام آيه 118
‏متن آيه : ‏
‏ فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس ( از آنجا كه خدا راه‌يافتگان و گمراهان را بهتر از هركسي مي‌شناسد ، به ضلالت مشركان در تحريم برخي از چهارپايان گوش فرا ندهيد و ) از گوشت چهارپائي بخوريد كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آن برده‌اند ( و آن را به نام الله ، نه به نام كسي يا چيزي جز او سر بريده‌اند ) اگر به آيات خدا ( و از جمله به آيات وارده در اين‌باره ) ايمان داريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَكُلُوا » : ذكر حرف ( فَ ) در اوّل آيه بيانگر اين واقعيّت است كه مؤمنان در امر تحليل و تحريم بايد از فرمان يزدان نه مشركان پيروي‌كنند .‏

سوره أنعام آيه 119
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيراً لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏شما چرا بايد از گوشت حيواني نخوريد كه به هنگام ذبح نام خدا بر آن رفته است‌ ؟ و حال آن كه خداوند گوشت حيواناتي را كه بر شما حرام است ( در همين سوره / 145 و مائده / 3 ) بيان كرده است ( و دستور داده است كه از آنها نخوريد ) مگر ناچار و درمانده شويد ( كه در اين صورت مي‌توانيد به اندازه‌اي كه رفع ضرورت و دفع هلاك كند از گوشت حرام آنها بخوريد ) . بسياري از مردم ، با هواها و هوسهاي ( كج و نادرست ) خود ، بدون آگاهي ( از صحّت آنچه كه مي‌گويند و بدون دليلي بر آنچه در راه آن مي‌كوشند ، ديگران را ) سرگشته و گمراه مي‌سازند . بيگمان پروردگارت ( از تو و از همه بندگان ) آگاهتر از حال تجاوزكاران است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا لَكُمْ أَلاّ تَأْكُلُوا » : چرا بايد نخوريد ؟ يعني مانعي براي خوردن در ميان نيست . « الْمُعْتَدِينَ » : متجاوزين از حدود خدا با تحريم چيز حلال .‏

سوره أنعام آيه 120
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏گناهان آشكار و بزهكاريهاي پنهان را ترك كنيد ( و در هيچ حال خويشتن را به معصيت نيالائيد ) . بيگمان كساني كه به دنبال گناه راه مي‌افتند ، هرچه زودتر كيفر ارتكاب معاصي ايشان داده مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ظَاهِرَ الإِثْمِ » : گناه آشكار . گناهي كه با اندام ظاهري بدن انجام مي‌پذيرد . مانند : زدن ، دشنام‌دادن ، دزدي ، زنا . « بَاطِنَهُ » : گناه پنهان . گناهي كه به قلب و درون مربوط مي‌گردد . مانند : حسد . مكر و كيد . سوءظنّ . مراد از گناه آشكار و گناه پنهان ، همه گناهان است‌ ؛ چرا كه گناه از اين دو قسم خارج نيست .‏

سوره أنعام آيه 121
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏از گوشت حيواني نخوريد كه ( به هنگام ذبح عمداً ) نام خدا بر آن برده نشده است ( و يا به نام ديگران و يا به خاطر بتان سر بريده شده است ) . چرا كه خوردن از چنين گوشتي ، نافرماني ( از دستور خدا ) است . بيگمان اهريمنان و شياطين صفتان ، مطالب وسوسه‌انگيزي به طور مخفيانه به دوستان خود القاء مي‌كنند تا اين كه با شما منازعه و مجادله كنند ( و بكوشند كه شما را به تحريم آنچه خدا حلال كرده است وادارند ) . اگر از آنان اطاعت كنيد بيگمان شما ( مثل ايشان ) مشرك خواهيد بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فِسْقٌ » : نافرماني . گناه .‏

سوره أنعام آيه 122
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ مَن كَانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه ( به سبب كفر و ضلال همچون ) مرده‌اي بوده است و ما او را ( با اعطاء ايمان در پرتو قرآن ) زنده كرده‌ايم و نوري ( از مناره ايمان ) فرا راه او داشته‌ايم كه در پرتو آن ، ميان مردمان راه مي‌رود ( و چشم او را روشنائي ، گوش او را شنوائي ، زبان او را توان گفتار ، و دست و پاي او را قدرت انجام كار مي‌بخشد ) مانند كسي است كه به مَثَل‌گوئي در تاريكيها فرو رفته است ( و توده‌هاي انباشته ظلمتكده كفر او را در خود بلعيده است و شبح بي‌جان و بي‌انديشه و بي‌تكاني از او برجاي نهاده است ) و از آن تاريكيها نمي‌تواند بيرون بيايد ؟ همان گونه ( كه خداوند ايمان را در دل ايمانداران آراسته است ، كفر و ضلال را در دل ناباوران پيراسته است و ) اعمال كافران در نظرشان زيبا جلوه داده شده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَيْتاً » : مرده . مراد كافر و گمراه است . مخفّف ( مَيّت ) است . « نُوراً » : مراد نور دانش و بينش قرآن است كه مؤيّد به دليل و برهان است و مسلمان در پرتو هدايت آن مي زيد . « مَثَلُهُ » : صفت و نعت او . « الظُّلُمَاتِ » : تاريكيها . مراد تاريكيهاي جهل و كفر و ضلال است .‏

سوره أنعام آيه 123
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه در مكّه سردمداران آنجا را فاسقان و گناه‌پيشگان تشكيل مي‌دادند . هميشه هم ) در هر شهري ( كه تا اندازه‌اي بزرگ و پرجمعيّت باشد ) سردمداران آنجا را از بزهكاران فراهم مي‌سازيم تا در آنجا به نيرنگ پردازند ( و عاقبت وسيله خرابي شهر و انحراف مردمان را فراهم سازند . همه بايد بدانند كه ) اينان جز به خويشتن نيرنگ نمي‌زنند ولي خودشان نمي‌دانند ( كه سرمايه‌هاي وجود خود ، اعم از فكر و هوش و ابتكار و عمر و وقت و مال خويش را به جاي صرف سعادت صرف شقاوت مي‌كنند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَكَابِرَ » : بزرگان . سردمداران . « مُجْرِميها » : مجرمين آنجا . « جَعَلْنا . . . أَكابِرَ مُجْرِمِيهَا » : ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( مُجْرِميها ) مفعول دوم است و برعكس . يا اين كه ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( فِي كُلِّ قَرْيَة ) مفعول دوم و ( مُجْرِمِيهَا ) مضاف‌اليه است . و يا اين كه ( جَعَلْنَا ) را به معني : مكانت‌دادن و منزلت بخشيدن گرفت ، كه در اين صورت تنها به يك مفعول نيازمند است كه ( أَكَابِرَ ) است . به هر حال معني چنين مي‌شود : بزرگان آن شهر را به لهو و لعب و فساد و تباهي مي كشانيم . گناهكاران آن شهر را بزرگان آنجا مي‌گردانيم . بزرگان گناه‌پيشه آن شهر را در آنجا مكانت و منزلت مي‌دهيم و رياست و قدرت مي‌بخشيم . « لِيَمْكُرُوا » : لام آن لام عاقبت است . مراد اين است كه مفاسد و بدبختيهاي اجتماع از سردمداران بي‌دين و ناپرهيزگار سرچشمه مي‌گيرد ، و ايشانند كه مردمان را از راه حق منحرف مي‌سازند .‏

سوره أنعام آيه 124
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين سردمداران به مردمان حسادت مي‌ورزند در اين كه دانش و نبوّت و هدايتي خدا بديشان عطاء كند . و لذا ) هنگامي كه دليل و برهان روشني براي اينان مي‌آيد ( و وحي آسماني بديشان مي‌رسد ) مي‌گويند : ( حق را ) باور نمي‌داريم مگر اين كه همانند آنچه به پيغمبران خدا داده شده است به ما نيز داده شود ( و همچون ايشان به ما وحي شود ) . خداوند بهتر مي‌داند كه ( چه كسي را براي پيامبري انتخاب و ) رسالت خويش را به چه كسي حوالت مي‌دارد . از سوي خدا هرچه زودتر خواري و رسوائي ( در دنيا ) نصيب كساني مي‌گردد كه بزهكاري پيش مي‌گيرند ، و عذاب سختي ( در آخرت ) به سبب نيرنگي كه مي‌ورزند بهره ايشان مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٌ » : آيه‌اي از قرآن . حجّت و برهاني بر صدق محمّد . « لَن نُّؤْمِنَ حَتَّيا نُؤْتَيا مِثْلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ اللهِ » : ايمان نمي‌آوريم تا اين كه چيزي كه به پيغمبران وحي مي‌شود ، به ما نيز وحي گردد و همانند ايشان پيغمبر شويم . يا اين كه : به شما ايمان نمي‌آوريم تا اين كه معجزاتي كه بر دست پيغمبران انجام گرفته است ، از سوي شما به ما نموده نشود . « حَيْثُ » : جائي كه . به گونه‌اي كه . مراد اين است كه تنها خدا مي‌داند كه چه كسي را پيغمبر مي‌كند و چگونه بدو وحي آسماني را مي‌رساند . « صَغارٌ » : كوچكي و حقارت . خواري و رسوائي . « عِندَ اللهِ » : از سوي خدا . در نزد خدا .‏

سوره أنعام آيه 125
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند ، سينه‌اش را ( با پرتو نور ايمان باز و ) گشاده براي ( پذيرش ) اسلام مي‌سازد ، و آن كس را كه خدا بخواهد گمراه و سرگشته كند ، سينه‌اش را به گونه‌اي تنگ مي‌سازد كه گوئي به سوي آسمان صعود مي‌كند ( و به سبب رقيق شدن هوا و كمبود اكسيژن ، تنفّس كردن هر لحظه مشكل و مشكلتر مي‌شود . كافر لجوج نيز با پيروي از تقاليد پوسيده ، هر دم بيش از پيش از هدايت آسماني دورتر و كينه‌اش نسبت به حق و حقيقت بيشتر و پذيرش اسلام براي وي دشوارتر مي‌شود ) . بدين منوال خداوند عذاب را بهره كساني مي‌سازد كه ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَشْرَحْ صَدْرَهُ » : مراد از شرح صدر ، بر سر شوق و شور آوردن انسان است براي پذيرش اسلام و تابش ايمان در زواياي دل او . « ضَيِّقاً » : تنگ . « حَرَجاً » : بسيار تنگ . مصدر است و به عنوان صفت مشبّهه به كار رفته است . « الرِّجْسَ » : پليدي . در اينجا مراد خشم و عذاب است ( نگا : اعراف / 71 ، يونس / 100 ) .‏

سوره أنعام آيه 126
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( مطلب كه مددهاي الهي شامل حال حق‌طلبان مي‌گردد و عذاب الهي به سراغ دشمنان حق مي‌رود ، سنّت ثابت خدا است و بخشي از راستاي ) راه مستقيم پروردگار تو است . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني و دلائل عقلاني ) را براي كساني تشريح و توضيح داده‌ايم كه ( دلي پذيرا و گوشي شنوا دارند و ) پند مي‌گيرند و اندرز مي‌پذيرند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هذا » : اين . مراد اسلام يا قرآن است ، و يا اين كه مراد سرافرازي و خوشبختي مؤمنان و سيه‌روزي و بدبختي كافران در اين جهان و آن جهان است . « مُسْتَقِيماً » : راست . حال مؤكّد براي ( صِراطُ ) است . چرا كه راه خدا پيوسته مستقيم است .‏

سوره أنعام آيه 127
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏براي آنان ( كه پندپذير و بيدارند ) دارالسلام است كه ( بهشت يزدان است و زدوده از آفات و بلايا بوده و غم و اندوه به ساحت آن راه ندارد و ) از سوي پروردگارشان بديشان تعلّق مي‌گيرد ، و خداوند به سبب كاري كه ( در دنيا ) انجام مي‌داده‌اند ، سرپرست و ياور آنان است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دارُ السَّلام‌ » : خانه امن و امان . سرزمين سلام و درود ( نگا : مريم / 62 ، واقعه / 26 ) . مراد بهشت است كه جاي شادي است و غم و اندوه و بلا و مصيبتي در آن نيست .‏

سوره أنعام آيه 128
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( به ياد بياور آن ) روزي را كه در آن همه آنان را در كنار هم گرد مي‌آوريم ( و خطاب به گناهكاران مي‌گوئيم : ) اي گروه جنّيان ! شما افراد فراواني از انسانها را گمراه ساختيد . ( بدين هنگام با افسوس و دريغ ) پيروان ايشان از ميان انسانها ( فرياد برمي‌آورند و ) مي‌گويند : پروردگارا ! برخي از ما از برخي ديگر سود برديم . ( جنّيان با وسوسه شيطاني بر ما رياست كردند و از ما بهره گرفتند ، و ما انسانها به وسوسه ايشان دچار شهوات و لذّات زودگذر شديم ، تا آن گاه كه مدّت معلوم زندگي را سپري كرديم ) و به مرگي گرفتار آمديم كه براي ما معيّن و مقدّر فرموده بودي . ( هم‌اينك با كوله‌بار كفر و ضلال در پيشگاه ذوالجلال ايستاده‌ايم . واي بر ما ! خداوند بديشان ) مي‌گويد : آتش ( دوزخ ) جايگاه شما است و هميشه در آن ماندگاريد مگر مدّت زماني كه خدا بخواهد . بيگمان پروردگار تو حكيم ( است و كارهايش از روي حكمت انجام مي‌گيرد و ) آگاه است ( و مي‌داند چه كساني را از دست دوزخ رها كند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَعْشَرَ » : گروه . دسته . جمعيّت . « إِسْتَكْثَرْتُمْ » : بسياري را وسوسه كرديد و گول زديد . « أَجَّلْتَ لَنَا » : براي ما معيّن و مقرّر كردي . « مَثْوَيا » : مقرّ . جايگاه . « إِلاّ مَا » : جز مدّت زماني كه . جز كساني كه . اين استثناء بيانگر اين واقعيّت است كه قادر مطلق خدا است و هرچه خواهد كند . و چه بسا اين استثناء تعليق به محال باشد ( نگا : هود / 107 و 108 ) .‏

سوره أنعام آيه 129
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و همان گونه ( كه ستمگران ، در اين جهان پشتيبان يكديگر و رهبر و راهنماي هم هستند ، در جهان ديگر نيز آنان را به يكديگر وامي‌گذاريم و ) برخي از ستمگران را همنشين برخي ديگر مي‌گردانيم ، و اين به خاطر اعمالي است كه ( در جهان گذران ) انجام مي‌داده‌اند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُوَلِّي » : دوست و ياور مي‌سازيم . سرپرست و پيشوا مي‌كنيم . « نُوَلِّي بَعْضَ » : ستمگران را همدم و همنشين يكديگر مي‌سازيم . در اين جهان ، ستمگراني را بر ستمگران ديگري مسلّط مي‌نمائيم و امارت مي‌بخشيم ( نگا : اسراء / 16 ) .‏

سوره أنعام آيه 130
‏متن آيه : ‏
‏ يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( در آن روز خداوند بديشان مي‌گويد : ) اي جنّيان و اي انسانها ! آيا پيغمبراني از خودتان به سوي شما نيامدند و آيات ( كتابهاي آسماني ) مرا برايتان بازگو نكردند و شما را از رسيدن بدين روز ( و روبرو شدن در آن با خدا ) بيم ندادند ؟ ( پس چگونه اين روز را فراموش كرديد و در تكذيب آن كوشيديد ؟ در پاسخ ) مي‌گويند : ما عليه خود گواهي مي‌دهيم ( و اقرار مي‌كنيم كه پيغمبران آمدند و آئين خدا را تبليغ كردند و ما را از قيامت ترساندند ، ولي ما ايشان را تكذيب كرديم و گفتيم : خداوند چيزي را از سوي خود نفرستاده است و جز زندگي اين جهان ، زندگي ديگري وجود ندارد . آري ) زندگي جهان ، آنان را گول زد و ( به خود مشغول داشت و امروز جز اعتراف چاره‌اي ندارند و ) عليه خود گواهي مي‌دهند ( و مي‌گويند ) كه ايشان كافر بوده‌اند ( و مستحقّ عذاب جاويدان و خوفناك يزدانند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رُسُلٌ مِّنكُمْ » : پيغمبراني از خودتان . برخي اين آيه را دليل بر آن مي‌دانند كه پيغمبران جنّيان از جنس خودشان مي‌باشند . ولي مراد از ( مِنكُمْ ) مجموع آنان است و پيغمبران در زمين تنها از اولاد آدم هستند . قرآن و اسلام براي هر دو دسته است و چه بسا تنها نمايندگاني از خود جنّيان مأمور تبليغ قرآن و رساندن احكام به همنوعان خود باشند ( نگا : احقاف / 29 - 31 ، جنّ / 1 - 17 ) . در اينجا از راه تغليب دسته‌اي بر دسته ديگر واژه ( مِنكُمْ ) به كار رفته است . همان گونه كه مي‌گوئيم : ( اَكَلْتُ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ ) : نان و شير خوردم . در صورتي كه نان خوردني و شير نوشيدني است .‏

سوره أنعام آيه 131
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( ارسال رسل ) به خاطر آن است كه پروردگارت هيچ گاه مردمان شهرها و آباديها را به سبب ستمهايشان هلاك نمي‌كند ، در حالي كه اهل آنجا ( به سبب نيامدن پيغمبران به ميانشان و نبودن راهنمايان و عدم تبليغ مبلّغان ، از حق ) غافل و بي‌خبر باشند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَكُنْ . . . بِظُلْمٍ » : خدا كسي را به سبب ستمهايش مجازات نمي‌كند در حالي كه .‏

سوره أنعام آيه 132
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هر يك ( از نيكوكاران و بدكاران ) داراي درجاتي ( و دركاتي از پاداش و عزّت و پادافره و ذلّت در جهان ديگر ) بر طبق اعمال خود هستند ، و پروردگارت ( هيچ گاه ) از كارهائي كه مردمان مي‌كنند غافل و بي‌خبر نيست .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِمَّا » : از آنچه . به خاطر آنچه .‏

سوره أنعام آيه 133
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاءُ كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پروردگار تو بي‌نياز ( از بندگان و عبادت ايشان ) و مهربان ( نسبت به همه مردمان ) است . اگر بخواهد همه شما را از ميان مي‌برد و كساني را كه خود بخواهد جايگزين شما مي‌سازد ، همان گونه كه شما را از دودمان انسانهاي ديگري آفريده است ( و بر جاي ديگرانتان نشانده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذُوالرَّحْمَةِ » : مهربان . خبر دوم است . « مِن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِينَ » : از نژاد كسان ديگري . به جاي فرزندان كسان ديگري ( نگا : توبه / 39 ) .‏

سوره أنعام آيه 134
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان آنچه ( از قيامت و حساب و عقاب و ثواب و اختلاف درجات و دركات ) به شما وعده داده مي‌شود خواهد آمد ، و شما نمي‌توانيد ( خدا را ) درمانده كنيد ( و از دست عدالت و كيفر او بگريزيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُعْجِزِينَ » : درمانده و ناتوان‌كنندگان .‏

سوره أنعام آيه 135
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : اي قوم من ! ( بر كفر خود و دشمنانگيتان نسبت به من ماندگار باشيد و ) هرچه در قدرت داريد بكنيد . من هم ( بر جاي خود ايستاده‌ام و تا مي‌توانم شكيبائي ) مي‌كنم ( و در دفاع از اسلام مي كوشم ) . بالاخره خواهيد دانست كه چه كسي سرانجامِ نيك خواهد داشت ( و پيروزي در اين جهان و سعادت در آن جهان مال چه كسي خواهد شد ) . بيگمان ستمكاران موفّق و رستگار نخواهند شد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيا مَكانَتِكُمْ » : به اندازه قدرت و استطاعتي كه داريد . در جائي كه هستيد . به گونه‌اي كه هستيد و وضع و حالتي كه داريد . « عَاقِبَةُ الدَّارِ » : سرانجام جهان . پيروزي نهائي . حُسنِ خاتِمت و عاقبت . مراد پيروزي در اين دنيا ، يا سرافرازي در آن سرا است . « الظَّالِمُونَ » : ستمكاران . كافران .‏

سوره أنعام آيه 136
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( بت‌پرستان هميشه دچار اوهام خرافاتند . مثلاً اين گونه ) مشركان سهمي از زراعت و چهارپاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار مي‌دهند و به گمان خود مي‌گويند : اين براي خدا است ( و با اين سهم به خدا تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را به مهمانان و ناتوانان مي‌دهيم ) و اين براي شركاء ( و معبودهاي ) ما است ( و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را صرف رؤسا و پرده‌داران و خادمان بتكده‌ها و معابد مي‌نمائيم ) . امّا آنچه به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان تعلّق مي‌گيرد به خدا نمي‌رسد ( و صرف آن در راه او ممنوع است ) و آنچه متعلّق به خدا مي‌باشد به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان مي‌رسد ( و مي‌تواند صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود ) . چه بد داوري مي‌كنند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذَرَأَ » : آفريد . از نيستي به هستي آورد و افزون و پراكنده كرد . « الْحَرْثِ » : كِشت . زراعت . « الأنْعَامِ » : جمع نَعَم ، چهارپايان ( شتر ، گاو ، بز و گوسفند ) . « بِزَعْمِهِم » : به گمان خود . مراد اين است كه چنين پيشه و انديشه‌اي ساخته و پرداخته خود ايشان است . « شُرَكَآئِهِمْ » : مراد بتهاي بت‌پرستان است كه آنها را شريك خدا مي‌دانستند . يا مراد رؤساي معابد و پرده‌داران و خدمتكاران است كه آنان را در اموال خود شريك مي‌دانستند .‏

سوره أنعام آيه 137
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اوهام و خيالبافيهايشان تقسيم‌بندي ستمگرانه فوق را در نظرشان آراسته بود ، گمانهاي نادرستي كه درباره بتهايشان داشتند كار را بدانجا كشانده بود كه ) بتهايشان كشتن فرزندانشان را در نظر بسياري از مشركان زيبا جلوه داده بود ( و دسته‌اي فرزندانشان را قرباني بتان مي‌كردند و دسته‌اي دخترانشان را زنده بگور مي‌نمودند ) تا سرانجام آنان را هلاك گردانند و آئين ايشان را بر آنان مشتبه كنند ( و يگانه‌پرستي را با خرافه‌پرستي بيآميزند و راه را از چاه باز نشناسند ) . اگر خدا مي‌خواست آنان چنين نمي‌كردند . ( حال كه مشيّت خدا چنين مي‌خواهد ) پس بگذار آنان ( بر خدا و رسول او ) دروغ بندند ( چرا كه عقاب و عذاب در انتظار ايشان است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لِيُرْدُوهُمْ » : تا اين كه آنان را به هلاكت اندازند . از ماده ( رَدي ) به معني هلاك . « لِيَلْبِسُوا » : تا مشتبه كنند . تا اين كه به هم آميزند و مخلوط سازند .‏

سوره أنعام آيه 138
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( از جمله خرافات ايشان اين است كه ) مي‌گويند : اين ( قسمت از ) چهارپايان و كشت و زرع ممنوع است ( و مخصوص بتها مي‌باشد ) و جز كساني ( از خدمتكاران اصنامي ) كه ما بخواهيم از آن نمي‌خورند ، و اين ( قاعده ناروا ساخته آنان و ناشي از ) گمان ايشان است ( نه ناشي از فرمان يزدان ، و همچنين مي‌گفتند : اينها ) حيواناتي هستند كه سوار شدن بر آنها حرام است و ( كسي نبايد سوار آنها شود . و اينها ) حيواناتي هستند كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آنها نمي‌رانند ( بلكه نام بتان را بر آنها مي‌رانند و اين را دستور خدا مي‌دانند و ) بر خدا دروغ مي‌بندند . هرچه زودتر كيفر افتراهاي آنان را خواهيم داد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حِجْرٌ » : ممنوع . قدغن . حرام . مصدري است به معني اسم مفعول ، يعني محجور ، مانند ( ذِبْح ) كه به معني مَذبوح است ( نگا : صافّات / 107 ) . مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « بِزَعْمِهِمْ » : به گمان ايشان . يعني چنين مي‌انگارند كه خدا بديشان اجازه داده است چنين كنند ( نگا : اعراف / 28 و يونس / 59 ) . « إفْتِرَآءً عَلَيْهِ » : مراد اين است كه اين نوع تقسيم‌بندي بي‌اساس و ناروا است و دروغ‌گفتن بر زبان خدا است . ( إِفْتِرآءً ) حال و به معني ( مُفْتِرينَ ) و يا مفعولٌ‌له است .‏

سوره أنعام آيه 139
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( يكي ديگر از انواع قبائح و احكام خرافي ايشان اين است كه در مورد گوشت حيواناتي كه ذبح‌كردن و سوارشدن و باركشيدن از آنها را قدغن و حرام اعلام كرده‌اند ) مي‌گويند : جنيني كه در شكم اين حيوانات است ويژه مردان ما است و بر زنان ما حرام است ( پس اگر زنده متولّد شود ، تنها بايد مردان از گوشت آن بخورند و زنان از آن محرومند ) و اگر جنين مرده متولّد بشود ، همه در آن شريك هستند ( و مردان و زنان مي‌توانند از گوشت آن استفاده كنند ) . هرچه زودتر خداوند كيفر اين توصيف ( افعال و احكام دروغين ) ايشان را خواهد داد . چه او حكيم ( است و كارهايش به مقتضي حكمت انجام مي‌گيرد و ) آگاه است ( و از هر چيز باخبر است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« خَالِصَةٌ » : پاك و دربست . ذكر تاء در آخر آن براي مبالغه است و همچون تاء در واژه‌هاي : راوية ، نسّابة ، علاّمة مي‌باشد . و يا اين كه ذكر تاء به اعتبار معني ( ما ) است كه ( أَجِنَّة ) است و ذكرنكردن تاء در آخر ( مُحَرَّم ) به اعتبار لفظ است . همان گونه كه در سوره طلاق آيه 11 لفظ ( خالِدينَ ) به اعتبار معني ( مَنْ ) و ضمير ( هُ ) در ( لَهُ ) به اعتبار لفظ ( مَنْ ) است .‏

سوره أنعام آيه 140
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً زيان مي‌بينند كساني كه فرزندان خود را از روي سفاهت و ناداني مي‌كشند و چيزي را كه خدا بديشان مي‌دهد با دروغ گفتن از زبان خدا بر خويشتن حرام مي‌كنند . ( به سبب چنين دروغ و افترائي و تحريم ناروا و نابه‌جائي ) بيگمان گمراه مي‌شوند و راهياب نمي‌گردند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَفَهاً » : سفاهت . ناداني . مفعول‌له است و يا حال فاعل است و به معني ( سُفَهآءَ ) است .‏

سوره أنعام آيه 141
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه آفريده است باغهائي را كه بر پايه استوار مي‌گردند ( و درختانش با قلاّبهاي ويژه به اشياء اطراف مي‌چسبند و كمر راست مي‌كنند و روي داربستها قرار مي‌گيرند ) و باغهائي را كه چنين نيستند و ( نيازي به پايه و داربست و پيچيدن به اطراف ندارند و بر سر پاي خود مي‌ايستند و گردن مي‌افرازند . بلي اين خدا است كه انواع ) خرمابُنها و كشتزارها را آفريده است كه ثمره آنها ( در رنگ و طعم و بو و شكل و غيره ) گوناگون است ، و نيز درختان زيتون و انار را آفريده است كه ( در برخي صفات ) همگونند و ( در برخي صفات ) متفاوتند . هنگامي كه به بار آمدند از ميوه آنها بخوريد و به هنگام رسيدن و چيدن و درو كردنشان از آنها ( به فقراء و مساكين ) ببخشيد و زكات لازم آنها را بدهيد ، و ( در خوردن و يا بخشيدن از آنها ) اسراف نكنيد ، زيرا كه خداوند اسراف‌كنندگان را دوست نمي‌دارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّاتٍ » : باغها . « مَعْرُوشَاتٍ » : درختاني كه همچون مَو به اطراف اشياء دوروبر خود مي‌پيچند و از آنها بالا مي‌روند و بر روي پايه‌ها و داربستها قرار مي‌گيرند . « اُكُل » : ميوه . ثمره . آنچه خورده مي‌شود . « الرُمَّانَ » : انار . « حَصَاد » : درو . چيدن ميوه . برداشت محصول . يادآوري : واژه‌هاي ( مَعْرُوشَات ) و ( مُخْتَلِفاً ) و ( مُتَشَابِهاً ) حال هستند . ضمير ( هُ ) در واژه‌هاي ( أُكُلُهُ ) و ( ثَمَرِهِ ) و ( حَقَّهُ ) بر يكايك كلمات پيش از خود بر سبيل بدليّت برمي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 142
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين خدا است كه براي شما ) از چهارپايان ( يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ) حيواناتي ( را آفريده است كه بزرگ و ) باربرند ، و حيواناتي ( را آفريده است ) كه كوچكند ( و از پشم و موي آنها فرشها و گستردنيها تهيّه مي‌كنيد . اينها روزي خدا براي شمايند و ) از آنچه خدا نصيب شما كرده است ( و براي شما حلال نموده است ) بخوريد و از گامهاي اهريمن پيروي مكنيد ( و با افتراء تحليل و تحريم ، در راه او گام برنداريد ) بيگمان اهريمن دشمن آشكار شما است ( و هرگز خير و خوبي شما را نمي‌خواهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَمُولَةً » : چهارپايان باربر . چهارپايان بزرگ‌ ؛ از قبيل : گاو و شتر . عطف بر واژه ( جنَّاتٍ ) است . « فَرْشاً » : چهارپاياني كه كوچكند و از پشم و موي آنها فرشها و گستردنيها تهيّه مي‌گردد . از قبيل : بز و گوسفند ( نگا : نحل / 80 ) . « خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ » : گامهاي اهريمن . مراد راههاي شيطان است .‏

سوره أنعام آيه 143
‏متن آيه : ‏
‏ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( خداوند از هر نوعي از چهارپايان ، يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ، نر و ماده آفريده است كه رويهم ) هشت جفت آفريده است : از گوسفند دو جفت و از بز دو جفت . ( اي محمّد : به كساني كه از پيش خود در تحليل و تحريم چهارپايان به ميل خود سخن مي‌رانند ) بگو : آيا خداوند نرهاي آنها را حرام كرده است‌ ؟ ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا ماده‌هاي آنها را ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه ماده‌ها در شكم دارند ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما هميشه جنينها را حرام نمي‌دانيد ! پس اين چه تحليل و تحريمي است كه مي‌انگاريد و هردم به گونه‌اي بيان مي‌داريد ؟ ! ) اگر ( در تحليل و تحريم خود مستند و دليلي داريد و ) راست مي‌گوئيد مرا از روي علم و دانش ( از آن حجّت و برهان ) بياگاهانيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ » : هشت صنف . مراد چهار نوع حيوان نر و چهار نوع حيوان ماده از ميان چهارپايان اهلي : گاو و شتر و بز و گوسفند است . « الضَّأْنِ » : جمع ضائِن و ضائِنَة ، گوسفندان . « الْمَعْزِ » : جمع ماعِز ، بزها . « ءَآلذَّكَرَيْنِ » : آيا دوتا نر . فراهم آمده است از : ( أَ ) همزه استفهام ، و ( الذَّكَرَيْنِ ) . « نَبِّئُونِي‌ » : مرا باخبر سازيد ، مرا آگاه كنيد .‏

سوره أنعام آيه 144
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( خداوند آفريده است ) از شترانْ ، نر و ماده را و از گاوْ ، نر و ماده را . بگو : آيا خداوند دو نر را حرام كرده است‌ ؟ ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا دو ماده را ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه در شكم ماده‌ها است‌ ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما پيوسته جنينها را حرام نمي‌دانيد . شما گمان مي‌بريد كه اين تحليل و تحريمِ خاصّ شما به فرمان ايزد بوده است ! ) آيا شما بدان هنگام ( كه فرمان خدا درباره اين تحريم صادر شد ) حاضر بوديد ( و با گوش خود شنيديد ) كه خداوند آن را به شما سفارش كرد ؟ ( هرگز چنين نبوده است . پس از اين كارهاي ناشايستي كه مي‌كنيد دست بكشيد ؛ چرا كه ظلم است ) و چه كسي ظالم‌تر از كسي است كه بر خدا دروغ بندد تا مردمان را از روي جهل گمراه سازد ؟ خداوند هيچ گاه ستمكاران را ( به راه راست و به سوي چيزي كه خير و صلاح دنيا و آخرتشان در آن باشد ) هدايت نخواهد كرد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الإِبِلِ » : شتران . از لفظ خود داراي مفرد نيست . « الْبَقَرِ » : گاو . اسم جنس است و يكي از آن را ( بقرة ) مي‌گويند . اين واژه شامل گاو ميش نيز مي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 145
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ، ( همچون حيوان خفه شده ، پرت‌گشته ، شاخ‌زده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد ( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) . ولي اگر كسي ( به سبب قحطي و نيافتن چيزي براي خوردن ) وادار ( به استفاده از اين محرّمات ) گردد بدون آن كه علاقه‌مند ( بدانها ) باشد و ( از سدّ جوع و اندازه ضرورت ) تجاوز كند ( گناهي براو نيست ) . چه پروردگار تو بس آمرزگار و مهربان است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَسْفُوحاً » : ريخته شده . مراد خون جاري و روان از بدن حيوان به هنگام ذبح و جز آن است . با اين قيد خون جامد ، از قبيل : سپرز و جگر ، خارج مي‌شود . « فَإِنَّهُ رِجْسٌ » : چه جميع آنها كثيف و ناپاك هستند . چه گوشت خوك كثيف و ناپاك است . مرجع ضمير مي‌تواند سه چيز مذكور بوده و ( رِجْسٌ ) وصف همه باشد ؛ يا اين كه مرجع ( لَحْم ) ، و ( رِجْس ) تنها وصف آن باشد . « فِسْقاً » : عصيان . خروج از فرمان يزدان . در اينجا مراد چيزي است كه سبب نافرماني از دستور خدا و خروج از عقيده صحيح الله مي‌گردد . « غَيْرَ باغٍ وَ لا عَادٍ » : ( به بقره / 173 و مائده / 3 ) مراجعه شود . براي اطّلاع بيشتر از خوراكيهاي حلال و حرام در اسلام به تفسيرالمنار سوره انعام آيه 145 مراجعه گردد .‏

سوره أنعام آيه 146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين چيزهائي بود كه بر شما حرام كرده‌ايم ) و بر يهوديان هر ( حيوان ) ناخنداري ( يعني : درندگان كه داراي پنجه‌هاي قوي ، و پرندگان شكّاري كه از چنگال نيرومند برخوردارند ) حرام كرده بوديم ، و از گاو و گوسفند ( تنها ) پيه‌ها و چربيهاي آنها را بر آنان حرام نموده بوديم ، مگر پيه‌ها و چربيهائي كه بر پشت اينها يا در اندرونه ( و لابلاي احشاء و امعاء ) قرار دارد و يا پيه‌ها و چربيهائي كه آميزه استخوان گرديده است . اين هم پادافره ايشان در برابر ستمگريشان بود كه بدانان داديم ( تا از غوطه‌ور شدن در گناهان و پيروي از شهوات خويشتن را به دور دارند ) و ما ( در همه اخبارمان و از جمله اين خبر ) راستگوئيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذِي ظُفُرٍ » : ناخندار . مراد درندگان داراي پنجه و پرندگان داراي چنگال است ( نگا : تفسيرالمنار ، سوره نساء / 160 و سوره انعام / 140 ) . برخي ( ذي ظُفُر ) را شامل حيواناتي مي‌دانند كه داراي سم يكپارچه باشند ، و پرندگاني كه انگشتهاي پايشان با پرده به هم پيوسته باشد . « الْحَوايَا » : جمع حاوِيَة و حَوِيّة ، مجموعه محتويات شكم حيوان است كه به صورت يك كره مي‌باشد و اَمْعاء در درون آن قرار دارد . « بِبَغْيِهِمْ » : به سبب ستمگري آنان . ( نگا : نساء / 160 ، اعراف / 138 ، يونس / 83 ، طه / 87 - 91 ) .‏

سوره أنعام آيه 147
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر تو را تكذيب كردند ( و اين حقائق را كه از جانب خدا به تو وحي مي‌شود نپذيرفتند ) بديشان بگو : پروردگار شما داراي رحمت گسترده و مهر فراوان است و ( در اين جهان مؤمنان و كافران را در بر مي‌گيرد . اگر خدا در مجازات ناباوران و بزهكاران شتاب روا نمي‌دارد ، شما را نفريبد ، چرا كه كيفر طاغي و ياغي چون شما حتمي است و ) عذاب او از رسيدن به گناهكاران ردخور ندارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَأْس‌ » : عذاب و عِقاب .‏

سوره أنعام آيه 148
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مشركان ( براي اعتذار از كفر و معذرت‌خواهي از تحريم خوراكيهاي حلال ) خواهند گفت : ( شرك ما و تحريم چيزهاي حلال از سوي ما ، برابر مشيّت خدا است ! ) اگر خدا مي‌خواست ، ما و پدران ما مشرك نمي‌شديم ، و چيزي را ( از اشياء حلال بر خود ) تحريم نمي‌كرديم . كساني كه پيش از آنان بوده‌اند نيز همين گونه ( كه به تو دروغ مي‌گويند و تو را تكذيب مي‌دارند ، به پيغمبران ما دروغ مي‌گفتند و آنان را ) تكذيب مي‌نمودند تا ( سرانجام طعم ) عذاب ما را چشيدند ( و كيفر اعمال بد خود را ديدند ) . بگو : آيا دليل قاطعي ( و سند درستي براي رضايت خدا از شرك خود و تحريم چيزهاي حلال ، در دست ) داريد تا آن را به ما ارائه دهيد ؟ ! شما فقط از پندارهاي بي‌اساس پيروي مي‌كنيد و ( حجّت و برهاني بر گفتار و كردار خود نداريد . شما نه از روي علم و يقين ، بلكه ) از روي ظنّ و تخمين كار مي‌كنيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ » : آيا حجّت و برهان و سند درستي داريد ؟ نه نداريد . « تَخْرُصُونَ » : گزاف مي‌گوئيد . ناسنجيده عمل مي‌كنيد . دروغ مي‌گوئيد . از ماده ( خَرْص ) به معني : تخمين .‏


سوره أنعام آيه 149
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : خدا داراي دليل روشن و رسا است ( بر اين كه گفتار و كردارتان بي‌پايه و بي‌مايه است ، و شما اصلاً دليل قطعي بر صدق گفتار و درستي كردار خود نداريد در اين كه مي‌گوئيد : خدا به كفر و شرك ما راضي و به تحليل و تحريم ما خوشنود است ! آري ) اگر خدا مي‌خواست همگي شما را ( از راه اجبار به سوي حق و حقيقت ) هدايت مي‌نمود ( امّا هدايت اجباري بيسود است و راهيابي اختياري پسنديده و ستوده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ » : دليل رسائي كه به نهايتِ قوّت و استواري خود رسيده است . برهان گويا و روشن .‏
سوره أنعام آيه 150
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : گواهان خود را بياوريد كه گواهي مي‌دهند بر اين كه خداوند اين چيزها را حرام كرده است ( كه شما قائل به تحريم آنها هستيد ) . در صورتي كه ( حاضر آمدند و به دروغ ) گواهي دادند ، با آنان ( هم‌صدا مشو و ) گواهي مده . ( چرا كه دروغگويند و شايسته تصديق نيستند . ) و از هوي و هوس كساني پيروي مكن كه آيات ( قرآني و جهاني ) ما را تكذيب مي‌نمايند و به آخرت ايمان نمي‌آورند و براي پروردگار خود ( بتان و معبودهاي باطلي را ) همتا و همطراز مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هَلُمَّ » : بياوريد . اسم‌الفعل و مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « يَعْدِلُونَ » : معادل قرار مي‌دهند . شريك و انباز درست مي‌كنند . ( نگا : انعام / 1 ) .‏

سوره أنعام آيه 151
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : بيائيد چيزهائي را برايتان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است . اين كه هيچ چيزي را شريك خدا نكنيد ، و به پدر و مادر ( بدي نكنيد و بلكه تا آنجا كه ممكن است بديشان ) نيكي كنيد ، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي ( كنوني يا آينده ) مكشيد ( چرا كه ) ما به شما و ايشان روزي مي‌دهيم ( و روزي‌رسان همگان مائيم‌ ؛ نه شما ) ، و به گناهان كبيره ( از جمله زنا ) نزديك نشويد ، خواه ( آنها در وقت انجام براي مردم ) آشكار باشد و خواه پنهان ، و كسي را بدون حق ( قصاص و اجرا فرمان الهي ) مكشيد كه خداوند آن را حرام كرده است . اينها اموري هستند كه خدا به گونه مؤكّد شما را بدانها توصيه مي‌كند تا آنها را بفهميد و خردمندانه عمل كنيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَعَالَوْا » : بيائيد . « أَتْلُ » : بخوانم . بيان دارم . « إِمْلاق » : فقر و تنگدستي . بي‌چيزي و نداري . « الْفَوَاحِشَ » : گناهان كبيره . زنا . جمع‌آمدن در معني زنا براي مبالغه است يا به اعتبار تعدّد زناكاران يا نهي از انواع آن است . « مَا ظَهَرَ » : آنچه توسّط اندامها انجام مي‌پذيرد . مانند : كشتن . زنا . دزدي . « مَا بَطَنَ » : آنچه مربوط به دل باشد . مانند : حسد . سوءنيّت .‏

