فصاحت در کلام

فصاحت کلام:

 کلام فصیح کلامی است که هم خالی از عیوب کلمه ( اجزای تشکیل دهنده کلام ) باشد و هم هیچ کدام از شش عیب زیر نداشته باشد :                    

4 عیب کلام + 6 عیب = 10 عیب

1ـ ضعف تألیف :یعنی کلام بر اساس قواعد نحوی ساخته نشده باشد . مثلاً : مرجع ضمیر بعد از ضمیر آورده شود .

جزی بَنوهُ  أبا الغیلان عن کِبَرٍ        و حُسنِ فعلٍ کما یُجزَی السنمارُ

2ـ تتابع اضافات : یعنی آوردن چند اضافه پشت سرهم .

حمامة الجزی حومةِ الجندل اسجعی           فَأنتِ بمرعیً من سعاد و مسمعِ

 3ـ تنافر کلمات : یعنی چند کلمه ی ناهمگون که وقتی در یک جمله جمع شوند ، ناسازگار باشند . نه به تنهایی .

و قبرُ حربٍ بمکانِ قفرٍ        و لیسَ قُربَ قَبرِ حربِ قبرُ

4ـ تعقید لفظی : یعنی الفاظ در کلام طوری جابجا شده باشند که مفهوم کلام را پیچیده کرده باشند . مثل جابجایی مستثنی منه و مستثنی و یا  هر بی نظمی دیگر :

و ما مثلهُ فی الناسِ إلّا ممّلکاً          أبو  أمهِ حیٌّ أبوهُ یُقاربُهُ

و ما مثلهُ فی النّاسِ حَیٌّ یُقاربُهُ        إلّا ممّلکاً   أبو  أمهِ   أبوهُ

                                              مستثنی منه               مستثنی     مبتدا           خبر

5ـ تعقید معنوی : یعنی به علت ضعف معنایی . الفاظ معنی را بطور روشن بیان نمی کنند . و باعث پیچیدگی معنی می شوند .         

                     سأطلبُ بُعدَ الدّارِ عنکم لِتَقربوا          و تسکبُ عینای الدّموع لتجمدا 

                          لتجمدا  :  1ـ خشکی و بی اشکی چشم     2ـ شادمانی

6ـ کثرت تکرار : یعنی تکرار زیاد کلمات .

                        لَو کُنتَ کَتَمتَ السّرَّ کنتَ        کما کنّا و  کنتَ و  لکن ذاکَ لم یکن

متکلم فصیح : کسیکه کلمات بی عیب را می شناسد و با آگاهی به علم صرف و نحو و بلاغت و با ذوق سلیم ادیبانه که بصورت ملکه نفسانی او در آمده است ، کلام خویش را ترکیب کند ، متکلم فصیحی است .

فصاحت در کلمه

انواع علوم بلاغی:

 1 ـ علم معانی : شناخت احوال مخاطب و منطبق کردن کلام متناسب با شرایط مختلف مخاطب.

 2ـ علم بیان : اصول وقواعدی است که راه و رسم ایراد مطلب واحد را با الفاظ مختلف می شناساند. 

 3ـ علم بدیع : فنی است که با شناختن آن میتوان کلام خود را از نظر لفظ و معنی آراست.

 


 

مفهوم فصاحت:    

1ـ آشکار شدن                                  

2ـ گویا شدن و باز کردن                              

3ـ روان وبدون لکنت سخن گفتن                    

فصاحت در سه موضوع قابل بررسی است:

 1- کلمه فصیح  2- کلام فصیح   3- متکلم فصیح

فصاحت کلمه : 

 کلمه وقتی فصیح است که هیچ کدام از چهار عیب زیر  نداشته باشد . 

 1ـ تنافر حروف : یعنی قرار گرفتن حروف در کنار هم بطوریکه تلفظ آنها سنگین باشد . مثل :

      ظشّ = زمین خشک /  نُقاخ = آب زلال  /   مُستشزرات = مرتفعات  / جعجعه = صدای آسیا

                                        هُعجُع  و هُعخُع = نوعی گیاه    /   فَدَوکس = حیوان درنده

 2ـ غرابت استعمال: یعنی واژه های قریب وکم استعمال یا چند معنی که برای معنی آنها باید به فرهنگ لغت مراجعه کرد.

 مثل: تَکأ کأ = إجتمعَ   / مُشمخِر = مرتفع  /  عین = چشم ، چشمه ، نفس ، و ...  که در صورت داشتن قرینه فصیح است و اگر قرینه نداشته  باشد غیر فصیح است .  مُسرّج = چراغ ، شمشیر   / عشواء = شتر ، شب تاریک  

 3ـ مخالف قواعد و  قیاس صرفی: مثل: أجلَل بجای أجلّ  /  قَوَلَ  بجای قال  /  مَدَدَ  بجای مودّة

 4ـ کراهت در سمع: واژه ها در گوش دلنشین نباشد .  مثل :

                الجرشی  بجای النفس  / الخنیق بجای الصّعب

زن و مرد در بهشت

 

آیا می‌شود آن‌هایی که در این دنیا زن و شوهر بوده‌اند در آن دنیا هم زوج باشند آیا این یک قانون کلی است که مردان و زنان صالحه این دنیا، در آن دنیا هم زوج همدیگر باشند یا اینکه اختیار به دست زن می‌باشد و او می‌تواند دیگری را انتخاب کند؟

بهشت

پاسخ در چند محور ارائه می‌شود:

۱. قبل از هر چیز باید اشاره شود که جزئیات نحوه زندگی انسان در آخرت از نظر بسیاری از مسایل به طور کامل و صد درصد با تمام امور جزئی برای کسی جزء حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ روشن نیست و ما تنها بر اساس برخی آیات و روایات به مواردی بسیار اندک از نحوه زندگی در آخرت آگاه هستیم.

۲. نکته دیگر آن است که جریان پیوند زناشویی که از طریق ازدواج بین یک مرد و زن پدید می‌آید تنها مربوط به عالم دنیا است و زنانی که در دنیا همسری داشته‌اند ملزم نیستند که در آخرت هم با همان شخصی زندگی کنند. چون عقد زناشویی که بین آن دو خوانده شده مربوط به زندگی دنیایی آن‌هاست و در آخرت هر کسی مهمان عمل خود است و اختیار خود را دارند. لکن در برخی روایات اشاره شده که در آخرت خداوند زنان مؤمنه را به صورت حورالعین در می‌آورد و با همسران صالح خود در بهشت نیز زندگی می‌کنند.[۱] اما این گونه روایات به مفهوم آن نخواهد بود که زنان مجبور باشند که در آخرت نیز با همسران دنیایی خود زندگی کنند. اما اگر خود بخواهند می‌توانند.[۲]

و هم چنین در تفسیر مجمع‌البیان آمده که مراد از زنانی که در بهشت نصیب انسان می‌شوند همین زنانی هستند که مؤمنین در دنیا دارند ولی در آخرت به صورت حورالعین در می‌آیند و با همسران خود در بهشت زندگی می‌کنند.[۳] از این مطلب معلوم می‌شود که در بهشت نیز زنان می‌توانند با همسران دنیایی خود زندگی کنند.
در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است. از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌تواند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کند
سرانجام زنانی که شوهرانشان اهل جهنم است

سرانجام زنان بی شوهر و یا زنانی که شوهرشان اهل جهنم است نظیر آسیه زن فرعون، در بهشت چه خواهد شد؟

باید گفت: چون در بهشت برای بهشتیان همه چیز فراهم است و هرگونه لذت در اختیار آنان قرار می‌گیرد،[۴] طبق این اصل کلی برای آن دسته از زنان در بهشت همسران صالح بهشتی فراهم خواهد شد تا آن دسته از زنان مؤمنه در کنار آن همسران خود زندگی خوب و شیرین داشته باشد. (توضیح این مسئله در بند بعدی خواهد آمد)

مثلاً در قرآن کریم آمده: (و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین)[۵] یعنی در بهشت آنچه دل می‌خواهد و چشم از آن لذت می‌برد موجود است و از آن جا که جمله (ما تشتهیه الا نفس) همه نوع لذت‌ها را شامل می‌شود.[۶]

می‌توان گفت که زنان بهشتی از داشتن همسران صالح بهشتی بهره‌مند خواهد بود. و در آیه دیگر نیز به همین مسئله که هر چه مورد آرزوی بهشتیان باشد تأکید شده و فرمود: (و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدّعون)[۷] یعنی برای شما هر چه بخواهید در بهشت فراهم است و هر چه طلب کنید به شما می‌دهند . و روشن‌تر از همه این آیه مبارکه است که می‌فرماید: (و لهم فیها ازواج مطهره)[۸] یعنی برای بهشتیان در آن جا همسران پاک و پاکیزه است.