سوره أنعام آيه 152
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به مال يتيم جز به نحو احسن ( و بهترين راهي كه باعث حفظ و ازدياد آن گردد ) نزديك مشويد ( و بدين شيوه خداپسندانه ادامه دهيد ) تا آن گاه كه يتيم به رُشد كامل خود مي‌رسد ( و در آن هنگام به گونه شايسته مي‌تواند در مال خويش تصرّف كند . در اين وقت اموالش را به خودش تسليم كنيد ) ، و پيمانه و ترازو را به تمام و كمال و دادگرانه مراعات داريد و ( نه كم و زياد بدهيد و نه كم و زياد دريافت كنيد . در حدّ توانائي انساني خود در اين‌باره بكوشيد و بدانيد كه ) ما هيچ كسي را به انجام چيزي جز به اندازه تاب و توانش موظّف نمي‌سازيم . و هنگامي كه سخني ( در كار داوري يا گواهي و يا راجع به روايت و خبري ) گفتيد ، دادگري كنيد ( و از حق منحرف نشويد ) هر چند ( كسي كه سخن به نفع يا به زيان او گفته مي‌شود ) از خويشاوندان باشد . و به عهد و پيمان خدا ( كه براي انجام تكاليف از شما گرفته است ، و عهد و پيمان فيمابين خود درباره مسائل و مصالح مشروع ) وفا كنيد . اينها چيزهائي هستند كه خداوند شما را به رعايت آنها توصيه مي‌كند ، تا اين كه متذكّر شويد و پند گيريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِالَّتي‌ » : با خصلت يا خصالي كه . با كار يا كارهائي كه . « أَشُدَّ » : قوّت . مفرد است ، يا جمعي است كه داراي مفرد نمي‌باشد . مراد از ( أَشُدَّ ) رشد مذكور در ( نساء / 6 ) است . « أَوْفُوا » : به تمام و كمال بپردازيد . « عَهْدِ اللهِ » : پيمان خدا . مراد از آن ، همه چيزهائي است كه خداوند از بندگان خود خواسته است . همچنين همه عهدها و پيمانهائي است كه مردمان با يكديگر مي‌بندند . در اين صورت نسبت آن به خدا بدين سبب است كه خداوند به حفظ و وفاي بدان امر نموده است .‏

سوره أنعام آيه 153
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين راه ( كه من آن را برايتان ترسيم و بيان كردم ) راه مستقيم من است ( و منتهي به سعادت هر دو جهان مي‌گردد . پس ) از آن پيروي كنيد و از راههاي ( باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام ) پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا ( منحرف و ) پراكنده مي‌سازد . اينها چيزهائي است كه خداوند شما را بدان توصيه مي‌كند تا پرهيزگار شويد ( و از مخالفت با آنها بپرهيزيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُسْتَقِيماً » : حال است . « إِتَّبِعُوهُ » : در آن گام برداريد . بدان عمل كنيد .‏

سوره أنعام آيه 154
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بعد ( از بيان فرمانهاي دهگانه ، شما را باخبر مي‌سازم كه پروردگار مي‌فرمايد : ) ما كتاب ( تورات ) را براي موسي فرستاديم تا بر كسي كه ( امور ديني خود را خوب انجام دهد و ) نيكي و خوبي ورزد اتمام ( كرامت و نعمت ) باشد و بيانگر همه‌چيز ( از تعاليم لازم جهت بني‌اسرائيل ) بوده و ( آنان را به سوي راه راست ) هدايت و ( براي كساني كه از آن پيروي كنند ، مايه ) رحمت شود . بلكه ( در پرتو ارشادات و رهنمودهاي اين كتاب مقدّس ، بني‌اسرائيل ) به ملاقات با پروردگار خود ايمان بياورند ( و بدانند كه در روز قيامت براي حساب و كتاب در پيشگاه خدا حاضر خواهند شد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ثُمَّ » : سپس . در اينجا براي ترتيب زماني و عطف معني بر معني نيست . بلكه براي عطف خبر بر خبر است . مانند شعر زير : وَ لَقَدْ سادَ ثُمَّ سادَ أَبُوهُ‏

سوره أنعام آيه 155
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( قرآن ) كتاب مباركي است كه ما آن را فرو فرستاده‌ايم . پس از آن پيروي كنيد و ( از مخالفت با آن ) بپرهيزيد تا مورد رحم خدا قرار گيريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُبَارَكٌ » : پرخير و بركت . مشتمل بر فوائد ديني و دنيوي . صفت ( كِتابٌ ) است .‏

سوره أنعام آيه 156
‏متن آيه : ‏
‏ أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( آن را فرو فرستاده‌ايم ) تا نگوئيد كتاب ( آسماني ) تنها بر دو گروه ( يهود و نصاري ) پيش از ما فرو فرستاده شده است ، و ( ما اصلاً از آنها آگاهي نداشته‌ايم و ) از بحث و بررسي آنها بي‌خبر بوده‌ايم ( و لذا از انجام گناه و دوري از راه خدا معذوريم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَن تَقُولُوا » : تا نگوئيد . متعلّق به ( أَنزَلْنَاهُ ) است و تقدير چنين است : لِئَلاّ تَقُولُوا . « إِن كُنَّا » : ما بوده‌ايم . ( إِنْ ) مخفّف از مثقّله است و عمل نمي‌كند . « دِراسَة » : قرائت مكرّر . خواندن و فهم كردن ( نگا : آل‌عمران . 79 ، اعراف / 169 ، سبأ / 44 ) .‏

سوره أنعام آيه 157
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه بگوئيد : اگر كتابي بر ما نازل مي‌شد ، راه يافته‌تر ( و خوبتر و بهتر ) از آنان مي‌گشتيم . بيگمان از سوي پروردگارتان برايتان قرآني آمده است ( كه بيانگر حلال و حرام ) و راهنماي ( مردمان به سوي خير و صلاح دو جهان ) و رحمت ( خدا براي بندگان ) است . پس چه كسي ستمكارتر از كسي خواهد بود كه آيات ( قرآن ) خدا را تكذيب كند و بي‌دليل و بي‌جهت از آنها رويگردان شود ؟ كساني را كه از آيات ما رويگردان شوند بدترين عذاب خواهيم داد ، و سزاي رويگرداني ايشان را هرچه زودتر بدانان خواهيم رساند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَيِّنَةٌ » : دليل و برهان . در اينجا مراد قرآن است . « صَدَفَ عَنْ » : رويگردان و منصرف شد . رويگردان و منصرف كرد . « سُوءَ الْعَذَابِ » : بدترين و سخت‌ترين عذاب . اضافه صفت به موصوف است .‏

سوره أنعام آيه 158
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( دلائل متقن بر وجوب ايمان بيان گرديده‌است . پس چرا ايمان نمي‌آورند ؟ ) آيا انتظار دارند كه فرشتگان ( قبض ارواح ) به سراغشان بيايند ؟ يا اين كه پروردگارت ( خودش ) به سوي آنان بيايد ؟ يا پاره‌اي از نشانه‌هاي پروردگارت كه ( دالّ بر شروع رستاخيز باشد ) براي آنان نمودار شود ؟ روزي پاره‌اي از نشانه‌هاي پرودگارت فرا مي‌رسد ( و آنان را به ايمان اجباري وادار مي‌نمايد ) امّا ايمان آوردن افرادي كه قبل از آن ايمان نياورده‌اند ، يا اين كه با وجود داشتن ايمان ( كارهاي پسنديده نكرده‌اند و ) خيري نيندوخته‌اند ، سودي به حالشان نخواهد داشت . بگو : منتظر ( يكي از اين امور سه‌گانه ) باشيد و ما هم منتظر ( نتيجه وعده خدا درباره خود و وعيد او درباره شما ) هستيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَنظُرُونَ » : انتظار مي‌كشند . « أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ » : مراد آمدن فرشتگان قبض ارواح ( نگا : انعام / 93 ) ، يا آمدن فرشتگان به عنوان پيغمبراني براي مردم ( نگا : مؤمنون / 24 ) يا براي شهادت بر صدق رسالت پيغمبر است ( نگا : حجر / 7 ) . « يَأْتِيَ رَبُّكَ » : مراد صدور فرمان خدا درباره عذاب كافران ( نگا : توبه / 24 ، نحل / 33 ) يا حضور پيداكردن خدا - بنا به عقيده ايشان‌ - براي گواهي بر صدق رسالت پيغمبر يا براي ديدن ذات ذوالجلال ( نگا : بقره / 55 ، اسراء / 92 ) يا فرا رسيدن رستاخيز و حضور خدا در آن براي دادگاهي بندگان است ( نگا : يونس / 93 ) . « بَعْضُ ءَايَاتِ . . . » : از جمله چنين علاماتي كه ايمان و عمل صالح با ظهور آنها پذيرفته نيست : دم احتضار و هنگام خروج روح از بدن ، يا زماني كه انسان به مجازات و قصاص و عذاب عظيم خدا گرفتار مي‌آيد و در انتخابِ راهِ خوبي يا بدي از او سلب اختيار مي‌شود ، يا هنگام پديدار شدن علائم تخريب جهان و به هم‌خوردن شيرازه كون و مكان است . چرا كه در همه اين اوقات ايمان اضطراري و اجباري است . در صورتي كه زمان پذيرش ايمان و توبه و طاعت وقتي است كه انسان داراي اراده و اختيار بوده و فرصت انتخابِ كفر يا دين ، و انجام اعمالِ خير يا شر را داشته باشد . « أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً » : اين جمله عطف بر ( ءَامَنَتْ ) است و نفي متوجّه آن مي‌گردد و معني چنين است : يا مؤمن باشد و اعمال نيك انجام نداده باشد و كارهاي خداپسندانه نكرده باشد .‏

سوره أنعام آيه 159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه آئين ( يكتاپرستي راستين ) خود را پراكنده مي‌دارند ( و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند ) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند ( و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد ( و سزاي آنان را خواهد داد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌ها . « لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ » : تو اصلاً از آنان نيستي و مسؤول رستگاري يا زشتكاري ايشان نمي‌باشي و راه تو از راه آنان جدا است .‏

سوره أنعام آيه 160
‏متن آيه : ‏
‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هركس كار نيكي انجام دهد ( پاداش مضاعف ، دست‌كم از درياي جود و كرم خداوند معظّم ) ده برابر دارد ، و هركس كار بدي كند ، پادافره او ( به سبب عدل و داد يزدان ) جز هم‌سنگ و هم‌سان آن داده نمي‌شود و به ( اينان با افزايش كيفر ، و به آنان با كاهش پاداش از ) ايشان ظلم و ستم نمي‌گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَشْرُ أَمْثَالِهَا » : ده برابر . چندين برابر . برخي لفظ ( عَشْرُ ) را براي كثرت مي‌دانند ؛ نه حصر ( نگا : بقره / 245 ، زمر / 10 ) .‏

سوره أنعام آيه 161
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : بيگمان پروردگارم ( با وحي آسماني و نشان دادن آيات قرآني و گسترده جهاني ) مرا به راه راست رهنمود كرده است . و آن دين راست و استوار و پابرجا ، يعني دين ابراهيم است . همان كسي كه حقّگرا ( و از آئينهاي انحرافي محيط خود رويگردان ) بود و از زمره مشركان نبود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دِيناً » : بدل از محلّ ( إِلي صِرَاطٍ ) در معني است . چرا كه ( هَداني إِلي صِراطٍ ) و ( هَداني صِراطاً ) يكي است و در سوره فتح آيه دوم فرموده است : ( وَ يَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ) . يا مفعول فعل محذوفي‌است كه فعل مذكور ( هَداني ) دالّ بر آن است . مثل : هَدانِي ، أَعْطانِي ، أَعْرَفَنِي . « قِيَماً » : باارزش . پابرجا و ثابت و غيرقابل نسخ . راست و استوار . صفت است و مصدري است از ريشه ( قوم ) . « حَنِيفاً » : حقّگرا . مخلص . حال ابراهيم است .‏

سوره أنعام آيه 162
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است ( و اين است كه تنها خدا را پرستش مي‌كنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او مي‌اندازم و بر بذل مال و جان در راه يزدان مي‌كوشم و در اين راه مي‌ميرم ، تا حياتم ذخيره مماتم شود ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُسُك‌ » : عبادت . حجّ . قرباني . عطف ( نُسُك ) - اگر به معني مطلق عبادت باشد - بر ( صَلاة ) عطف عام بر خاصّ است . « مَحْيَا » : زندگي . زيستن . « مَمَاة‌ » : مرگ . مردن . « مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي » : مراد اعمال و اقوالي است كه مربوط و مقرون به زندگي و مرگ ، يعني كارهاي دنيا و آخرت است يا خود زيستن و مردن .‏

سوره أنعام آيه 163
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا را هيچ شريكي نيست ، و به همين دستور داده شده‌ام ، و من اوّلين مسلمان ( در ميان امت خود ، و مخلص‌ترين فرد در ميان همه انسانها براي خدا ) هستم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » : مراد نخستين مسلمان در ميان امّت محمّدي ، يا مخلص‌ترين و مطيع‌ترين كس در ميان تمام اهل جهان از آغاز تا پايان آن است .‏

سوره أنعام آيه 164
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كساني كه تو را همچون خود به شرك‌ورزي مي‌خوانند ) بگو : آيا ( سزاوار است كه ) پروردگاري جز خدا را بطلبم ( و معبودي جز او را پرستش بكنم ) و حال آن كه خدا پروردگار هر چيزي است‌ ؟ هيچ كسي جز براي خود كار نمي‌كند ، و هيچ كسي گناه ديگري را بر دوش نمي‌كشد . سرانجام همه شما به سوي خدا باز مي‌گرديد و شما را از آنچه در آن اختلاف مي‌ورزيد آگاه مي‌سازد ( و ميانتان درباره راه و روش و اديان و عقائدتان داوري مي‌كند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَبْغي‌ » : بطلبم . بجويم . « لا تَزِرُ » : برنمي‌دارد . كسي به گناه ديگري گرفتار نمي‌آيد و گناه او را به عهده نمي‌گيرد . « وازِرَةٌ » : حمل‌كننده . بردارنده . « وِزْر » : بار . مراد بَزَه و گناه و همچنين سزاي بَزَه و گناه است . « مَرْجِع‌ » : رجوع و بازگشت .‏

سوره أنعام آيه 165
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه شما را جانشينان ( ديگران براي آباداني جهان در كره ) زمين گردانيد ، و ( در استعدادهاي ذاتي و مواهب آسماني و اموال كسبي ) برخي را بر برخي ، درجاتي بالاتر برد ( و در كمال مادي و معنوي به نسبت استفاده شخص از اسباب و سنن يزدان و گسترده در پهنه جهان ، كساني را بيشتر از كساني ترقّي و تعالي داد ) تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد ( و در عمل مشخّص شود چه كسي به شرائع آسماني مؤمن يا كافر و در نعمتهاي خدادادي سپاسگزار و يا ناسپاس است ) . بيگمان پروردگارت زود رساننده عقاب ( به مخالفان ) است و او داراي مغفرت بيكران و رحمت فراوان ( در حق پشيمان‌شوندگان از گناهان و برگردندگان به آستان يزدان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« خَلآئِفَ » : جمع خليفه ، جانشينان . مراد جانشينان خدا در اجراي احكام و تنفيذ اراده او در امر آباداني و اداره كره زمين است‌ ؛ و يا مراد اين است كه هر گروهي جانشين گروه ديگري در اين زمين مي‌گردد و امانتداري او در مواهب مادي و معنوي و اجرا قوانين دين الهي مورد آزمايش قرار مي‌گيرد .‏


سوره أنعام آيه 55
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين چنين ( روشن و آشكار ) آيات ( قرآني و دلائل جهاني ) را توضيح مي‌دهيم ، تا راه ( نادرست ) گناهكاران ( از راه درست مؤمنان ) پيدا و نمودار شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُفَصِّلُ » : از هم جدا مي‌سازيم . نمودار و آشكار مي‌كنيم . توضيح و تبيين مي‌نمائيم . « وَ لِتَسْتَبِينَ » : تا اين كه روشن و هويدا شود . واو حرف عطف است و فعل ( لِتَسْتَبِينَ ) را بر فعل مقدّري مانند ( لِيَفْهَمُوا ) عطف مي‌كند . تقدير چنين است : لِيَفْهَمُوا وَ لِتَسْتَبينَ . « سَبِيلُ » : راه . اين واژه به صورت مذكّر و مؤنّث به كار مي‌رود .‏

سوره أنعام آيه 56
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : من نهي شده‌ام از اين كه پرستش كنم آنهائي را كه سواي خدا به فرياد مي‌خوانيد ( و عبادتشان مي‌نمائيد ) . بگو : من از هوي و هوسهاي شما پيروي نمي‌كنم ، كه ( اگر چنين كنم ، همچون شما ) در آن وقت گمراه مي‌شوم و از زمره راه‌يافتگان نخواهم بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُهِيتُ » : نهي شده‌ام . بازداشته شده‌ام . « أَهْوَآءَ » : خواستهاي ناروا و آرزوهاي پوچ .‏

سوره أنعام آيه 57
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : من بر شريعت واضحي هستم كه از سوي پروردگارم نازل شده است و شما قرآن را تكذيب مي‌كنيد ( كه در برگيرنده شريعت غرّا و آشكارا است . بدانيد عذاب و كيفري ) كه در ( نزول و وقوع ) آن شتاب مي‌ورزيد در قدرت من نيست . فرمان جز در دست خدا نيست . خدا به دنبال حق مي‌رود ( و كارهايش برابر حكمت انجام مي‌شود . لذا اگر خواست عذاب واقع مي‌گردد و اگر نخواست عذاب واقع نمي‌شود ) و او بهترين ( قاضي ميان من و شما و ) جدا كننده ( حق از باطل ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَيِّنَةٍ » : دليل . شريعت . مراد قرآن است . « كَذَّبْتُم بِهِ » : آن را تكذيب مي‌كنيد . ضمير ( ه ) به ( بيّنه ) برمي‌گردد و مذكّر آوردن آن به خاطر معنيِ مراد است كه قرآن است . « يَقُصُّ الْحَقَّ » : حق را مي‌گويد . حق را از باطل جدا مي‌سازد . از حق پيروي مي‌كند . « الْفَاصِلِينَ » : جداسازندگان . داوري‌كنندگان . روشنگران .‏

سوره أنعام آيه 58
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : اگر آنچه كه در وقوع آن ( كه عذاب خدا است و از روي استهزاء ) شتاب مي‌ورزيد ، در قدرت من بود ( در وقوع آن شتاب مي‌كردم و از شر شما خلاص مي‌شدم و ) كار من با شما پايان مي‌پذيرفت ، وليكن ( كار در دست خدا است و ) خدا آگاه‌تر از ( هر كسي بدان چيزي است كه در دنيا يا آخرت در خور ) ستمكاران است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَقُضِيَ الأمْرُ » : كار خاتمه مي‌پذيرفت . كار يكسره مي‌شد و فيصله پيدا مي‌كرد .‏

سوره أنعام آيه 59
‏متن آيه : ‏
‏ وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏گنجينه‌هاي غيب و كليد آنها در دست خدا است و كسي جز او از آنها آگاه نيست . و خداوند از آنچه در خشكي و دريا است آگاه است . و هيچ برگي ( از گياهي و درختي ) فرو نمي‌افتد مگر اين كه از آن خبردار است . و هيچ دانه‌اي در تاريكيهاي ( درون ) زمين ، و هيچ‌چيز تر و يا خشكي نيست كه فرو افتد ، مگر اين كه ( خدا از آن آگاه ، و در علم خدا پيدا است و ) در لوح محفوظ ضبط و ثبت است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَفَاتِح‌ » : جمع مَفْتَح ، گنجينه‌ها ، جمع مِفْتَح ، كليدها . « وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ . . . » . حرف ( مِنْ ) زائد است و واژه ( وَرَقَةٍ ) در موضع رفع و فاعل ( تَسْقُطُ ) است ، و واژه‌هاي ( حَبَّة ، رَطب ، يابِسٍ ) عطف بر آن هستند ( نگا : سبأ / 3 ) . « رَطَب » : تر . « يَابِسٍ » : خشك . « كِتَابٍ مُّبِينٍ » : علم خدا . لوح محفوظ .‏

سوره أنعام آيه 60
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه در شب شما را مي‌ميراند و در روز شما را برمي انگيزاند و او مي‌داند كه در روز ( كه زمان عمده جنب و جوش و تلاش و كوشش است ) چه مي‌كنيد و چه فراچنگ مي‌آوريد ( و اين مرگ و زندگيِ خواب و بيداري نام ، پيوسته ادامه دارد ) تا مهلت معيّن ( زندگي هركس با فرا رسيدن مرگ او ) بسر آيد . سپس ( در روز رستاخيز همگان ) به سوي خدا برمي‌گرديد و آن گاه شما را بدانچه ( از خوب و بد در دنيا ) مي‌كرديد باخبر مي‌گرداند ( و پاداش و پادافره اعمال را به صاحبان آنها مي‌رساند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَتَوَفَّاكُمْ » : شما را مي‌ميراند . مراد از ميراندن در اينجا خواباندن است ( نگا : زمر / 42 ) . « جَرَحْتُمْ » : فراچنگ آورديد . انجام داديد . گناه ورزيديد . « يَبْعَثُكُمْ » : شما را زنده مي‌گرداند . مراد از زنده‌گرداندن در اينجا بيداركردن است ( نگا : زمر / 42 ) . « لِيُقْضَِي‌ » : تا اين كه پايان داده شود ( نگا : بقره / 200 ) . تا اين كه به اتمام رسانده شود ( نگا : طه / 114 ) تا آن گاه كه مقدّر شود ( نگا : سبأ / 14 ) . « أَجَلٌ مُّسَمّيً » : مدّت معيّن . مراد پايان زندگي يا مدّت زندگاني است ( نگا : انعام / 2 ) . « مَرْجِعُكُمْ » : رجوع و برگشت شما .‏

سوره أنعام آيه 61
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خداوند بر بندگان خود كاملاً چيره است . او مراقباني ( از فرشتگان را براي حسابرسي و نگارش اعمال شما ) بر شما مي‌فرستد و مي‌گمارد ( و آنان به كار خود با دقّت تمام تا دم مرگِ يكايك شما ، مشغول مي‌گردند ) و چون مرگ يكي از شما فرا رسيد ، فرستادگان ما ( از ميان فرشتگان ديگر به سراغ او مي‌آيند و ) جان او را مي‌گيرند ، و ( فرشتگان گروه اوّل و فرشتگان گروه دوم هيچ كدام در مأموريّت خود ) كوتاهي نمي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ هُوَ الْقَاهِرُ . . . » : ( نگا : انعام / 18 ) . « حَفَظَةً » : جمع حافظ ، مراقبان . مراد فرشتگان ( الكِرام الْكاتِبون ) است ( نگا : زخرف / 80 ، انفطار / 10 و 11 ) . « رُسُلُنَا » : فرستادگان ما . مراد فرشتگان همدست مَلَك‌الْموت است ( نگا : سجده / 11 ) . « وَهُمْ لا يُفَرِّطُونَ » : وحال آن كه آنان كوتاهي نمي‌كنند . اين جمله مي‌تواند حال ( رُسُلُنا ) يا ( حَفَظَةً و رُسُلُنا ) باشد ؛ چرا كه در كارِ حفظ و توفّي كوتاهي نمي‌كنند .‏

سوره أنعام آيه 62
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سپس ( همه مردگان در روز قيامت زنده مي‌گردند و ) به سوي خدا ، يعني سَرور حقيقي ايشان برگردانده مي‌شوند . هان ! ( بدانيد كه در چنين روزي ) فرمان و داوري از آن خدا است و بس ، و او سريعترينِ حسابگران است ( و در كوتاه‌ترين مدّت به حساب يكايك خلائق مي‌رسد و پاداش و پادافره آنان را مي‌دهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رُدُّوا » : برگردانده شدند . « مَوْلَيا » : سَرور . مالك . متصرّف . واژه ( مَوْلَيا ) مجرور است و بدل ( اللهِ ) است . و واژه ( الْحَقِّ ) صفت ( مَوْلَيا ) است . « الْحُكْمُ » : فرمان . داوري . « الْحَاسِبِينَ » : حسابگران . حسابرسان .‏

سوره أنعام آيه 63
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : چه كسي شما را از اهوال و شدائد خشكي و دريا رهائي مي‌بخشد ، در آن حال كه ( دشواريها و گرفتاريهاي بزرگ به شما رو مي‌كند و ) او را فروتنانه عَلَني و نهاني به فرياد مي‌خوانيد ( و مي‌گوئيد : ) اگر خدا ما را از اين اهوال برهاند ، سوگند مي‌خوريم كه از سپاسگزاران ( نعمت و فضيلت او ) باشيم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« ظُلُمَات‌ » : تاريكيها . مراد اهوال و شدائد است . « تَدْعُونَهُ » : او را به فرياد مي‌خوانيد . اين جمله حال ضمير ( كُمْ ) در فعل ( يُنَجِّيكُمْ ) مي‌باشد . « تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً » : آشكارا و پنهان . مفعول مطلق يا منصوب به نزع خافضند ، و يا اين كه حال بوده و به معني مُعْلِنينَ وَ مُسِرّينَ مي‌باشد .‏

سوره أنعام آيه 64
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : خدا شما را از آن ( اهوال و شدائد ) و از هر غم و اندوهي مي‌رهاند . سپس ( با اين وجود براي او ) شما شريك و انباز مي‌سازيد ! ( شريك و انبازي كه مي‌دانيد كاري از دست آنها ساخته نيست ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَرْبٍ » : غم و اندوه .‏

سوره أنعام آيه 65
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : خدا مي‌تواند كه عذاب بزرگي از بالاي سرتان و يا از زير پاهايتان بر شما بگمارد ( و شما را دچار بلاهاي آسماني و بمبارانهاي هوائي يا بلاهاي زميني همچون زلزله‌ها و آتشفشانيها و انفجارهاي مينها و ديگر موادّ منفجره جنگها سازد ) و يا اين كه كار را بر شما به هم آميزد ( و در نتيجه حقيقت امر بر شما مشتبه شود ) و دسته‌دسته و پراكنده گرديد ( و جنگها در ميانتان برپا گرداند ) و برخي از شما را به جان برخي ديگر اندازد و گرفتار همديگر سازد . بنگر كه چگونه آيات ( قرآني و دلائل جهاني خود ) را بيان و روشن مي‌گردانيم تا بلكه ( بينديشند و به خود بازگردند و حقيقت را ) بفهمند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَبْعَثَ » : بفرستد . برانگيزد . « يَلْبِسَكُمْ » : شما را به هم اندازد . شما را گروه گروه و دسته دسته سازد . كار را بر شما مشوّش و آميخته كند . شما را داراي خواستها و آرزوهاي مختلف و متناقض كند . « شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌ها . حال ضمير ( كُمْ ) يا مفعول مطلق ( يَلْبِسَ ) از غير لفظ خود مي‌باشد . « بَأْسَ » : جنگ . عذاب .‏

سوره أنعام آيه 66
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏قوم تو ( يعني قريش و مردمان مكّه قرآن را باور نمي‌دارند و ) آن را تكذيب مي‌نمايند ، و حال آن كه قرآن حق است ( و جاي تكذيب كردن ندارد ) . بگو : من حافظ و مسلّط بر شما نيستم ( و مأمور بررسي اعمال و مجازات شما نمي‌باشم و بلكه سر و كارتان با خدا است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَسْتُ عَلَيْكُم بِوَكيلٍ » : حافظ شما و مسؤول كردار و رفتارتان نمي‌باشم .‏

سوره أنعام آيه 67
‏متن آيه : ‏
‏ لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هر خبري ( كه خداوند در قرآن بيان كرده است ) موعد خود دارد ( و در هنگام مقرّر و جاي معيّن تحقّق مي‌پذيرد ) و ( صدق اين اخبار را به هنگام وقوع ) خواهيد دانست ( و خواهيد ديد به چه عذابي گرفتار مي‌آئيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَبَأٍ » : خبر . « مُسْتَقَرٌّ » : مكان استقرار و هنگام وقوع . مكان استقرار و جايگاه وقوع .‏

سوره أنعام آيه 68
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هرگاه ديدي كساني به تمسخر و طعن در آيات ( قرآنيِ ) ما مي‌پردازند ، از آنان روي بگردان ( و مجلس ايشان را ترك كن و با آنان منشين ) تا آن گاه كه به سخن ديگري مي‌پردازند . اگر شيطان ( چنين فرماني را ) از ياد تو برد ( و دستور الهي را فراموش كردي ) ، پس از به خاطر آوردن ( و ياد كردن فرمان ، از پيش ايشان برخيز و ) با قوم ستمكار منشين .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَخُوضُونَ » : فرو مي‌روند . ياوه‌سرائي مي‌كنند . در اينجا مراد تمسخر قرآن و استهزاء دين و ايمان است ( نگا : نساء 140 و انعام / 70 ) . « امَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ » : اگر اهريمن آن را از ياد تو برد . در اينجا هر چند روي سخن به پيغمبر است ، ولي در حقيقت منظور پيروان او است . نسيان پيغمبران در اموري بوده است كه مربوط به كار تبليغ احكام دين و مقام رسالت نبوده و بلكه غفلت در موضوعات عادي از قبيل سهو در نماز بوده است و چنين فراموشي و غفلتي موجب اضاعه فريضه‌اي يا تحريم حلال و تحليل حرام نگشته است ( نگا : كهف / 63 و 73 ، يوسف / 42 ) . « الذِّكْرَيا » : به ياد آوردن . متوجّه شدن . تذكّر .‏

سوره أنعام آيه 69
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كمترين چيزي از حساب آنان ( كه درباره قرآن ياوه‌سرائي مي‌كنند ) به حساب پرهيزگاران گرفته نمي‌شود وليكن ( بايد پرهيزگاران نشست و برخاستشان با چنين بزهكاراني براي پند و اندرز و ) تذكّر و ارشاد باشد ، تا اين كه ( از بيهوده‌گوئي دست بردارند و از عذاب خدا خويشتن را به دور داشته و ) پرهيزگاري كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْرَيا » : پند و اندرزدادن . تذكير و ارشاد . مرفوع است و مبتداي مؤخّر است : عَلَيْهِمْ ذِكْرَيا . يا منصوب است و مفعول مطلق فعل محذوف : عَلَيْهِمْ أَن يُذَكِّرُوهُمْ تَذْكِيراً .‏

سوره أنعام آيه 70
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني را ترك كن كه آئين ( فطري و آسماني ) خود را به بازي و شوخي گرفته‌اند و زندگي دنيا آنان را گول زده است ( و آخرت را از يادشان برده است ) . و به آن ( زمزمه جاويدان قرآن ، پيوسته ايشان را ) پند و اندرز بده ( و بدانان بگو كه در روز قيامت ) هركسي در گرو اعمالي است كه انجام داده است و مسؤول چيزهائي است كه فراچنگ آورده است ، و بجز خدا براي ايشان يار و ياوري و ميانجي و واسطه‌اي نيست ( تا مردمان را از عذاب دوزخ برهاند و به بهشت وارد گرداند ) . و اگر چنين كسي هرگونه فديه و تاواني ( كه تو مي‌داني ، براي نجات خود ) بپردازد ، از او دريافت نمي‌گردد ( و پذيرفته نمي‌شود ) . آنان كساني هستند كه گرفتار اعمالي شده‌اند كه كرده‌اند ( و به زندان چيزهائي دربندند كه فراچنگ آورده‌اند ) . براي آنان به سبب كفري كه مي‌ورزيده‌اند ، نوشيدني بسيار داغ و عذاب بس دردناكي است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذَرْ » : ترك كن . رها كن . از ماده ( وذر ) . « غَرَّتْهُمْ » : گولشان زده است . فريبشان داده است . « ذَكِّرْ بِهِ » : بدان پند ده . مردمان را به قرآن راهنمائي و ارشاد كن . « أَن تُبْسَلَ » : تا دچار هلاكت نشود . تا هلاك نگردد . اين كه مرهون و محبوس شود . جمله مفعول لَهُ است و تقدير چنين است : لِئَلاّ تُبْسَلَ ؛ مَخَافَةَ أَن تُبْسَلَ ؛ يا اين كه مفعولٌ‌بِهِ فعل ( ذَكِّرْ ) است . واژه ( تُبْسَلَ ) از ماده ( بَسْل ) به معني حبس ، و هلاك است . « تَعْدِلْ » : فديه دهد . تاوان و عوض دهد . « عَدْل‌ » : فديه . عوض . قيمت . « أُبْسِلُوا بِمَا » : در گروِ چيزي هستند كه . گرفتار چيزي هستند كه . هلاك مي‌گردند به سبب چيزي كه . به زندان دوزخ گرفتار مي‌آيند به سبب چيزي كه . « شَرَابٌ » : نوشيدني . نوشابه . « حَمِيمٍ » : آب داغ . آب بسيار گرم .‏

سوره أنعام آيه 71
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : آيا چيزي غير از خدا را بخوانيم ( و عبادت و پرستش كنيم ) كه نه سودي به حال ما دارد و نه زياني‌ ؟ و آيا پس از آن كه خداوند ما را هدايت بخشيده است ( و به سوي خود رهنمون كرده است ) به عقب بازگشت كنيم ( و از ايمان دست بكشيم و ديگر بار به كفر برگرديم‌ ؟ و ) بسان كسي ( باشيم و كنيم ) كه شياطين او را در زمين ( بيابانهاي برهوت ) ويلان و سرگردان به دنبال خود كشند ، و دوستاني داشته باشد كه او را به راه راست خوانند و به سوي خود فرياد دارند ( امّا او بديشان گوش نكند و به دنبال شياطين رود و گمراه‌تر و گمراه‌تر شود ؟ ) بگو : هدايت خداوند ، هدايت است و ( بجز اسلام ، ضلالت است ، و از سوي خدا ) به ما دستور داده شده است كه فرمانبردار پروردگار جهانيان باشيم ( و منقاد او شويم و به فرمان او رويم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَنَدْعُو » : آيا به فرياد خوانيم‌ ؟ آيا پرستش نمائيم‌ ؟ در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي به دنبال دارد . « إِسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ » : شياطين او را وادار به رفتن و شتاب ورزيدن كنند . شياطين او را سرگردان و ويلان كنند . شياطين او را از راه به در برند و در جهان آواره و دربه در كنند . فعل ( إِسْتَهْوَتْ ) از ماده ( هوي ) است ، به معني : رفتن . گمراه شدن . فرو افتادن . « حَيْرَانَ » : آواره و سرگردان . حال ضمير ( هُ ) است و به دليل وصفيّت غيرمنصرف بوده و مؤنّث آن ( حَيْري ) است . « لِنُسْلِمَ » : اين است كه تسليم و منقاد شويم .‏

سوره أنعام آيه 72
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( از سوي خدا به ما دستور داده شده است ) اين كه نماز را به گونه شايسته بخوانيد و از خدا بترسيد و ( اوامر او را اجرا كنيد ؛ چه ) او است كه در پيشگاهش گردآورده مي‌شويد ( و حساب و كتاب پس مي‌دهيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ أَنْ أَقِيمُوا . . . » : اين جمله عطف بر ( أُمِرْنَا لِنُسْلِمَ ) است ، و تقدير چنين است : أُمِرْنا ِلاَنْ نُسْلِمَ وَ ِلاَنْ نُقيمَ .‏

سوره أنعام آيه 73
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او آن كسي است كه آسمانها و زمين را به حق آفريده است ( و آنها را بيهوده نيافريده است و بلكه از روي حكمت و هدف ساخته است ) و هر وقت ( اراده خدا بر پيدايش چيزي قرار گيرد ، بدان ) مي‌گويد : باش ! پس مي‌شود . سخن او حق است ( و فرمان او شدني ) و مالكيّت ( مطلق و تصرّف همه‌جانبه ) از آن او است ، در آن روزي كه ( براي اعلان رستاخيز ) در صور دميده شود . داناي آشكار و پنهان است ( و در كار او گذشته و حال و آينده يكسان است . او آگاه از همه چيزهائي است كه نهان از حواسّ و ابصار ، يا قابل رؤيت در ليل و نهار است ) و او حكيم ( در كردار و ) آگاه ( از احوال انسان ، و مطّلع از بواطن و ظواهر جهان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِالْحَقِّ » : به حق نه باطل و بيهوده . آفرينش همه موجودات به اندازه و از روي آگاهي و برابر حكمت انجام گرفته است‌ ؛ نه از روي تصادف و بيهوده و عبث ( نگا : دخان / 38 و 39 ، مؤمنون / 115 و 116 ، آل‌عمران / 191 ) . « يَوْمَ يَقُولُ . . . » : روزي كه مي‌گويد . در اينجا مراد از روز ، وقت و زمان است . « الصُّورِ » : بوق . طرز و نوع صور و چگونگي دميدن در آن جزو غيب است . « الْغَيْبِ » : آنچه نهان از ديدگان و به دور از دائره علم و نيروي روح مردمان است . « الشَّهَادَةِ » : آنچه آشكار و محسوس و ديدني و فهميدني است و علم بشر بدان احاطه پيدا مي‌كند ، و يا روح آدمي بدان دسترسي مي‌يابد .‏

سوره أنعام آيه 74
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَاماً آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( براي مردمان بيان كن چيزهائي را كه رخ داد ) بدان گاه كه ابراهيم به پدر خود آزر گفت : آيا بتهائي را به خدائي مي‌گيري ! ! ( مگر زشت نيست كه انسان عاقل ، سنگهاي بي‌جان را پرستش و عبادت كند و در برابر تراشيده‌هاي دست خود كرنش برد ؟ ! ) . به حقيقت من تو را و قوم تو را در گمراهي آشكار ( و به دور از راه پروردگار ) مي‌بينم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أبِيهِ ءَازَرَ » : پدرش كه آزر نام داشت ( نگا : مريم / 41 - 45 ، توبه / 114 ، انبياء / 52 ، شعراء / 70 ، زخرف / 26 ، ممتحنه / 4 ) . برخي واژه ( أَب ) را كنايه از عمو مي‌دانند ، همان گونه كه در سوره بقره آيه 133 آباء به معني اجداد به كار رفته است . واژه ( ءَازَرَ ) عطف بيان است . « أَصْنَاماً » : جمع صنم . بتها . « ءَالِهَةً » : جمع إِله ، خدايان . مفعول دوم فعل ( تَتَّخِذُ ) است .‏

سوره أنعام آيه 75
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و همان گونه ( كه گمراهي قوم ابراهيم را در امر پرستش بتها به او نموديم ، بارها و بارها نيز ) مُلك عظيم آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ، تا از زمره باورمندان راستين شود ( و بر راستاي خداشناسي رود ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُرِي‌ » : نشان مي‌دهيم . در اينجا به معني : نشان مي‌داديم . از مصدر ( إرائه ) باب افعال . « مَلَكُوتَ » : ملك عظيم . وزن ( فَعَلوت ) براي مبالغه به كار مي‌رود . مانند : ( رحَمُوت ) : رحمت فراوان . ( رَهَبُوت ) : رهبت شديد و هراس زياد . « وَلِيَكُونَ » : تا باشد . برخي حرف واو را زائد دانسته و برخي ( لِيَكُونَ ) را عطف بر فعل محذوفي شمرده‌اند و تقدير را چنين دانسته‌اند : لِيَسْتَدِلَّ وَ لِيَكُونَ .‏

سوره أنعام آيه 76
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَباً قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( از جمله ) هنگامي كه شب او را در برگرفت ( و تاريكي شب همه‌جا را پوشاند ) ستاره‌اي ( درخشان به نام مشتري يا زهره ) را ديد ( بر سبيل فرض و إرخاءالْعِنان ) گفت : اين پروردگار من است ! امّا هنگامي كه غروب كرد ( براي ابطال عقيده ستاره‌پرستان موجود در آن محيط ) گفت : من غروب‌كنندگان را دوست نمي‌دارم ( و به عبادت چيزهاي تغييرپذير و زوال‌پذير نمي‌گرايم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّ عَلَيْهِ » : او را فرا گرفت . « اَفَلَ » : غروب كرد . « اْلآفِلِينَ » : غروب‌كنندگان .‏

سوره أنعام آيه 77
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغاً قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه ماه را در حال طلوع ( در كرانه افق ) ديد ( باز هم بر سبيل فرض و ارخاءالعنان ) گفت : اين پروردگار من است ! ولي هنگامي كه ( آن هم ) غروب كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا راهنمائي نكند ، بدون شكّ از زمره قوم گمراه ( و جمعيّت سرگشته در وادي كفر و ضلال ) خواهم بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَازِغاً » : طلوع‌كنان . حال ( قَمَر ) است .‏