از مجموع این آیات به خوبی به دست می‌آید که زنان بهشتی همانند مردان بهشتی از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله لذت زندگی با همسر دل خواه.[۹] و هم چنین در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است.[۱۰] از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌تواند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کند.


 

 

شهر من قیدار

 

 شهرستان قیدار در سال 1348 با تأسیس فرمانداری به شهرستان تبدیل گردید و هم اکنون شامل 4 بخش ( مرکزی ، افشار ،  بزینه رود ،‌ سجاسرود ) و 5 شهر ( قیدار ، سجاس ، گرماب و شهر زرین رود وسهرورد ) و 10 دهستان و 268 آبادی می باشد که با مساحت 5151 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 184057 نفر دومین شهرستان از نظر وسعت و جمعیت در استان بشمار میرود

جذب سرمایه گذار و ایجاد تاسیسات و کارخانجات تولیدی درصنعتی خدابنده   بخش فرآورده های صنایع غذایی در شهرک صنعتی قیدار

2- تسریع در احداث سیلوهای ذخیره گندم و سردخانه نگهداری فرآورده های غذایی

3- توجه به ایجاد سیستم کشاورزی مکانیزه و آبیاری تحت فشار و کلاسیک

4- ایجاد 5 دستگاه سد خاکی مطالعه شده

5- تسریع در تکمیل سد تالوار و احداث شبکه های توزیع آبیاری

6- تسریع در آسفالت راههای روستایی

  7- تسریع در تکمیل پروژه های بانک جهانی

8- بهبود روشها و تشکیلات اداره اوقاف و امورخیریه شهرستان خدابنده و نظارت بر عملکرد اجرائی موقوفات .

9- افزایش تخصیص منابع آب حوزه آبخیز خرارود و رفع ممنوعیت استحصال منطقه سجاسرود

10- اجرای طرح توسعه بقعه قیدار نبی و احداث مراکز اقامتی رفاهی و تفریحی غار کتله خور

11- احداث دانشکده کشاورزی

12- گازرسانی به شهرهای گرماب - زرین رود و روستاهای بزرگ واقع در مسیر خطوط گازرسانی

13- تجهیز و نوسازی اراضی و بهره برداری از سدهای اجرا شده شهرستان (سد محمودآباد و سد قانلی

  1- جمعیت و نیروی انسانی

الف) افزایش تدریجی نرخ شهرنشینی از طریق تقویت و توسعه شهرهای جدید (سجاس - گرماب - زرین رود-سهرورد ) و روستاهای بزرگ (کرسف – کهلا – نورآباد - محمودآباد و دوتپه…) وارتقاء سهم فعالیتهای صنعتی و خدماتی آن

ب) گسترش رشته های کاربردی و فنی و حرفه ای بویژه در بخش غیردولتی

ج) ایجاد بازار کار و تعادل بخشی به عرضه و تقاضای نیروی انسانی

  2- فعالیتهای اقتصادی  

الف) افزایش وسعت اراضی قابل کشت

ب) اولویت دادن به عملیات نوسازی اراضی،استفاده از روشهای آبیاری نوین   و سیستمهای آبیاری تحت فشار و کم فشار

ج) افزایش احداث باغات میوه

د) توسعه و حمایت از دامداریهای صنعتی با افزایش تولید نباتات علوفه ای

و) افزایش تولید آبزیان متناسب با افزایش سهم آبزیان در سبد غذایی خانوارهای شهری و روستایی  

  3- صنعت

الف) جذب سرمایه گذار در شهرک صنعتی

ب) تکمیل امور زیربنایی شهرک صنعتی خدابنده ( گاز رسانی - ایجاد سیستم تصفیه فاضلاب و ... )

ج) متنوع کردن فعالیتها در محیط روستایی با استقرار نواحی صنعتی در مراکز مستعد

 

  4- بازرگانی

الف) گسترش فضا و ظرفیت انبارها،سردخانه ها و سیلوها به منظور بهره گیری بهینه از موقعیت جغرافیایی شهرستان

ب) ایجاد کارگاههای بسته بندی محصولات باغی و کشاورزی منطقه به منظور صادرات

 

  5- گردشگری  

الف) ایجاد و توسعه تاسیسات اقامتی،عمومی و تفریحی در مسیر بقعه قیدار نبی و غار کتله خور

ب) احداث راه غار کتله خور به غارعلیصدر بمنظور تقویت مسیر گردشگری

ج) تشویق و حمایت از بخش خصوصی جهت سرمایه گذاری در حوزه گردشگری شامل :

   آموزش نیروی انسانی ، ایجاد تسهیلات،اطلاع رسانی و تبلیغ ملی و فراملی غار کتله خور   و برگزاری تورهای سیاحتی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی

  6- منابع آب

الف) حفاظت از حوزه های آبخیز شهرستان با اجرای طرحهای آبخیزداری بخصوص   در سر شاخه های قزل اوزن-خرارود-بزینه رود و سجاسرود

ب) توسعه بهره برداری از منابع غنی آبهای سطحی استان با اجرای طرحهای مهار، ذخیره و انتقال آب با ایجاد سدها،بندهای ذخیره و انحراف، ایستگاههای پمپاژ، تاسیسات آبرسانی،کنترل سیلاب،اصلاح و احداث آبگیرهای مناسب

ج) حفاظت و بهره برداری متعادل و مجاز از منابع آبهای زیرزمینی و تغذیه   سفره های آب زیرزمینی جهت تعادل بخشی به بیلان سفره ها و تامین شرایط مطمئن و پایدار برای بهره برداری از آبهای زیرزمینی

د) بهبود روشهای آبیاری و افزایش بهره وری در استفاده از آبیاری تامین شده با اصلاح سیستم آبرسانی ،احداث شبکه های آبیاری و پوشش انبار سنتی

و) مدیریت واحد بهره برداری از آبهای استحصال شده (ادغام امور آب ناحیه خدابنده با امور آب ناحیه قزوین)

زیربناها

راه و ترابری

الف) تقویت و توسعه شبکه ارتباطی استان

ب) آسفالت راههای روستایی شهرستان

ج) ایجاد پایانه های حمل و نقل مسافر

د) ایجاد پایانه های حمل و نقل بار و سیمان

و) احداث راه سجاس – رامین – زنجان

انرژی

 

الف) توسعه خطوط انتقال نیرو و شبکه فوق توزیع برق با هدف برق رسانی به چاههای کشاورزی

ب) گسترش شبکه گازرسانی به شهرهای گرماب و زرین رود و روستاهای بزرگ محمودآباد- نورآباد- دوتپه سفلی و روستاهای مسیر کهلا

ج) توسعه خطوط لوله و فرآورده های نفتی و احداث انبار فرآورده های نفتی و سوخت رسانی به مناطق روستایی

توسعه شهری و روستایی

الف) توسعه شهر قیدار و حل مشکلات موقوفه قیدار نبی ( ع )

ب) توسعه شهرهای جدید (سجاس - زرین رود - گرماب وسهرورد)

ج) ساماندهی فضاهای مراکز روستایی با تجهیز سلسله مراتبی کانونهای روستایی مرکزی و دارای قابلیت توسعه.  

 مهمترین مشکلات و تنگناهای موجود و بازدارنده پیشرفت شهرستان

  1- موقوفه بودن اراضی شهر قیدار و تعدادی از روستاهای همجوار

2- ضعف شدید فعالیتهای بخش صنعت و خدمات

3- نامطلوب بودن پاره ای از شاخصهای اجتماعی ( تعداد دانش آموزان متوسطه تعداد دانشجویان-تعداد پزشک-تعداد دندانپزشک- تعداد کتابخانه های)   عمومی- امکانات اقامتی مراکز فرهنگی و هنری و سینمایی