سوره أنعام آيه 78
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه خورشيد را در حال طلوع ( در كرانه افق ) ديد ( دوباره بر سبيل فرض و ارخاءالعنان ) گفت : اين پروردگار من است ( چرا كه ) اين بزرگتر ( از ستاره و ماه ) است ! امّا هنگامي كه غروب كرد ، گفت : اي قوم من ! بيگمان من از آنچه انباز خدا مي‌كنيد بيزارم ( و تنها رو به خدا مي‌دارم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هذا » : اين . ذكر ( هذا ) به صورت مذكّر بدين سبب است كه مُشَارٌإِلَيْه ( شَيْء ) يا ( طالِع ) است . يعني : هذا الشَّيْءُ . هذَا الطّالِعُ . « هذا رَبِّي‌ » : اين جمله در هر سه آيه مي‌تواند به صورت استفهام انكاري خوانده شود . يعني : هذا رَبّي‌ ؟ ! آيا اين خداي من است‌ ؟ ! ممكن نيست .‏

سوره أنعام آيه 79
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان من رو به سوي كسي مي‌كنم كه آسمانها و زمين را آفريده است ، و من ( از هر راهي جز راه او ) به كنارم و از زمره مشركان نيستم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَجْهِيَ » : رويم را . مراد از روكردنِ رو ، قصد پرستش و انجام عبادت است . « فَطَرَ » : آفريده است . پديدار كرده است . « حَنيفاً » : حقّگراي بركنار از اديان باطله و عقائد منحرفه . اين واژه حال فاعل ضمير ( تُ ) در فعل ( وَجَّهْتُ ) است ( نگا : بقره / 135 ) .‏

سوره أنعام آيه 80
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( با وجود اين ) قوم ابراهيم با او به ستيزه پرداختند ( و وي را از خشم خدايان خود ترساندند . ابراهيم ) گفت : آيا شما را سزد كه درباره خدا با من بستيزيد ، و حال آن كه مرا ( خداوند با دلائل روشن به سوي حق راهنمائي كرده و ) هدايت بخشيده است‌ ؟ من از آن چيزهائي كه انباز خدا مي‌كنيد نمي‌ترسم ( چرا كه مي‌دانم از سوي آنها و از جانب كسي زياني به من نمي‌رسد ) امّا اگر خدا بخواهد ضرر و زيان ( به كسي برسد ، بيگمان بدو ) مي‌رسد . دانش پروردگارم همه‌چيز را در برگرفته است ( و خداي من از هر چيز آگاه است ، ولي خدايان شما از چيزي آگاهي ندارند ) . آيا يادآور نمي‌شويد ( و از خواب غفلت بيدار نمي‌گرديد و متوجّه نيستيد كه چيزهاي عاجز و درمانده مستحقّ پرستش نمي‌باشند ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَآجَّهُ » : با او مجادله كردند ( نگا : انبياء / 51 - 70 و شعراء / 69 - 82 ) . « لآ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ » : از چيزي كه آن را انباز خدا مي‌كنيد نمي‌ترسم . يعني من هرگز از بتهاي شما نمي‌ترسم ، زيرا آنها قدرتي ندارند كه به كسي زياني برسانند . « إِلاّ أَن يَشآءَ رَبِّي شَيْئاً » : مگر آن چيزي كه خدا بخواهد . ليكن اگر خدا بخواهد زياني به كسي برساند مي‌تواند . واژه ( شَيْئاً ) مفعولٌ‌به است و يا مفعول مطلق است و به جاي ( مَشيئَةً ) به كار رفته است و تقدير چنين است : إِلاّ أَن يَشآءَ مَشِيئَةً . « عِلْماً » : تمييز است .‏

سوره أنعام آيه 81
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چگونه من از چيزي كه ( بي‌جان است و بت نام دارد و از روي ناداني ) آن را انباز ( خدا ) مي‌سازيد مي‌ترسم‌ ؟ و حال آن كه شما از اين نمي‌ترسيد كه براي خداوند ( جهان كه همه كائنات گواه بر يگانگي او است ) چيزي را انباز مي‌سازيد كه خداوند دليلي بر ( حقّانيّت پرستش ) آن براي شما نفرستاده است‌ ؟ پس كدام يك از دو گروه ( بت‌پرست و خداپرست ) شايسته‌تر به امن و امان ( و نترسيدن از مجازات يزدان ) است ، اگر مي‌دانيد ( كه درست كدام و نادرست كدام است ) ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« سُلْطَاناً » : دليل . برهان . « الْفَرِيقَيْنِ » : دو گروه . « أَحَقُّ » : شايسته‌تر . درخورتر . « الأمْنِ » : امنيّت . آرامش .‏

سوره أنعام آيه 82
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني كه ايمان آورده باشند و ايمان خود را با شرك ( پرستش چيزي با خدا ) نياميخته باشند ، امن و امان ايشان را سزا است ، و آنان راه‌يافتگان ( راه حق و حقيقت ) هستند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَلْبِسُوا » : آميخته نكرده‌اند . « ظُلْم‌ » : شرك ( نگا : لقمان / 13 ) . « لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ » : مراد اين كه همراه ايمان به خدا ، در برابر ديگران نيز كرنش نمي‌برند و براي آنها قرباني و نذر نمي‌كنند و جلب منافع و دفع بلايا نمي‌خواهند و . . . ( نگا : يوسف / 106 ، عنكبوت / 61 - 65 ، زمر / 3 ) .‏

سوره أنعام آيه 83
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اينها دلائل ما بود كه آنها را به ابراهيم عطاء كرديم ( تا ) در برابر قوم خود ( به كارشان گيرد ، و غروب ستارگان و خورشيد و ماه را دليل بر الوهيّت و وحدانيّت ما داند . او با همين دلائلِ كَوْني بر آنان پيروز شد و برتري يافت ، و اين سنّت ما است كه با علم و حكمت ) هر كس را بخواهيم او را درجاتي بالا مي‌بريم . ( اي پيغمبر ! ) پروردگار تو حكيم ( است و هر چيزي را در جاي خود قرار مي‌دهد و به جاي خود مي‌كند ، و ) آگاه است ( و مي‌داند چه كسي مستحقّ رفعت است و چه كسي مستوجب ذلّت ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تِلْكَ » : اين حُجَجِ باهره‌ي گذشته كه ابراهيم از آنها سود جست .‏

سوره أنعام آيه 84
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحاً هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( فرزند اسحاق ) را عطاء نموديم ( و افتخار اين دو تن هم تنها در جنبه پيغمبرزادگي نبود ، بلكه مانند پدرشان ) آن دو را ( به سوي حقيقت و خوبي ) رهنمود كرديم . پيشتر نيز نوح را ( دستگيري و به سوي حق و نيكي ) ارشاد نموديم . و از نژاد نوح ( هم كساني همچون ) داود ، سليمان ، ايّوب ، يوسف ، موسي و هارون را ( قبلاً هدايت و ارشاد كرديم ) و همان گونه ( كه ابراهيم و همه اين پيغمبران را پاداش داديم ) محسنان را ( نيز بدانچه مستحقّ باشند ) پاداش مي‌دهيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَلاًّ » و « نُوحاً » : منصوب به فعلهاي ( هَدَيْنا ) هستند . « مِنْ ذُرِّيَّتِهِ » : از تبار و نژاد او . برخي مرجع ضمير ( ه ) را ابراهيم و برخي نوح مي‌دانند .‏

سوره أنعام آيه 85
‏متن آيه : ‏
‏ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و زكريّا ، يحيي ، عيسي ، و الياس را ( نيز هدايت داديم و ) همه آنان از زمره صالحان ( و بندگان شايسته ما ) بودند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« زَكَرِيَّا » : عطف بر ( هَارُونَ ) است .‏

سوره أنعام آيه 86
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطاً وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اسماعيل ، اليَسَع ، يونس ، و لوط را ( نيز رهنمود كرديم ) و هر كدام ( از اينان ) را بر جهانيان ( زمان خود ) برتري داديم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كُلاًّ » : هر كدام . منصوب به ( فَضَّلْنَا ) است .‏

سوره أنعام آيه 87
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و از ميان پدران و فرزندان و برادرانشان ( گروه زيادي را رهنمود نموديم و ) آنان را برگزيديم و به راه راست ارشاد كرديم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إجْتَبَيْنَاهُمْ » : آنان را برگزيديم و براي رسالت خويش گلچين كرديم .‏

سوره أنعام آيه 88
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( توفيق بزرگي كه چنين شايستگان و برگزيدگاني بدان نائل آمدند ) توفيق خدائي است و خداوند هر كس از بندگانش را بخواهد بدان نائل مي‌سازد . اگر ( اين چنين شايستگاني - چه رسد به ديگران‌ - ) شرك مي‌ورزيدند ، هر آنچه مي‌كردند هدر مي‌رفت ( و اعمال خيرشان ضائع مي‌شد و خرمن طاعتشان به آتش شرك مي‌سوخت ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَبِطَ » : باطل و پوچ گرديد . بيهوده و بي‌نتيجه ماند . هدر رفت و ضائع شد .‏

سوره أنعام آيه 89
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه كتاب ( آسماني ) و حكمت ( ربّاني ) و نبوّت ( يزداني ) بديشان داديم . اگر ( اين مشركان مكّه و كافران معاصر تو ) نسبت بدان ( سه چيز ) كفر ورزند ( مهمّ نيست . زيرا ) ما كساني را عهده‌دار ( حفظ و سودبردن از ) آن ( سه چيز ) مي‌سازيم كه نسبت بدان كفر نمي‌ورزند ( و بلكه همچون اهل مدينه به جان در راه آن مي‌كوشند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حُكْم‌ » : حكمت ، و آن شناخت اسرار شريعت و قراردادن هر چيز در جاي خود و انجام كارها در جاي مناسب است . دانش و بينش سودمند . قضاوت و داوري . « هؤُلآءِ » : اينان . مراد اهل مكّه و ديگر كافران هم‌عصر پيغمبر و همه كساني است كه همچون ايشان باشند . « قَوْماً لَيْسُوا . . . » : منظور اهل مدينه و انصار و همه كساني است كه طريق ايشان جويند و راه آنان پويند . « وَكَّلْنَا بِهَا » : عهده‌دار حفظ و بهره‌مند شدن از آن كرديم .‏

سوره أنعام آيه 90
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه خداوند ايشان را هدايت داده است ( و توفيق رسيدن به راه حق و نيكي عطاء نموده است ) پس از هدايت ايشان پيروي كن ( و به راه ايشان برو . اي پيغمبر ! همان گونه كه اين پيغمبران به پيروان خود گفته‌اند ، تو نيز به پيروان خود ) بگو : من در برابر ( تبليغ رسالت آسماني و ابلاغ فرمان يزداني ) پاداش و مزدي از شما نمي‌طلبم . اين قرآن ( كه تبليغ آن وظيفه من است ) چيزي جز يادآوري و اندرز براي جهانيان نيست .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِقْتَدِهْ » : اقتداء كن . پيروي كن . دنباله‌روي كن . حرف ( هْ ) در آخر آن ، هاء سكته است ( نگا : حاقّه / 19 و 20 و 25 و 26 و 29 ) . عربها اين حرف را به واژه اضافه مي‌كنند اگر بخواهند بر آن سكوت كنند و بايستند . « فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ » : از هدايت ايشان پيروي و به راه آنان برو . مراد پيروي رسول از اصول دين و فضائل اخلاقي اين بزرگان است‌ ؛ نه پيروي از فروع و قوانيني كه قابل نسخ هستند . « ذِكْرَيا » : يادآوري و اندرز . تذكير و ارشاد . اين مصدر مي‌تواند به جاي اسم فاعل ، يعني ( مذكّر ) گرفته شود و معني : يادآوري كننده و اندرز دهنده داشته باشد .‏

سوره أنعام آيه 91
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُوراً وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيراً وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كافران ، خدا ( و رحمت و حكمت او ) را چنان كه بايد نشناخته‌اند ، وقتي كه مي‌گويند : خداوند هيچ چيزي بر هيچ كسي فرو نفرستاده است ( و انساني را به پيغمبري برنگزيده است ! اي پيغمبر ! به مشركان و يهودياني كه با آنان هم‌رأي و هم‌صدا مي‌گردند ، ) بگو : چه كسي كتابي را نازل كرده است كه موسي آن را براي مردم آورده است و نوري ( رخشا ) و هدايتي ( راهنما ) بوده است‌ ؟ ( شما اي يهوديان ! ) آن را در كاغذهاي ( پراكنده و صفحات جداگانه ) مي نويسيد و آن قسمت را ( كه به مصلحت شما است و با آرزوهايتان مي‌خواند ) نشان مي‌دهيد ، و بسياري از آن را ( كه شما را وادار به تصديق قرآن و ايمان به نبوّت محمّد مي‌دارد ) پنهان مي‌كنيد . و به شما ( اي يهوديان ! توسّط اين قرآن ، از آئين يزدان و هدايت خداي منّان ) چيزهائي آموخته شده است كه شما و پدران شما از آن باخبر نبوده‌ايد . ( در پاسخِ پيشين ايشان ) بگو : خدا ( اين قرآن را نازل كرده است ) و بگذار در باطل ( و ياوه‌سرائي ) خود ( فرو روند و ) به بازيچه پردازند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا قَدَرُوا اللهَ » : چنان كه بايد منزلت و عظمت خدا را نشناخته‌اند . به گونه لازم به قدر و شأن خدا پي نبرده‌اند . « نُوراً وَ هُديً » : مُنوِّر و هادي . پرتوانداز و راهنما . حال ( الْكِتَابَ ) يا ضمير ( ه ) در ( جَآءَ بِهِ ) است . « قَرَاطِيسَ » : جمع قِرْطاس ، كاغذ پاره ، صفحاتي كه در آن كتابت و نگارش انجام گيرد ، اعم از كاغذ و غيره . « عُلِّمْتُم مَّا . . . » : آنچه توسّط قرآن به شما ياد داده شده است ( نگا : مائده / 15 و نمل / 76 ) . « قُلِ اللهُ » : واژه مبارك ( اللهُ ) فاعل فعل مقدّر يا مبتداي خبر محذوفي است . يعني : أَنزَلَهُ اللهُ . أَللهُ أَنزَلَهُ . « ذَرْ » : ترك كن . رها كن . بگذار . از ماده ( وذر ) . « خَوْض‌ » : فرو رفتن در باطل مراد است .‏

سوره أنعام آيه 92
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( قرآن ) كتابي است كه ما آن را فرو فرستاده‌ايم ( همان گونه كه تورات را قبلاً فرو فرستاده‌ايم ) . پرخير و بركت است ( و تا به قيامت ماندگار مي‌ماند ) . تصديق‌كننده همه كتابهاي ( آسماني از قبيل تورات و انجيل ) است كه پيش از آن نازل شده‌اند . ( آن را فرو فرستاده‌ايم ) تا با آن ( اهل ) مكّه و كسان دور و بر آن ( يعني همه مردمان جهان ) را ( از خشم خدا ) بترساني . كساني كه به آخرت ايمان دارند بدان ايمان مي‌آورند ( چرا كه اميد به ثواب و هراس از عقاب ايشان را بدين امر وا مي‌دارد . و هم بدان سبب ) آنان بر ( اداي به موقع و به گونه شايسته ) نماز خود ، محافظت مي‌ورزند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُبَارَكٌ » : پرخير و بركت . دراز آهنگ و ديرپاي . « مَا بَيْنَ يَدَيْهِ » : مراد همه كتابهاي آسماني پيش از قرآن است . « أُمَّ الْقُرَيا » : مراد مكّه است كه از هر سو مسلمانان رو بدان مي‌دارند و به سوي آن نماز مي‌خوانند . « مَنْ حَوْلَهَا » : كساني كه در پيرامون مكّه در همه اقطار زمين زندگي كرده و مي‌كنند ( نگا : انعام / 19 و 90 ، فرقان / 1 ، سبأ / 28 ) .‏

سوره أنعام آيه 93
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چه كسي ستمكارتر است از كسي كه دروغي بر خدا ببندد ( و بگويد كه كتابي بر كسي نازل نشده است . يا اين كه بگويد : خدا را فرزند و انباز است ) يا اين كه بگويد : به من وحي شده است ، و بدو اصلاً وحي نشده باشد ( از قبيل : مُسَيْلمه كذّاب و أَسْوَد عَنسي و طُلَيْحه أَسَدي . ) و يا كسي كه بگويد : من هم همانند آنچه خدا ( بر محمّد ) نازل كرده است خواهم آورد ! ( چرا كه قرآن افسانه‌هاي گذشتگان است و شعري بيش نيست ، اگر بخواهم مثل آن را مي‌گويم و مي‌سرايم ! ) . اگر ( حال همه ستمگران ، از جمله اين ) ستمكاران را ببيني ( و بداني كه چه وضع نابهنجار و دور از گفتاري دارند ) در آن هنگام كه در شدائد مرگ فرو رفته‌اند و فرشتگان دستهاي خود را ( به سوي آنان ) دراز كرده‌اند ( و بر بناگوششان تپانچه و بر پشتشان تازيانه مي‌زنند و بديشان مي‌گويند : اگر مي‌توانيد از اين عذاب الهي ) خويشتن را برهانيد . اين زمان به سبب دروغهائي كه بر خدا مي‌بستيد و از ( پذيرش ) آيات او سرپيچي مي‌كرديد ، عذاب خواركننده‌اي مي‌بينيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إفْتَرَيا » : سرهم كرد . به هم بافت . « لَوْ تَرَيا » : اگر مي‌ديدي . اگر مي‌دانستي . « غَمَرَاتِ » : جمع غَمْرَة ، شدائد . « أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمْ » : جان بدهيد . قالب تهي كنيد . خويشتن را برهانيد . خود را از اين عذاب به در كشيد . « أَلْيَوْمَ » : امروز . مراد زمان است كه هنگام جان كندن است و سرآغاز عذاب آخرت مي‌باشد ؛ و يا منظور روز قيامت است . « الْهُونِ » : ذلّت و خواري . در اينجا به معني پست‌كننده و خواركننده است . « تَسْتَكْبِرُونَ » : خويشتن را بزرگتر از آن مي‌ديديد كه آيات خدا را بپذيريد . از روي دشمنانگي خود را فراتر مي‌گرفتيد از اين كه .‏

سوره أنعام آيه 94
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( روز رستاخيز پروردگار به مردم مي‌فرمايد : اكنون ) شما تك و تنها ( و به دور از خويشان و ياران و مال دنيا ، حيات دوباره يافته‌ايد و براي حساب و كتاب ، يك‌يك و لخت و عور ) به سوي ما برگشته‌ايد ؛ همان گونه كه روز نخست شما را آفريديم ( و برهنه و عريان و بدون هيچ گونه توشه و توان ، به صحنه جهان گسيل داشتيم ) و هرچه به شما داده بوديم ، از خود به جاي گذاشته‌ايد ( و دست خالي بدينجا آمده‌ايد ) و ميانجيگراني را با شما نمي‌بينيم كه گمان مي‌برديد ( در نزد خدا به ياريتان مي‌شتابند و ) آنان در خودِ ( پرستش و عبادت ) شما شريك ( و سهيم با خدا ) هستند ! ديگر پيوند شما گسيخته است ( و روابط خويشي و دوستي و پدري و فرزندي و فرمانبري و فرماندهي پاك بريده است و تمام پندارها و تكيه‌گاهها ) و چيزهائي كه گمان مي‌برديد ( كه كاري از آنها ساخته است ) از ( ديد ) شما گم و ناپديد گشته است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فُرَادَيا » : جمع فَرْد يا فَريد ، يك‌يك . تك و تنها . بريده و جداي از ياران و بتان و اموال و اولاد . حال ضمير ( و ) است . « خَوَّلْنَاكُمْ » : به شما داده‌ايم . بهره شما كرده‌ايم . « شُفَعَآءَ » : ميانجيگران . مراد اشخاص و چيزهائي است كه در بزرگ‌داشتشان مي‌كوشيدند و به نامشان قرباني مي‌كردند و برايشان نذر و نذور مي‌نمودند ، تا در پيشگاه خدا براي آنان شفاعت كنند و ايشان را به خدا نزديك گردانند . ( نگا : انعام / 136 ، يونس / 18 ، زمر / 43 ) . « زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَآءُ » : گمان مي‌برديد كه آنان در اداره امور و پرورش نفوس شما با خدا شريك و سهيمند ، و لذا مستحق عبادت و پرستش مي‌باشند . « تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ » : ميانتان جدائي افتاد . فاعل ( تَقَطَّعَ ) از سياق كلام مفهوم است كه ( ما ) است . تقدير چنين است : تَقَطَّعَ ما بَيْنَكُمْ مِنَ الرَّوابِطِ .‏

سوره أنعام آيه 95
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين خدا است كه دانه و هسته را مي‌شكافد ( و گياه و درخت از آنها مي‌روياند . همو است كه ) زنده را از مرده ، و مرده را از زنده بيرون مي‌آورد ( از قبيل آفريدن انسان از خاك ، و توليد شير از حيوان ) . اين ( چنين قادر توانائي ) خداي شما است . پس چگونه ( پس از اين بيان ، از عبادت يزدان به عبادت ديگران مي‌گرائيد ، و از حق ) منحرف مي‌شويد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَالِقُ » : شكافنده . پديدآورنده . « الْحَبِّ » : دانه . « النَّوَيا » : هسته . « مُخْرِجُ » : بيرون آورنده . « أَنَّيا » : چگونه‌ ؟ « تُؤْفَكُونَ » : منصرف و منحرف مي‌گرديد . برگردانده مي‌شويد .‏

سوره أنعام آيه 96
‏متن آيه : ‏
‏ فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او است كه صبح ( سيمين را از شب قيرين ) پديدار ساخته است ( تا زندگان براي كسب معاش به تلاش ايستند ) و شب را مايه آرامش ( و آسايش جسم و جان ، ) و خورشيد و ماه را وسيله حساب ( مردمان در امور روزمرّه عبادي و تجاري خود ) كرده است . اين ( نظم بديع و نظام استوار ) سنجش دقيق و تدبير محكّم ( دادار متعالي است كه ) چيره ( بر جهان و ) آگاه ( از همه چيز آن ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الإِصْبَاحِ » : صبح . بامداد . مصدري است كه بامداد بدان نامگذاري شده است . « حُسْبَاناً » : شمارش . حساب . همچون كُفران و شكران ، مصدر ثلاثي مجرّد است . « تَقْدِير » : اندازه‌گيري . سنجش . تدبير استوار .‏

سوره أنعام آيه 97
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او آن كسي است كه ستارگان را براي شما آفريده است تا ( در شبهاي سفر ) در تاريكيهاي خشكي و دريا بدانها رهنمود شويد . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشته‌ايم كه ( معاني آيات قرآني و نشانه‌هاي جهاني را ) مي‌دانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلَ » : آفريده است . « فَصَّلْنَا » : بيان داشته‌ايم . روشن ساخته‌ايم .‏

سوره أنعام آيه 26
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان ( ديگران را ) از قرآن باز مي‌دارند و خود نيز از آن دوري مي‌گزينند ( و لذا نه خودشان از قرآن سود مي‌برند و نه مي‌گذارند مردم از آن سود ببرند ! به سبب چنين كاري ) آنان جز خويشتن را هلاك نمي‌نمايند ( و تنها خودشان زيان مي‌بينند ) ولي ( زشتي عمل خود و فرجام بد آن را ) درك نمي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَنْهَوْنَ » باز مي‌دارند . « يَنْأَوْنَ » : دوري مي‌گزينند .‏

سوره أنعام آيه 27
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر تو ( اي محمّد ! ) آنان را مشاهده كني بدان گاه كه ايشان را ( در كنار ) آتش دوزخ نگاه مي‌دارند ( و هراس جهنّم ايشان را برداشته است ، منظره‌هاي وحشت‌انگيزي را مي‌بيني و سخنهاي شگفت‌انگيزي را مي‌شنوي ! ) آنان مي‌گويند : اي كاش ! ( براي نجات از اين سرنوشت شوم ، بار ديگر ) به دنيا برمي‌گشتيم و ( در آنجا ديگر ) آيات پروردگارمان را تكذيب نمي‌كرديم و از زمره مؤمنان مي‌شديم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ لَوْ تَرَيا‌ » : اگر ببيني . جواب ( لَوْ ) محذوف است و تقدير چنين است : لَرَأَيْتَ مَا لا يُحِيطُ بِهِ نِطَاقَُ التَّعْبيرِ . « وُقِفُوا » : نگاه داشته شده‌اند . « نُرَدُّ » : برگردانده شويم .‏

سوره أنعام آيه 28
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين تمنّا ، آرزوي دروغيني بيش نيست ) بلكه ( به خاطر آن است كه در آن جهان ، عيوب ) كارهائي كه قبلاً ( در اين دنيا انجام مي‌داده‌اند و از خود و ديگران ) پنهان مي‌كرده‌اند ، براي آنان آشكار گشته است . اگر هم ( به فرض محال به دنيا ) برگردانده شوند ، به سراغ همان چيزي مي‌روند كه از آن نهي شده‌اند . ايشان ( در وعده ايمان ) دروغگويند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَلْ » : بلكه . حرفي است كه براي ابطال ماقبل به كار مي‌رود . « بَدَا » : آشكار شد . « مَا كَانُوا يُخْفُونَ » : آنچه را كه پنهان مي‌كردند . مراد از آن ، عيبها و زشتيهائي است كه مي‌كرده‌اند . يا مراد اعتقاد به خدا و پيغمبران و حقائق ديگر است كه در دل مخفي مي‌داشتند و وجدان و مردم را فريب مي‌دادند و بر فطرت خويش سرپوش مي‌گذاشتند . ولي به هنگام مشاهده صحنه‌هاي رستاخيز از كرده خود پشيمان شده‌اند ( نگا : عنكبوت / 65 ) .‏

سوره أنعام آيه 29
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آنان ( اگر هم به دنيا برگردند ، ديگرباره ) مي‌گويند : زندگي تنها همين زندگي دنياي ما است و ما هرگز برانگيخته نمي‌شويم ( و قيامت و دوزخ و بهشتي در ميان نيست ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَالُوا » : يعني مشركان قبلاً در دنيا مي‌گفتند ؛ يا اين كه اگر هم به دنيا برگردند مي‌گويند . « إِنْ هِيَ » : ( إِنْ ) به معني نيست ، و ( هِيَ ) به معني او كه مراد حيات دنيا است . « حَيَاتُنَا الدُّنْيَا » : زندگي نزديك‌تر ما . مراد زندگي اين جهان است كه مقابل زندگي آن جهان است . « الدُّنْيَا » : مؤنّث ( أَدْني ) است به معني اقرب يعني نزديكتر . « مَبْعُوثِينَ » : برانگيخته‌شدگان . زنده‌شدگان .‏

سوره أنعام آيه 30
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر آنان را ببيني بدان هنگام كه در پيشگاه ( دادگاه عدل ) پروردگارشان نگاه داشته شده‌اند ( خواهي ديد كه چه حال بد و وضع تباهي دارند ، و خداوند بديشان ) مي‌گويد : آيا اين ( چيزهائي را كه مي‌بينيد و دامنگيرتان است ) حق نيست‌ ؟ ! مي‌گويند : آري به پروردگارمان سوگند ! ( حق است . آن گاه خداوند باز بديشان ) مي‌گويد : پس به سبب كفري كه مي‌ورزيديد عذاب ( دوزخ ) را بچشيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيا رَبِّهِمْ » : در پيشگاه دادگاه پروردگارشان . مضاف محذوف است و تقدير چنين است : عَليا قَضآءِ وَ جَزآءِ رَبِّهِمْ . « بَلَيا » : ( نگا : بقره / 81 ) . « بِمَا » : به سبب . در عوض . در مقابل . به همان چيزي كه . واژه ( ما ) مي‌تواند مصدريّه يا موصول باشد ، ولي مصدريّه بهتر است .‏

سوره أنعام آيه 31
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً آنان كه ملاقات با خدا را دروغ مي‌پندارند ( و حساب و كتاب و مجازات و مكافات آخرت را باور نمي‌دارند و به انكار خود ادامه مي‌دهند ) تا آن گاه كه ناگهان قيامت فرا مي‌رسد ، زيان مي‌بينند ( و در هنگامه رستاخيز سخت پشيمان مي‌شوند و ) مي‌گويند : افسوسا و دريغا ! ( چرا غافل بوديم و ) در دنيا كوتاهي كرديم و ( توشه و زاد آخرت را تهيّه ننموديم . آنان در آن روز بار ) گناهان را بر دوش خود مي‌كشند . هان ! چه بد چيزي بر دوش مي‌كشند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« لِقَآءِ » : ملاقات . ديدار . مصدر باب مفاعله است . « السَّاعَةُ » : روز قيامت ( نگا : روم / 55 ، لقمان / 34 ) . دم مرگ . چرا كه پيغمبر فرموده است : مَن مَّاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُهُ . « بَغْتَةً » : ناگهاني . سرزده . مصدر است و حال فاعل فعل ( جَآءَتْهُمْ ) يا مفعول ( هُمْ ) مي‌باشد . « فِيهَا » : در آن . مرجع ( ها ) مي‌تواند دنيا ، يا السَّاعَةُ ، و يا ( مَا ) به معني اعمال باشد . معني چنين مي‌شود : در دنيا ، درباره قيامت ، در انجام اعمال . « أَوْزَار » : جمع وِزْر ، بارهاي سنگين . گناهان . در اينجا به معني گناهان است كه به بارهاي سنگين تشبيه شده است . « أَلا » : هان ! حرفي است كه براي آگاه‌كردن شنونده از مابعد خود به كار مي‌رود . « يَزِرُونَ » : حمل مي‌كنند . برمي‌دارند .‏

سوره أنعام آيه 32
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏زندگي دنيا ( كه كافران تنها آن را زندگي مي‌دانند ) سرگرمي و بازيچه‌اي بيش نيست ، و سراي آخرت ( جهان حقيقي است و ) براي پرهيزگاران بهتر ( از اين جهان فاني ) است . آيا ( اين امر بديهي را ) نمي‌فهميد ( و سود و زيان خود را نمي‌دانيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَعِبٌ » : بازي . كاري كه انجام‌دهنده ، مقصودش از آن جلب نفع يا دفع شرّ نمي‌باشد . « لَهْوٌ » : سرگرمي . كاري كه انسان را به خود مشغول دارد و او را از انجام امور مهمّ غافل سازد .‏

سوره أنعام آيه 33
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) ما مي‌دانيم كه آنچه ( كفّار مكّه ) مي‌گويند تو را غمگين مي‌سازد . ( ناراحت مباش ) چرا كه آنان ( از ته دل به صدق تو ايمان دارند و در حقيقت ) تو را تكذيب نمي‌كنند . بلكه ستمكاران ( چون ايشان ، از روي عناد ) آيات خدا را انكار مي‌نمايند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِئَايَاتِ اللهِ يَجْحَدُونَ » : آيات خدا را از روي عناد انكار مي‌كنند . مصدر اين فعل جحود است كه عبارت از اين است كه انسان چيزي را كه از دل بدان ايمان دارد با زبان تكذيب كند ( نگا : انعام / 20 ، نمل / 14 ) . حرف باء متعلّق به ( يَجْحَدُونَ ) است و تقديم جار و مجرور بر آن به خاطر رعايت رؤوس آيه‌ها است .‏

سوره أنعام آيه 34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پيغمبران فراواني پيش از تو تكذيب شده‌اند ( و مورد اذيّت و آزار قرار گرفته‌اند ) و در برابر تكذيبها ( و اذيّت و آزارها ) شكيبائي كرده‌اند ( و بر عقيده خود ماندگار مانده‌اند و سنگر را خالي نكرده‌اند ) و اذيّت و آزار شده‌اند ( و گرفتاريها و شكنجه‌ها را تحمّل كرده‌اند ) تا ياري ما ايشان را دريافته است ( و در مبارزه حق و باطل پيروز شده‌اند . تو نيز چنين باش . اين سخن خداوند است و مبتني بر وعده پيروزي است ) و هيچ‌چيز نمي‌تواند سخنان خدا را دگرگون سازد . به تو اخبار و سرگذشت پيغمبران رسيده است ( و مي‌داني كه رسالت با شدائد همراه است و سرانجام سختيها پيروزي در دنيا و آن گاه جَنَّةُ‌الْمَأْوي است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أُوذُوا » : اذيّت شده‌اند . « مبدّل » : تغييردهنده . دگرگون كننده . در اينجا مراد تغيير دهنده وعده پيروزي خدا به پيغمبران است ( نگا : غافر / 51 ) . « كلماتِ » : سخنان . احكام و شرائع . سُنَن . « نَبَأ » : خبر . مراد قصص و سرگذشت است .‏

سوره أنعام آيه 35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر روگرداني ايشان از ( دعوت ) تو براي تو سخت و سنگين است ، چنان كه مي‌تواني ( جهت اقناع آنان راهي پيدا كني و مثلاً ) نقبي در زمين بزني و يا نردباني به سوي آسمان بگذاري ( و اعماق زمين و بالاي آسمانها را بگردي ) و دليلي براي ( ايمان آوردن ) ايشان بياوري ( چنين كن . امّا بدان كه اين لجوجان تو را تصديق نمي‌كنند و ايمان نمي‌آورند ) . ولي اگر خدا بخواهد آنان را ( قهراً و جبراً ) بر هدايت جمع خواهد كرد ( و ايمان را بديشان تلقين خواهد نمود . امّا هدايت اجباري و ايمان زوركي چه سودي دارد ؟ لذا ايشان را به خود وا مي‌گذارد تا با اراده و اختيار خود اگر خواستند ايمان بياورند و اگر نخواستند ايمان نياورند ) . پس از زمره كساني مباش كه ( حكم خدا و سنّت او را درباره مردم ) نمي‌دانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَبُرَ عَلَيْكَ » : براي تو سخت و دشوار است . براي تو سنگين است . « إِعْرَاضُ » : روگرداني . دوري . « نَفَقاً » : نقب . دالان . دهليز . « سُلَّماً » : نردبان . « ءَايَةٍ‌ » : دليل . معجزه حسي ، همچون معجزات موسي و عيسي . « الْجَاهِلِينَ » : ناآشنايان . مراد از جهل در اينجا ضدّ علم است و منظور جهلي است كه انسان در آن معذور است . از قبيل جهل به حكمت و مشيّت خدا .‏

سوره أنعام آيه 36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏تنها كساني ( دعوت تو را ) مي‌پذيرند كه گوش شنوا دارند ( و از روي تدبير و تفكّر سخنان را مي‌شنوند . امّا اينان مردگان زنده‌نما هستند ) و خداوند مردگان ( چون ايشان را به هنگام رستاخيز از گورها ) برمي انگيزد . و پس از زنده‌شدن به سوي او برگردانده مي‌شوند ( و مورد بازخواست قرار مي‌گيرند و سزا و جزاي خود را مي‌بينند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَسْتَجِيبُ » : اجابت مي‌كند . مي‌پذيرد . « يَسْمَعُونَ » : مي‌شنوند . مي‌فهمند . « الْمَوْتَيا » : جمع ميّت ، مردگان . مراد مردگان معنوي است‌ ؛ نه مردگان جسماني . « يَبْعَثُهُمْ » : آنان را زنده مي‌كند .‏

سوره أنعام آيه 37
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( آنان از روي تمسخر ) مي‌گويند : چرا دليل مادي و معجزه‌اي از سوي پروردگارش بر او نازل نمي‌گردد ( تا گواه بر صدق دعوت او باشد ؟ ! ) بگو : خداوند مي‌تواند ( هرگونه ) دليل و معجزه‌اي نازل كند ، ولي آنان نمي‌دانند ( كه برابر سنّت الهي اگر به درخواست ايشان پاسخ گفته شود و ايمان نياورند نابود مي‌گردند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةً » : دليل حسي . معجزه . « لا يَعْلَمُونَ » : حكمت انزال آيات را نمي‌دانند و متوجّه نيستند كه برابر سنّت خدا تكذيب مشاهده عيان مايه هلاك آنان مي‌گردد ( نگا : انعام / 8 ) .‏

سوره أنعام آيه 38
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( يكي از دلائل قوي قدرت خدا و حكمت و رحمتش اين است كه او همه چيز را آفريده است ) و هيچ جنبنده‌اي در زمين و هيچ پرنده‌اي كه با دو بال خود پرواز مي‌كند وجود ندارد مگر اين كه گروههائي همچون شمايند ( و هر يك داراي خصائص و مميّزات و نظام حيات خاصّ خود مي‌باشند ) . در كتاب ( كائنات ) هيچ چيز را فروگذار نكرده‌ايم ( و همه‌چيز را ضبط و به همه چيز پرداخته‌ايم . بگذار تكذيب‌كنندگان هرچه مي‌خواهند بكنند ) پس ( از گذشت اين چند روزه زندگي دنيوي ) آنان ( همراه همه گروهها و دسته‌هاي حيوانات موجود ) در پيشگاه پروردگارشان جمع‌آورده مي‌شوند ( و به حساب و كتابشان مي‌رسيم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دَآبَّةٍ » : جنبنده . حيوان . « طَآئِرٍ » : پرنده . « يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ » : با دو بال خود مي‌پرد . ذكر اين قيد براي تأكيد است . همان گونه كه مي‌گوئيم : با گوشهايمان شنيديم . با چشمهايمان ديديم . « أُمَمٌ » : ملّتها . گروههائي كه داراي صفات و خصائص و طبائع مميّزه باشند . « مَا فَرَّطْنا » : كوتاهي نكرده‌ايم . غفلت نورزيده‌ايم . فروگذار نكرده‌ايم . « الْكِتَابِ » : لوح محفوظ ، كه نمي‌دانيم چيست ( نگا : انعام / 59 ، يس / 12 ، بروج / 22 ) . جهان هستي ، كه كتاب ديدني خدا است . قرآن ، كه كتاب خواندني خدا است و تمام اموري كه مردم براي تربيت و هدايت بدان نياز دارند و همه چيزهائي كه از احكام اسلامي و مسائل اخلاقي بايد بدانند ، در آن به گونه مجمل يا مفصّل وجود دارد . علم خدا .‏

سوره أنعام آيه 39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان كه آيات ( جهاني و قرآني ) ما را تكذيب مي‌دارند ( و از حواسّ خود براي شناخت حق سود نمي‌برند و هرگز حق نمي‌شنوند و حق نمي‌گويند ، گوئي ) كرانند و لالانند و در تاريكيها ( ي گوناگون كفر و جهل و تعصّب و تقليد ) قرار دارند . خداوند ( برابر نظم و نظام و قوانين و سنني كه دارد ) هر كه را بخواهد گمراه مي‌سازد ، و هر كه را بخواهد بر جاده مستقيم ( ايمان ) قرار مي‌دهد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« صُمٌّ » : كران . « بُكْمٌ » : لالان . « مَن يَشَإِ اللهُ . . . » : هر كس كه داراي قصد بد و سوء نيّت باشد ، خدا او را به حال خود رها مي‌سازد تا سرگشته شود و سپس به دوزخ رود ، و هر كس كه داراي قصد خوب و نيّت پاك باشد ، خدا او را هدايت مي‌بخشد و در راه راست رهنمودش مي‌نمايد و سرانجام بهشت را بدو عطاء مي‌فرمايد .‏

سوره أنعام آيه 40
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : به من بگوئيد كه اگر عذاب خدا شما را فرا گيرد ( همان گونه كه قبلاً ملّتهاي پيشين را فرا گرفته است ) يا اين كه قيامت شما ( با فرا رسيدن مرگتان و يا از هم پاشيدن جهان ) فراز آيد ، آيا ( براي نجات از عذاب دنيوي يا اخروي ) غير خدا را به ياري مي‌طلبيد ؟ ( و اگر بطلبيد سودي به شما مي‌رسانند و شما را مي‌رهانند ؟ ! ) اگر شما راستگوئيد ( در اين كه بتها و انبازها سودي براي شما دارند و پرستش را سزاوارند ؟ ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَرَأَيْتَكُمْ » : مراد عربها از چنين تركيب و شيوه‌اي اين است كه : آيا هيچ فكر كرده‌ايد كه‌ ؟ مرا خبر دهيد كه آيا ؟ مرا آگاه سازيد كه آيا ؟ ( نگا : اسراء / 62 ) . « السَّاعَةُ » : قيامت . هنگام مرگ .‏

سوره أنعام آيه 41
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( نه ، در وقت رخدادهاي بزرگ ، و در هنگامه رستاخيز به كسي جز خدا متوسّل نمي‌شويد و پناه نمي‌بريد و ) بلكه تنها خدا را به ياري مي‌طلبيد ، و او اگر خواست آن چيزي را برطرف مي‌سازد كه وي را براي رفع آن به فرياد مي‌خوانيد ، و ( ديگر آن روز ) چيزهائي را كه ( امروز ) شريك خدا مي‌سازيد فراموش مي‌نمائيد ( و از خاطر مي‌زدائيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَدْعُونَ » : فرا مي‌خوانيد . استمداد مي‌جوئيد . « تَنسَوْنَ » : فراموش مي‌كنيد . از ياد مي‌بريد .‏

سوره أنعام آيه 42
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ناراحت مباش كه پيغمبران زيادي را ) ما به سوي ملّتهائي كه پيش از تو بوده‌اند گسيل داشته‌ايم ( و هنگامي كه علم طغيان برافراشته و سرپيچي ورزيده‌اند ) آنان را به سختيها و زيانها گرفتار و به شدائد و بلايا دچار ساخته‌ايم تا بلكه خشوع و خضوع نمايند ( و توبه كنند و به سوي خداي خود برگردند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْبَأْسَآءِ » : بلا و مصيبت خارج از جسم شخص ، مانند : تنگدستي ، زيان مالي ، مرگ فرزندان . « الضَّرَّآءِ » : بلا و مصيبت مربوط به جسم شخص . مانند : بيماري ، رنجوري ، غم و اندوه . « يَتَضَرَّعُونَ » : خشوع و خضوع كنند . فروتني و فرمانبرداري كنند . توبه و انابت كنند .‏

سوره أنعام آيه 43
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان چرا نبايد هنگامي كه به عذاب ما گرفتار مي‌آيند ، خشوع و خضوع كنند ( و بيدار شوند و اندرز گيرند و با تضرّع و زاري دست دعا به سوي باري بلند كنند و آمرزش خواهند ؟ ) ولي دلهايشان سخت شده است و ( نرود ميخ آهنين بر سنگ ! و علاوه از قساوت قلب ) اهريمن ( هم ) اعمالي را كه انجام مي‌دهند برايشان آراسته و پيراسته است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَأْس‌ » : قوّت و شدّت . در اينجا مراد عذاب است ( نگا : انعام / 147 ، اعراف / 98 ) . « قَسَتْ » : قساوت پيدا كرد . سخت و سنگين شد .‏

سوره أنعام آيه 44
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه آنان فراموش كردند آنچه را كه بدان متذكّر و متّعظ شده بودند ( و آزمون ناداري و بيماري كارگر نيفتاد ، آزمون ديگري جهت بيداري ايشان به كار برديم و ) درهاي همه چيز ( از نعمتها ) را به رويشان گشوديم تا آن گاه كه ( كاملاً در فراخي نعمت غوطه‌ور شدند و ) بدانچه بديشان داده شد ، شاد و مسرور گشتند ( و باده ثروت و قدرت ايشان را گرفت و سرمست و مغرور شدند و ناشكري كردند و ) ما به ناگاه ايشان را بگرفتيم ( و به عذاب خود مبتلا كرديم ) و آنان مأيوس و متحيّر ماندند ( و به سوي نجات راه نبردند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا ذُكِّرُوا بِهِ » : آنچه بدان پند و اندرز داده شدند كه بَأْسَآء در اموال و ضَرَّآء در ابدان بود . « مُبْلِسُونَ » : نااميدان و سرگشتگان و غمگينان .‏

سوره أنعام آيه 45
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( بدين ترتيب ) نسل ستمكاران ريشه‌كن شد ، و ستايش تنها پروردگار جهانيان را سزا است ( كه با نقمت و نعمت مردمان را تربيت مي‌كند ، و روي زمين را از فساد ظالمان پاك مي‌سازد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دَابِرُ » : تابع . خلف . قطْعِ دابر ، كنايه از ريشه‌كن كردن است .‏

سوره أنعام آيه 46
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : به من بگوئيد كه اگر خداوند گوش و چشمهايتان را ( از شما بازپس ) بگيرد و بر دلهايتان مهر نهد ( بدان گونه كه چيزي را نشنويد و نبينيد و نفهميد ) ، غير از الله خدائي هست كه آنها را به شما برگرداند ؟ ! بنگر كه ما چگونه دلائل و براهين را به گونه‌هاي مختلف ذكر مي‌كنيم و آنان پس ( از شنيدن ، به جاي پذيرفتن و راه حق گرفتن ) روي مي‌گردانند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُصَرِّفُ » : به شيوه‌ها و گونه‌هاي مختلف بيان مي‌كنيم و توضيح مي‌دهيم . « يَصْدِفُونَ » : اعراض و انصراف مي‌نمايند . پشت مي‌كنند و روي مي‌گردانند .‏

سوره أنعام آيه 47
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : به من بگوئيد كه اگر عذاب خدا به ناگاه يا اين كه آشكارا ( و بدون انتظار قبلي يا با انتظار قبلي ) به شما در رسيد ، مگر جز گروه ستمكاران هلاك مي‌گردند ؟ ! ( بگذار عذاب خدا مشركان و گمراهان چون شما را در بر گيرد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً » : ناگهان و بدون انتظار . مانند : عذاب قوم لوط . يا آشكارا و با انتظار . مانند : عذاب قوم نوح و فرعون .‏

سوره أنعام آيه 48
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما پيغمبران را جز به عنوان بشارت‌دهندگان ( مؤمنان به خير و ثواب ) و بيم‌دهندگان ( كافران از عقاب و عذاب ) نمي‌فرستيم . پس كساني كه ( به دعوت پيغمبران ) ايمان آورند و كار شايسته كنند ، نه ترسي دارند ( از شر و بلائي كه بدانان مي‌رسد ) و نه غمگين مي‌شوند ( از خير و نعمتي كه از دست مي‌دهند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُبَشِّرينَ وَ مُنذِرِينَ » : مژده‌دهندگان و بيم‌دهندگان . حال ( مُرْسَلين ) هستند . « أَصْلَحَ » : زشتيها را زدود و بر خوبيها فزود .‏

سوره أنعام آيه 49
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان كه آيات ( قرآني و دلائل جهاني ) ما را تكذيب مي‌دارند ، عذاب ( دردناك يزداني ) به خاطر نافرماني ( و خروج از برنامه ايماني ) بدانان مي‌رسد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِمَا » : به سبب . به خاطر . « كَانُوا يَفْسُقُونَ » : به طور مستمر از دائره ايمان و اطاعت به در مي‌رفتند و از التزام احكام شانه خالي مي‌كردند .‏

سوره أنعام آيه 50
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بدين كافران ) بگو : من نمي‌گويم گنجينه‌هاي ( ارزاق و اسرار جهان ) يزدان در تصرّف من است ( چرا كه الوهيّت و مالكيّت جهان تنها و تنها از آن خداي سبحان است و بس ) و من نمي‌گويم كه من غيب مي‌دانم ( چرا كه كسي از غيب جهان باخبر است كه در همه مكانها و زمانها حاضر و ناظر باشد كه خدا است ) و من به شما نمي‌گويم كه من فرشته‌ام . ( بلكه من انساني همچون شمايم . اين است عوارض بشري از قبيل : خوردن و خفتن و در كوچه و بازار راه رفتن ، در من ديده مي‌شود ، جز اين كه به من وحي مي‌شود و ) من جز از آنچه به من وحي مي‌شود پيروي نمي‌كنم ( و سخن كسي جز سخن خدا را نمي‌شنوم و تنها به فرمان او راه مي‌روم ) . بگو : آيا نابينا و بينا ( و كافر سرگشته و مؤمن راه يافته ، در شناخت اين حقائق ) يكسانند ؟ ( و هر دو مساوي در پيشگاه يزدانند ؟ ) مگر نمي‌انديشيد ( تا در پرتو عقل ، حق برايتان نمودار و آشكار شود ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« خَزَآئِنُ » : جمع خزينه ، گنجينه‌ها . انبارهاي نفائس اموال . مراد از ( خَزَآئِنُ اللهِ ) مقدّراتي است كه جز خدا كسي از آنها آگاه نيست . « مَلَك‌ » : فرشته . « الأعْمَيا » : كور . مراد شخص گمراه است كه با چراغ عقل حقائق را پيدا نمي‌كند . « الْبَصِيرُ » : بينا . مراد شخص ايمانداري است كه در پرتو انديشه به حقائق راه مي‌يابد .‏

سوره أنعام آيه 51
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏با آن ( چيزهائي كه در قرآن آمده است ) كساني را بترسان كه ( چون به جهان ديگر ايمان دارند ، از هول و هراس رستاخيز بيمناكند و ) مي‌ترسند از اين كه در پيشگاه پروردگارشان ( براي حساب و كتاب ) گردآورده مي‌شوند . ( آنجائي كه در آن ) براي آنان جز خدا ياور و ميانجيگري ( كه بتواند ايشان را از عذاب دوزخ برهاند ) وجود ندارد . آنان ( را از آن روز بترسان ، تا امروز كه فرصت باقي است ) شايد پرهيزگاري پيشه كنند ( و آن وقت به بهشت روند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَنذِرْ » : بترسان . بيم ده . « بِهِ » : به آن ، يعني قرآن . « الَّذِينَ يَخَافُونَ » : كساني كه مي‌ترسند . مراد مؤمنان است ( نگا : فاطر / 18 ، يس / 11 ، ذاريات / 55 ) . « مِن دُونِهِ » : سواي او . غير از او .‏

سوره أنعام آيه 52
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني را ( از پيش خود ) مران كه سحرگاهان و شامگاهان خداي را به فرياد مي‌خوانند ( و همه‌وقت به عبادت و پرستش خدا مشغولند و ) منظورشان ( تنها رضايت ) او است . نه حساب ايشان بر تو است و نه حساب تو بر آنان است ( و هركس در گرو عمل خويش است ، چه شاه چه درويش است ) . اگر ( به حرف مشركان درباره اين گونه مؤمنان گوش دهي و از خود ) آنان را براني ، از زمره ستمگران خواهي بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لا تَطْرُدِ » : طرد مكن . مران . « الْغَدَاةِ » : سحرگاهان . « الْعَشِيِّ » : شامگاهان . « بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِيِّ » : در سحرگاهان و شامگاهان . مراد ، در همه اوقات است . « مِنْ شَيْءٍ » : حرف ( مِنْ ) زائد است و ( شَيْءٍ ) در موضع رفع است و اسم ( ما ) است . « فَتَطْرُدَهُمْ » : منصوب است ، چون جواب نهي است . تقدير چنين است : لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ . . . فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ، وَ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ .‏

سوره أنعام آيه 53
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين چنين ( با پيشي‌گرفتن مستمندان در پذيرش دين و دخول بدان بر توانگران ، سنّت ما جاري و ساري بوده است و ) برخي را ( كه ثروتمندان متكبّرند ) با برخي ديگر ( كه تنگدستان فقيرند ) آزموده‌ايم تا ( متكبّران ، تمسخركنان ) بگويند : آيا اينان همان كسانيند كه خداوند از ميان ما ( برگزيده است و با اعطاء نعمت ايمان ) بر ايشان منّت نهاده است‌ ؟ آيا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمي‌شناسد ( تا اين كافران سركش مغرور ) ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَتَنَّا » : امتحان كرديم . آزموديم . « مَنَّ . . . عَلَيا » : نعمت داد . نيكي نمود .‏

سوره أنعام آيه 54
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هرگاه مؤمنان به آيات ( قرآن ) ما به پيش تو آمدند ( براي احترامشان ) بديشان بگو : درودتان باد ! ( شما را مژده باد كه ) خداوند شما ( از روي لطف ) بر خويشتن رحمت واجب نموده است ( و رحمت فراوان و بيكرانش مقتضي آن است ) كه هركس از شما از روي ناداني ( انساني ) دچار لغزشي شد ، ولي بعد از آن توبه كرد ( و نادمانه به آستانه كريمانه خدا برگشت و اعمال زشت خود را جبران ) و اصلاح كرد ( خداوند عذر تقصير او را مي‌پذيرد ) چرا كه او آمرزگار ( بندگان و ) مهربان ( در حق همگان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أنَّهُ مَنْ عَمِلَ . . . » : جمله بدل ( الرَّحْمَةَ ) يا مفعولٌ‌به ( كَتَبَ ) است . جواب شرطِ ( مَنْ ) محذوف است و تقدير چنين است : فَلَهُ غُفْرانُ رَبِّهِ . « بِجَهالَةٍ » : از روي ناداني . مراد اين است كه كسي كه آگاهانه يا ناآگاهانه مرتكب گناه مي‌شود ، از زمره جاهلان بشمار است . يا اين كه گناهكار مطلقاً نادان است .‏

تفسير نور:
سوره أنعام آيه 1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ستايش خداوندي را سزا است كه آسمانها و زمين را آفريده است و تاريكيها و روشنائي را ايجاد كرده است ( كه هر يك سود ويژه‌اي و حكمت خاصّي در بردارند و دلائل باهر و براهين قاطعي بر وجود خدايند ) ولي با اين وصف ، كساني كه منكر وجود پروردگار خويشند ( براي آفريدگار خود بتان را ) انباز مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلَ » : ايجاد كرده است . پديد آورده است ( نگا : نحل / 72 ، و فرقان / 61 ) . « يَعْدِلُونَ » : برابر قرار مي‌دهند . يعني كافران بتان را در پرستش و درخواست حاجت از آنها با خدا همتا و همبر مي‌كنند .‏

سوره أنعام آيه 2
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا آن ذاتي است كه شما را از گِل آفريده است‌ ؛ سپس ( براي زندگي هر يك از شما ) زماني را تعيين كرده است ( و با مرگ شخص پايان مي‌پذيرد ) و زمان معيّن ( فرا رسيدن رستاخيز ) را تنها خدا مي‌داند و بس . سپس شما ( افراد مشرك ، درباره آفريننده‌اي كه انسان را از اين اصل ناچيز يعني گِل آفريده است و او را تكامل بخشيده است ) شكّ و ترديد به خود راه مي‌دهيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« طِينٍ » : گِل . مراد خلق آدم يعني ابوالبشر از گِل و به تبع او خلق همه آدميزادگان از آن است ( نگا : آل‌عمران / 59 ، اسراء / 61 ) . يا اين كه مراد اين است كه جسم انسان متشكّل از عناصر خاك به نسبتهاي خاصّ است ( نگا : مؤمنون / 12 ، حجّ / 5 ) . « قَضَيا » : مقدّر كرد . تعيين نمود . « اَجَلاً » : نهايت زمان عمر ( نگا : اعراف / 34 ) . « أَجَلٌ مُسَمّيً » : مدّت معيّن و مشخّص . مراد فرا رسيدن رستاخيز و زنده‌شدن دوباره و سر برآوردن از گورها است ( نگا : فاطر / 45 ، احقاف / 3 ) . برخي واژه ( أَجَلاً ) را به معني مرگ معلّق يعني ناگهاني و زودرس كه در گروِ رُخدادها و پيشامدها و مشروط به شرائط و مقتضيات است دانسته‌اند ، و واژه ( اجل ) را مرگ طبيعي معني كرده‌اند . « تَمْتَرُونَ » : شكّ مي‌كنيد . فعل مضارع باب افتعال از ماده ( مري ) است .‏

سوره أنعام آيه 3
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آسمانها و زمين تنها او خدا است ( و پرستش را سزا است . او ) پنهان و آشكار شما را مي‌داند و از آنچه ( از خوبي و بدي انجام مي‌دهيد و ) فراچنگ مي‌آوريد آگاه است ( و جزا و سزاي شما را مي‌دهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هُوَ اللهُ فِي السَّمَاوَاتِ . . . » : تنها او معبود و متصرّف است در آسمانها و . . . « سِرّ » : راز . اقوال و افعال نهاني . « جَهْر » : آشكار . اقوال و افعال ظاهري .‏

سوره أنعام آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هيچ دليلي از دلائل ( دالّ بر وجود ) پروردگارشان بدانان نمي‌رسد مگر آن كه از آن روي مي‌گردانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٍ مِّنْ ءَايَاتِ » : دليلي از دلائل . معجزه‌اي از معجزات . آيه‌اي از آيات قرآن . « مُعْرِضِينَ » : رويگردانان .‏

سوره أنعام آيه 5
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه قرآن بدانان رسيد ، آن را تكذيب كردند ، پس اخبار آن چيزي كه ( در قرآن راجع به مكافات دنيا و مجازات آخرت بديشان گوشزد شده است و ) به مسخره‌اش گرفته‌اند به سراغشان خواهد آمد و دامنگيرشان خواهد گرديد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْحَقِّ » : مراد قرآن و شريعت و هدايت است ( نگا : نساء / 170 ، مائده / 83 و 84 ، قصص / 48 ) . « أَنبَآءُ » : اخبار .‏

سوره أنعام آيه 6
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَاراً وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا نديده‌اند ( و آگاهي پيدا نكرده‌اند ) كه پيش از ايشان چقدر از اقوام و ملّتها را هلاك كرده‌ايم‌ ؟ اقوام و ملّتهائي كه در زمين ( اسباب و ابزار ) قدرت و نعمت بديشان داديم ، قدرت و نعمتي كه آن را به شما نداده‌ايم ، و بارانهاي پياپي براي آنان بارانديم و رودبارها در زير ( منازل و كاخهاي ) ايشان روان كرديم . امّا ( هنگامي كه سركشي و نافرماني كردند و شكر نعمت به جاي نياوردند ، به پاس گناهانشان ) آنان را نابود ساختيم و اقوام و ملّتهاي ديگري را پس از ايشان پديدار كرديم ( و زمام امور را به دستشان سپرديم . پس از گذشتگان پند گيريد و از خواب غفلت بيدار شويد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَرْنٍ » : مردمان هم‌عصر . مردمان هم‌عصر پيغمبري يا شاهي ، مانند قوم نوح و هود و عاد . « مَكَّنَّاهُمْ » : قدرت و نعمتشان داديم . بديشان قوّت و سلطه بخشيديم ( نگا : توبه / 69 ، قصص / 78 ) . « مِدْراراً » : بسيار ريزان . صيغه مبالغه از ماده ( درّ ) و حال براي ( السَّمَآءَ ) است . « أَنشَأْنَا » : آفريديم . پديدار كرديم .‏

سوره أنعام آيه 7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَاباً فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) اگر نامه‌اي نوشته در صفحه كاغذي بر تو نازل كنيم ( و در آن حقّانيّت رسالت تو نگاشته شده باشد ) و آن را ( علاوه از ديدن ) با دستهاي خود لمس كنند ( كه در اين صورت جاي شكّ و گماني باقي نمي‌ماند ) باز هم كافران ( دشمن حق و ناباوران ستيزه‌گر ) مي‌گويند : اين ، چيزي جز جادوگري نيست .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كِتَاباً » : مصدر است و به معني مكتوب . نوشته . كتاب . نامه . « قِرْطاسٍ » : كاغذ . صفحه‌اي كه روي آن بنويسند ، اعم از كاغذ و پوست و الواح . « إِنْ » : نيست . نمي‌باشد .‏

سوره أنعام آيه 8
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكاً لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مي‌گويند : چه مي‌شد اگر فرشته‌اي به پيش او بيايد ( و در حضور ما بر نبوّت و صدق گفتارش گواهي دهد تا بدو ايمان بياوريم‌ ؟ بگو : ) اگر فرشته‌اي به پيش او بفرستيم ( و موضوع جنبه حسي و شهود پيدا كند ، برابر سنّت هميشگي خدا درباره آنان كه طلب معجزه كرده‌اند و پس از مشاهده معجزه سر برتافته‌اند و نابود گشته‌اند ) ، كار از كار مي‌گذرد ( و فرمان هلاك ايشان صادر مي‌گردد ) و ديگر مهلت ( زنده ماندن ) بديشان داده نمي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَوْ لا » : حرفي است كه دلالت بر طلب حصول مابعد خود دارد . « لَقُضِيَ الأمْرُ » : كار نابودي ايشان تمام مي‌شد . « لا يُنظَرُونَ » : مهلت داده نمي‌شوند .‏

سوره أنعام آيه 9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر هم فرشته‌اي را ( مؤيّد پيغمبر ) مي‌كرديم ، او را به شكل انسان در مي‌آورديم ( تا آنان بتوانند او را ببينند و سخنانش را فهم كنند . در اين صورت باز هم اشكال برطرف نمي‌شد ) و ايشان را دچار همان اشتباهي مي‌كرديم كه قبلاً در آن بودند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رَجُلاً » : مرد . در اينجا مراد شخص ، يعني انسان و بشر است . « لَبَسْنا » : مشتبه كرديم . « ما » : همان طور كه . همان چيزي كه . « يَلْبِسُونَ » : در آن مشتبه مي‌شوند .‏

سوره أنعام آيه 10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان پيغمبراني پيش از تو مورد استهزاء قرار گرفته‌اند ، و همان چيزي كه پيغمبران را بدان سبب مسخره مي‌كرده‌اند ، مسخره‌كنندگان را فرا گرفته است ( و عذابي كه بازيچه‌اش شمرده‌اند دامنگيرشان شده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَاقَ » : فرا گرفت . فرو گرفت . از ماده ( حيق ) . « سَخِرُوا مِنْهُمْ » : آنان را مسخره كردند . سَخِرَ مِنْهُ و سَخِرَ بِهِ ، او را مسخره كرد .‏

سوره أنعام آيه 11
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : در زمين بگرديد و سپس بنگريد و دقّت كنيد كه سرانجام آنان كه ( پيغمبران خود را ) تكذيب مي‌كرده‌اند چه شده است‌ ؟ !‏

‏توضيحات : ‏
‏« أُنْظُرُوا » : بنگريد . بينديشيد . « كَيْفَ كَانَ عاقِبَةُ . . . » : ( عاقِبَةُ ) اسم كان ، و ( كَيْفَ ) خبر كانَ است .‏

سوره أنعام آيه 12
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست‌ ؟ ( از زبان فطرتِ آنان ) بگو : از آن خدا است . ( همو از روي تفضّل و تلطّف ) رحمت ( به بندگان را ) بر عهده خود گرفته است ( و هركه از روي ايمان دست دعا به سوي رحمان بردارد از آستان يزدان نااميد برنمي‌گردد ) . بدون هيچ گونه شكّ و گماني شما را در روز قيامت گرد مي‌آورد ( و آن گاه پاداش و پادافره همگان را مي‌دهد ) . تنها كساني كه ( سرمايه ) وجود خود را از دست داده‌اند ( و هستي خويشتن را باخته‌اند ) ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَتَبَ » : واجب كرده است . « إِلي‌ » : در . براي . « لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ . . . » : شما را در روز قيامت گرد مي‌آورد . شما را از گورها براي روز قيامت برمي‌انگيزد و گرد مي‌آورد ( نگا : هود / 103 ) . « الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ . . . » : آنان كه وجود خود را ضايع كرده‌اند و خويشتن را در روز قيامت گرفتار عذاب نموده‌اند ، كسانيند كه به خدا و حساب و كتاب آخرت باور ندارند .‏

سوره أنعام آيه 13
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و از آن او است آنچه در شب و روز قرار دارد ( يعني همان گونه كه هرچه در هر مكاني است از آن خدا است ، هرچه در هر زماني هم كه باشد متعلّق بدو است ) و او شنواي ( همه اصوات و ) آگاه ( از همه موجودات ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَكَنَ » : آرميده است . قرار گرفته است . وجود دارد . « الَّيْلِ وَ النَّهارِ » : مراد همه ازمنه است .‏

سوره أنعام آيه 14
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : آيا غير خدا را معبود و ياور خود بگيرم‌ ؟ ! در صورتي كه او آفريننده آسمانها و زمين است و او روزي مي‌دهد ( و رازق همگان او است و همه بدو نيازمندند ) و به او روزي داده نمي‌شود ( و نيازمند كسي نيست ) . بگو : به من دستور داده شده است كه نخستين كسي باشم كه ( از اين امّت ، خويشتن را خالصانه تسليم فرمان خدا كند و ) مسلمان باشد ( و نيز خداوند به من دستور داده است كه ) از زمره مشركان مباش .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَلِيّ » : سرپرست . ياور . « فَاطِرِ » : آفريننده . جداكننده كهكشانها و كرات از هم ( نگا : انبياء / 30 ) صفت ( اللهِ ) يا بدل از آن است . « أَسْلَمَ » : خويشتن را خالصانه تسليم فرمان خدا كرد . مسلمان گرديد .‏

سوره أنعام آيه 15
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : من ( هم مانند سائر انسانهاي مال‌انديش ) اگر نافرماني پروردگار كنم از عذاب روز بزرگ ( قيامت ) مي‌ترسم .‏

‏توضيحات : ‏
‏. . .‏

سوره أنعام آيه 16
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كسي كه ( چنين عذابي ) بدان هنگام از او به دور داشته شود ، به حقيقت خدا بدو رحم كرده است ، و اين پيروزي آشكاري است .‏

‏توضيحات : ‏
‏. . .‏

سوره أنعام آيه 17
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر خداوند زياني به تو برساند ، هيچ كس جز او نمي‌تواند آن را برطرف سازد ، و اگر خيري به تو برساند ( هيچ كس نمي‌تواند از آن جلوگيري كند ) ، چرا كه او بر هر چيزي توانا است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَاشِفَ » : برطرف كننده . « وَ إِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ . . . » : جواب ( إِنْ ) محذوف است . تقدير چنين است : فَلا رَآدَّ لِفَضْلِهِ ( نگا : يونس 107 ) .‏

سوره أنعام آيه 18
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او بر سر بندگان خود مسلّط است و او حكيم ( است و كارهايش را از روي حكمت انجام مي‌دهد ، و از احوال و اوضاع ) بس آگاه است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْقَاهِرُ » : غالب . مسلّط . « فَوْقَ » : اسمي است به معني ( عَلي ) يعني بر ( نگا : اعراف / 127 ) .‏

سوره أنعام آيه 19
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كساني كه بر رسالت تو گواهي مي‌خواهند ) بگو : بالاترين گواهي ، گواهي كيست ( تا او بر صدق نبوّت من گواهي دهد ؟ ) بگو : خدا ميان من و شما گواه است ! ( بهترين دليل آن اين است كه ) اين قرآن به من وحي شده است تا شما و تمام كساني را كه اين قرآن بدانها مي‌رسد بدان بيم دهم . ( قرآني كه هيچ كس و هيچ گروهي نمي‌تواند سوره‌اي همانند آن را بسازد و ارائه دهد ) . آيا به راستي شما گواهي مي‌دهيد كه خدايان ديگري با خدايند ؟ ! بگو : من گواهي نمي‌دهم ( و هرگز كسي و چيزي را انباز خدا نمي‌دانم و نمي‌كنم ) . بگو : او خداي يگانه يكتا است ، و من از بتان ( جاندار و بي‌جاني كه ) انباز خدا مي‌كنيد بيزارم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« شَهَادَةٌ » : گواهي . تمييز است . « قُلِ اللهُ » : بگو : خدا است . با توجّه بدين معني ، واژه ( اللهُ ) مبتدا و خبر آن محذوف است و تقدير چنين است : اللهُ أَكْبَرُ شَهادَةً . « شَهِيدٌ » : گواه . خبر ( اللهُ ) يا ( هُوَ ) محذوف است . « مَن بَلَغَ » : هر كه قرآن بدو برسد . واژه ( مَنْ ) عطف بر ضمير ( كُمْ ) و فاعل ( بَلَغَ ) هُوَ است كه به قرآن برمي‌گردد و عائد محذوف است . تقدير چنين است : وَ مَن بَلَغَهُ الْقُرْءَانُ . « ءَالِهَةً » : جمع إِله ، خدايان . « بَرِي‌ءٌ » : بيزار .‏

سوره أنعام آيه 20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني كه كتاب آسماني بدانان داده‌ايم ( يعني يهوديان و مسيحيان ) او را ( كه محمّد نام و پيغمبر خاتم است و صفات او در كتابهايشان مذكور است ، خوب ) مي‌شناسند ، همان گونه كه فرزندان خود را مي‌شناسند . كساني كه ( سرمايه وجود ) خود را از دست داده‌اند ( زيانكارند و بدانچه پي مي‌برند اقرار نمي‌كنند و ) ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَعرِفُونَهُ » : پيغمبر را از روي صفات مذكور او در كتابهاي آسماني ، و بينش و نگرش عقلاني مي‌شناسند .‏

سوره أنعام آيه 21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چه كسي ستمكارتر از كسي است كه بر خدا دروغ مي‌بندد ( و فرزند و انباز براي او قرار مي‌دهد و چيزهاي نارواي ديگر بدو نسبت مي‌دهد ؟ ) يا دلائل ( دالّ بر يگانگي خدا و صدق انبياء ) او را تكذيب مي‌نمايد ( و آيات قرآن و معجزات پيغمبران را باور نمي‌دارد و ناديده مي‌انگارد ؟ ) . مسلّماً ستمكاران رستگار نمي‌شوند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِفْتَرَيا » : به هم بافت . دروغ بست . « ءَايَاتِ » : دلائل . معجزات . آيات قرآن .‏

سوره أنعام آيه 22
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( براي آنان بيان كن چيزي را كه در روز قيامت رخ مي‌دهد ) . آن روزي كه همه آنان را جمع مي‌كنيم و سپس به كساني كه ( انبازاني براي خدا قرار داده‌اند و بدو ) شرك ورزيده‌اند مي‌گوئيم : انبازاني كه گمان مي‌برديد كجايند ( تا چنين معبودهاي دروغين در اين عرصه وحشتناك به فريادتان رسند ) ؟ !‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَحْشُرُهُمْ » : ايشان را گرد مي‌آوريم .‏

سوره أنعام آيه 23
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سپس عاقبت كفر آنان چيزي جز اين نيست كه مي‌گويند : به خداوندي كه پروردگار ما است سوگند كه ما مشرك نبوده‌ايم ! ( و هرگز جز تو را نپرستيده‌ايم ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فِتْنةُ » : كفر . آزمايش . عذاب . مراد سرانجام كفر ، نتيجه آزمايش ، و پايان محنت شديدشان در قيامت است .‏

سوره أنعام آيه 24
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بنگر كه چگونه با خويشتن نيز دروغ مي‌گويند ، و نشاني از شركاء و انبازاني نماند كه آنان به هم مي‌بافتند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أُنظُرْ » : بنگر . مراد اين است كه دقّت كن و با چشم عقل ببين . « ضَلَّ عَنْهُمْ » : از ايشان ناپديد گرديد . ( ضَلَّ ) در اينجا به معني ( غابَ ) است .‏

سوره أنعام آيه 25
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏برخي از آنان ( به هنگام تلاوت قرآن ) به تو گوش فرا مي‌دهند ولي ( نه براي فهميدن آن و هدايت بدان ، بلكه براي طعنه‌زدن و ريشخند كردن آن . بدين سبب ايشان را از فايده عقل و گوش محروم كرده‌ايم و گوئي كه ) ما بر دلهايشان پرده‌ها افكنده‌ايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان كري قرار داده‌ايم ( تا نداي آسماني قرآن را نشنوند ) . اگر آنان همه دلائل و نشانه‌هاي حق را هم ببينند بدان باور نمي‌دارند و ايمان نمي‌آورند . تا آنجا كه وقتي براي مجادله به پيش تو مي‌آيند مي‌گويند : اينها ( كه تو بر ما مي‌خواني ) جز افسانه‌هاي پيشينيان چيز ديگري نيست .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَكِنَّةً » : جمع كِنان ، پرده‌ها . « أَن يَفْقَهُوهُ » : اين كه آن را بفهمند و درك كنند . « وَقْراً » : سنگيني . كري . « ءَايَةٍ » : دليل . معجزه . نشانه . « يُجَادِلُونَكَ » : با تو مجادله مي‌كنند . حال است و به معني ( مُجادِلينَ ) است . « أَسَاطِيرُ » : جمع أُسْطُورَة ، افسانه‌ها . مراد خرافات و اباطيل است ( نگا : فرقان / 5 ) .‏

تفسیر سوره انعام


تفسیر سوره انعام








این سوره ، یکصد و شصت و پنج آیه دارد و همه‌ی آیاتش یک‌جا در مکّه و با تشریفات خاصّی نازل شده است. جبرئیل، این سوره را با بدرقه‌ی هفتاد هزار فرشته بر پیامبر خدا (ص) نازل کرد.
پیام اصلی آیات این سوره، مبارزه با شرک و دعوت به توحید است. از آنجا که مشرکان جزیره العرب به اعتقاد خود، بعضی چهارپایان را حلال و برخی را حرام می‌دانستند، قرآن در مقام مبارزه با اینگونه خرافات و باورهای غلط، از آیه ۱۳۶ این سوره به بعد، احکامی را در مورد چهارپایان بیان می‌دارد که بدین جهت این سوره، انعام نام گرفته است.
روایاتی درباره فضیلت این سوره و نیز برآورده شدن حاجت به واسطه تلاوت این سوره آمده است. از جمله از امام صادق (ع) نقل شده که هر کس چهار رکعت نماز (با دو سلام) بخواند، آنگاه این سوره و سپس دعایی را قرائت کند، حاجاتش برآورده می‌شود.
در هیچ سوره‌ای به اندازه این سوره ، کلمه ”قل“ نیامده است . تکرار ۴۴ بار این خطاب به پیامبر، شاید به خاطر آن است که در این سوره، عقاید باطل و انحراف‌ها و توقعات بیجای مشرکان بیان شده و لازم است قاطعیت در کار باشد.

 

1- كیفیت نزول این سوره

سوره انعام مكی، و نیز نخستین سوره مكی درترتیب مصحف موجود می باشد

امام فخر رازی در تفسیر كبیر ( مفاتیح الغیب) می گوید این سوره از دو نوع ویژگی از نظر فضیلت برخوردار است- یكی آنكه دفعةً واحده و یكباره نازل شد

كه هزار فرشته نزول آنرا مشایعت كردند، چون این سوره مشتمل بر دلائل توحید و عدل و نبوت و معاد و ابطال مذاهب باطل و خرافی و مكاتب ملحدین است.

2- چرا این سوره به " انعام" نامبرده است؟

این سوره را" سوره انعام" می نامند، و انعام به معنی چهارپایان و دامهائی هستند كه دارای سم شكافته و خُف و سپل می باشند، از قبیل: گاو و گوسفند و شتر با همه انواعش.

علت نامگذاری سوره مذكور به " انعام" این است كه به گونه ای مفصل و مبسوط متعرض ذكر چهار پایان و دامها شده كه این تفصیل در سوره های دیگر نیامده است. از چهارپایان در موارد زیادی در قرآن كریم به صورت گذرا سخن رفته است؛ اما سوره انعام درباره انعام و چهارپایان آنچنان گسترده و طولانی بحث كرده كه پانزده آیه این سوره( یعنی از آیه 136 تا آخر آیه 150) را به خود اختصاص داده است.

3- تاریخ نزول سوره انعام:

سوره انعام در سال چهارم بعثت محمدی( صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشت، یعنی نزول این سوره- پس از آنكه نبی اكرم( صلی الله علیه و آله و سلم) مأمور به دعوت علنی مردم شد، آنهم پس از آنكه سه سال مردم را بطور سری و پنهان به اسلام فرا می خواند- نازل گشت.

فترت و ظرف مدتی كه سوره انعام طی آن نازل شد از امتیاز خاصی برخوردار است؛ به این معنی كه مشركین برای مقاومت و رد و انكار دعوت اسلامی بسیار سخت دلی و سرسختی نشان داده، و در چنین مدتی كه آیات سوره انعام نازل می شد شدیداً در درون خود احساس نارضائی می كردند.

4- هدفهای عمده و اساسی سوره انعام:

هدفهای عمده ای كه این سوره به سوی آنها نشانه رفته است تثبیت و تأیید عقائد بنیادی سه گانه ای است كه مشركین درآن روزگاران با آنها درگیر بودند، و این عقائد سه گانه عبارتند از:

اولاً- توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند متعال. اقامه دلیل یعنی استدلال بر وحدت الوهیت از طریق معطوف ساختن انظار به آثار ربوبیت و نیز به صفات خدائی كه آفریدگار عالم و دارای تصرف در آن است به همین بخش ارتباط دارد؛ چنانكه ابطال عقیده شرك، و از میان بردن شبهات مشركین، و تثبیت این حقیقت كه عبادت و توجه و تحلیل و تحریم فقط به خدا باز می گردد به همین بخش مربوط است.

ثانیاً ایمان به رسول و فرستاده ای كه از سوی خدا گسیل شده، و نیز ایمان به كتابی كه فرو فرستاد، و بیان وظیفه این رسول و رد شبهاتی كه پیرامون مسأله وحی و رسالت مطرح می باشد.

ثالثاً- ایمان به روز واپسین و ثواب و عقاب و جزاء كه در چنان روزی برای مردم پیش بینی شده است.

توضیح این اهداف:

الف- وحدت الوهیت- یا – یگانگی معبود:

سوره انعام با تقریر و بیان حقیقتی آغاز شده است كه در هر دین و آئین آسمانی و بر زبان هر رسول و پیامبری نخستین پیام را تشكیل می دهد. یعنی حقیقتی كه هر فطرت سلیم آنرا باور می دارد، و جهان با زمین و آسمانش گویا و راهنمای این حقیقت است. حقیتی كه به ما می گوید: آن معبودی كه حمد و ستایش مطلقه و تنزیه و تقدیس بی حد و مَر از آن او است عبارت از خدای یگانه می باشد.

" اَلحَمدُ للهِ الَّذی خَلَقَ السَمواتِ وَ الارضَ وَ جَعَلَ الظُلُّماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِم یعدِلُونَ"( انعام:1)

سپاس از آن خدایی است كه آسمانها و زمین را آفرید و تاریكیها و روشنائی را مقرر كرد، آنگاه ( با وجود این همه نظم در آسمانها و زمین و پی آمد شب و روز) كفار برای پروردگار همتا قرار می دهند.

ب- مسأله وحی و رسالت:

یكی از رحمتهای الهی نسبت به بندگانش این است كه رسولانی به سوی آنها گسیل داشته، و كتبی را برای هدایت مردم و نجات آنان از گمراهی و رهائی آنها از تاریكیها و رهنمون شدن آنان به روشنائی فرو فرستاد.

سوره انعام به این حقیقت اهتمام و عنایت دارد، و طی ایات فراوانی از جنبه های مختلف راجع به وحی و رسالت سخن گفته است كه:

- پاره ای از این آیات با اثبات وحی وبیان حكمت آن و رد منكران وحی پیوند می خورد.

- پاره ای دیگر به بیان آنچه از وظایف رسول و فرستاده خدا است، و آنچه از وظائف او نیست مربوط می گردد.

- پاره ای از آیات این سوره به موضع گیری مردم در برابر رسالات الهی ارتباط دارد.

- وسرانجام پاره ای دگر به آداب و آئینهائی مربوط می شود كه خداوند آنها را برای رسول خود ترسیم كرده است، آدابی كه سزا است رسول، سلوك و رفتار خود را - با مخالفان و موافقان خویش- بر اساس آن تنظیم نماید.

تكذیب رسولان خدا:

سوره انعام موضع تكذیب كنندگان رسالت را متعرض شده و خاطر نشان كرده است كه این تكذیب یك سنت و شیوه كهن و دیرینه است؛ بنابراین باید رسول خدا شكیبا و صابر باشد تا در برابر تكذیب آنان دلزده و دلتنگ نگردد، و از هدایت آنها نومید نشود. سوره انعام بیانگر این حقیقت است كه فرجام نیك از آن مرسلین، و سوء عاقبت و سرانجام بد و ناخوش نصیب تكذیب كنندگان رسالت می باشد، و می فرماید:

قَد نَعلَمُ اِنَّهُ لَیحزُنُكَ الَّذی یقُولُونَ فَاِنَّهُم لا یكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظالِمینَ بِآیاتِ اللهِ یجحَدُونَ . وَ لَقَد كُذِّبَت رُسُلٌ مِّن قَبلِكَ فَصَبَرُوا عَلی ما كُذِّبُوا وَ اُوذوا حَتّی اَتاهُم نَصرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللهِ وَ لَقَد جاء َكَ مِن نَّبَإی المُرسَلینَ."( انعام: 33 ، 34)

به یقین می دانیم گفتار آنان[ كه شاعر، یا ساحر، و یا مجنونت می خوانند] ترا اندوهگین می سازد؛ ولی آنان ترا[ قلباً] تكذیب نمی كنند، اما ستم پیشه ها آیات خدا را مورد انكار قرار می دهند و چنین بود كه پیامبرانی پیش از تو مورد تكذیب قرار گرفتند، اما بر سر آنچه تكذیب شدند و آزار دیدند تحمل و شكیبائی ورزیدند تا آنكه نصرت ما به آنها رسید و كسی نمی تواند فرمان و سنتهای الهی را دگرگون كند، و به یقین از اخبار رسولان[درسها و گزارشهائی عبرت آموز ] به تو رسیده است.

" وَ لَقَدِ استُهزِی بِرُسُلٍ مِن قَبلِكَ فَحاقَ بِالَّذینَ سَخِرُوا مِنهُم ما كانُوا بِهِ یستَهزِئُونَ" ( انعام:10)

و تحقیقاً رسولان و پیامبرانی كه قبل از تو بودند مورد استهزاء قرار گرفتند، اما سرانجام آنچه را كه به استهزاء گرفتند دامانشان را گرفت.

5- داستان ابراهیم خلیل(علیه السلام)

سوره انعام پاره ای از داستان ابراهیم خلیل (علیه السلام) را عهده دار است. ابراهیم، پدر انبیاء است و آن رسولی است كه برای دفاع ازتوحید و رویاروئی و مبارزه با بت پرستان به پا خاست، و با اندیشه خود درباره ملكوت آسمانها و زمین دقیق گشت تا قومش را از طریق گفتگو و مذاكره و مناظره به فساد عقیده و ایده شان و نیز به دلیل اشتباهشان- كه ستارگان و ماه و خورشید و جز آنها را به عنوان معبود خویش برگزیدند- رهنمون شود.

6- ده فرمان و یا وصایا و سفارشهای ده گانه در سوره انعام:

ربع اخیر سوره انعام با دعوت و فراخواندن مردم به ده توصیه و سفارشی آغاز می شود كه عبارتند از :نهی از شرك به خدا.

امر به احسان نسبت به والدین.

نهی از كشتن فرزندان به خاطر ترس از نیاز و تنگدستی.

نهی از نزدیك شدن و انس گرفتن با فواحش یعنی كارهای زشت.

نهی از آدم كشی و قتل نفسی كه خداوند آنرا تحریم كرده است.

امر به احسان نسبت به یتیم.

اتمام و كامل اداء كردن پیمانه و وزن در مورد كالاها.

امر به عدل و داد در هر كار.

امر به وفا نسبت به هرگونه عهد و پیمان.

امر به استقامت و اعتدال و میانه روی بر صراط مستقیم.

تفسیر سوره نبا


‏ عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين مردم ) درباره چه چيز از يكديگر مي‌پرسند ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَمَّ » : از چه چيز . اين واژه ، مخفّف ( عَمَّا ) است كه در اصل ( عَنْ مَا ) است . « يَتَسَآءَلُونَ » : از همديگر مي‌پرسند . وقتي كه كفّار و مشركان مكّه ، با مطالب و مباحث تازه‌اي ، از قبيل مبدأ و معاد و وحي و نبوّت و رستاخيز و حساب و كتاب قيامت ، و بهشت و دوزخ ، روبرو شدند ، گاهي از روي شكّ و ترديد ، و گاهي از روي شوخي و مسخره ، پرسشهائي درباره آن مطالب از يكديگر مي‌كردند . در اينجا سؤال ايشان اين بود كه : واقعاً راست است كه قيامت وجود دارد ؟‏

سوره نبأ آيه 2
‏متن آيه : ‏
‏ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏از خبر بزرگ ( و مهمّ رستاخيز مي‌پرسند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« النَبَإِ » : خبر مهمّ ( نگا : مائده‌ / 27 ، انعام‌ / 34 و 67 ، يونس‌ / 71 ) .‏

سوره نبأ آيه 3
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن خبري كه راجع بدان اختلاف دارند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُخْتَلِفُونَ » : اختلاف ورزندگان . دسته‌اي آن را مي‌پذيرند ، و گروهي درباره آن گرفتار شكّ و ترديدند .‏

سوره نبأ آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏نه چنين است ( كه مي‌پندارند ) ! به زودي خواهند فهميد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَلاّ » : نه چنين است ! ( نگا : مريم‌ / 79 و 82 ، مؤمنون‌ / 100 ) . « سَيَعْلَمُونَ » : خواهند دانست . مراد بعد از مرگ است . چرا كه انسان بعد از مرگ متوجّه احوال و اوضاع خود مي‌گردد .‏

سوره نبأ آيه 5
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏باز هم نه چنين است ( كه مي‌پندارند ) ! به زودي خواهند فهميد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَلاّ » : تكرار براي تأكيد است . « سَيَعْلَمُونَ » : مراد بعد از زنده شدن و سر برآوردن از گورها است ( نگا : المصحف‌الميسّر ) .‏

سوره نبأ آيه 6
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا ما زمين را جايگاه آماده‌اي ( براي زندگي شما انسانها ) نساخته‌ايم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِهَاداً » : جايگاه آماده . گاهواره . محلّ آسايش و آرامش ( نگا : بقره‌ / 206 ، آل‌عمران‌ / 12 و 197 ، اعراف‌ / 41 ) . مراد اين است كه زمين به گونه‌اي آفريده شده است كه گهواره پرورش و بستر آسايش و جولانگاه كار و كوشش است .‏

سوره نبأ آيه 7
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آيا كوهها را ميخهائي ( براي نگاهداري زمين در برابر فشار موادّ مذاب دروني ) ننموده‌ايم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَوْتَاداً » : جمع وَتَد ، ميخها ( نگا : ص‌ / 12 ، فجر / 10 ) . كوهها كيلومترها در دل زمين فرو رفته‌اند و در آنجا به هم پيوسته‌اند و همچون زرهي پوسته زمين را در برابر فشار ناشي از موادّ مذاب دروني ، و طوفانهاي عظيم درياها و اقيانوسها ، حفظ مي‌كنند .‏

سوره نبأ آيه 8
‏متن آيه : ‏
‏ وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و شما را به صورت جفتهاي ( نر و ماده ) نيافريده‌ايم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَزْوَاجاً » : جمع زَوْج ، جفتها ( نگا : فاطر / 11 ، زخرف‌ / 12 ) . حال است .‏

سوره نبأ آيه 9
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و خوابتان را مايه آرامش و آسايشتان نكرده‌ايم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« سُبَاتاً » : آرامش و آسايش ( نگا : فرقان‌ / 47 ) . بعضي آن را به معني مرگ گرفته‌اند ( نگا : جزء عمّ محمّد عبده ، أضواءالبيان ) . به اين اعتبار كه خدا هر شب و هر روز ، نمونه‌اي آشكار از مردن و زنده شدن را به انسانها نشان مي‌دهد . خواب مردمان مرگ آنان ، و بيدار شدن ايشان رستاخيزشان است ( نگا : زمر / 42 ) .‏

سوره نبأ آيه 10
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاساً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و شب را جامه و پوشش ننموده‌ايم‌ ؟ ( تا در خلوت شب ، دور از ديدگان مردمان آرامش و آسايش كنيد ، و به تجديد قوا بپردازيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلْنَا الَّيْلَ لِبَاساً » : ( نگا : فرقان‌ / 47 ) . پرده شب ، لباس و پوششي است بر اندام زمين . با فرو افتادن پرده ظلمت ، نور آفتاب برچيده مي‌شود ، و فعّاليّتهاي خسته‌كننده انسانها و حيوانها تعطيل مي‌گردد .‏

سوره نبأ آيه 11
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و روز را وقت تلاش و كوشش زندگي نكرده‌ايم‌ ؟ ( تا پس از تجديد قوا در شب ، در روز به كار و كسب بپردازيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَعَاشاً » : وقت زندگي . زمان خيزش و كوشش . حيات و زندگي . اسم زمان يا مصدر ميمي عيش است كه به زندگي ويژه آدميان اطلاق مي‌شود .‏

سوره نبأ آيه 12
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و بالاي سر شما هفت آسمان استوار نساخته‌ايم‌ ؟ ( و بر فراز فرش زمين ، خرگاه آسمان را برافراشته نكرده‌ايم‌ ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَبْعاً » : هفت . اين عدد براي تكثير است و اشاره به كُرات متعدّد آسمان و مجموعه‌هاي منظومه‌ها و كهكشانهاي فراوان جهان هستي است كه داراي ساختار استوار و بزرگي هستند . و يا بر تحديد دلالت دارد ، امّا آنچه ما از ستارگان مي‌بينيم همه متعلّق به آسمان اوّل است و ماوراي آن ، شش آسمان ديگر وجود دارد كه از دسترس علم بشر بيرون و فراتر است ( نگا : صافّات‌ / 6 ، فصّلت‌ / 12 ) .‏

سوره نبأ آيه 13
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و چراغ درخشان و فروزاني را نيافريده‌ايم‌ ؟ ( تا در بزمگاه جهان محيط را برايتان روشن و گرم دارد ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلْنَا » : آفريده‌ايم . جعل در اينجا به معني خلق است ( نگا : اعراب القرآن درويش ) . « سِرَاجاً » : چراغ . « وَهَّاجاً » : درخشان . فروزان . مراد خورشيد است .‏

سوره نبأ آيه 14
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و از ابرهاي افشارنده ، آب فراوان ريزنده فرو نفرستاده‌ايم‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْمُعْصِرَاتِ » : جمع مُعْصِر ، ابرهائي كه زمان باريدن آنها فرا رسيده باشد . گويا ابرها به هنگام تراكم ، سيستمي بر آنها حاكم مي‌شود كه خود را مي‌فشارند و در نتيجه باران از آنها مي‌بارد ( نگا : نمونه ) . « ثَجَّاجاً » : بسيار ريزنده و بارنده . پياپي ريزان .‏

سوره نبأ آيه 15
‏متن آيه : ‏
‏ لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏تا با آن برويانيم دانه‌ها و گياهها را .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَبّاً » : دانه‌هاي خوراكي . مراد خوراك انسان است . « نَبَاتاً » : گياهان . مراد خوراك حيوان است .‏

سوره نبأ آيه 16
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَنَّاتٍ أَلْفَافاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و باغهاي درهم و انبوه را .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلْفَافاً » : مفرد آن ( لَفّ ) يا ( لَفيف ) است ، و بعضي هم معتقدند كه مفرد ندارد ، به معني : انبوه ، درهم پيچيده ، سر در هم كشيده .‏

سوره نبأ آيه 17
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏روز داوري ( خداوند جهان در بين مردمان ) و جدائي ( حق از باطل ، و حقائق از اوهام ، و مؤمنان از كافران ) ، وقت مقرّر ( رستاخيز همگان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ الْفَصْلِ » : ( نگا : صافّات‌ / 21 ، دخان‌ / 40 ، مرسلات‌ / 13 و 14 و 38 ) . « مِيقَاتاً » : ميعاد . وقت معيّن و مقرّر براي زنده شدن ( نگا : اعراف‌ / 142 و 187 ، شعراء / 38 ، واقعه‌ / 50 ) .‏

سوره نبأ آيه 18
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان روزي كه در صور دميده مي‌شود و شما گروه گروه و دسته دسته ( به سوي ميدان محشر ) مي‌آئيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ » : بدل از ( يَوْمَ الْفَصْلِ ) يا ( مِيقَاتاً ) است ، يا مفعولٌ‌به براي فعل محذوف ( أَعْنِي ) است . « الصُّورِ » : بوق . شيپور . آنچه در اين آيه آمده است اشاره به دميدن در صُور براي دومين بار است كه نفخه حيات مجدّد و رستاخيز مردگان است . « أَفْوَاجاً » : جمع فَوْج ، گروهها و دسته‌ها . قيامت ، موضعها و موقعيّتهاي گوناگوني دارد . در جائي مردم گروه گروه همراه با پيشوايان خود رهسپار ميدان محشر مي‌گردند ( نگا : اسراء / 71 ) و در جائي هركدام همراه با يك نفر مأمور و يك گواه در پاي دادگاه عدل الهي حاضر مي‌شوند ( نگا : مريم‌ / 95 ، ق / 21 ) .‏

سوره نبأ آيه 19
‏متن آيه : ‏
‏ وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آسمان باز و گشوده مي‌گردد و به درها و دروازه‌ها تبديل مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فُتِحَتْ » : باز گرديد . گشوده شد . ذكر فعل به صورت ماضي براي تحقّق است . مراد از باز شدن آسمان ، اشاره به متلاشي شدن كرات آسماني است كه آن اندازه در آنها شكافها ايجاد مي‌گردد كه گوئي سرتاسر آن تبديل به درها و دروازه‌هائي شده است ( نگا : انشقاق / 1 ، انفطار / 1 ) . به تعبير ديگر ، در آن روز نظم كائنات بهم مي‌خورد و كرات ما به كرات ديگري تغيير شكل مي‌دهند ( نگا : ابراهيم‌ / 48 ) . شايد اشاره به اين هم باشد كه در چنين روزي ، دروازه‌هاي عالم بالا باز و وسائل پرواز انسانها آماده و آسان مي‌گردد و گذرگاههاي بهشت و دوزخ نمايان ، و درهاي بهشت و دوزخ به روي مردمان باز و گشوده مي‌گردد ، و درها و دروازه‌هائي جز درها و دروازه‌هاي اين دو مكان براي آدميزادگان وجود ندارد ( نگا : زمر / 71 و 72 و 73 ، رعد / 23 ، نحل‌ / 29 ، ص‌ / 50 ) .‏

سوره نبأ آيه 20
‏متن آيه : ‏
‏ وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و كوهها به حركت انداخته مي‌شوند ( و روان مي‌گردند و در فضا به شكل غباري در مي‌آيند ) و يك سراب بزرگي را تشكيل مي‌دهند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَرَاباً » : سراب . آب‌نما كه به سبب شكست نور پيدا و جلوه‌گر مي‌شود ( نگا : نور / 39 ) .‏

سوره نبأ آيه 21
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَاداً ‏

‏ترجمه : ‏
‏دوزخ كمينگاه بزرگي است ( و در انتظار نخجيرهاي گريزان از فرمان يزدان ، و ورودشان به كام خود است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِرْصَاداً » : كمينگاه . جايگاهي كه در آن فرشتگان مأمورِ عذاب ، آمدن دوزخيان را مي‌پايند . اين واژه مي‌تواند اسم مكان باشد كه معني آن گذشت ، و مي‌تواند صيغه مبالغه يا صفت مشبّهه باشد ( نگا : روح‌المعاني ) . در اين صورت معني چنين است : دوزخ در كمين دوزخيان است . برخي هم به معني گذرگاه دانسته و گفته‌اند : دوزخ گذرگاه همگان است .‏

سوره نبأ آيه 22
‏متن آيه : ‏
‏ لِلْطَّاغِينَ مَآباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏مرجع و مأواي سركشان است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَئَاباً » : محلّ بازگشت . مأوي ( نگا : آل‌عمران‌ / 14 ، رعد / 29 ، ص‌ / 40 و 49 و 55 ) .‏

سوره نبأ آيه 23
‏متن آيه : ‏
‏ لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏روزگاران متوالي بيكران ، در آن مي‌مانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لابِثِينَ » : ماندگاران . حال است . « أَحْقَاباً » : جمع حُقُب ، و آن هم جمع حِقْبَة است ، به معني مدّت زمان نامحدود ( نگا : المصحف‌الميسّر ) . روزگاران پياپي و بي‌نهايت ( نگا : روح‌القرآن ، جزء عمّ محمّد عبده ، قاسمي ، روح‌البيان ) . سالهاي سال . مفعولٌ‌فيه است .‏

سوره نبأ آيه 24
‏متن آيه : ‏
‏ لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْداً وَلَا شَرَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آنجا نه ( هواي ) خنكي مي‌چشند ، و نه نوشيدني گوارائي مي‌نوشند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَرْداً » : سرد . خنك . مراد باد و هواي خنك است ( نگا : روح‌القرآن ، المصحف‌الميسّر ، المنتخب ) . « شَرَاباً » : نوشيدني گوارا مراد است .‏

سوره نبأ آيه 25
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا حَمِيماً وَغَسَّاقاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏وليكن آب جوشان و سوزان ، و زردابه و خونابه ( زخم دوزخيان ) را مي‌نوشند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ » : ليكن . مگر . استثناء مي‌تواند منقطع يا متّصل باشد . « حَمِيماً » : آب بسيار داغ ( نگا : انعام‌ / 70 ، يونس‌ / 4 ، حجّ‌ / 19 ) . « غَسَّاقاً » : خونابه . چرك زخم ( نگا : ص‌ / 57 ) .‏

سوره نبأ آيه 26
‏متن آيه : ‏
‏ جَزَاء وِفَاقاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين ) كيفري است مناسب و موافق ( با اعمال آنان . ايشان در دنيا از فرمان خدا سركشي كردند ، دلهاي ستمديدگان را سوزاندند ، جانشان را به آتش كشيدند ، و با ظلم و زر و زور خود بر كسي رحم ننمودند ، هم اينك سزاوار است كه در دوزخ كيفرشان چنان و نوشابه‌هايشان چنين باشد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَزَآءً » : مجازات . كيفر . مفعول مطلق فعل محذوف ( جُوزُوا ) است . « وِفَاقاً » : موافق و سازگار . مصدر است و در معني اسم فاعل .‏

سوره نبأ آيه 27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين بدان خاطر است كه ايشان توقّع بازپرسي و حسابرسي نداشتند ( و معتقد به رستاخيز و دادگاهيِ آخرت و سزا و جزاي نيكان و بدان نبودند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَانُوا لا يَرْجُونَ » : اميدوار نبودند و انتظار نمي‌كشيدند . « حِسَاباً » : محاسبه و حسابرسي .‏

سوره نبأ آيه 28
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان ، آيه‌هاي ما را به كلّي تكذيب مي‌كردند ، و كاملاً دروغ مي‌انگاشتند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كِذَّاباً » : سخت تكذيب كردن . ستيزه‌جويانه دروغ پنداشتن . مصدر باب تفعيل است ، همچون فِسّار ( نگا : كشّاف ) و قِصّار و خِرّاق ( نگا : معاني‌القرآن ) .‏

سوره نبأ آيه 29
‏متن آيه : ‏
‏ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما همه چيزها را كاملاً شمارش نموده‌ايم و با دقّت ثبت و ضبط كرده‌ايم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَحْصَيْنَاهُ » : آن را شمارش كرده‌ايم . آن را سرشماري نموده‌ايم . « كِتَاباً » : نگاشتن . نوشتن . نوشته . در اينجا مفعول مطلق و در معني ( إِحصاء ) يعني سرشماري كردن است . يا اين كه واژه كتاب به معني مكتوب است و حال بشمار است . در اين صورت معني آيه چنين مي‌گردد : ما همه چيزها را در حالي كه ثبت و ضبط شده‌اند ، شمارش كرده‌ايم ( نگا : كهف‌ / 49 ، يونس‌ / 21 ، يس‌ / 12 ، قمر / 52 و 53 ) .‏

سوره نبأ آيه 30
‏متن آيه : ‏
‏ فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس بچشيد ! ما هرگز چيزي جز عذاب و درد و رنج ، برايتان نمي‌افزائيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذُوقُوا » : بچشيد . اين جمله ، جنبه تهديد و تحقير دارد ، و بيانگر خشم تكان‌دهنده ذوالجلال است . « فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلاّ عَذَاباً » : اين آيه و آيه‌هاي بسيار ديگري بيان مي‌دارند كه دوزخيان هميشه بر عذابشان افزوده مي‌گردد و شكنجه و دردشان فزوني مي‌گيرد ، و كمي و كاستي پيدا نمي‌كند ( نگا : نحل‌ / 85 و 88 ، اسراء / 97 ، هود / 20 ، فرقان‌ / 69 . بقره‌ / 86 و 162 ، آل‌عمران‌ / 88 ، فاطر / 36 ) .‏

سوره نبأ آيه 31
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً پرهيزگاران ، رستگاري ( از دوزخ ) و دستيابي ( به بهشت ) بهره ايشان مي‌گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَفَازاً » : نجات و رستگاري از دوزخ . دستيابي به بهشت . مصدر ميمي ، و يا اسم مكان است و به معني كامگاه .‏

سوره نبأ آيه 32
‏متن آيه : ‏
‏ حَدَائِقَ وَأَعْنَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏باغهاي سرسبز ، و انواع رزها ( بهره ايشان مي‌گردد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَدَآئِقَ » : جمع حَدِيقَة ، باغها ( نگا : نمل‌ / 60 ) . بدل است « أَعْنَاباً » : جمع عِنَب ، انگورها . رزها . ذكر آن به خاطر اهمّيّت ويژه‌اي است كه دارد .‏

سوره نبأ آيه 33
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَوَاعِبَ أَتْرَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و دختران نوجوان نارپستان همسنّ و سال .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَوَاعِبَ » : جمع كاعِب ، دختران نارپستان . دختراني كه تازه پستانهايشان برآمده است و از كعب ، يعني پاشنه پا بزرگتر نگشته است ( نگا : المصحف‌الميسّر ) . « أَتْرَاباً » : جمع تِرْب ، همسال . همسنّ .‏

سوره نبأ آيه 34
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَأْساً دِهَاقاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و جام پر از شراب .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَأْساً » : جام شراب ( نگا : صافّات‌ / 45 ، طور / 23 ، واقعه‌ / 18 ، انسان‌ / 5 و 17 ) . « دِهَاقاً » : لبريز . مالامال . پر .‏

سوره نبأ آيه 35
‏متن آيه : ‏
‏ لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا كِذَّاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏بهشتيان در آنجا نه سخن پوچ و بيهوده‌اي مي‌شنوند ، و نه دروغگوئي و دروغگو ناميدني .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَغْواً » : سخنان پوچ و ياوه ( نگا : مؤمنون‌ / 3 ، فرقان‌ / 72 ، قصص‌ / 55 ) . « كِذَّاباً » : دروغ . دروغگو ناميدن و يكديگر را تكذيب كردن ( نگا : روح‌البيان ) . مصدر باب تفعيل است ( نگا : نبأ / 28 ) .‏

سوره نبأ آيه 36
‏متن آيه : ‏
‏ جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين پاداش پروردگار تو است و عطيّه بسنده‌اي ( براي برآورد خواستها و آرزوهاي بهشتيان است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَزَآءً » : مفعول مطلق است . « عَطَآءً » : عطيّه و تفضّل الهي . بدل از ( جَزَآءً ) است . « حِسَاباً » : كافي و وافي . بسنده . يعني نعمتها و عطيّه‌هاي خداوندي آن اندازه به بهشتيان مي‌رسد كه خواهند گفت : ما را بس ! مصدر است و در معني اسم فاعل ، يعني مُحاسِب . بدين معني كه بهشتيان را به گفتن : ( حَسْبُنَا ) مي‌كشاند . صفت ( عَطَآءً ) است .‏

سوره نبأ آيه 37
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏پروردگار مهربان آسمانها و زمين و همه چيزهائي كه در ميان آنها قرار دارد . هيچ كسي توان گفتن و ياراي آغاز سخن با او را ندارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رَبِّ » : بدل از ( رَبِّ ) آيه پيشين است . « الرَّحْمنِ » : بسيار مهربان . صفت يا بدل ( رَبِّ ) است . « لا يَمْلِكُونَ » : توان ندارند . نمي‌توانند . مرجع ضمير فاعلي ، اهل آسمانها و زمين و سراسر كائنات است . « مِنْهُ » : بيان ( خِطَاباً ) و بر آن مقدّم است و جنبه تأكيد دارد . در معني چنين است : لا يَمْلِكُونَ أَن يُخَاطِبُوهُ . « خِطَاباً » : مخاطب قرار دادن . زبان به سخن گشودن . گفتگو كردن .‏

سوره نبأ آيه 38
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفّاً لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آن روزي كه جبرئيل و فرشتگان به صف مي‌ايستند ، و هيچ كدام زبان به سخن نمي‌گشايند ، مگر كسي كه خداوند مهربان بدو اجازه دهد و او نيز سخن راست و درست بگويد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ » : مفعولٌ‌فيه ( لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً ) است . « الرُّوحُ » : جبرئيل ( نگا : شعراء / 193 ، معارج‌ / 4 ، قدر / 4 ) . « صَفّاً » : صف‌زدگان . حال است و به معني مُصْطَفّينَ است .‏

سوره نبأ آيه 39
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن روز واقعيّت دارد ( و حتمي و قطعي است‌ ؛ نه پندار و خيال و داستان و افسانه ) . پس هركس كه بخواهد مي‌تواند به سوي پروردگارش برگردد و ( راه رضاي خدا و خوشبختي را در پيش گيرد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ » : آن ، روز راستيني است . آن روز ، واقعيّت و حقيقت دارد . ( ذلِكَ ) مبتدا و ( الْيَوْمُ ) بدل ، و ( الْحَقُّ ) خبر است . يا اين كه ( الْيَوْمُ ) خبر است و ( الْحَقُّ ) صفت آن است . « مَئَاباً » : محلّ بازگشت . برگشتن . راه . با توجّه به معني دوم ، مفهوم آيه چنين مي‌شود : پس هركس كه بخواهد مي‌تواند به سوي پروردگارش راه در پيش گيرد .‏

سوره نبأ آيه 40
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَاباً ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما شما را از عذاب نزديكي بيم مي‌دهيم ( كه رخ مي‌دهد در ) آن روزي كه انسان همه كارهائي را كه كرده است مي‌بيند ، و انسان كافر فرياد برمي‌آورد : كاش من خاك مي‌بودم !‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ » : مفعولٌ‌فيه براي ( عَذَاباً ) است . « يَنظُرُ » : مي‌نگرد . مي‌بيند . « مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ » : ( نگا : بقره‌ / 95 ، آل‌عمران‌ / 182 ، نساء / 62 ) . « يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَاباً » : كاش من خاك مي‌بودم ! يعني شخص كافر از مشاهده اين همه عذاب و هول و هراس ، آرزو مي‌كند كه كاش از آغاز زاده نمي‌شدم و از مرحله خاك فراتر نمي‌رفتم ! يا اين كه مي‌گويد : اي كاش ! بعد از آن كه زادم و انسان شدم و مُردَم ، هرگز پس از مردن و خاك شدن ، زنده‌شدني در ميان نمي‌بود ، و آن گونه كه خودم در دنيا معتقد بودم كه رستاخيزي در ميان نيست ، همچنان مي‌بود !‏

 

عام و خاص

    اصول فقه عام - عام و خاص
مقدمهپیش از شروع بحث دربارة عام و خاص ، شایسته است كه به تعریف این دو اصطلاح و نیز بیان فرق بین عموم و مطلق بپردازیم ، وبه اقسام عام و آنچه دلالت بر عموم می كند ونیز مخصص اشاره نمائیم 1. عموم عموم سریان و شمول مفهوم است برای كلیة اموری كه مفهوم مورد نظر صلاحیت اشتمال بر آنها را دارد . در مقابل خصوص كه شمول و سریان ندارد ، 
ادامه نوشته

اقسام عام

اقسام عام-عام بر سه گونه است:

1-عام استغراقی یا عام افرادی

2-عام مجموعی.

3-عام بدلی.

1-عام استغراقی یا عام افرادی-هرگاه حکمی که بعامی تعلق گرفته است هر یک از افراد عام را جدا جدا فرا گیرد چنین عامی را استغراقی یا افرادی گوئیم.مثال- ماده 180 قانون مجازات عمومی«هر کس بواسطهء ضرب یا هر نوع اذیتی عمدا موجب سقط حمل زنی گردد بحبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد»عبارت هر کس در آغاز ماده عام است و از عامهای افرادی زیرا این راست است که در اینجا ظاهرا یک حکم و یک موضوع بیش نیست ولی در حقیقت این حکم بتعداد افرادیکه مرتکب سقط جنین شدهاند تعدد یافته و برای هر فردی یک حکم مجازات صادر شده است.

2-عام مجموعی-هرگاه کلیهء افراد عام یکجا موضوع حکمی قرار گیرند بدین نحو که حکم بتعداد افراد عام شکسته و مقسم نگردد چنین عامی را مجموعی نامند مثلا ماده 737 آئین دادرسی مدنی.در کلیهء دعاوی راجعه باموال اعم از منقول و...مدت) مرور زمان ده سال است.ده سال عاملی است که افراد آن واحد زمان(روز یا ماه یا سال) بوده ولی برای این افراد جدا جدا حکمی موجود نیست بدین معنی که بر مرور یک یا چند واحد از زمان تا هنگامی که بحد مطلوب نرسد اثری بار نخواهد بود.

3-عام یدلی-هرگاه از حکمی که بعامی تعلق گرفته است چنین استنباط گردد که فقط یک فرد از آن عام منظور بوده-النهایه این فرد در عام منتشر و بنابراین چون حکم نیست بیکفرد از افراد آن عام اجرا گردد مقصود حاصل خواهد شد چنین عامی را عام بدلی خوانند مثال-ماده 1232 قانون مدنی.با داشتن صلاحیت برای قیمومیت اقرباء محجور مقدم بر سایرین خواهند بود«لفظ اقرباء»از عامهای بدلی است زیرا همینکه یکی از آنها بقیمومت منصوب گردید از دیگران حکم مرتفع میگردد.

ناگفته پیداست که اگر با عام قرینهء حالی یا مقالی وجود داشته و بموجب آن بتوان عام را بر یکی از اقسام فوق حمل کرد نزاعی نیست ولی در صورت فقدان قرینه تکلیف چیست؟

باید دانست اصل در احکام شمول آنها است بر همه افراد موضوع حکم و بنابراین عدم ترتب آثار و رفع تکلیف از یک یک افراد و بعبارت دیگر حمل حکم بر عام مجموعی یا بدلی محققا محتاج بدلیل یا قرینه است پس در صورت فقدان یکی از اینها عام را از درجهء افرادی بایستی محسوب داشت.

اقسام مخصص

اقسام مخصص-:

1-مخصص متصل

2-مخصص منفصل

1-مخصص متصل همانگونه که از نامش نیز آشکار است ضمیمهء عام و بدان متصل است.ماده 17 قانون مطبوعات محرم 1326.«طبع و نشر اعلانات آزاد است لکن اگر مضمون اعلان شامل قبایح و فضایح باشد...»ادارهء نظمیه حق توقیف اینگونه اعلانات را داشته...

ادامه نوشته

مبحث نواهی

 

مبحث نواهى
((نـهـى )) يـعـنـى بـاز داشـتـن ، نـقـطـه مـقـابل امر است . مثلا اگر به فارسى بگوئيم ((شراب ننوش )) و يا به عربى بگوئيم ((لاتشرب الخمر)) نهى است .
در باب نهى هم اين پرسش پيش مى آيد كه آيا نهى دلالت بر حرمت مى كند يا بر كراهت و يـا بـر هيچكدام دلالت نمى كند بلكه دلالت بر اعم از حرمت و كراهت مى كند، يعنى فقط دلالت مـيـكـند بر اينكه شى مورد نظر ناپسند است اما اينكه اين ناپسندى در حد حرمت است كه مرتكب آن مستحق عقوبت است يا در حد كراهت است و مرتكب آن مستحق ملامت است نه عقوبت ، مـورد دلالت نـهـى نيست ، و همچنين آيا نهى دلالت ميكند بر ابديت ، يعنى بر اينكه هيچگاه نبايد آن كار را مرتكب شد يا صرفا دلالت ميكند بر لزوم ولو در يك مدت موقت .
اينها پرسشهايى است كه علم اصول به آنها پاسخ مى دهد.

 

ادامه نوشته

واژه‌ی مفهوم در سه معنا به کار می‌رود

۱. مفهوم یعنی، معنا و مدلولی که لفظ بر آن دلالت می کند و از لفظ فهمیده می‌شود. به عبارت دیگر، مفهوم با معنا، مدلول و مراد، مساوی است، چه این‌که مفهوم به معنای مدلول و معنا، مدلول مفرد باشد؛ مثل مفهوم لفظ «زید» و «انسان»، یا مدلول جمله باشد؛ مانند مفهوم جملۀ «زیدٌ قائِمٌ»، و چه مدلول حقیقی لفظ باشد؛ مانند حیوان درنده که مدلول حقیقی اَسَد(شیر) است، یا مدلول مجازی لفظ باشد؛ مثل مرد شجاع که مدلول مجازی لفظ اَسَد است.

2. مفهوم یعنی چیزی که در مقابل مصداق است؛ یعنی همان معنایی که در ذهن تصور شد (وجود ذهنی و کلّی)، اگر چه معنا و مدلول لفظ نباشد. به عبارت دیگر، مفهوم، وجود ذهنی شیء است و مصداق، وجود خارجی آن. و این معنا از مفهوم، نسبت به معنای اول، گسترده تر است؛ زیرا معنای اول مفهوم، مقید بود به آنچه که از لفظ فهمیده می‌شود، ولی این معنا از مفهوم، مقید به قید لفظ نیست، بلکه حتی اگر از طریق کتابت یا اشاره نیز معنای یک چیز در ذهن تصور شود به آن مفهوم، گفته می‌شود.

 

ادامه نوشته

اصطلاحات فقهی

اجزا شریعت در اسلام

اعتقاد(اصول دین): ایمان به وحدانیت خدا، نبوت، معاد(اصول مشترک)، عدل و امامت(اصول غیر مشترک بین شیعه و غیر آن)

اخلاق: بایدها و نبایدها در صفات و خلقیات

احکام: وظایف در برابر خدا، خود و دیگران

 

 

ادامه نوشته

تداخل مسببات

نکته دوم بحث تداخل مسببات

نکته دوم اين مطلب معروف است که اگر کسي بخواهد با عمل واحد اوامر متعدده را امتثال کند،ـــ به عنوان مثال، بخواهد چند امر متوجه به خودش را با يک غسل امتثال کند ـــ آيا قصد جميع عناوين لازم است يا نه؟ روشن است در اموري که عنوان قصدي دارند، هرچند آن عمل خارجي مصداق براي امتثال تمام اوامر است، قطعاً قصد آن امور لازم است. حال، اموري وجود دارد که نياز به قصد مستقل ندارد؛ مثلاً اگر مولا سه مرتبه گفت «إضرب»، و با يک ضرب در عالم خارج هر سه را مي‌توان امتثال نمود، لازم نيست که در اينجا هر يک از امرهاي متعدد قصد شود. به عبارت ديگر، تداخل به اين است که اگر يک فعل واحد را انجام داديم، صلاحيت براي امتثال نسبت به هر کدام را داشته باشد و ديگر لازم نيست که مأمور بگويد ضرب واحد را به قصد امتثال هر سه امر مي‌خواهم انجام دهم؛ به صورتي که اگر قصد آنها را نکند، بگوييم تداخل واقع نشده است؛ بلکه آن‌چه که مقوّم تداخل مي‌باشد، اين است که عمل واحد قابليت داشته باشد که به وسيله آن هر يک از اوامر امتثال شود. اما در افعالي که متقوّم به قصد است، مانند نماز نافله و نماز غفيله و يا غسل جمعه و غسل جنابت و غسل مسح ميت، در اين گونه امور لازم است که تمام عناوين قصد شود. شخص مأمور بايد بگويد که عمل واحد را به قصد امتثال ِ غسل جمعه و غسل جنابت و غسل مسح ميت انجام مي‌دهد؛ مگر اين که يک دليل خارجي اقامه شود که قصد تمام عناوين لازم نيست. به عنوان مثال، دليل داريم که اگر کسي غسلي را به قصد غسل جنابت انجام داد، اگر بر ذمه او ساير اغسال هم باشد، اين غسل او از آنها کفايت مي‌کند.
ادامه نوشته

مفهوم وصف

مفهوم وصف

دومين بحث در باب مفاهيم، بحث مفهوم وصف است. در ميان اصوليين اختلاف وجود دارد که آيا جمله‌ متضمن وصف، داراي مفهوم است يا خير؟ به عنوان مثال،‌ اگر متکلّم و آمر بگويد: «أکرم رجلاً عالماً» ، آيا صفت عالم براي رجل، دلالت دارد بر اين که رجل غير عالم، وجوب اکرام ندارد؟ اگر گفتيم دلالت دارد، معنايش اين است که جمله وصفيه داراي مفهوم است و گرنه جمله وصفيه داراي مفهوم نيست.
ادامه نوشته

اقسام عام

1. عموم عموم سریان و شمول مفهوم است برای كلیة اموری كه مفهوم مورد نظر صلاحیت اشتمال بر آنها را دارد . در مقابل خصوص كه شمول و سریان ندارد ، زیرا جزئی است و جزئی ممتنع الصدق علی كثیرین است و بدین سبب قابلیت انطباق و شمول و سریان ندارد . البته تعاریفی از این قسم در مورد عام و خاص جزء تعاریف حقیقی نیستند یعنی تعریف به جنس ، فصل و یا به حد تام و حد ناقص و رسم تام و رسم ناقص نمی باشند ، بلكه شرح الاسم اند كه همان تعریف به اظهر الخواص باشد و در نتیجه نه جامع و نه مانع اند .

ادامه نوشته

تناقض

 تناقض در قضيه يکي از احکامي است که در بحث قضايا از اهميت والايي برخودار است. چه بسا انساني نتواند مسأله مورد نظرش را به صورت مستقيم اثبات کند؛ در چنين مواردي به جاي اثبات اصل آن مسأله، سراغ نقيض آن مي‌رود و با اثبات نقيض، کذب مسأله مورد نظرش اثبات مي‌شود يا از اثبات کذب نقيض، صدق مسأله مورد نظر اثبات مي‌شود. 
 
 
ادامه نوشته

اقسام قضيه

اقسام قضيه به لحاظ موضوع[1]
 
  در هر قضيه حمليه سه عنصر مهم وجود دارد: موضوع، محمول و نسبت حکميه. موضوع وقتي ملاحظه شود از چند حالت بيرون نيست؛ لذا قضيه به اعتبار موضوع خود چند قسم مختلف پيدا مي‌کند. زيرا يا:
 
1. موضوع قضيه جزئي است، هرگاه نام‌هاي اشخاص، مکان، زمان و مانند آن در موضوع قضيه قرار بگيرد ديگر نمي‌تواند بر غير آن نام يا زمان يا مکان صدق کند. وقتي گفته مي‌شود: "سميه اولين شهيد راه اسلام است"، مصداق آن بيش از يک نفر نيست. در اين مثال موضوع، نام خاص سميه است. اگر گفته شود: "جنگ سي و سه روزه لبنان گام نخست براي نابودي اسرائيل بود" در اين قضيه موضوع قضيه هم مکان‌مند است و هم زمان‌مند. بر غير از جنگ سي‌وسه روزه و بر غير جنگي که در سرزمين لبنان اتفاق افتاده است صدق نمي‌کند. به طور کلي اينگونه قضايا را "شخصيه" مي‌نامند.
 
ادامه نوشته

اصول فقه

اصول فقه

تعریف علم اصول:

علمي است از قواعدي كه در راه استنباط حكم شرعي بكار گرفته مي شود ، بحث می کند.

ادامه نوشته

شک در تداخل مسبّبات

هرگاه دو یا چند جملۀ شرطی یک جزا داشته باشند، در صورتی که جزا قابل تکرار باشد (نه مانند قتل که چنین قابلیتی ندارد) و دیگر آنکه هریک از شرطها برای آن جزا سبب مستقل باشد‌ نه جزء سبب، مانند آنچه وارد شده است:
هرگاه خوابیدی وضو بگیر و هرگاه ادرار کردی وضو بگیر. در اینجا هریک از «خوابیدن» و «ادرار کردن» سببی مستقل برای وجوب وضو جهت نماز است. وضو نیز قابل تکرار می‌باشد.
حال اگر دلیلی خاص بر تداخل یا عدم تداخل وجود داشته باشد، به مقتضای آن عمل می‌شود و در صورت عدم وجود دلیلی خاص، در اینکه وظیفه چیست؟
آیا اصل اوّلی لفظی (ظهور لفظی) وجود دارد که مبنا قرار گیرد؟ و اگر ندارد اصل ثانوی عملی که وظیفۀ ظاهری مکلّف را تعیین می‌کند کدام اصل است؟

← اصل لفظی
در اینکه مقتضای اصل اوّلی (اصل لفظی) تداخل است یا عدم تداخل، اختلاف می‌باشد. [۱] [۲]
معروف، اصل عدم تداخل اسباب و مسبّبات است. [۳]
منظور از عدم تداخل اسباب، تکرار و تعدّد مسبّب به تکرار و تعدّد اسباب است؛ خواه اسباب از یک سنخ باشند، مانند چند بار ادرار کردن در مثال یاد شده و یا از چند سنخ مانند ادرار کردن، خوابیدن و خروج باد معده که هرکدام سبب وجوب وضو برای نماز است؛ و منظور از عدم تداخل مسبّبات، کافی نبودن یک مسبّب از اسباب متعدّد است. البتّه اصل عدم تداخل مسبّبات در فرض پذیرش اصل عدم تداخل اسباب معنا پیدا می‌کند؛ زیرا در صورت تداخل اسباب، مسبّبات نیز تداخل پیدا می‌کنند. [۴] [۵]

← اصل عملی
در صورت عدم احراز اصل اوّلی از ادلّۀ لفظی و رسیدن نوبت به شک، مقتضای اصل عملی چیست؟ شک یا در تداخل اسباب است و یا- بنابر قول به عدم تداخل اسباب- در تداخل مسبّبات.

←← شک در تداخل اسباب
شک در تداخل اسباب به شک در تکلیف زاید باز می‌گردد که مجرای اصل برائت است. به عنوان مثال، مرجع شک در اینکه اسباب متعدّد برای کفّاره، اقتضای تعدّد کفّاره را دارد یا نه، شک در وجوب کفّارۀ دیگری به جز کفّاره اوّل می‌باشد. پس تکلیف نسبت به کفّارۀ دوم مشکوک است که با جریان اصل برائت، نتیجۀ آن تداخل اسباب خواهد بود.

←← شک در تداخل مسبّبات
در شک در تداخل مسبّبات بنابر قول به عدم تداخل اسباب (بدین معنا که اکتفا به یک مسبّب از مسبّبات متعدّد مورد شک قرار گیرد) قاعدۀ اشتغال جاری می‌شود و نتیجۀ آن عدم تداخل مسبّبات و در نهایت عدم جواز اکتفا به یک مسبّب است. [۶] [۷]

بعد فقهی[ویرایش]

موضوع تداخل و عدم تداخل اسباب و مسبّبات از مباحث مطرح در بابهای مختلف فقهی است که به نمونه‌هایی از آن در چند باب اشاره می‌کنیم.

← باب طهارت
در بحث تداخل اسباب و مسببات در بعد فقهی به مسائل مربوط به آن در باب طهارت پرداخته می‌شود.

←← در وضو
اگر چند سبب- مانند ادرار، خواب و خروج باد معده- برای وضو جمع شود یک وضو به نیّت تقرّب کافی است؛ لیکن برخی گفته‌اند: کفایت یک وضو از باب تداخل نیست؛ زیرا همۀ اسباب یاد شده یک اثر دارد و آن حدث است؛ یعنی حالتی که مکلّف با وجود آن نمی‌تواند وارد نماز شود. رفع این اثر نسبت به یکی از اسباب به مثابۀ رفع آن نسبت به همۀ اسباب است. [۸]

←← در غسل
در صورتی که چند غسل بر عهدۀ مکلّف باشد، غسلها یا همه واجب‌اند یا مستحب و یا برخی واجب و برخی مستحب. در صورت نخست یا در میان غسلها غسل جنابت وجود دارد یا ندارد.
در صورت اوّل یک غسل به نیّت جنابت از همۀ غسلها کفایت می‌کند. همچنین یک غسل به نیّت همه و بنابر مشهور، یک غسل به نیّت مطلق رفع حدث. در کفایت یک غسل به نیّت یکی از غسلها غیر از غسل جنابت همچون غسل حیض، اختلاف است.
در صورت دوم (که غسل جنابت در میان غسلها وجود ندارد) اگر به نیّت همه و نیز بنابر مشهور به نیّت مطلق رفع حدث، یک غسل انجام گیرد کفایت می‌کند. اگر یکی از غسلها را نیّت کند، در کفایت آن اختلاف است.
اگر همۀ غسلها مستحب، یا برخی واجب و برخی مستحب باشند در کفایت یک غسل از همه اختلاف است. [۹]

← باب صلات
نافلۀ نماز مغرب چهار رکعت (دو نماز دو رکعتی) است. در اینکه نماز غفیله و نیز دو رکعت نماز دیگری که بین نماز مغرب و عشا بدان‌ سفارش شده است با نافلۀ مغرب تداخل و در نتیجه، این چهار رکعت از آن چهار رکعت کفایت می‌کند یا نه، اختلاف است. [۱۰]

← باب حج
اگر کسی نذر کند به حج برود، سپس مستطیع شود، در کفایت انجام دادن یک حج از دو حج اختلاف است. [۱۱]

← باب طلاق
اگر عدّۀ وطی به شبهه با عدّۀ طلاق یا وفات تلاقی پیدا کند- مانند آنکه زنی در عدّۀ وفات یا طلاق وطی به شبهه شود یا برعکس- بنابر مشهور زن باید دو عدّه نگه دارد و دو عدّه- بنابر اصل عدم تداخل- تداخل نمی‌کنند. [۱۲]

← باب قصاص
اگر کسی، دیگری را مجروح کند و بکشد، در صورتی که جرح و قتل با یک ضربه تحقّق یابد، قصاص عضو در قصاص نفس تداخل می‌کند و تنها، قصاص نفس ثابت می‌گردد؛ ولی اگر با دو ضربه- که بین آن دو فاصله افتاده باشد- تحقّق یابد مانند آنکه نخست دستش را قطع کرده، سپس او را کشته است، دو قصاص ثابت می‌گردد و تداخل صورت نمی‌گیرد و اگر جرح و قتل با دو ضربۀ پی‌درپی صورت گرفته باشد در تداخل و عدم تداخل اختلاف است. [۱۳]

← باب حدود
کسی که چند نفر را جداگانه قذف کرده است، برای هریک از قذفها یک حد ثابت می‌شود و حدود با یکدیگر تداخل نمی‌کنند؛ لیکن اگر چند نفر با یک جمله قذف شوند و همۀ آنان با هم خواستار حد باشند، حدود تداخل پیدا می‌کنند و بر قذف‌کننده تنها یک حد جاری می‌شود؛ ولی اگر هریک از قذف شدگان جداگانه خواستار حد باشد، بنابر قول مشهور، قذف‌کننده به تعداد افراد قذف شده حد می‌خورد. [۱۴]

← باب دیات
کسی که دیگری را مجروح کرده و سپس کشته است در صورتی که جرح و قتل با یک ضربه تحقّق یافته باشد، دیۀ عضو در دیۀ نفس تداخل پیدا می‌کند و تنها یک دیه (دیۀ نفس) ثابت می‌گردد.
همچنین- بنابر مشهور- اگر جرح و قتل با دو ضربه تحقّق یافته باشد. برخی در این صورت با استناد به اصل عدم تداخل، دو دیه را ثابت دانسته‌اند. [۱۵]

پانویس[ویرایش]
  ۱.  ↑ جواهر الکلام ج۲، ص۱۱۵.   
۲.  ↑ جواهر الکلام ج۲، ص۱۱۷.   
۳.  ↑ جواهر الکلام ج۲، ص۱۳۷.   
۴.  ↑ القواعد الفقهیة (بجنوردی) ج۳، ص۲۰۹-۲۱۴.   
۵.  ↑ اصول الفقه ج۱، ص۱۱۰-۱۱۱.   
۶.  ↑ اصول الفقه ج۱، ص۱۱۲.   
۷.  ↑ القواعد الفقهیة (بجنوردی) ج۳، ص۲۱۴-۲۱۵.   
۸.  ↑ جواهر الکلام ج۲، ص۱۱۰-۱۱۲.   
۹.  ↑ جواهر الکلام ج۲، ص۱۱۴-۱۳۷.   
۱۰.  ↑ جواهر الکلام ج۱۲، ص۲۱۱-۲۱۲.   
۱۱.  ↑  العروة الوثقی ج۲، ص۴۹۴.
۱۲.  ↑  العروة الوثقی ج۲، ص۸۲۱.
۱۳.  ↑ مبانی تکملة المنهاج ج۲، ص۲۳-۲۴.   
۱۴.  ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۲۰-۴۲۱.   
۱۵.  ↑ مبانی تکملة المنهاج ج۲، ص۲۱-۲۲.   

تداخل اسباب و مسببات


بسم الله الرحمن الرحیم
  موضوع: تداخل اسباب و مسببات
  بحث در این است که اگر شخص محرمی به صورت متعدد مرتکب بعضی از تروک احرام شود آیا کفاره هم متعدد می شود یا اینکه کفاره یکی است. مثلا اگر کسی دو بار لباس مخیط بپوشد و یا دو لباس مخیط را یکباره بر تن کند آیا دو کفاره بر اوست یا یکی کافی است.
  مناسب دیدیم مسأله ی تداخل اسباب و مسببات را به صورت فشرده مطرح کنیم و از آن در این مسأله و سایر مسائلی که مربوط به تعدد اسباب است استفاده کنیم.
  تاریخچه ی مسألة: از کلمات بزرگان استفاده می شود که این مسأله از همان صدر اول میان ایشان مطرح بوده است. بله تحت عنوان تداخل اسباب مطرح نبوده است. به عنوان نمونه شیخ طوسی (از علماء قرن 5) در کتاب خلاف ج 5 ص 75 می فرماید: کل موضع تجتمع علی المرأة عدتان (مانند عده ی طلاق و عده ی وطیء بالشبهة) فإنهما لا تتداخلان، بل تأتي بكل واحدة منهما على الكمال.
  بعد به زمان محقق در معتبر می رسیم. ایشان در معتبر ج 2 ص 403 وقتی مسأله ی سجده ی سهو را مطرح می کند و قائل می شود که به تعدد سهو سجده ی سهو هم متعدد می شود و می فرماید: ان تداخل الأسباب خلاف الظاهر
  ایشان به کلمه ی تداخل اسباب تصریح می کند و بعد اضافه می کند که شارع می فرماید: کل سهو سجدتان و ظاهر آن این است که هر سهوی موجب یک سجده ی سهو می شود.
  صاحب جواهر هم در ج 35 ص 392 در مباحث نذر می فرماید: اگر کسی نذر کرده است حج به جا آورد. بعد می خواهد در همان سال حج نیابتی هم به جا آورد آیا می تواند هر دو را با هم در یک سال انجام دهد و در یک حج از عهده ی هر دو بر آید؟ ایشان می فرماید: جایز علی تردد
  بعد در بیان وجه عدم جواز می فرماید: ان الاصل عدم تداخل الاسباب
  علمای اهل سنت هم این مسأله را مطرح کرده اند و از کلمات مغنی ابن قدامه استفاده می شود آنها هم در بحث تداخل اسباب بحث دارند.
 
  در اینکه این مسأله جزء قواعد فقهیة است یا جزء مسائل اصولیة اختلاف نظر است. بعضی آن را در قواعد فقهیة متذکر شده اند از جمله علامه ی بجنوردی در کتاب القواعد الفقهیة ج 3 ص 207 این مسأله را به عنوان قاعده مطرح کرده است
  اما اصولیون این را به عنوان یک مسأله ی اصولیة ذکر کرده اند و در کتاب اصول در بحث مفهوم شرط به مناسبت این بحث که آیا تعدد شرط موجب تعدد جزاء می شود یا نه به این مسأله پرداخته اند.
  به نظر ما این مسأله جزء مسائل اصولیة است نه قواعد فقهیة. در قاعده ی فقهیة حتما باید یک حکم شرعی از وجوب و حرمت و غیره باشد ولی در این مسأله هیچ حکمی شرعی وجود ندارد و فقط در طریق استنباط احکام شرعیه قرار می گیرد. (ما در مقدمه ی کتاب قواعد فقهیه فرق قاعده ی فقهیة و مسألة اصولیة را بیان کرده ایم. در بسیاری از موارد علماء بین این دو خلط کرده اند.)
 
  قبل از بیان بحث چند مقدمة ذکر می کنیم:
  المقدمة الاولی: فرق بین تداخل اسباب و تداخل مسببات چیست؟
  در کلمات اصحاب بیشتر سخن از تداخل اسباب است ولی در کلمای متأخرین، علاوه بر آن تداخل مسببات هم وجود دارد.
  منظور از تداخل اسباب این است که آیا اسباب و شرایط مختلف (در جملات شرطیة یا شبه شرطیة) موجب جزای متعدد می شود یا اینکه جزاء یکی است. مثلا شارع فرمود: من لبس المخیط فعلیه الکفارة حال اگر کسی شرط که لبس مخیط است را تکرار کند آیا کفاره هم تکرار می شود یا نه.
  همچنین در مسأله ی افطار ماه رمضان آمده است: من افطر فی شهر رمضان فعلیه الکفارة حال اگر کسی در طول روز دو بار افطار کند آیا یک کفاره بر او بار است یا چند کفاره. اگر یک کفاره بار باشد این همان تداخل اسباب است و اگر هر شرطی که افطار باشد یک کفاره ی جدا گانه به دنبال داشته باشد عدم تداخل است.
 
  اما تداخل مسببات: به این معنا است که با قبول اینکه هر شرطی یک جزاء جداگانه احتیاج دارد (عدم تداخل اسباب) آیا در مقام امتثال می توان همه را با نیت واحد انجام داد. مثلا کسی غسل جنابت، حیض و غسل میت بر گردن دارد آیا می تواند این اغسال متعدده را با انجام یک غسل و یک امتثال به جا آورد.
  بنابراین تداخل اسباب مربوط به بحث تکالیف است ولی بحث تداخل مسببات مربوط به بحث امتثال می باشد.
  ان شاء الله ادله ی هر کدام را ذکر می کنیم. مسأله ی تداخل مسببات و عدم آن از مسأله ی تداخل اسباب و عدمش آسان تر است.
 
  المقدمة الثانیة: محل کلام در جایی است که نص خاص نباشد، قرینه ای هم در کار نباشد و محل هم قابل تعدد باشد.
  اگر نص و یا قرینه دلالت بر تعدد داشت، قائل به تعدد می شویم. همچنین اگر محل قابل تعدد نباشد قائل به عدد تعدد می شویم مثلا اگر از نص خاصی یقین پیدا کردیم که اگر فرد محدث شد دیگر حدث قابل تعدد نیست مثلا اگر فرد جنب شود و مبتلا به حدث اگر شود اگر ده بار دیگر هم محدث شود فرقی ندارد یا اگر اسباب وضو حاصل شد و فرد مبتلا به حدث اصغر شد دیگر دوباره محدث نمی شود. همچنین در باب قتل اگر زنای محصنه ای انجام دهد و محکوم به قتل شود بعد همان شخص مرتد شود و با شرایط ارتداد محکوم به قتل شود واضح است که نمی شود یک فرد را دو بار به قتل رساند و بحث تداخل و عدم تداخل در مورد او مطرح نیست.
  همچنین در مورد قصاص اگر کسی ده نفر را بکشد و همه ی ارباب دم تقاضای قصاص کنند در اینجا فقط او را یک بار می توان کشت و دیه ی ما بقی را از اموال او برداشت و بین ما بقی تقسیم کرد.
  اینکه در بعضی از احکامی که از قضات صادر می شود می بینیم می گویند فلان فرد ده بار به اعدام محکوم شده است به همین معنا است که یک مورد قصاص می شود و ما بقی را باید به وسیله ی اموال و دیه و امثال آن جبران کرد.
  از این مورد مسأله ی افطار ماه رمضان معلوم می شود. اگر کسی در روز واحد افطار کند و روزه ی خود را باطل کند یک کفاره بر گردن او بار می شود حال اگر بار دیگر افطار کند او دیگر روزه نیست تا افطار روزه صدق کند و کفاره ی دیگری بر او بار شود. بنابراین اگر دلیل خاصی بر تعدد کفاره در این مورد نباشد مسأله ی تداخل اسباب جاری نیست زیرا افطار فقط در مرتبه ی اول حاصل می شود.
 
  المقدمة الثالثة: آیا محل بحث در جایی است که مورد از باب قضیه ی شرطیه باشد یا اینکه عام است و غیر آن را هم شامل می شود؟
  بعضی گفته اند این بحث مربوط به قضیه ی شرطیه است (اذا طلق زوجته، اذا قتل انسانا و امثال آن).
  این کلام صحیح نیست و هر چند اصولیین آن را در باب مفهوم شرط مطرح کرده اند ولی مورد مختص به آن نیست. حتی اگر به صورت جمله ی خبریه هم باشد (یجب علی من لبس المخیط دم شاة) این بحث مطرح می شود.
  علت آن این است که تمام قضایای شرطیة را می توان به قضایای خبریة برگرداند و تمام جملات خبریة هم می تواند به شکل جملات شرطیة در آورد. هر موضوعی در قضیه ی به منزله ی شرط است و هر حکمی به منزله ی جزاء می باشد. بین (یجب علی من افطر فی شهر رمضان الکفارة) و بین (اذا افطر فی شهر رمضان وجب علیه الکفارة) فرقی نیست.
  
 

نوجوانی همچون اذرخشی در بهارعمراست به ناگه فرا می رسد و اسمان زندگی را نور باران می کند ویا ...همچون دشتی نا هموار و پوشیده از شقایق است که باید از ان گذ ر کرد تا به قله های رفیع و مغرور جوانی رسید .قله هایی که ریشه در خاک دارند و سر در افلاک باید این فصل بی نظیر جوانی را ارج نهیم و تمامی تلاش خود را برای فهمیدن ان به کار بریم .

اتومبیلی در جاده ای اسفالتی و عریض با سرعت در حال حرکت است . راننده پس از طی مسافتی بدون علایم هشدار دهنده ی کافی ناگهان در مقابل خودجاده خاکی و پر از دست انداز و موانع را مشاهده می کند. بلافاصله از سرعت خود می کاهد و با احتیاط کامل از کنار موانع و دست اندازها عبورمیکند . سلامت راننده و اتومبیل درگرو دیدن دقیق موانع تنظیم سرعت صبر و خویشتن داری راننده است واگرنه امکان هرگونه تصادف و اصطحکاک و اسیب دیدگی به شدت وجود دارد.

اگر در مثال بالا جاده ی زندگی را جایگزین کنیم دوره ی نوجوانی همان بخش خاکی و پر دردسر مسیر حرکت اتومبیل است. طبیعی است انهایی موفق می شوند که دست در دست نوجوانان این مسیر را به سلامت و با امید به اینده ای روشن طی کنند وضمن شناخت کامل شکیبایی و تفاهم را پیشه سازند.

دوره ی نوجوانی را نمی توان به سنین خاصی محدود دانست زیرا برحسب ویژگی های افراد و جوامع متفاوت است. اما معمولا بین 12 تا 17 سالگی را شامل می شود.این دوره از نظر تربیت دوره ی نسبتا دشوار زندگی ویکی از حساس ترین مهمترین و بحرانی ترین مراحل ان است.

نوجوانی همراه با بلوغ که قسمتی از رشد محسوب می شود( به عقیده ی افراد بسیاری دوران بلوغ همان دوران نوجوانی می باشد و ویژگی های بلوغ و نوجوانی یکی هستند) با تحول عمیق در جسم و روان و قدرت تجسم و تخیل زیاد همراه است و به همین سبب ان را دوره ای خاص از زندگی قلمداد می کنند که ثبات و تکوین شخصیت در ان صورت می گیرد. باید توجه داشت که نوجوانی حد فاصل کودکی و جوانی است. نوجوان از یک سو کمی کودکانه رفتار می کند و در حال گسستن پیوند های خود با کودکی است و از دیگر سو شیفته ی دستیابی به استقلال جوانی و بزرگسالی است ولی به طور کامل نه این است ونه ان. لذا این دوره دارای طیفی وسیع است که با بخشی از قلمرو کودکی مرتبط است و در انتهای طیف به دنیای جوانی پهلو می زند.

از نظر روانی مهمترین تحولاتی که در نوجوان رخ می دهد: استقلال طلبی دوست یابی عصیان گری انزواطلبی بی خوابی افسردگی اظطراب و همزیستی با گروه همسالان است.

همان طور که گفته شد علاوه بر تغییرات جسمی دستخوش یک سری تغییرات روانی می باشد که شناخت این علایم به والدین در درک بهتر فرزندانشان و برخورد صحیح و منطقی نسبت به شرایط ایجادشده کمک می کند .

بدن انسان در دوران جنینی و در اوایل تولد به سرعت رشد می کند و سپس سرعت ان در کودکی کاهش و دوباره در دوران بلوغ سیری صعودی می یابد و در حدود 20 سالگی رشد طولی ان متوقف می شود.

در دوران بلوغ( نوجوانی) علاوه بر رشد سریع قد غدد داخلی به خصوص هیپوفیز فوق کلیه غدد جنسی و تیرویید هورمونهایی ترشح می کنند. دوکی شدن قامت افزایش وزن(بخصوص در دختران) تغییر صدا وپیداش صفات ثانویه از دیگر ویژگی های جسمی این دوره است.

همزمان با تحولات یاد شده تحول عواطف و احساسات نیز شکل واقعی به خود می گیرند،عواطف و احساسات اتشینی در درون انها ایجاد می گردد و خلق و خوی انان را بکلی دگرگون می سازد و در نتیجه تمام حرکات و رفتار و گفتار انها تغییر می کند افکارشان با واقعیات زمان تطابق ندارد، رؤیایی ،عشق طلب اند و در برابر مسایل بسیار حساس می شوند که گاهی اوقات کلمه ای یا اشاره ای ویا حرکتی برای به راه انداختن یک طوفان کافی است.

البته این نوسانهای عاطفی یکی از بزگترین مشخصه های دوره ی نوجوانی هستند. به همین علت اگر نوجوانان در اثر بی اعتمادی و عدم اطمینان نسبت به انتقاد دیگران حساس شوند جای تعجب نیست . اکنون به شرح برخی خصوصیت های عاطفی نوجانان می پردازیم.

عدم تعادل و بی ثباتی عاطفی یکی از بارزترین ویژگیهای انان است. اکثر اوقات به هنگام بروز خشم نمی توانند رفتار و گفتار خود را کنترل کنند؛ به خصوص زمانی که احساس می کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد، دست به اعمال ناخوشایندی می زنند سپس خود را سرزنش می کنند.

مورد توجه همسالان واقع شدن وبخصوص تایید انها را کسب نمودن و افزودن دوستان باعث می شود اهمیت دیگران در نزد انها کمتراز همسالان باشد. بنابراین کسب استقلال عاطفی از والدین نیز در این دوره از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

تحمل شنیدن انتقاد و سرزنش را ندارند ولی برعکس خودشان از دیگران انتقاد می کنند که گاهی اوقات منجر به اختلاف نظر با والدین شده و باعث عدم ارتباط صمیمانه با انها می گردد.

احساسات فداکارانه و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم و ستمدیده در این دوره ظاهر می شود.

می خواهند به دیگران بقبولانند که افراد مهمی هستند .

در برابر ناکامی ها حالات یاس و ناامیدی به انها دست می دهد؛بسیار غمگین وافسرده می شوند واحساس می کنند دیگر همه چیز تمام شده است(البته این عکس العمل در بعضی نوجوانان صدق نمی کند)

به وضع ظاهر و لباس و ارایش خود توجه دارند و گاهی مدت ها وقت خود را جلوی اینه به این امر اختصاص می دهند.

حالات روییایی وعاشق پیشگی دارند.

نگران اینده هستند: اینده ی شغلی، تحصیلی، اخلاقی وجنسی؛ که این نگرانی ها خود موجب پیدایش اظطراب و پریشان خاطری در انها می گردد.

از لحاظ فکری دوره ی نوجوانی شروع دوره ی تفکر انتزاعی یا عملیات صوری است. دراین تغییر که از 11-12 سالگی شروع و اوج ان اخر نوجوانی است؛ (برخی افراد این زمان را بین 15-19 سالگی می دانند) توانایی تفکر منطقی، تجزیه و تحلیل مسایل و قدرت نتیجه گیری در نوجوان پدید می اید.

در کودکی فرد براساس عینیات و واقعیات تفکر و استدلال می کند ولی در این دوره، نوجوان عملیات ذهنی خود را وسعت می بخشد و علاوه بر منطق عینی براساس فرضیات نیز استدلال و استنتاج می نماید و به ازمودن جنبه های علمی و حقیقت فرضیه ها در قبال واقعیت خارجی نظریه های دیگران می پردازد.

در حالی که کودک در حال زندگی می کند، نوجوان بالغ در تفکر خود زمان را به دو سوی گذشته و اینده امتداد می دهد وهمین تفکر علاقه او را به حال کاهش می دهد و رابطه ی وی با زمان حال اندکی ضعیف تر می شود.

نوجوان برخلاف کودکان که خود را پایین تر از بزرگسالان می پندارند به علت شخصیت تازه متولد یافته شان پیوسته خود را در سطح بزرکسالان قرار میدهند. اما در عین حال به علت دنیای جدیدی که در عمق وجودشان به تحرک در امده است خود را به نحوی دیگر و متفاوت از انها حس می کنند.ان وقت همان طور

که باید،می خواهند از حد بزرگسالان نیز فراترروند و با تغییر دادن و اصلاح دنیا اعجاب انها را بر انگیزند. به همین جهت نقشه هایی سرشار از احساسات جوانمردانه و بشر دوستانه برای زندگی در سر دارند. این نقشه درعین حال به علت هذیانهای خود بزرک پندارانه وخودمدارانه در انها ایجاد اظطراب می کند.

از لحاظ اجتماعی تحول نوجوان بستگی به این دارد که در چه شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رشد نموده باشد. زیرا محیط ها درساخت فکری و شخصیتی انها تأثیر دارد.در عین حال نوجوان در این مرحله مرزشکن و سنت شکن است و بر خلاف دوران کودکی در برابر خواسته های والدین کاملاً تابع نیست و گاه سرکشی و مقاومت می کند. علت اصلی این گونه رفتار های عجیب و تحریک کننده وخود مختارانه نوجوان رسیدن به استقلال و کسب هویت شخصی است .

مرحله ی کسب هویت در سن 11-20 سالگی رخ می دهد و نوجوان می خواهد

بداند که کیست و مقصدش کجاست.

جداشدن از خانواده و ملحق شدن به اجتماع و گروههای اجتماعی از ویژگی دوره ی نوجوانی است.این عمل نوجوان برای کسب ازادی عمل درکارها و کردار خود است. چون معمولا نوجوان در خود احساس عدم امنیت می کند، برای کسب این مورد و تعادل روانی خود نیازمند برقراری روابط صمیمانه با همسالان است.

در این دوران رابطه ی نوجوان با والدین ومربیان ازشکل رابطه ی کودک با والدین و مربیان به رابطه یک نوجوانِ در استانه ی بزرگسالی و استقلال جو تبدیل می شود.همین امرتوقعات زیادی را در او بوجود می اورد لذا نوجوان در این سن به برخورد بزرگسالان باخود بسیار حساس هستند.بنابراین این دوره برای دیگران نیز حساس و مهم است. ازخصوصیات عام وبرجسته ی نوجوان، همدردی اجتماعی و استعداد او در درک افراد دیگر است.

رشد افکار مذهبی وعلاقه به فضیلتهای مذهبی درسنین نوجوانی به حد اکثر خود می رسد.تا حدی که گاهی نوجوان گرایش به ریاضت کشیدن،شب زنده داری،رازونیازبسیار با خدا،گریه های شبانه در نمازمی نماید.لذایذ راترک گفته و صفا و خلوصی در روحشان ایجاد می شود.انان تمایل دارند که همه ی اعمال خود ودیگران براساس خیرومصلحت و دستورات دین انجام شود.البته گاهی در انجام اعمال فوق افراط می کنند که این مفید نیست.از طرفی نوجوان در این سن دچار شکهای مذهبی می شود.شک در اعتقادات خود وپدرومادردرحقانیت پیامبر

و زندگی پس از مرگ و...او می خواهد بداند انچه تاکنون به دست اورده درست بوده یانه؟ازطرفی تردید دارد اگرشکیات را بپرسد به بی مذهبی متهم شودو بدین دلیل برشکیات خود باقی می ماند.گاه به دلیل یاد شده از راه منحرف می شود و ممکن استدیگران او را مطرود محکوم و منزوی کنند که این مشکلات زیادی را به دنبال دارد.

دوره نوجوانی همراه با بلوغ جنسی می باشد.رشدونمو غدد داخلی و ترشحات هورمون های به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی می دهدو انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیرهمجنس دراو ایجاد میگردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب ترس و پریشانی خاطر همراه است.تمایل جنسی در دوره بلوغ جنسی با خصوصیات اساسی یک غریزه ظاهر می شود.به عبارت دیگر به صورت نیروی محرکی است ،که ناخداگاه متوجه جهت معینی می باشد.نوجوانی که بلوغ جنسی در او پدیدار گشته نیاز جدید ومبهم و تمایلات قوی نامعلومی را احساس می کند که او را به سوی جنس مخالف میکشاند.رفتار او عوض شده و موجب شگفتی اطرافیان وتعجب بیشتر خودش می شود.جهش شدید محبت،عقب نشینی توضیح ناپذیرو حرکات بدون دلیلی که او را اشفته می سازد،از خصوصیات این سن است.پس کار غریزه جنسی کاملاً زیرزمینی بوده و جهت یابی ان با کورمالی انجام می گیرد و در افراد محجوب کمرو نوعی گیجی و اظطراب ایجاد می کند.چنانکه گویی نیروییدر انها تاثیر می نماید و انها را به سوی مقصدی که به زحمت می بینند سوق می دهد.نوجوان می خواهد این همه انرژی و نیرو را که در او پدید امده و موجب هیجان وی شده در جایی ازمایش کند.اما نگران عواقب ان است.تحمل تحریکات جنسی بسیار مشکل بوده و فشار روحی شدیدی را به نوجوان وارد می کند.همچنین تمایلات جنسی را باید با فرهنگ و مذهب و اداب ورسوم جوامع خود تطبیق دهد.نوجوانان بدون راهنمایی جدی و موثر یا اموزش برای کنترل،تسلط و موفقیت در توانایی های جنسی،در مورد مسایل جنسی شان نگران و بیمناکند.علاقه به رفتارهای جنسی در میان نوجوانان با شدت و ضعف بروز می کند و اختلاف میان کشش ها و تمایلات جنسی انان،به صورت های مختلف از جمله مقاربت های جنسی،استمنا، همجنس بازی و...بروز می کند.

از ویژگی های دیگر دوره نوجوانی،پدیده ی همانندسازی است.پسر نوجوان در رفتار و خصوصیات پدر دقیق می شود.ریزه کاریهای گفتار و رفتار پدر را از نظر دور نمی کند تا براساس ان الگوی شخصیتی مردانه بسازد وخود را مانند او کند. دختر نوجوان نیز در حرکات و رفتارهای مادر دقیق و کنجکاو می شود و درصدد طراحی مدلی از شخصیت مادر در ذهن خود بر می اید تا او هم بتواند بر چنین مبنایی،شخصیتی زنانه درخود مطابق شخصیت مادر بسازد.البته تظاهر همانندسازی از دوران کودکی و سالهای قبل از نوجوانی اغاز می شود اما اغاز ان به طور جدی و اصولی از نوجوانی است.اگر فرزندان خانواده در جستجوی یافتن شخصیتی خوب و قابل قبول در پدر و مادر ناکام شوند برای همانندسازی به دیگران رومی اورند واین افراد می توانند بزرگسالانی در فامیل،دوستان ویا شخصیتی در بین اولیا و مربیان انها باشند.ممکن است نوجوان تنها به یک شخصیت رو نیاورد وافراد متعددی را هدف قرار داده و هر خصوصیتی را از یکی از انان اخذ نماید که این برای نوجوان مضر می باشد.

از دیگر ویژگی های نوجوانان گرایش انها به نواوری،تنوع و خلاقیت است.از شکلها وقالبهای تکراری گریزانند ودرپی نوافرینی هستند. برخی از روانشناسان بر حادثه جویی نوجوانان تاکید می ورزند.البته حادثه جویی نوعی از نوجویی است که غالبا باارزشهای منفی همراه است.بسیاری از نوجوانان در برخورد با تجربه های تازه خلاقیت قابل توجهی از خودشان می دهند.این خلاقیت ها در زمینه های نویسنده گی ، موسیقی،شعر،هنر،ورزش،ریاضیات،فلسفه،خبرنگاری و...به ظهور می رسد.که البته با ورود به دوران بزرگسالی ممکن است این خلاقیت افت کرده یا از بین برود.

صفت بارز و مشخص این دوره از نظر عاطفی،خیال پردازی شدید و وسیع نوجوان است.تخیلات دریچه ای اطمینان بخش برای رهایی موقت از مشکلات و پناه بردن به دنیای ارام روییاها هستند.نوجوانان تصور می کنند که واقعیتهای دنیای خارج در عالم خیال نیز قابل دسترس است لذا به عالم خیال رو می اورند. شک نیست تخیلات موجب تقویت نیروی ذهن و اندیشه و موجد خلاقیت های هنری،فکری،ذوقی و علمی می شود.لکن لازمه ی ان جهت دادن و تمرکزبخشی به ان است.گر چه خیال بافی و خیالپردازی مفید است اما گاه مضر می باشد. زیرا خیالبافی یعنی تخیل خود را رها کردن و اجازه دادن به ان که بدون کنترل ما به هر کجا و هر زمانی که می خواهد برود.در خیالبافی کنترل خیال از دست انسان خارج است و این ویژگی خیالبافی باعث می شود که مدتها وقت خود را فراموش کنیم و ان را از دست بدهیم.

با انکه در این سن نوجوان بیشتر وقت خود را با گروه همسالان میگذراند ولی می خواهد ساعاتی چند با خود تنها باشد و در خیال به ارزوهایش برسد. لذا انزواطلبی و گرایش به تنهایی از بارزترین ویژگی های نوجوان است.البته این خیال پردازی با انچه در واکنش های دفاعی نام برده می شود تفاوت دارد. در اینجا به سخنانی از والدین در این باره اشاره می کنیم :

گاهی ساعت ها در اتاق خود می ماند و بیرون نمی اید.

گاهی انقدر در خود فرو میرود که باید چندبار صدایش کنم تا متوجه شود.

گاهی در گوشه ای می نشیند واگر چه کتابش باز است ولی به نقطه ای خیره می ماند در این حالت گاهی بیخودی می خندد و یا ملایم اشک می ریزد.

هیجان به تغیرات ناگهانی اطلاق می شود که بعد ازیک درک حسی یا تصور و یاداوری دررفتار فرد ایجاد می شود.دراین حالت بدن برای مواجه با این تغییرات روانی واکنش نشان می دهد که عبارتند از:افزایش تعداد ضربان قلب و تنفس، افزایش قند خون،ناراحتی گوارشی(احساس نفخ ودرد شکم)و تغییرات هورمونی علایم جسمانی هیجان به صورت لرزش دستها و بدن،بیداری یا بدخوابی، گریه، بروز احساسات به صورت بالا و پایین پریدن.علایم زبانی شامل اه کشیدن،فریاد گفتن عباراتی که شادی و غم را نشان می دهد و بالاخره علاییم روانی هیجان به صورت اظطراب و اشفتگی اشکار می شود.

هیجان در همه افراد دیده می شود اما نوجوانان (12تا18ساله)ان را بسیار بیشتر از دیگران نشان می دهند.نوجوانان در دوران بلوغ "زودانگیخت" بوده و به اصطلاح" سریع التاثیر"می باشند.به گونه ای که واکنش انها در برابر مسایل غالبا از کودکان بیشتر و پر هیجانتر است.بنابراین انان گاه تحت تاثیر هیجان دست به کارهای عجیب و غیرمعقول و گاه خارق العاده می زند.از طرف دیگر احساسات و عواطف نوجوان نیز در حد اعلی است به طوری که در دوستی و دشمنی افراط می کند.نوجوانان از محرکهای هیجانی به سرعت متاثر می شوند و قادر به مهار احساسات خود نیست. فوران احساسات درانها به حدی است که که با یک کلمه،یک کنایه و حتی یک حرکت طوفانی از احساسات به پا می کنند که اثاران به وضوح در چهره شان مشخص می شود و رنگ چهره شان به سرخی می گراید.همان طور که شدت هیجانات زیاد می شود،تعداد ونوع تاثیرات نیز توسعه می یابد و هیجانات مذکور مبهم تر و فراوان تر می شوند. باید توجه داشت تغییراتی که درهیجانات زندگی رخ می دهد همه نتیجه نظم جدیدی است که در دستگاه هورمونی و اعصاب پیدا میشود. مطلب چنان است که گویی دستگاههای جدیدی از طرف بدن گماشته شده اند که در مقابل این هیجانات تازه حساس می باشند. و هنگامی که این دستگاهها کار نمی کنندادراک انها برای انسان غیر ممکن است.

مشکلات خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و فشارهای روحی و عاطفی دوران بلوغ از طرفی دیگر در نوجوان نوعی تشویش و نگرانی و عدم پایداری روانی ایجاد می کند و اختلالاتی در شخصیت انها باعث می شود که برخی زود گذربوده و برخی عمیق و جدی است که به چند مورد اشاره می کنیم:

▪ افسردگی:

افسردگی به علل مختلف از جمله عوامل محیطی یا عوامل خارجی مانند مرگ نزدیکان و دوستان و... پدید می اید که گاهی با یاس و ناامیدی، درماندگی، غمگینی،کاهش فعالیت ،عدم اعتماد به نفس و خستگی پذیری مشخص می شود.گاهی افسردگی با احساس عدم پذیزش از طرف دیگران ارتباط دارد.عده ای از نوجوانان در دوران بلوغ به علت ظهور علایم ثانویه در خود فرو می روند.تنهایی و گوشه نشینی را انتخاب می نمایند و به افسردگی های خفیف زودگذر مبتلا می گردند.این حالت در دختران بیشتر دیده میشود که اغلب بی حوصله اند که مبادا کسی از وضع انها با خبر شود .این موضوع اگر از حد معمول تجاوز نکند و دران افراط نشود یک حالت طبیعی است. عده ای از جوانان هم به علت مسایل خانوادگی و تربیتی،برخوردهای تحقیرامیز والدین ،مراقبت های افراطی از انها و یا... خود را از اجتماع برکنار می کنند و به جز با عده اندکی با دیگران گفتگو ورفت و امدی ندارند؛ کمرویی و حیای افراطی انها سبب منزوی شدنشان می شود؛در مدرسه هم تنها هستند؛در رفتارشان نیز حالات تردید ،ناشیگری،کم حرفی ،عدم مشارکت در فعالیتهای جمعی وجود دارد ؛از حظور در جمع ناراحتند.اگر کمرویی وگوشه گیری های اولیه شدت یابد ممکن است نوجوان را به افسردگی شدید کشانده و او را سست عنصر و مایوس واز زندگی بیزار کند.

▪ اضطراب و ترس:

ترسهای دوره نوجوانی عبارتند از:ترس از عدم موفقیت در امتحان، ترس از جدایی والدین، ترس از مشکلات زندگی و پیدانکردن شغل، ترس از مورد قبول واقع نشدن دوستان،ترس از انحرافات اخلاقی مذهبی،ترس های جنسی درارتباط با جنس مخالف و ترسهای مرضی که ریشه روانی دارند مثل ترس از بلندی وتاریکی.

▪ عصیانگری:

نوجوانان گاهی به علت وجود بیماریهای جسمی و گاهی به سبب فشارهای محیطی،ناکامیها،پایین بودن سطح مقاومتشان و... دچار پرخاشگری می شوند بنا براین بسیار زودرنج،بدبین،احساساتی،مهاجم و...می شوند.

▪ بزهکاری:

این یک واقعیت شناخته شده است که میزان بزهکاری دراین دوره از رشد افزایش می یابد؛بر تعداد خود کشی ها افزو ده می شود؛اعتیاد به سیگار،مواد مخدر و حتی مشروبات الکلی اغاز می شود.در این دوره بر تعداد فرارها از خانه افزوده می شود که البته اگر والدین و اطرافیان نوجوان با وضعیتی که در این دوره برای اوایجاد می شود اگاه باشند می تواناز بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرد.

▪ احساس حقارت:

موضوع مهم دیگری که در این مرحله حساس از رشد برای نوجوان روی می دهد احساس حقارت یا کهتری است.نوجوانی کخ بیش از حد از سوی والدین تحت نظارت و کنترل بوده به هنگامی که مجبور است در گروه همسالان شرکت جوید به دلیل ضعفی که در خود احساس می کند خود را حقیر و بی کفایت می شمارد و از انجام کارهای گروهی باز می ماند و در نتیجه

حس استقلال طلبی وی ارضا نشده و نوجوان احساس یاس و شکست می کند.از دیگر مسایلی که باعث ایجاد احساس حقارن در نوجوان می شوند می توان به داشتن نقص بدنی،محرومیتها،سرزنش های معلم و والدین ،بلوغ زودرس یابلوغ دیررس اشاره کرد.

واکنشهای دفاعی یا مکانیسمهای سازشی عبارتند ازاعمال و رفتارهای مشخص و دافعی که شخص به طور ناخوداگاه به منظور حل عقده های روانی،حفظ تعادل شخصیتی و یا رهایی از چنگ اظطراب از انها استفاده می کند.

چنین شیوه های غیرارادی دفاعی به نوجوانان این امکان را می دهد که تغییرات ناگهانی محیطهای درونی بیرونی را از طریق تغییر و اصلاح کیفیت این تغییرات که درک شده اند به حد اقل برساند. زمانی که تعدادی ازنیازهای نوجوان برطرف نشودانان را دچارتضاد و کشمکشهای درونی می کندکه باعث اظطراب و نگرانی میشود.رفتارهای سازشی که همگی غیرارادی هستند،برای ازمیان بردن حالات ذکر شده وارد عمل می شند و وجود این واکنشهای دفاعی در رفتار نوجوان امری عادی و ضروری است.زیرا باعث حفظ تعادل روانی انها می شود.

واکنشهای دفاعی که نوجوانان بیشتر از انها استفاده می کنند عبارتند از:

پرخاشگری که دران فرد فشارهای ناشی از ناکامی را به صورت حمله و تجاوز نشان می دهد؛انکار واقعیت که شخص میل به یافتن حقیقت ندارد؛خیالبافی که در نوجوان انچه را در عالم بدان نرسیده و اینده را در خیال برای خود به وجود می اورد که گاهاین واکنش ارتباط نوجوان را با محیط خدشه دار می کند؛برگشت در این واکنش نوجوان رفتاهای مناسب سن پایین تر از خود را نشان می دهد؛ جبران که ریشه این واکنش احساس حقارت و عدم کفایت است؛همانندسازی که در این مکانیسم فرد اعمال و رفتار خود را با افراد مورد نظر همانند می کند و به همین دلیل این مکانیسم اهمیت زیادی در رشد شخصیت فرد دارد؛دلیل تراشی که باعث می شود نوجوان از رفتار غلط خود عبرت نگیرد؛برون فکنی که دراین واکنش شخص نقایص و افکارغیرقابل قبول خود را به دیگران نسبت داده وخود را عاری از انها می داند ؛

تقریبا برای همه ی بچه ها بلوغ یک معنی دارد و ان این است: ما دیگر بچه نیستیم و می خواهند این حرف را امتحان کنند. این حق طبیعی نوجوان است.

آلفرد آدلر

در مطالب ذکر شده اشاراتی به تحولات نوجوان داشتیم.اینک ببینیم که نوجوان چگونه این حالات غیر قابل اجتناب را پذیرا می شود.با مروری بر نوشته های زیر نوجوانان را بیشتر خواهیم شناخت.

انچه در این مرحله برای یک نوجوان رخ داده است با اینکه از دیدگاه والدین یک رویداد طبیعی و ضروری است اما از نظر نوجوان این اتفاقات و تحولات امری باورنکردنی و شگفت انگیز است. گفتیم که اعتراض، سرسختی و لجاجت،خشم و پرخاشگری، حساسیت فوق العاده، کمی بی قید شدن ، و خیالبافی از جمله ویژگی های بلوغ می باشند که گذراندن این مرحله برای والدین و نوجوان مشکل است.وقتی نوجوانی بدون شناخت دست از این دوره به تحولات خویش می نگرد ممکن ایت با خود بیاندیشد که از نظر عقلانی دچار مشکل بزرگی شده و این امر باعث ایجاد افسردگی و گیجی به خصوص در افراد کمرو می شود.

نوجوان از تغییرات ناگهانی اندام خود متعجب و نگران است تا بدان حد که احتمال می رود به عوارض روانی و جسمانی متعددی مبتلا گردد از جمله:

سردرد، اضطراب، افسردگی، بی اشتهایی روانی ،احساس در در ناحیه معده و روده که این حالات در دخترها بیشتر رواج دارد. با گذشت زمان نوجوان تغییر وضعیت جسمانی و روحی خود را طبیعی قلمداد می کند.با وجود این در اکثر نوجوانان حساسیت به اندام بیش از حد مشاهده می شود به طوری که بیشتر وقت خود را صرف شناخت این تحول ناگهانی می کنند. جالب ااست بدانید پسرها تمایل دارند قامت خود را بیش از انچه هست بلند بدانند،امادختران نوجوان مایلند وزن خود را کمتر نشان دهند.

بلوغ جنسی و مشاهده نخستین اثار و علایم ادر بیشتر نوجوانان با حالتی از اظطراب و تشویش توام است که این به دلیل شناخت کم از این دوره است.

انحرافات جنسی و گرایش به جنس مخالف در این دوره که در نوجان به وجود امده او را دچار اظطراب می کند زیرا نوجوان همانطور که گفته شد باید تمایلات جنسی خود را با مذهب و فرهنگ جامعه خود هماهنگ کند.



 

 

اگر شما هم دختر نوجوانی در خانواده داشته باشید، حتما می دانید که دختران نوجوان به دلیل ویژگی های جسمی خاصی که دارند و نقش هایی که قرار است در آینده ایفا کنند، از نظر سلامت آسیب پذیرتر از پسرها هستند. از آنجا که همین دخترها قرار است در سال های بعدی مادر شوند باید از همین حالا به فکر این باشیم که پایه های سلامت شان را به شکل درست و محکمی بنا کنیم و مراقب باشیم در آینده، زنان جوان کشور مان با بیماری هایی مختلفی مثل پوکی استخوان، کم خونی و سوءتغذیه دست و پنجه نرم نکنند. متاسفانه به سلامت روانی دختران معمولا توجه چندانی نمی شود؛ در حالی که اگر دختران نوجوان ما از سنین بلوغ در شرایط امنیت روانی رشد نکنند، در آینده احتمال ابتلای آنها به انواع اختلالات روانی بیشتر می شود...

چیزی که نوجوانی را از بقیه مراحل عمر متمایز می کند، بلوغ است. دختران نوجوان در سنین ۱۰ تا ۱۶ سالگی بلوغ جسمی را تجربه می کنند که تمام عملکردهای جسمی و روانی شان را متحول می کند. در این دوران تغییرات فیزیکی موجب می شوند که دختران از نظر روانی هم آسیب پذیرتر شوند چون در آستانه یک تغییر جدی یعنی گذار از مرحله کودکی به بزرگسالی قرار می گیرند. میل به گوشه گیری، حساسیت نسبت به انتقاد دیگران، نوسان در خلق و خو، بی قراری، بی ثباتی، کاهش اعتماد به نفس، نافرمانی از والدین، صرف توجه بیش از حد به ظاهر و تمایل بیش از حد به داشتن ارتباط نزدیک با گروه دوستان و همکلاسی ها از ویژگی های رفتاری دختران در سنین بلوغ است.

از طرف دیگر، بلوغ زودرس و دیررس یکی از عوامل ناهنجاری های روانی در بعضی از نوجوان هاست. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیفتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانی ها و مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد اما بلوغ زودرس اغلب برای دختران و بلوغ دیررس بیشتر برای پسران مشکل آفرین است. البته این مشکلی است که با تشخیص والدین و مراجعه به پزشک و روان شناس به راحتی قابل حل است.

ولی به طور کلی، در مقابل تغییر خلقیات دختران نوجوان اگر رفتار درستی از طرف والدین صورت نگیرد، احتمال بروز بعضی از اختلالات روانی در آنها بیشتر می شود.

آمارها نشان می دهد که ۳ درصد از دختران ۱۲ تا ۱۶ ساله، در مقابل ۶ درصد از پسران هم سن وسال خود شان، دچار اختلالات شدید روانی می شوند. افسردگی و اضطراب بیشتر از سایر اختلالات بین دختران نوجوان دیده می شود. برای مثال، تحقیقی که بین سال های ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۶ روی دختران ۱۵ ساله اسکاتلندی انجام شده، نشان می دهد که نزدیک به ۴۳ درصد آن ها دارای مشکلات احساسی و ۲۷ درصد از آنها دارای مشکلات روانی مانند افسردگی حاد و مزمن بوده اند. افسردگی و سایر اختلالات روانی در صورت شناخت مناسب والدین از فرزندان شان و مشاهده دقیق اعمال و رفتار آنها به سادگی قابل تشخیص بوده و اگر به موقع به روان پزشک مراجعه شود به راحتی قابل درمان نیز هست.

● هیولای لاغری

شاید باورتان نشود ولی تبلیغات گسترده لاغری یکی از عوامل تهدید کننده سلامت روانی و جسمانی دختران است. بی اشتهایی روانی یکی از بیماری هایی است که به خصوص در دوره نوجوانی، بین دختران دیده می شود. تیترهای وسوسه انگیز مجلات و الگوهایی که رسانه های غربی به عنوان اندام متناسب تبلیغ می کنند، دختران نوجوان را دچار وسواس بیمارگونه نسبت به ظاهر خودشان کرده است. مطالعات نشان می دهد در بین دختران دبیرستانی که این مقالات را می خوانند احتمال تلاش برای کاهش وزن از راه نخوردن غذا و یا حتی مصرف سیگار دو برابر بیشتر از سایر دختران است. نتایج این بررسی ها نشان داده که فقط ?? درصد پسرها در مقابل ?? درصد از دختران این مقالات را به طور مداوم مطالعه می کنند. به علاوه این مقالات روی رفتارهای تغذیه ای پسرانی که این مقالات را می خواندند به اندازه دختران تاثیر ندارد. در این میان بعضی از آن ها به رژیم های خطرناک و غیر اصولی روی می آورند و بعضی دیگر دچار بی اشتهایی روانی می شوند.

یعنی میل و رغبت خود را به غذا از دست می دهند و به رغم گرسنگی و نیاز شدید از خوردن غذا اجتناب می کنند. بی اشتهایی روانی موجب عوارض بسیار مخربی مثل پوکی استخوان، مشکلات گوارشی، ریزش مو و توقف قاعدگی می شود. در این میان بعضی از دختران به بیماری خطرناک تری به اسم «آنورکسیا نوروزا» مبتلا می شوند. این افراد که نمی توانند به اشتهای بیش از حد خودشان نسبت به غذا غلبه کنند، بعد از خوردن غذا با انگشت یا وسیله ای که اغلب یک مسواک است، حلق خود را تحریک می کنند و همه غذای خورده شده را بالا می آورند. این بیماری ممکن است اوایل از چشم خانواده دور بماند ولی بعد از مدتی با عوارضی مثل خشکی و پوسته پوسته شدن ناخن و پوست و ریزش مو و حالت تهوع و اختلالات گوارشی بروز پیدا می کند. این بیماری ها که در مرز مشترک اختلالات روانی و جسمانی حرکت می کنند، می توانند عوارض جدی و جبران ناپذیری روی سلامت دختران بگذارند.

● یک دو سه، حرکت!

آن طرف طیف تمایل شدید به لاغری، چاقی بیش از حد قرار دارد. اضافه وزن یکی دیگر از مشکلاتی است که سلامت دختران نوجوان امروزی را مورد تهدید قرار می دهد. به خاطر تغذیه نامناسب و تحرک ناکافی، دختران نوجوان بیشتر از پسران در معرض اضافه وزن و چاقی هستند. چاقی در سنین نوجوانی می تواند تا بزرگسالی هم تداوم داشته باشد و سبب تجمع چربی هایی شود که بدن را نسبت به بیماری های قلبی عروقی و دیابت آسیب پذیر می کند. یکی از دلایل اصلی چاقی دختران نوجوان در این سن، همان طور که اشاره شد، نداشتن تحرک بدنی است. با توجه به این که دانش آموزان روزانه چند ساعت در کلاس درس روی نیمکت می نشینند، احساس خستگی و کسالتی در آنها به وجود می آید که پسر ها اکثرا این مشکل را با فوتبال بازی کردن در کوچه و خیابان یا ورزشگاه ها حل می کنند ولی برای دخترها به دلیل اعتقادات فرهنگی جامعه امکانات کمتری وجود دارد. آمار نشان می دهد که در مقابل ۶۱ درصد دانش آموز پسری که در تیم های ورزشی بازی می کنند فقط ۵۰ درصد دختران در تیم های ورزشی شرکت می کنند و در حالی که ۴/۳ پسران در فعالیت هایی شرکت می کنند که باعث می شود برای ۲۰ دقیقه یا بیشتر و سه روز در هفته یا بیشتر عرق کنند و تند نفس بکشند، فقط نیمی از دختران این وضعیت را دارند. در حالی که ورزش برای دختران بسیار ضروری است و کمک می کند که استخوان ها، عضلات و مفاصل شان ساخته و حفظ شوند، وزنشان کنترل شود و وقوع فشارخون بالا در میانسالی به تعویق بیفتد. در حقیقت میزان ورزش دختران نوجوان بین ۱۲ تا ۱۸ سال یک عامل مهم در پیشگیری از شکستگی لگن در سنین میانسالی است.

پس بهتر است دختران خود را به فعالیت های بدنی مثل پیاده روی منظم، شنا وعضویت در تیم های ورزشی و باشگاهی تشویق کنید تا از این آسیب ها در امان باشند.

● همه چیز بخور

کمبودهای تغذیه ای یکی دیگر از مشکلات عمده سلامت دختران است. شاید به نظر بعید بیاید که بعد از این همه اطلاع رسانی در جامعه هنوز هم افرادی باشند که درعین داشتن تمکن مادی از سوء تغذیه رنج می برند. ولی واقعیت این است که دختران خانواده های متوسط هم ممکن است به فقر پنهان برخی مواد غذایی مثل آهن و روی و کلسیم دچار باشند. برخی از آمارها نشان می دهند که تنها ۲۰ درصد دختران دبیرستانی، روزانه ۵ واحد میوه و سبزی می خورند و ۳ لیوان شیر می نوشند. این یعنی ۸۰ درصد دختران نوجوان ما به اندازه کافی به املاح و ویتامین ها دسترسی ندارند و یا بر اثر بی توجهی خود و والدین شان از خوردن این مواد مغذی غفلت می کنند. از سوی دیگر دختران به دلیل قاعدگی آهن زیادی از دست می دهند و لازم است که بیش از پسران آهن مصرف کنند.

کمبود روی هم یکی دیگر از کمبودهای تغذیه ای رایج بین دختران ایرانی است که دلیل اصلی آن نبود روی کافی در خاک ایران و بعد مصرف نکردن منابع غذایی روی به مقدار کافی است. در حالی که دختران در سن نوجوانی سریع ترین رشد را دارند و باید روزانه همه ویتامین ها و املاح معدنی را به اضافه ۲۲۰۰ کالری مصرف کنند. مصرف مکرر نوشابه در این سنین خیلی خطرناک است و در آینده به پوکی استخوان منجر می شود، پس بهتر است نوشابه های گازدار را از برنامه غذایی خانواده حذف کنید. ضمن اینکه دختران خود را تشویق کنید از همه مواد غذایی به میزان کافی مصرف کنند.

 

 

)

 

مشاهده:13795

پنج شنبه 16 مهر 1388

ویژگیهای نوجوان

تقریبا برای همه ی بچه ها بلوغ یک معنی دارد و ان این است: ما دیگر بچه نیستیم و می خواهند این حرف را امتحان کنند. این حق طبیعی نوجوان...

نوجوانی همچون اذرخشی در بهارعمراست به ناگه فرا می رسد و اسمان زندگی را نور باران می کند ویا ...همچون دشتی نا هموار و پوشیده از شقایق است که باید از ان گذ ر کرد تا به قله های رفیع و مغرور جوانی رسید .قله هایی که ریشه در خاک دارند و سر در افلاک باید این فصل بی نظیر جوانی را ارج نهیم و تمامی تلاش خود را برای فهمیدن ان به کار بریم .

اتومبیلی در جاده ای اسفالتی و عریض با سرعت در حال حرکت است . راننده پس از طی مسافتی بدون علایم هشدار دهنده ی کافی ناگهان در مقابل خودجاده خاکی و پر از دست انداز و موانع را مشاهده می کند. بلافاصله از سرعت خود می کاهد و با احتیاط کامل از کنار موانع و دست اندازها عبورمیکند . سلامت راننده و اتومبیل درگرو دیدن دقیق موانع تنظیم سرعت صبر و خویشتن داری راننده است واگرنه امکان هرگونه تصادف و اصطحکاک و اسیب دیدگی به شدت وجود دارد.

اگر در مثال بالا جاده ی زندگی را جایگزین کنیم دوره ی نوجوانی همان بخش خاکی و پر دردسر مسیر حرکت اتومبیل است. طبیعی است انهایی موفق می شوند که دست در دست نوجوانان این مسیر را به سلامت و با امید به اینده ای روشن طی کنند وضمن شناخت کامل شکیبایی و تفاهم را پیشه سازند.

دوره ی نوجوانی را نمی توان به سنین خاصی محدود دانست زیرا برحسب ویژگی های افراد و جوامع متفاوت است. اما معمولا بین 12 تا 17 سالگی را شامل می شود.این دوره از نظر تربیت دوره ی نسبتا دشوار زندگی ویکی از حساس ترین مهمترین و بحرانی ترین مراحل ان است.

نوجوانی همراه با بلوغ که قسمتی از رشد محسوب می شود( به عقیده ی افراد بسیاری دوران بلوغ همان دوران نوجوانی می باشد و ویژگی های بلوغ و نوجوانی یکی هستند) با تحول عمیق در جسم و روان و قدرت تجسم و تخیل زیاد همراه است و به همین سبب ان را دوره ای خاص از زندگی قلمداد می کنند که ثبات و تکوین شخصیت در ان صورت می گیرد. باید توجه داشت که نوجوانی حد فاصل کودکی و جوانی است. نوجوان از یک سو کمی کودکانه رفتار می کند و در حال گسستن پیوند های خود با کودکی است و از دیگر سو شیفته ی دستیابی به استقلال جوانی و بزرگسالی است ولی به طور کامل نه این است ونه ان. لذا این دوره دارای طیفی وسیع است که با بخشی از قلمرو کودکی مرتبط است و در انتهای طیف به دنیای جوانی پهلو می زند.

از نظر روانی مهمترین تحولاتی که در نوجوان رخ می دهد: استقلال طلبی دوست یابی عصیان گری انزواطلبی بی خوابی افسردگی اظطراب و همزیستی با گروه همسالان است.

همان طور که گفته شد علاوه بر تغییرات جسمی دستخوش یک سری تغییرات روانی می باشد که شناخت این علایم به والدین در درک بهتر فرزندانشان و برخورد صحیح و منطقی نسبت به شرایط ایجادشده کمک می کند .

بدن انسان در دوران جنینی و در اوایل تولد به سرعت رشد می کند و سپس سرعت ان در کودکی کاهش و دوباره در دوران بلوغ سیری صعودی می یابد و در حدود 20 سالگی رشد طولی ان متوقف می شود.

در دوران بلوغ( نوجوانی) علاوه بر رشد سریع قد غدد داخلی به خصوص هیپوفیز فوق کلیه غدد جنسی و تیرویید هورمونهایی ترشح می کنند. دوکی شدن قامت افزایش وزن(بخصوص در دختران) تغییر صدا وپیداش صفات ثانویه از دیگر ویژگی های جسمی این دوره است.

همزمان با تحولات یاد شده تحول عواطف و احساسات نیز شکل واقعی به خود می گیرند،عواطف و احساسات اتشینی در درون انها ایجاد می گردد و خلق و خوی انان را بکلی دگرگون می سازد و در نتیجه تمام حرکات و رفتار و گفتار انها تغییر می کند افکارشان با واقعیات زمان تطابق ندارد، رؤیایی ،عشق طلب اند و در برابر مسایل بسیار حساس می شوند که گاهی اوقات کلمه ای یا اشاره ای ویا حرکتی برای به راه انداختن یک طوفان کافی است.

البته این نوسانهای عاطفی یکی از بزگترین مشخصه های دوره ی نوجوانی هستند. به همین علت اگر نوجوانان در اثر بی اعتمادی و عدم اطمینان نسبت به انتقاد دیگران حساس شوند جای تعجب نیست . اکنون به شرح برخی خصوصیت های عاطفی نوجانان می پردازیم.

عدم تعادل و بی ثباتی عاطفی یکی از بارزترین ویژگیهای انان است. اکثر اوقات به هنگام بروز خشم نمی توانند رفتار و گفتار خود را کنترل کنند؛ به خصوص زمانی که احساس می کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد، دست به اعمال ناخوشایندی می زنند سپس خود را سرزنش می کنند.

مورد توجه همسالان واقع شدن وبخصوص تایید انها را کسب نمودن و افزودن دوستان باعث می شود اهمیت دیگران در نزد انها کمتراز همسالان باشد. بنابراین کسب استقلال عاطفی از والدین نیز در این دوره از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

تحمل شنیدن انتقاد و سرزنش را ندارند ولی برعکس خودشان از دیگران انتقاد می کنند که گاهی اوقات منجر به اختلاف نظر با والدین شده و باعث عدم ارتباط صمیمانه با انها می گردد.

احساسات فداکارانه و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم و ستمدیده در این دوره ظاهر می شود.

می خواهند به دیگران بقبولانند که افراد مهمی هستند .

در برابر ناکامی ها حالات یاس و ناامیدی به انها دست می دهد؛بسیار غمگین وافسرده می شوند واحساس می کنند دیگر همه چیز تمام شده است(البته این عکس العمل در بعضی نوجوانان صدق نمی کند)

به وضع ظاهر و لباس و ارایش خود توجه دارند و گاهی مدت ها وقت خود را جلوی اینه به این امر اختصاص می دهند.

حالات روییایی وعاشق پیشگی دارند.

نگران اینده هستند: اینده ی شغلی، تحصیلی، اخلاقی وجنسی؛ که این نگرانی ها خود موجب پیدایش اظطراب و پریشان خاطری در انها می گردد.

از لحاظ فکری دوره ی نوجوانی شروع دوره ی تفکر انتزاعی یا عملیات صوری است. دراین تغییر که از 11-12 سالگی شروع و اوج ان اخر نوجوانی است؛ (برخی افراد این زمان را بین 15-19 سالگی می دانند) توانایی تفکر منطقی، تجزیه و تحلیل مسایل و قدرت نتیجه گیری در نوجوان پدید می اید.

در کودکی فرد براساس عینیات و واقعیات تفکر و استدلال می کند ولی در این دوره، نوجوان عملیات ذهنی خود را وسعت می بخشد و علاوه بر منطق عینی براساس فرضیات نیز استدلال و استنتاج می نماید و به ازمودن جنبه های علمی و حقیقت فرضیه ها در قبال واقعیت خارجی نظریه های دیگران می پردازد.

در حالی که کودک در حال زندگی می کند، نوجوان بالغ در تفکر خود زمان را به دو سوی گذشته و اینده امتداد می دهد وهمین تفکر علاقه او را به حال کاهش می دهد و رابطه ی وی با زمان حال اندکی ضعیف تر می شود.

نوجوان برخلاف کودکان که خود را پایین تر از بزرگسالان می پندارند به علت شخصیت تازه متولد یافته شان پیوسته خود را در سطح بزرکسالان قرار میدهند. اما در عین حال به علت دنیای جدیدی که در عمق وجودشان به تحرک در امده است خود را به نحوی دیگر و متفاوت از انها حس می کنند.ان وقت همان طور

که باید،می خواهند از حد بزرگسالان نیز فراترروند و با تغییر دادن و اصلاح دنیا اعجاب انها را بر انگیزند. به همین جهت نقشه هایی سرشار از احساسات جوانمردانه و بشر دوستانه برای زندگی در سر دارند. این نقشه درعین حال به علت هذیانهای خود بزرک پندارانه وخودمدارانه در انها ایجاد اظطراب می کند.

از لحاظ اجتماعی تحول نوجوان بستگی به این دارد که در چه شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رشد نموده باشد. زیرا محیط ها درساخت فکری و شخصیتی انها تأثیر دارد.در عین حال نوجوان در این مرحله مرزشکن و سنت شکن است و بر خلاف دوران کودکی در برابر خواسته های والدین کاملاً تابع نیست و گاه سرکشی و مقاومت می کند. علت اصلی این گونه رفتار های عجیب و تحریک کننده وخود مختارانه نوجوان رسیدن به استقلال و کسب هویت شخصی است .

مرحله ی کسب هویت در سن 11-20 سالگی رخ می دهد و نوجوان می خواهد

بداند که کیست و مقصدش کجاست.

جداشدن از خانواده و ملحق شدن به اجتماع و گروههای اجتماعی از ویژگی دوره ی نوجوانی است.این عمل نوجوان برای کسب ازادی عمل درکارها و کردار خود است. چون معمولا نوجوان در خود احساس عدم امنیت می کند، برای کسب این مورد و تعادل روانی خود نیازمند برقراری روابط صمیمانه با همسالان است.

در این دوران رابطه ی نوجوان با والدین ومربیان ازشکل رابطه ی کودک با والدین و مربیان به رابطه یک نوجوانِ در استانه ی بزرگسالی و استقلال جو تبدیل می شود.همین امرتوقعات زیادی را در او بوجود می اورد لذا نوجوان در این سن به برخورد بزرگسالان باخود بسیار حساس هستند.بنابراین این دوره برای دیگران نیز حساس و مهم است. ازخصوصیات عام وبرجسته ی نوجوان، همدردی اجتماعی و استعداد او در درک افراد دیگر است.

رشد افکار مذهبی وعلاقه به فضیلتهای مذهبی درسنین نوجوانی به حد اکثر خود می رسد.تا حدی که گاهی نوجوان گرایش به ریاضت کشیدن،شب زنده داری،رازونیازبسیار با خدا،گریه های شبانه در نمازمی نماید.لذایذ راترک گفته و صفا و خلوصی در روحشان ایجاد می شود.انان تمایل دارند که همه ی اعمال خود ودیگران براساس خیرومصلحت و دستورات دین انجام شود.البته گاهی در انجام اعمال فوق افراط می کنند که این مفید نیست.از طرفی نوجوان در این سن دچار شکهای مذهبی می شود.شک در اعتقادات خود وپدرومادردرحقانیت پیامبر

و زندگی پس از مرگ و...او می خواهد بداند انچه تاکنون به دست اورده درست بوده یانه؟ازطرفی تردید دارد اگرشکیات را بپرسد به بی مذهبی متهم شودو بدین دلیل برشکیات خود باقی می ماند.گاه به دلیل یاد شده از راه منحرف می شود و ممکن استدیگران او را مطرود محکوم و منزوی کنند که این مشکلات زیادی را به دنبال دارد.

دوره نوجوانی همراه با بلوغ جنسی می باشد.رشدونمو غدد داخلی و ترشحات هورمون های به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی می دهدو انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیرهمجنس دراو ایجاد میگردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب ترس و پریشانی خاطر همراه است.تمایل جنسی در دوره بلوغ جنسی با خصوصیات اساسی یک غریزه ظاهر می شود.به عبارت دیگر به صورت نیروی محرکی است ،که ناخداگاه متوجه جهت معینی می باشد.نوجوانی که بلوغ جنسی در او پدیدار گشته نیاز جدید ومبهم و تمایلات قوی نامعلومی را احساس می کند که او را به سوی جنس مخالف میکشاند.رفتار او عوض شده و موجب شگفتی اطرافیان وتعجب بیشتر خودش می شود.جهش شدید محبت،عقب نشینی توضیح ناپذیرو حرکات بدون دلیلی که او را اشفته می سازد،از خصوصیات این سن است.پس کار غریزه جنسی کاملاً زیرزمینی بوده و جهت یابی ان با کورمالی انجام می گیرد و در افراد محجوب کمرو نوعی گیجی و اظطراب ایجاد می کند.چنانکه گویی نیروییدر انها تاثیر می نماید و انها را به سوی مقصدی که به زحمت می بینند سوق می دهد.نوجوان می خواهد این همه انرژی و نیرو را که در او پدید امده و موجب هیجان وی شده در جایی ازمایش کند.اما نگران عواقب ان است.تحمل تحریکات جنسی بسیار مشکل بوده و فشار روحی شدیدی را به نوجوان وارد می کند.همچنین تمایلات جنسی را باید با فرهنگ و مذهب و اداب ورسوم جوامع خود تطبیق دهد.نوجوانان بدون راهنمایی جدی و موثر یا اموزش برای کنترل،تسلط و موفقیت در توانایی های جنسی،در مورد مسایل جنسی شان نگران و بیمناکند.علاقه به رفتارهای جنسی در میان نوجوانان با شدت و ضعف بروز می کند و اختلاف میان کشش ها و تمایلات جنسی انان،به صورت های مختلف از جمله مقاربت های جنسی،استمنا، همجنس بازی و...بروز می کند.

از ویژگی های دیگر دوره نوجوانی،پدیده ی همانندسازی است.پسر نوجوان در رفتار و خصوصیات پدر دقیق می شود.ریزه کاریهای گفتار و رفتار پدر را از نظر دور نمی کند تا براساس ان الگوی شخصیتی مردانه بسازد وخود را مانند او کند. دختر نوجوان نیز در حرکات و رفتارهای مادر دقیق و کنجکاو می شود و درصدد طراحی مدلی از شخصیت مادر در ذهن خود بر می اید تا او هم بتواند بر چنین مبنایی،شخصیتی زنانه درخود مطابق شخصیت مادر بسازد.البته تظاهر همانندسازی از دوران کودکی و سالهای قبل از نوجوانی اغاز می شود اما اغاز ان به طور جدی و اصولی از نوجوانی است.اگر فرزندان خانواده در جستجوی یافتن شخصیتی خوب و قابل قبول در پدر و مادر ناکام شوند برای همانندسازی به دیگران رومی اورند واین افراد می توانند بزرگسالانی در فامیل،دوستان ویا شخصیتی در بین اولیا و مربیان انها باشند.ممکن است نوجوان تنها به یک شخصیت رو نیاورد وافراد متعددی را هدف قرار داده و هر خصوصیتی را از یکی از انان اخذ نماید که این برای نوجوان مضر می باشد.

از دیگر ویژگی های نوجوانان گرایش انها به نواوری،تنوع و خلاقیت است.از شکلها وقالبهای تکراری گریزانند ودرپی نوافرینی هستند. برخی از روانشناسان بر حادثه جویی نوجوانان تاکید می ورزند.البته حادثه جویی نوعی از نوجویی است که غالبا باارزشهای منفی همراه است.بسیاری از نوجوانان در برخورد با تجربه های تازه خلاقیت قابل توجهی از خودشان می دهند.این خلاقیت ها در زمینه های نویسنده گی ، موسیقی،شعر،هنر،ورزش،ریاضیات،فلسفه،خبرنگاری و...به ظهور می رسد.که البته با ورود به دوران بزرگسالی ممکن است این خلاقیت افت کرده یا از بین برود.

صفت بارز و مشخص این دوره از نظر عاطفی،خیال پردازی شدید و وسیع نوجوان است.تخیلات دریچه ای اطمینان بخش برای رهایی موقت از مشکلات و پناه بردن به دنیای ارام روییاها هستند.نوجوانان تصور می کنند که واقعیتهای دنیای خارج در عالم خیال نیز قابل دسترس است لذا به عالم خیال رو می اورند. شک نیست تخیلات موجب تقویت نیروی ذهن و اندیشه و موجد خلاقیت های هنری،فکری،ذوقی و علمی می شود.لکن لازمه ی ان جهت دادن و تمرکزبخشی به ان است.گر چه خیال بافی و خیالپردازی مفید است اما گاه مضر می باشد. زیرا خیالبافی یعنی تخیل خود را رها کردن و اجازه دادن به ان که بدون کنترل ما به هر کجا و هر زمانی که می خواهد برود.در خیالبافی کنترل خیال از دست انسان خارج است و این ویژگی خیالبافی باعث می شود که مدتها وقت خود را فراموش کنیم و ان را از دست بدهیم.

با انکه در این سن نوجوان بیشتر وقت خود را با گروه همسالان میگذراند ولی می خواهد ساعاتی چند با خود تنها باشد و در خیال به ارزوهایش برسد. لذا انزواطلبی و گرایش به تنهایی از بارزترین ویژگی های نوجوان است.البته این خیال پردازی با انچه در واکنش های دفاعی نام برده می شود تفاوت دارد. در اینجا به سخنانی از والدین در این باره اشاره می کنیم :

گاهی ساعت ها در اتاق خود می ماند و بیرون نمی اید.

گاهی انقدر در خود فرو میرود که باید چندبار صدایش کنم تا متوجه شود.

گاهی در گوشه ای می نشیند واگر چه کتابش باز است ولی به نقطه ای خیره می ماند در این حالت گاهی بیخودی می خندد و یا ملایم اشک می ریزد.

هیجان به تغیرات ناگهانی اطلاق می شود که بعد ازیک درک حسی یا تصور و یاداوری دررفتار فرد ایجاد می شود.دراین حالت بدن برای مواجه با این تغییرات روانی واکنش نشان می دهد که عبارتند از:افزایش تعداد ضربان قلب و تنفس، افزایش قند خون،ناراحتی گوارشی(احساس نفخ ودرد شکم)و تغییرات هورمونی علایم جسمانی هیجان به صورت لرزش دستها و بدن،بیداری یا بدخوابی، گریه، بروز احساسات به صورت بالا و پایین پریدن.علایم زبانی شامل اه کشیدن،فریاد گفتن عباراتی که شادی و غم را نشان می دهد و بالاخره علاییم روانی هیجان به صورت اظطراب و اشفتگی اشکار می شود.

هیجان در همه افراد دیده می شود اما نوجوانان (12تا18ساله)ان را بسیار بیشتر از دیگران نشان می دهند.نوجوانان در دوران بلوغ "زودانگیخت" بوده و به اصطلاح" سریع التاثیر"می باشند.به گونه ای که واکنش انها در برابر مسایل غالبا از کودکان بیشتر و پر هیجانتر است.بنابراین انان گاه تحت تاثیر هیجان دست به کارهای عجیب و غیرمعقول و گاه خارق العاده می زند.از طرف دیگر احساسات و عواطف نوجوان نیز در حد اعلی است به طوری که در دوستی و دشمنی افراط می کند.نوجوانان از محرکهای هیجانی به سرعت متاثر می شوند و قادر به مهار احساسات خود نیست. فوران احساسات درانها به حدی است که که با یک کلمه،یک کنایه و حتی یک حرکت طوفانی از احساسات به پا می کنند که اثاران به وضوح در چهره شان مشخص می شود و رنگ چهره شان به سرخی می گراید.همان طور که شدت هیجانات زیاد می شود،تعداد ونوع تاثیرات نیز توسعه می یابد و هیجانات مذکور مبهم تر و فراوان تر می شوند. باید توجه داشت تغییراتی که درهیجانات زندگی رخ می دهد همه نتیجه نظم جدیدی است که در دستگاه هورمونی و اعصاب پیدا میشود. مطلب چنان است که گویی دستگاههای جدیدی از طرف بدن گماشته شده اند که در مقابل این هیجانات تازه حساس می باشند. و هنگامی که این دستگاهها کار نمی کنندادراک انها برای انسان غیر ممکن است.

مشکلات خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و فشارهای روحی و عاطفی دوران بلوغ از طرفی دیگر در نوجوان نوعی تشویش و نگرانی و عدم پایداری روانی ایجاد می کند و اختلالاتی در شخصیت انها باعث می شود که برخی زود گذربوده و برخی عمیق و جدی است که به چند مورد اشاره می کنیم:

▪ افسردگی:

افسردگی به علل مختلف از جمله عوامل محیطی یا عوامل خارجی مانند مرگ نزدیکان و دوستان و... پدید می اید که گاهی با یاس و ناامیدی، درماندگی، غمگینی،کاهش فعالیت ،عدم اعتماد به نفس و خستگی پذیری مشخص می شود.گاهی افسردگی با احساس عدم پذیزش از طرف دیگران ارتباط دارد.عده ای از نوجوانان در دوران بلوغ به علت ظهور علایم ثانویه در خود فرو می روند.تنهایی و گوشه نشینی را انتخاب می نمایند و به افسردگی های خفیف زودگذر مبتلا می گردند.این حالت در دختران بیشتر دیده میشود که اغلب بی حوصله اند که مبادا کسی از وضع انها با خبر شود .این موضوع اگر از حد معمول تجاوز نکند و دران افراط نشود یک حالت طبیعی است. عده ای از جوانان هم به علت مسایل خانوادگی و تربیتی،برخوردهای تحقیرامیز والدین ،مراقبت های افراطی از انها و یا... خود را از اجتماع برکنار می کنند و به جز با عده اندکی با دیگران گفتگو ورفت و امدی ندارند؛ کمرویی و حیای افراطی انها سبب منزوی شدنشان می شود؛در مدرسه هم تنها هستند؛در رفتارشان نیز حالات تردید ،ناشیگری،کم حرفی ،عدم مشارکت در فعالیتهای جمعی وجود دارد ؛از حظور در جمع ناراحتند.اگر کمرویی وگوشه گیری های اولیه شدت یابد ممکن است نوجوان را به افسردگی شدید کشانده و او را سست عنصر و مایوس واز زندگی بیزار کند.

▪ اضطراب و ترس:

ترسهای دوره نوجوانی عبارتند از:ترس از عدم موفقیت در امتحان، ترس از جدایی والدین، ترس از مشکلات زندگی و پیدانکردن شغل، ترس از مورد قبول واقع نشدن دوستان،ترس از انحرافات اخلاقی مذهبی،ترس های جنسی درارتباط با جنس مخالف و ترسهای مرضی که ریشه روانی دارند مثل ترس از بلندی وتاریکی.

▪ عصیانگری:

نوجوانان گاهی به علت وجود بیماریهای جسمی و گاهی به سبب فشارهای محیطی،ناکامیها،پایین بودن سطح مقاومتشان و... دچار پرخاشگری می شوند بنا براین بسیار زودرنج،بدبین،احساساتی،مهاجم و...می شوند.

▪ بزهکاری:

این یک واقعیت شناخته شده است که میزان بزهکاری دراین دوره از رشد افزایش می یابد؛بر تعداد خود کشی ها افزو ده می شود؛اعتیاد به سیگار،مواد مخدر و حتی مشروبات الکلی اغاز می شود.در این دوره بر تعداد فرارها از خانه افزوده می شود که البته اگر والدین و اطرافیان نوجوان با وضعیتی که در این دوره برای اوایجاد می شود اگاه باشند می تواناز بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرد.

▪ احساس حقارت:

موضوع مهم دیگری که در این مرحله حساس از رشد برای نوجوان روی می دهد احساس حقارت یا کهتری است.نوجوانی کخ بیش از حد از سوی والدین تحت نظارت و کنترل بوده به هنگامی که مجبور است در گروه همسالان شرکت جوید به دلیل ضعفی که در خود احساس می کند خود را حقیر و بی کفایت می شمارد و از انجام کارهای گروهی باز می ماند و در نتیجه

حس استقلال طلبی وی ارضا نشده و نوجوان احساس یاس و شکست می کند.از دیگر مسایلی که باعث ایجاد احساس حقارن در نوجوان می شوند می توان به داشتن نقص بدنی،محرومیتها،سرزنش های معلم و والدین ،بلوغ زودرس یابلوغ دیررس اشاره کرد.

واکنشهای دفاعی یا مکانیسمهای سازشی عبارتند ازاعمال و رفتارهای مشخص و دافعی که شخص به طور ناخوداگاه به منظور حل عقده های روانی،حفظ تعادل شخصیتی و یا رهایی از چنگ اظطراب از انها استفاده می کند.

چنین شیوه های غیرارادی دفاعی به نوجوانان این امکان را می دهد که تغییرات ناگهانی محیطهای درونی بیرونی را از طریق تغییر و اصلاح کیفیت این تغییرات که درک شده اند به حد اقل برساند. زمانی که تعدادی ازنیازهای نوجوان برطرف نشودانان را دچارتضاد و کشمکشهای درونی می کندکه باعث اظطراب و نگرانی میشود.رفتارهای سازشی که همگی غیرارادی هستند،برای ازمیان بردن حالات ذکر شده وارد عمل می شند و وجود این واکنشهای دفاعی در رفتار نوجوان امری عادی و ضروری است.زیرا باعث حفظ تعادل روانی انها می شود.

واکنشهای دفاعی که نوجوانان بیشتر از انها استفاده می کنند عبارتند از:

پرخاشگری که دران فرد فشارهای ناشی از ناکامی را به صورت حمله و تجاوز نشان می دهد؛انکار واقعیت که شخص میل به یافتن حقیقت ندارد؛خیالبافی که در نوجوان انچه را در عالم بدان نرسیده و اینده را در خیال برای خود به وجود می اورد که گاهاین واکنش ارتباط نوجوان را با محیط خدشه دار می کند؛برگشت در این واکنش نوجوان رفتاهای مناسب سن پایین تر از خود را نشان می دهد؛ جبران که ریشه این واکنش احساس حقارت و عدم کفایت است؛همانندسازی که در این مکانیسم فرد اعمال و رفتار خود را با افراد مورد نظر همانند می کند و به همین دلیل این مکانیسم اهمیت زیادی در رشد شخصیت فرد دارد؛دلیل تراشی که باعث می شود نوجوان از رفتار غلط خود عبرت نگیرد؛برون فکنی که دراین واکنش شخص نقایص و افکارغیرقابل قبول خود را به دیگران نسبت داده وخود را عاری از انها می داند ؛

تقریبا برای همه ی بچه ها بلوغ یک معنی دارد و ان این است: ما دیگر بچه نیستیم و می خواهند این حرف را امتحان کنند. این حق طبیعی نوجوان است.

آلفرد آدلر

در مطالب ذکر شده اشاراتی به تحولات نوجوان داشتیم.اینک ببینیم که نوجوان چگونه این حالات غیر قابل اجتناب را پذیرا می شود.با مروری بر نوشته های زیر نوجوانان را بیشتر خواهیم شناخت.

انچه در این مرحله برای یک نوجوان رخ داده است با اینکه از دیدگاه والدین یک رویداد طبیعی و ضروری است اما از نظر نوجوان این اتفاقات و تحولات امری باورنکردنی و شگفت انگیز است. گفتیم که اعتراض، سرسختی و لجاجت،خشم و پرخاشگری، حساسیت فوق العاده، کمی بی قید شدن ، و خیالبافی از جمله ویژگی های بلوغ می باشند که گذراندن این مرحله برای والدین و نوجوان مشکل است.وقتی نوجوانی بدون شناخت دست از این دوره به تحولات خویش می نگرد ممکن ایت با خود بیاندیشد که از نظر عقلانی دچار مشکل بزرگی شده و این امر باعث ایجاد افسردگی و گیجی به خصوص در افراد کمرو می شود.

نوجوان از تغییرات ناگهانی اندام خود متعجب و نگران است تا بدان حد که احتمال می رود به عوارض روانی و جسمانی متعددی مبتلا گردد از جمله:

سردرد، اضطراب، افسردگی، بی اشتهایی روانی ،احساس در در ناحیه معده و روده که این حالات در دخترها بیشتر رواج دارد. با گذشت زمان نوجوان تغییر وضعیت جسمانی و روحی خود را طبیعی قلمداد می کند.با وجود این در اکثر نوجوانان حساسیت به اندام بیش از حد مشاهده می شود به طوری که بیشتر وقت خود را صرف شناخت این تحول ناگهانی می کنند. جالب ااست بدانید پسرها تمایل دارند قامت خود را بیش از انچه هست بلند بدانند،امادختران نوجوان مایلند وزن خود را کمتر نشان دهند.

بلوغ جنسی و مشاهده نخستین اثار و علایم ادر بیشتر نوجوانان با حالتی از اظطراب و تشویش توام است که این به دلیل شناخت کم از این دوره است.

انحرافات جنسی و گرایش به جنس مخالف در این دوره که در نوجان به وجود امده او را دچار اظطراب می کند زیرا نوجوان همانطور که گفته شد باید تمایلات جنسی خود را با مذهب و فرهنگ جامعه خود هماهنگ کند.


فرشته ارمز جمیله جمیلی منابع و ماخذ بلوغ تولدی دیگر محمود محمدیان پرسشهای امروز نوجوان 5 غلامعلی افروز دنیای نوجوان محمد رضا شرفی دوران شکفتگی محمدرضاسهرابی ثریاسهرابی روانشناسی کودکان و نوجوانان غلامعلی افروز کند وکاو علی اصغر احمدی مسایل نوجوان محمد خدایاری فرد نوجوان امروز سید اکبر حسینی سایت گوگل www google com
مقالات ارسالی به آفتاب

برنامه ريزي براي دوره نوجواني در آموزش و پرورش

نويسنده: صفي الله ملكي - كارشناس ارشد امور فرهنگي

از نظر روانشناسان، دوره نوجواني از سن 12 تا 18 سالگي مي باشد. البته در اذهان عمومي سنين 12 تا 15 سالگي دوره راهنمايي تحصيلي مطرح است. براساس تحقيقات موجود ميانگين سن بلوغ براي دختران 12/5 تا 14/5 سالگي و براي پسران 14 تا 15 سالگي مي باشد. البته عواملي از قبيل وراثت، خانواده، وضعيت جسماني، آب و هوا، تغذيه، فرهنگ ها، حتي بهره هوشي در زودرسي بلوغ موثر هستند. مهمترين وظيفه مربيان در تعليم و تربيت، شناخت خصايص و ويژگي هاي نوجوانان در دوران مذكور مي باشد.
    ويژگي ها و خصايص رشد و تكاملي نوجوان
    1. از لحاظ بدني
    وزن به سرعت افزايش مي يابد، تغييرات بدني و فيزيولوژيك كاملاآشكار و محسوس مي شود، در نتيجه ظهور تغييرات بدني و فيزيولوژيك، اضطراب حركتي پيدا مي شود، اشتهاي غذايي زياد در نوجوان پيدا مي شود، خصايص جنسي به سرعت رشد و نمو مي كنند و دختران حدود دو سال زودتر از پسران علائم بلوغ نشان مي دهند، گاهي براي مدتي كيفيت كار غدد نامتعادل مي شود، رشد و نمو استخوان بندي تقريبا كامل مي شود و بلندي قد و قامت به حداكثرش مي رسد، هماهنگي عضلاني بهتر مي شود، قلب در آغاز نوجواني به سرعت رشد مي كند.
    2. از لحاظ شناختي (ذهني)
    نوجوان آرمان ها و ايده آل هاي عالي را دنبال مي كند و داراي هدف هاي شخصي و اجتماعي مي شود، قدرت تشخيص و تمييز در نوجوان افزايش مي يابد، به موضوع ها و مسائل اخلاقي، فلسفي و ديني علاقه مند مي شود و در بعضي از نوجوانان يك نوع شك ديني پيدا مي شود، نوجوان گاهي با والدينش به مجادله و مناقشه مي پردازد و نمي خواهد عقايد آنها را بپذيرد، ذهن نوجوان به علت مشكلات رواني، كه از خصايص طبيعي اين مرحله مي باشد، هميشه مشغول است و نمي تواند راه حل روشني براي آنها پيدا كند، نوجوان بيشتر در جهان تخيل زندگي مي كند، استعدادهاي خاص هنري ظاهر مي شوند، نوجوان كارهايي را شروع مي كند ولي هميشه آنها را تا پايان ادامه نمي دهد و ناتمام مي گذارد، رغبت هاي شغلي در نوجوان ظاهر مي شوند و او به تشخيص و انتخاب بين مشاغل گوناگون مي انديشد و با همگنانش مشورت مي كند، دايره شناخت و تجارب نوجوان افزايش مي يابد.
    3. از لحاظ عاطفي
    نوجوان به جاذب و جالب بودن وضع ظاهريش بسيار علاقه مند است، بي ثباتي عاطفي دارد و خود را (همه چيز دان) يا به اصطلاح (علامه دهر) مي پندارد، تغييرات ظاهري بدني و فيزيولوژيك، موجب احساس شرم در نوجوان مي شود، از مورد استهزاي دوستان قرار گرفتن نگران است و مي ترسد، براي استقلال و اتكاي به خود مي كوشد، به مطالعه و گوش كردن به راديو و تماشاي فيلم تمايل بيشتري دارد، به افرادي كه او را دوست دارند و احترام مي گذارند بيشتر اظهار علاقه مي كند، تقريبا از همه چيز انتقاد مي كند، هرگونه توهين و سرزنش باعث ناراحتي هاي عاطفي نوجوان مي شود، نوجوان به سرعت متاثر مي شود و براي اظهار تاثرش به كارهايي اقدام مي كند، ليكن بزودي پشيمان مي شود و در صحت كارها يا اقدام هايش ترديد مي كند و به سرزنش خويشتن مي پردازد، وقتي عصباني و خشمگين مي شود در گوشه اي مي نشيند و به گفتگوي دروني و گاهي گريه متوسل مي شود.
    4. از لحاظ اجتماعي
    قهرمان پرور است و با يك نفر بزرگسال كه بيشتر مورد تمجيد و ستايش مردم است، همانندسازي مي كند، به پذيرفته شدن در گروه هاي اجتماعي بسيار علاقه مند است، به مستقل شدن ازخانواد ه اش تمايل نشان مي دهد و اين نخستين گام او براي زندگي بزرگسالي است، به پذيرش مسئوليت گروهي و شركت در فعاليت هاي جمعي واكنش مساعد نشان مي دهد، نوجوان مي كوشد مقام و منزلت خاصي بين دوستان و همسالانش كسب كند، رفتار و خصايل اجتماعي او ظاهر مي شوند، عليه بعضي از آداب و رسوم اجتماعي قيام مي كند و از اين كارش لذت مي برد، دوست دارد كه بيشتر اوقات خود را با همسالانش بگذراند.
    نيازهاي نوجوانان
    1 -نياز به محبت (از طرف اطرافيان)2  -نياز به تعلق خاطر (به گروه ها)3 - نياز به موفقيت (در زندگي و تحصيل)4  -نياز به پذيرفته شدن (احساس ارزشمندي)
    مشكلات جوانان
    اول مشكلات بدني شامل: احساس خستگي، عدم تناسب اندام، محروميت از خواب، ظهور تمايلات جنسي و چگونگي ارضاي آن.
    دوم مشكلات شخصيتي شامل: احساس حقارت و كمرويي، عصبانيت فوري، نگراني از عدم پذيرفتگي، هيجان افراطي.
    سوم مشكلات خانوادگي شامل: احساس تنهايي، مشاجره با اعضاي خانواده، محدوديت آزادي، احساس فاصله زياد با والدين و فقدان افراد صميمي براي بازگو كردن مشكلات.
    چهارم مشكلات اجتماعي شامل: ترس از قبول مسئوليت، ترس از همانند سازي، احساس نگراني از عدم موفقيت، ناشي گري در برقراري روابط اجتماعي.
    پنجم مشكلات ديني و اخلاقي شامل: ترس از مرگ، ترديد در اعتقادات ديني، علاقه مندي به كسب اطلاعات ديني، نداشتن معيار صحيح براي الگوبرداري.
    ششم مشكلات مدرسه اي شامل: ترس از سرزنش و تنبيه معلمان، ناتواني در تمركز حواس، ترس از امتحان، تنفر از بعضي از معلمان و دروس.
    هفتم مشكلات انتخاب شغل شامل: نگراني از موفقيت آينده شغلي، ناتواني در تشخيص شغل مناسب، نگراني از درآمد براي زندگي آتي.
    توجه به چند نكته در حل مشكلات نوجوانان:
    1. مسئله نوجوانان يك مسئله رياضي نيست كه با يك فرمول حل شود.
    2 .طرح مسئله نوجوانان نبايد طوري وانمود شود كه احساس كنند يك بيماري وحشتناك و خطرناك دارند.
    3. نخستين مسئول حل مسئله خود نوجوان است. وظيفه والدين و معلمان راهنمايي و هدايت اوست.
    وظايف آموزش و پرورش (با عنايت به تفكيك جنسيت:)
    -1 برنامه ريزي آموزشي و تربيتي متناسب با ويژگي هاي بدني، عاطفي، شناختي و اجتماعي نوجوانان دختر و پسر.
    -2 ايجاد زمينه هاي مساعد تعامل با خانواده ها با آموزش اوليا (مادران و پدران.)
    -3 غني سازي اوقات فراغت نوجوانان با عنايت به استعداد و علاقه دختران و پسران.
    -4 توسعه فعاليت هاي پژوهشي و تحقيقات در مدارس متناسب با ظرفيت هاي فكري و ... دختران و پسران.
    منابع و مآخذ:
    1. شعاري نژاد، علي اكبر، نقش فعاليت هاي فوق در تربيت نوجوانان، انتشار اطلاعات
    2. نوابي نژاد، شكوه، سه گفتار درباره راهنمايي و تربيت فرزندان، انتشارات انجمن اوليا و مربيان
    3. كاردان، علي محمدي، مراحل تربيت، انتشارات دانشگاه تهران
    4. لطف آبادي، روانشناس درمان بلوغ، انتشارات سازمان ملي جوانان

منبع: روزنامه رسالت

 

 

تنوع طلبي؛ ويژگي دختران نوجوان

دختر بچه ها به سن ۱۰ سالگي که مي رسند عقايد و افکارشان نسبت به محيط زندگي شان تغيير مي کند. غالب آن ها با ورود به سن نوجواني رفتار و حرکات کودکانه را مورد پسند ندانسته و سعي مي کنند منشي مانند بزرگسالان پيدا کنند. آن ها در سن نوجواني خود را آماده ورود به سن بزرگسالي مي کنند ولي از آن جايي که آنان کاملاً عقايد بزرگسالان را پيدا نکرده اند هنوز هم تمايل دارند به گذشته بازگشته و کودکانه فکر کنند. هر چند آن ها به خاطر رفتار سرزنش آميز بزرگسالان بالاخره با روزگاران کودکي فاصله مي گيرند اما هنوز ايام خوش کودکي براي آنان دلچسب و مورد علاقه است. بنابراين آن ها با ورود به سن ۱۰ سالگي کم کم از روزهاي کودکي فاصله گرفته و قدم به دوران نوجواني مي گذارند. آن ها با هر روشي مي خواهند به والدين و ساير آشنايان شان بفهمانند بزرگ شده و ديگر مانند کودکي ها ناپخته نيستند. دختران ممکن است در اين سن لباس بزرگترها را تن کرده و سعي کنند ظاهر و رفتارشان شبيه بزرگترها شود. حساسيت آن ها در اين دوره تنها به شکل و ظاهرشان محدود نشده و سعي دارند محيطي را که براي آن ها تعريف شده است را نيز محيطي مطابق با پسند ديگران بسازند. يکي از اين محيط ها که احساس مي کند نيازمند تغييرات اساسي است، اتاق خواب اوست.

 

او اتاق خوابش را بسيار دوست دارد و هنگام فرورفتن در غار تنهايي اش آن را محل مناسب تفکر و فعاليت هايش مي داند. بدين ترتيب تمام سعي و تلاشش آن است که اتاقش را طرحي نو بخشيده و سليقه خودش را بيشتر وارد اتاق کند و از اين رو به بزرگ ترها بفهماند استقلال بيشتري پيدا کرده و خود مي تواند اتاقش را کنترل و اداره کند. والدين نيز با آگاهي از اصول روانشناسي بهتر است به اين عقيده او احترام گذاشته و اتاق را مطابق ميل او تزئين کنند. بيشتر دختران رنگ قرمز را براي اتاق شان مي پسندند اما اين رنگ پس از مدتي اتاق را دلگير و تاريک کرده و فضاي مناسبي براي حالات و روحيات آنان نيست. بهتر است ترکيبي از رنگ قرمز و رنگ هاي روشن تر مثل سبز، زرد و آبي در آن به کار رود. علاوه بر آن زمينه اي که دختران به آن علاقه دارند زمينه اي از طبيعت است اما آن ها چندان با نصب تابلوهايي از طبيعت در اتاق شان راضي نبوده و دوست دارند با طرحي از گل و گياه کارتوني و فانتزي اتاق شان را تزئين کنند. ترسيم يا نصب اين گل و گياه هاي فانتزي بر روي ديوار يا تختخواب دختر نوجوان، اتاقش را از يکنواختي خارج ساخته و زمينه اي شاد به آن مي بخشد که مي تواند خلقيات نوجوان را تعديل کند.

منبع: روزنامه ايران

ی بگیرید

۱۰جمله‌اي كه زندگي كاري شما را ويران مي‌كند

آداب میهمانی رفتن

بهترین و پولسازترین مشاغل برای زنـان

تعبیر رنگ ها در خواب از دیدگاه روانشناسی

بیشتر »

صفحه اصلی اخبار داغ مطالب روز نرخ ارز سکه موبایل قیمت خودرو



اگر دختر نوجوان داريد ...

مجموعه: مشاوره خانواده

 

 

 

اگر شما هم دختر نوجواني در خانواده داشته باشيد، حتما مي‏دانيد که دختران نوجوان به دليل ويژگي‏هاي جسمي خاصي که دارند و نقش‏هايي که قرار است در آينده ايفا کنند، از نظر سلامت آسيب‌پذيرتر از پسرها هستند. از آنجا که همين دخترها قرار است در سال‏هاي بعدي مادر شوند بايد از همين حالا به فکر اين باشيم که پايه‏هاي سلامت ‌‏شان را به شکل درست و محکمي ‏بنا کنيم و مراقب باشيم در آينده، زنان جوان کشور‌مان با بيماري‏هايي مختلفي مثل پوکي استخوان، کم‏خوني و سوءتغذيه دست و پنجه نرم نکنند. متاسفانه به سلامت رواني دختران معمولا توجه چنداني نمي‏شود؛ در حالي که اگر دختران نوجوان ما از سنين بلوغ در شرايط امنيت رواني رشد نکنند، در آينده احتمال ابتلاي آنها به انواع اختلالات رواني بيشتر مي‏شود.

 

چيزي که نوجواني را از بقيه مراحل عمر متمايز مي‏کند، بلوغ است. دختران نوجوان در سنين 10 تا 16 سالگي بلوغ جسمي را تجربه مي‏کنند که تمام عملکردهاي جسمي ‏و رواني‏شان را متحول مي‏کند. در اين دوران تغييرات فيزيکي موجب مي‏شوند که دختران از نظر رواني هم آسيب‌پذيرتر شوند چون در آستانه يک تغيير جدي يعني گذار از مرحله کودکي به بزرگسالي قرار مي‏گيرند. ميل به گوشه‎گيري، حساسيت نسبت به انتقاد ديگران، نوسان در خلق و خو، بي‌قراري، بي‌ثباتي، کاهش اعتماد به نفس، نافرماني از والدين، صرف توجه بيش از حد به ظاهر و تمايل بيش از حد به داشتن ارتباط نزديک با گروه دوستان و همکلاسي‏ها از ويژگي‏هاي رفتاري دختران در سنين بلوغ است.

 

از طرف ديگر، بلوغ زودرس و ديررس يکي از عوامل ناهنجاري‏هاي رواني در بعضي از نوجوان‏هاست. بلوغ چه به‌صورت زودرس اتفاق بيفتد و چه با تاخير همراه باشد، نگراني‏ها و مشکلاتي را براي نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم براي دختر و هم براي پسر وجود دارد اما بلوغ زودرس اغلب براي دختران و بلوغ ديررس بيشتر براي پسران مشکل‌آفرين‌ است. البته اين مشکلي است که با تشخيص والدين و مراجعه به پزشک و روان‌شناس به راحتي قابل حل است.

 

ولي به طور کلي، در مقابل تغيير خلقيات دختران نوجوان اگر رفتار درستي از طرف والدين صورت نگيرد، احتمال بروز بعضي از اختلالات رواني در آنها بيشتر مي‏شود.

 

آمارها نشان مي‏دهد که 3 درصد از دختران 12 تا 16 ساله، در مقابل 6 درصد از پسران هم سن‌وسال خود‏شان، دچار اختلالات شديد رواني مي‏شوند. افسردگي و اضطراب بيشتر از ساير اختلالات بين دختران نوجوان ديده مي‏شود. براي مثال، تحقيقي که بين سال‌هاي 1987 تا 2006 روي دختران 15 ساله اسکاتلندي انجام شده، نشان مي‏دهد که نزديک به 43 درصد آن‌ها داراي مشکلات احساسي و 27 درصد از آنها داراي مشکلات رواني مانند افسردگي حاد و مزمن بوده‌اند. افسردگي و ساير اختلالات رواني در صورت شناخت مناسب والدين از فرزندان‌شان و مشاهده دقيق اعمال و رفتار آنها به سادگي قابل تشخيص بوده و اگر به موقع به روان پزشک مراجعه شود به راحتي قابل درمان نيز هست.

 

 

هيولاي لاغري

 

شايد باورتان نشود ولي تبليغات گسترده لاغري يکي از عوامل تهديد کننده سلامت رواني و جسماني دختران است. بي اشتهايي رواني يکي از بيماري‏هايي است که به خصوص در دوره نوجواني، بين دختران ديده مي‏شود. تيترهاي وسوسه انگيز مجلات و الگوهايي که رسانه‏هاي غربي به عنوان اندام متناسب تبليغ مي‏کنند، دختران نوجوان را دچار وسواس بيمارگونه نسبت به ظاهر خودشان کرده است. مطالعات نشان مي‏دهد در بين دختران دبيرستاني که اين مقالات را مي‏خوانند احتمال تلاش براي کاهش وزن از راه نخوردن غذا و يا حتي مصرف سيگار دو برابر بيشتر از ساير دختران است.

 

نتايج اين بررسي‏ها نشان داده که فقط ?? درصد پسرها در مقابل ?? درصد از دختران اين مقالات را به طور مداوم مطالعه مي‏کنند. به علاوه اين مقالات روي رفتارهاي تغذيه‌اي پسراني که اين مقالات را مي‏خواندند به اندازه دختران تاثير ندارد. در اين ميان بعضي از آن‏ها به رژيم‏هاي خطرناک و غير اصولي روي مي‏آورند و بعضي ديگر دچار بي‏اشتهايي رواني مي‏شوند. يعني ميل و رغبت خود را به غذا از دست مي‏دهند و به‌رغم گرسنگي و نياز شديد از خوردن غذا اجتناب مي‏کنند.

 

بي اشتهايي رواني موجب عوارض بسيار مخربي مثل پوکي استخوان، مشکلات گوارشي، ريزش مو و توقف قاعدگي مي‏شود. در اين ميان بعضي از دختران به بيماري خطرناک‏تري به اسم «آنورکسيا نوروزا» مبتلا مي‏شوند. اين افراد که نمي‏توانند به اشتهاي بيش از حد خودشان نسبت به غذا غلبه کنند، بعد از خوردن غذا با انگشت يا وسيله‏اي که اغلب يک مسواک است، حلق خود را تحريک مي‏کنند و همه غذاي خورده شده را بالا مي‏آورند.

 

اين بيماري ممکن است اوايل از چشم خانواده دور بماند ولي بعد از مدتي با عوارضي مثل خشکي و پوسته پوسته شدن ناخن و پوست و ريزش مو و حالت تهوع و اختلالات گوارشي بروز پيدا مي‏کند. اين بيماري‏ها که در مرز مشترک اختلالات رواني و جسماني حرکت مي‏کنند، مي‏توانند عوارض جدي و جبران ناپذيري روي سلامت دختران بگذارند.

 

 

يک دو سه، حرکت!

 

آن طرف طيف تمايل شديد به لاغري، چاقي بيش از حد قرار دارد. اضافه وزن يکي ديگر از مشکلاتي است که سلامت دختران نوجوان امروزي را مورد تهديد قرار مي‏دهد. به خاطر تغذيه نامناسب و تحرک ناکافي، دختران نوجوان بيشتر از پسران در معرض اضافه وزن و چاقي هستند.

 

چاقي در سنين نوجواني مي‏تواند تا بزرگسالي هم تداوم داشته باشد و سبب تجمع چربي‏هايي شود که بدن را نسبت به بيماري‏هاي قلبي عروقي و ديابت آسيب‌پذير مي‏کند. يکي از دلايل اصلي چاقي دختران نوجوان در اين سن، همان‌طور که اشاره شد، نداشتن تحرک بدني است. با توجه به اين که دانش‌آموزان روزانه چند ساعت در کلاس درس روي نيمکت مي‏نشينند، احساس خستگي و کسالتي در آنها به وجود مي‏آيد که پسر‏ها اکثرا اين مشکل را با فوتبال بازي کردن در کوچه و خيابان يا ورزشگاه‏ها حل مي‏کنند ولي براي دخترها به دليل اعتقادات فرهنگي جامعه امکانات کمتري وجود دارد.

 

آمار نشان مي‏دهد که در مقابل 61 درصد دانش‌آموز پسري که در تيم‏هاي ورزشي بازي مي‏کنند فقط 50 درصد دختران در تيم‏هاي ورزشي شرکت مي‏کنند و در حالي که 4/3 پسران در فعاليت‏هايي شرکت مي‏کنند که باعث مي‏شود براي 20 دقيقه يا بيشتر و سه روز در هفته يا بيشتر عرق کنند و تند نفس بکشند، فقط نيمي‏از دختران اين وضعيت را دارند. در حالي که ورزش براي دختران بسيار ضروري است و کمک مي‏کند که استخوان‏ها، عضلات و مفاصل‌شان ساخته و حفظ شوند، وزنشان کنترل شود و وقوع فشارخون بالا در ميانسالي به تعويق بيفتد. در حقيقت ميزان ورزش دختران نوجوان بين 12 تا 18 سال يک عامل مهم در پيشگيري از شکستگي لگن در سنين ميانسالي است.

 

پس بهتر است دختران خود را به فعاليت‏هاي بدني مثل پياده‌روي منظم، شنا وعضويت در تيم‏هاي ورزشي و باشگاهي تشويق کنيد تا از اين آسيب‏ها در امان باشند.

 

 

همه چيز بخور

 

کمبودهاي تغذيه‌اي يکي ديگر از مشکلات عمده سلامت دختران است. شايد به نظر بعيد بيايد که بعد از اين همه اطلاع‌رساني در جامعه هنوز هم افرادي باشند که درعين داشتن تمکن مادي از سوء تغذيه رنج مي‏برند. ولي واقعيت اين است که دختران خانواده‏هاي متوسط هم ممکن است به فقر پنهان برخي مواد غذايي مثل آهن و روي و کلسيم دچار باشند. برخي از آمارها نشان مي‏دهند که تنها 20 درصد دختران دبيرستاني، روزانه 5 واحد ميوه و سبزي مي‏خورند و 3 ليوان شير مي‏نوشند.

 

اين يعني 80 درصد دختران نوجوان ما به اندازه کافي به املاح و ويتامين‏ها دسترسي ندارند و يا بر اثر بي‌توجهي خود و والدين‌شان از خوردن اين مواد مغذي غفلت مي‏کنند. از سوي ديگر دختران به دليل قاعدگي آهن زيادي از دست مي‏دهند و لازم است که بيش از پسران آهن مصرف کنند. کمبود روي هم يکي ديگر از کمبودهاي تغذيه‌اي رايج بين دختران ايراني است که دليل اصلي آن نبود روي کافي در خاک ايران و بعد مصرف نکردن منابع غذايي روي به مقدار کافي است.

 

در حالي که دختران در سن نوجواني سريع‌ترين رشد را دارند و بايد روزانه همه ويتامين‏ها و املاح معدني را به اضافه 2200 کالري مصرف کنند. مصرف مکرر نوشابه در اين سنين خيلي خطرناک است و در آينده به پوکي استخوان منجر مي‏شود، پس بهتر است نوشابه‏هاي گازدار را از برنامه غذايي خانواده حذف کنيد. ضمن اينکه دختران خود را تشويق کنيد از همه مواد غذايي به ميزان کافي مصرف کنند.

 



تاريخ : شنبه یازدهم آذر 1391 | 22:55 | نویسنده : حمید
- رشد ونمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحول فرایندهای شناختی،عاطفی و رفتاری مشاهده می شود.

2- رشد فیزیکی که شامل رشد اندامهای بدنی وتغییر در نیمرخ جسمی می باشد.

3- رشد نظام جنسی یا تولید مثل که شامل رشد جسمی و رفتاری می باشد.

4- رشد احساس خود به عنوان یک بزرگسال یا انسان مستقل وخودراهبر

5- کسب موقعیت بزرگسالی در گروه اجتماعی یا فرهنگ

6- رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه

دوره نوجوانی که از 13-11 سالگی شروع وتا 20-18 سالگی ادامه می یابد،دوره تعارض بین رفتار کودکانه وبزرگسالی می باشد.بدین جهت کرت لوین روانشناس معروف می گوید نوجوان بار دوجهان را بر دوش حمل می کند. دوره نوجوانی شامل مراحل مختلفی می باشد که هر مرحله ویزگی های خاص خود را دارد.این مراحل عبارتند از:

1- مرحله فاصله گرفتن: که از 12 تا 14 سالگی را شامل می شود.ویژگی بارز این مرحله فاصله گرفتن نوجوان از والدین وبزرگسالان و گرایش آنان به ارتباط با همسالان می باشد.

2- مرحله جدایی تدارکاتی:که از 15 تا17 سالگی را شامل می شود.این مرحله هسته اصلی نوجوانی ومشکلات آن می باشد.ویژگی بارز این مرحله جدایی روحی،فکری،ارزشی و رفتاری نوجوان و فراهم ساختن زمینه های ذهنی استقلال نوجوان می باشد.در این مرحله رشد شخصیتی واخلاقی وکسب دانش ومهارت اتفاق می افتد.لذا توجه به راهنمائی ومشاوره در این مرحله از اهمیت خاصی برخوردار است.

3- مرحله ورود مجدد به مناسبات اجتماعی: که از 18 تا20 سالگی را شامل می شود.نوجوان در این مرحله فردی مستقل بوده ودوباره وارد مناسبات اجتماعی شده وبا بزرگسالان و والدین خود ارتباط برقرار می نماید و آماده شروع دوره نوجوانی می باشد.

در دوره بزرگسالی یک نوع تضاد وتعارض بین نوجوانان ومخوصا دختران و والدین بوجود می آید.سن به وجود آمدن تضادها و تعارضات دختران با والدينشان 12 تا 18 سالگي است. اگر اين تعارضات به شکل صحيحي حل نشود، تا سنين بزرگسالي ادامه خواهد يافت. بي‌توجهي يا كم‌توجهي والدين به اختلاف‌ها و تضادهاي به‌وجود آمده، ممكن است موجب ايجاد فاصله و گسست‌هايي ‌شود که هر روز بر عمق آن افزوده شده و آثار جبران‌ناپذيري براي دختران به وجود بياورد. در شکل‌گيري شخصيت فرد در دوره نوجوانی وبروز این تضاد وتعارض ها جامعه ،خانواده،‌ و آموزش و پرورش نقش بسزائی دارد.جامعه در بروز این تضادها و تعارضات، نقش مهمي بر عهده دارد. ‌همچنين برخي مطالب چاپ شده توسط نشريات و روزنامه‌ها که مورد مطالعه دختران قرار مي‌گيرد، باعث به وجود آمدن تعارض و تضاد در آنها مي‌شود. برخي خانواده‌ها در چند دهه اخير آزادي‌هاي فراواني به دخترانشان داده و موجب ايجاد شخصيت کاذب در آنها شده‌اند به گونه‌اي که دخترانشان با وضعيت نامناسب وارد اجتماع مي‌شوند که اين امر به ضرر دختران، خانواده‌ها و نسل آينده است. بحران‌هاي روحي و رواني که بر اثر بروز تعارضات و تضادها در این دوره شکل مي‌گيرد، از عوامل بسیار موثر در فرار دختران از خانه می باشد. نقش خانواده در فرار دختران بسيار مهم ارزيابي می شود. بعد از خانواده مهمترين نقش را دوستان دختران بر عهده دارند.

دختراني که با والدين‌شان دچار تضاد و تعارض هستند، بعد از ازدواج با فرزندان خود نيز داراي مشکل خواهند بود، همان گونه که گفته مي‌شود تنبيه شده تنبيه‌گر مي‌شود. مادران افسرده، فرزندان افسرده و مادران داراي اختلالات روحي رواني، فرزنداني با مشکلات روحي و رواني تربيت خواهند کرد. اگر دختران را خوب تربيت نکنيم، نسل آينده تباه خواهد شد.بايد به دختران و نسل کنوني خود از کودکي توجه کرده و با توجه به سنين رشد، به نيازهاي دخترانمان پاسخ صحيح بدهيم .بايد زمينه و ميدان‌هاي صحيح را براي ورود دخترانمان به اجتماع فراهم كنيم و تفاوت‌ آنها با جنس مخالف را يادآور شديم.

با توجه به تعارض وتضادهایی که در این دوره بین نوجوانان مخصوصا دختران و والدین بوجود می آید،نحوه تعامل والدین با نوجوانان دختر از اهمیت خاصی برخوردار است. مادران به دليل نزديکي با دختران داراي مهمترين نقش در افزايش و کاهش تضادها و تعارضات دختران در کانون خانواده هستند.بدین منظور موارد زیر جهت ایجاد تعامل صحیح بین والدین مخصوصا مادران با دختران نوجوان پیشنهاد می گردد:

1- اگر مادران داراي تحصيلات بوده و از رشد و ويژگي‌هاي سني دخترانشان از لحاظ عاطفي، رواني و جسماني مطلع باشند، موفقيت بيشتري در رفع تضادها و تعارضات به وجود آمده خواهند داشت..لذا گذراندن یک دوره آشنایی با روان شناسی دوره نوجوانی به همه والدین توصیه می گردد.

2- استقلال طلبی یکی از ویژگیهای دوره نوجوانی است.لذا بايد به دختران وظايفي را واگذار کنيم تا آنها احساس استقلال کنند.باید زمينه‌اي فراهم آورد که دختران در آن قادر به ارائه نظراتشان باشند، بايد در مسائل گوناگون از دخترانمان نظرخواهي کنيم تا تصميم‌گيري را ياد بگيرند. كه اين امر در از بين بردن تعارضات نيز موثر است.

3- دختران در این سنین علاقه‌مندند درک‌شان کنيم، به سخنانشان گوش دهيم و به خواسته‌هايشان توجه کنيم مادران بايد به صحبت‌هاي دخترانشان گوش داده،وتحقيرشان نکنند و به نظرات آنها توجه کنند. چرا که عدم اطمينان والدين به دختران، سبب به وجود آمدن مسائل و مشکلاتي براي آنها خواهد شد.

4- احساس زيادي بودن در دختران و تضييع حقوقشان در برابر پسران یکی از مسائل دوره نوجوانی است که ريشه در گذشته دارد. حاکميت در گذشته بيشتر با مردان بوده است و جامعه ما به گونه‌اي شکل گرفته که در آن گناه و اشتباه دختران عيب شناخته مي‌شود اما انجام گناه و اشتباه از سوي پسران عيب شمرده نمي‌شود.لذا سعی شود از هرگونه تبعیض بین فرزندان دختر وپسر اجتناب شود.وفرزندان دختر وپسر به یک اندازه مورد توجه والدین قرار گیرند.

5- برخی از والدین برای دختران خود محدودیت های زیادی ایجاد می کنند که این امر ناشی از دلسوزي آنان است. مردم از طريق روزنامه‌ها، رسانه‌ها و نشريات از بروز مسائل ومعضلات در اجتماع مطلع شده و براي دخترانشان احساس نگراني مي‌کنند. به عنوان مثال می توان به بلوتوث‌هاي مجالس خصوصي و غيره بر روي موبايل و سي‌دي‌ها در سطح جامعه اشاره کرد والدين براي جلوگيري از ايجاد اين‌گونه مسائل براي دخترانشان و حفظ حيثيت، آبرو و آينده دخترشان، دوست ندارند آنها بدون کسب اجازه به مکا نهاي مختلف بروند.در حالی که علم روانشناسی سخت‌گيري‌هاي بيش‌از اندازه برخي خانواده‌ها را نادرست می خواند. سخت‌گيري‌هاي نابه‌جا موجب گستاخي دختران مي‌شود.گستاخي دختران سبب مي‌شود كه آنها کارهايشان را به صورت مخفيانه و به‌دور از چشم والدين انجام داده و هميشه در حال مبارزه با خواسته‌هاي والدين‌شان ‌باشند. از سوی دیگرآزادي‌هاي بيش‌از حد برخي خانواده‌ها براي دخترانشان نیز، سبب بروز فجايعي مي‌شود. .لذا باید در دادن آزادی به دختران از هرگونه افراط وتفریط اجتناب نمود.

6- دوره نوجوانی دوره گرایش به همسالان وتاثیرگذاری شدید دوستان می باشد.دوستان گاهي اوقات سبب محکم شدن اعتقادات دوستانشان مي‌شوند و گاهي مشکلاتي را براي دوستانشان ايجاد مي‌کنند که سبب انحراف آنها مي‌شود. با توجه به اين موضوع والدين باید با فرزندان نوجوان خود دوست گشته ودر انتخاب دوستان به آنها کمک نمایند. و ويژگي‌هاي دوست خوب را به فرزندانشان بياموزند. نه این که بی تفاوت بوده و بعد از انتخاب دوست توسط فرزندشان به ارزیابی آنها پرداخته وفرزندشان را از دوستی با برخی از آنها نهی کنند.

7- يکي از عوامل افزايش تضادها و تعارضات در خانواده‌ها ، ايراد گرفتن از وضعيت پوشش دختران در سن نوجواني می باشد. دختران نوجوان به اقتضاي سن‌شان قصد خودنمايي و ابراز وجود دارند، اما بايد راه‌هاي صحيح ابراز وجود را به آنها نشان داد.شرکت در المپيادها، جلسات سرود و کلاس‌هاي قصه‌خواني و قصه‌گويي و مسابقات مختلف از جمله راه‌هاي صحيح خودنمايي می باشد. بايد زمينه های صحیح بروز خودنمايي در دخترانمان را فراهم کنيم تا از توجه افراطي بر ظاهرشان کاسته شود.

8- تفاوت سني والدين با فرزندان از ديگر عوامل افزايش تعارضات می باشد. هرچه فاصله سني والدين با فرزندان بيشتر باشد، درک والدين کمتر مي‌شود. هر چه بتوانيم با دخترانمان دوست بوده، آنها را درک کنيم، موفق‌تر خواهيم بود .اگر تربيت فرزندان بزرگ‌تر صحيح باشد، آنها مي‌توانند به الگويي براي خواهران و برادران کوچکتر خود تبديل شوند.

9- ‌وجود تضاد، تعارض و اختلاف بين والدين و دختران سبب مي‌شود دختران بر سر دوراهي قرار گيرند که حتي در برخي مواقع در برابر والدین خود بایستند و از ايستادن در برابر والدين احساس گناه مي‌کنند. بايد داشتن شخصيت و ويژگي‌هاي شخصيتي مثبت را به دخترانمان تلقين کنيم. چرا که اين امر سبب مي‌شود اگر مرتکب عمل اشتباهي شده و خطا کنند. از درون احساس مي‌کنند اعمالشان گناه و اشتباه بوده و به درستي و نادرستي كارهاي خود پي مي‌برند.

10- بايد با تربيت صحيح و درست دخترانمان، به آنها اعتماد کنيم اگر تربيت دخترانمان دروني باشد، آنها خودکنترل مي‌شوند و ديگر مشکلي برايشان پيش نخواهد آمد. والدين بايد زيبايي و توانمندي دخترانشان را به رخشان بکشند تا ديگران از بيرون او را جلب نکنند، والدين بايد با دخترانشان همدلي کنند، به آنها بها دهند و از ديد آنها دنيا را ببينند.اگر تربيت فرزندانمان دروني نباشد، از بيرون قادر به کنترل آنها نخواهيم بود


آزمون فقه 2


 

 

پاسخنامه آزمون اصول فقه 2

1ـ کدام‌یک از تعاریف زیر، تعریف صحیح دلیل شرعی است؟

الف) دلیلی که شارع در فرمانش ذکر کرده باشد.

ب) هر آنچه از سوی شارع صادر شده باشد.

ج) هر آنچه از سوی شارع و قانون گذار شریعت اسلامی ‌صادر شده و بیانگر حکمی ‌شرعی باشد.

د) فقط دلیلی که در قرآن آمده است.

2ـ انواع دلالت‌های لفظی عبارتند از:

الف) دلالت عقلی، دلالت طبعی، دلالت لفظی

ب) دلالت مطابقی، دلالت تضمنی، دلالت التزامی

ج) دلالت تنبیه، دلالت اشاره، دلالت اقتضاء

د) دلالت وضعی, دلالت غیر وضعی، دلالت لفظی

3ـ کدام تعریف برای دلالت، کامل و صحیح است؟

الف) در هر زبانی میان واژه‌ها و معانی، نوعی پیوند برقرار است و هر واژه‌ای با معنایی خاص ارتباط دارد، به صورتی که هر گاه آن واژه را می‌شنویم، معنای خاص آن به ذهن خطور می‌کند.       

ب) ارتباط و پیوند میان لفظ و معنا

ج) جمع آوری الفاظ در کتب لغة و معنی کردن آن‌ها

د) قرار دادن یک لفظ به عنوان ظرف معنا

4ـ زمانی که لفظ بدون هیچ قرینه‌ای، معنای حقیقی را بلافاصله به ذهن شنونده می‌آورد ...

الف) این حالت را وضع می‌نامند.

ب) این حالت را اطراد می‌نامند.

ج) این حالت را تبادر می‌نامند.

د) این حالت را قانون عرف می‌نامند.

5ـ درستی حمل لفظ بر معنا با حمل اولی ذاتی، نشانۀ کاربرد .............. است.

الف) تضمن است.

ب) تبادر است.

ج) اطراد است.

د) حقیقی است.

6ـ در شناخت معنای حقیقی از مجازی کدام راه کاربرد ندارد؟

الف) تبادر

ب) صحت حمل و سلب

ج) کاربرد بسیار

د) اطراد

7ـ مشتق ............ به صفاتی گفته می‌شود که بر ذات موصوف حمل می‌شوند و در صورت از بین رفتن آن صفات، موصوف برقرار می‌ماند.

الف) صرفی

ب) نحوی

ج) اصولی

د) ادبی


ادامه نوشته

مفهوم چیست ؟؟

مفهوم یعنی چه؟ و تعریف مفهوم چیست؟

پاسخ اجمالی

واژه‌ی مفهوم در سه معنا به کار می‌رود:

۱. مفهوم یعنی، معنا و مدلولی که لفظ بر آن دلالت می کند و از لفظ فهمیده می‌شود. به عبارت دیگر، مفهوم با معنا، مدلول و مراد، مساوی است، چه این‌که مفهوم به معنای مدلول و معنا، مدلول مفرد باشد؛ مثل مفهوم لفظ «زید» و «انسان»، یا مدلول جمله باشد؛ مانند مفهوم جملۀ «زیدٌ قائِمٌ»، و چه مدلول حقیقی لفظ باشد؛ مانند حیوان درنده که مدلول حقیقی اَسَد(شیر) است، یا مدلول مجازی لفظ باشد؛ مثل مرد شجاع که مدلول مجازی لفظ اَسَد است.

2. مفهوم یعنی چیزی که در مقابل مصداق است؛ یعنی همان معنایی که در ذهن تصور شد (وجود ذهنی و کلّی)، اگر چه معنا و مدلول لفظ نباشد. به عبارت دیگر، مفهوم، وجود ذهنی شیء است و مصداق، وجود خارجی آن. و این معنا از مفهوم، نسبت به معنای اول، گسترده تر است؛ زیرا معنای اول مفهوم، مقید بود به آنچه که از لفظ فهمیده می‌شود، ولی این معنا از مفهوم، مقید به قید لفظ نیست، بلکه حتی اگر از طریق کتابت یا اشاره نیز معنای یک چیز در ذهن تصور شود به آن مفهوم، گفته می‌شود.

3. مفهوم، یعنی چیزی که در مقابل منطوق باشد. در اصطلاح علم اصول که می‌گویند آیا فلان جمله دارای مفهوم است یا نه، همین قسم مراد است.[1]

تعریف منطوق

منطوق، عبارت از آن چیزی است که نفس لفظ در حد ذات خود مستقیماً بر آن چیز دلالت داشته باشد. به عبارت دیگر، منطوق چیزی است که لفظ ابتداءً آن را در داخل خود دارد و لفظ، قالب آن می‌باشد، منطوق یعنی مدلول مطابقی لفظ.[2]

انواع دلالت

دلالت، یا عقلی است، یا طبعی است، و یا وضعی. دلالت وضعی خود بر دو قسم است، یا لفظی است، یا غیر لفظی.



ادامه نوشته