4- دور افتادگی از مسیر تهران-زنجان

5- نازل بودن سرمایه گذاری های بعمل آمده در مقایسه با قابلیتهایشهرستان (بویژه قابلیتهای کشاورزی)

6- کمبود امکانات و تاسیسات زیربنایی برای توسعه صنعتی شهرستان

7- غلبه بر شیوه تولید سنتی در بخش کشاورزی

  7- غلبه بر شیوه تولید سنتی در بخش کشاورزی

8- فقدان امکانات و تاسیسات ذخیره فرآورده های کشاورزی ( سردخانه )

  9- مشکلات شدید آب شرب در 25 روستای شهرستان

10- محدودیت تخصیص منابع آب و ممنوع بودن   استحصال آب در حوزه آبخیز سجاسرود

11- فقدان امکانات تفریحی و سرگرمی و فرهنگی جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان سطح شهرستان

12- بلاتکلیفی اجرای طرح توسعه بقعه قیدار نبی (ع) در مرکز شهر قیدار

13- کمبود امکانات رفاهی برای جذب توریست و گردشگران در مراکزگردشگری شهرستان بویژه غار کتله خور ( دومین غار خشکی جهان )

 فضای سیاسی خدابنده

 شهرستان خدابنده در سال 1348 با تأسیس فرمانداری به شهرستان تبدیل گردید و هم اکنون شامل 4 بخش ( مرکزی ، افشار ،  بزینه رود ،‌ سجاسرود ) و 5 شهر ( قیدار ، سجاس ، گرماب و شهر زرین رود وسهرورد ) و 10 دهستان و 268 آبادی می باشد که با مساحت 5151 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 184057 نفر دومین شهرستان از نظر وسعت و جمعیت در استان بشمار میرود .

این شهرستان دارای پیشینه فرهنگی ، علمی و خواستگاه اندیشمندان و حکیمان چون شیخ شهاب الدین سهرودی ، ملاقربانعلی ارقینی از مفاخر شیعیان و مسلمانان ، رکن الدین سجاسی و زهراوی کرسفی بوده است .

مردم خدابنده با تقدیم 395 شهید و 33 نفر مفقودالاثر ، 1200 نفر جانباز و 64 آزاده در جریان انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس 8 ساله دین خود را به کشور ادا نموده و در زمان جنگ با حضور گسترده و علاقمند فعالیت گسترده ای در جبهه جنگ در دفاع از کیان جمهوری اسلامی از خود نشان داده اند . لازم بذکر است مردم شهرستان با اعتقادات بالای دینی و عقیدتی و علاقه مندی به روحانیت و نظام مقدس جمهوری اسلامی در همه مقاطع وفاداری خود را به ولایت فقیه و نظام مقدس جمهوری در انتخابات ( مشارکت بالایی داشته ) و راهپیمائی ها و سایر مراسمات ملی و مذهبی و ... نشان داده است.

وجود 2 دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی و همچنین حوزه علمیه امام صادق ( ع ) و مراکز آموزشی      ( دارالقرآن ) در سطح شهرستان و یک نشریه داخلی ( بیان خدابنده) از جمله محورهای توسعه فرهنگی شهرستان بشمار میرود . چنانکه تعداد 300 روحانی بومی و 50 روحانی مستقر در روستا و از طریق طرح هجرت توسط سازمان تبلیغات نیز به روستاهای فاقد روحانی اعزام می شود.

  

 استعدادهای شهرستان خدابنده

منابع آب

طبق آمار موجود حدود 87 رشته رودخانه بزرگ وکوچک در سطح شهرستان جریان دارد . رودخانه قزل واوزن شور ، تالوار آجی چای ، خرارود ، سجاسرود وبزینه رود از رودخانه های مهم شهرستان بشمار می رود . براساس آمار موجود حداکثر میزان آب قابل برداشت از زیر حوزه های دو رودخانه قزل اوزن وشور در مجموع 761 میلیون متر مکعب می باشد . احداث سدهای بتنی بزرگ ، امکان بهره برداری بهینه از این آبها را فراهم می آورد که اگر این میزان آب در بهار ذخیره شود ، برای آبیاری چند هزار هکتار از اراضی زیر کشت غلات در فصل پائیز کافی خواهد بود . البته با احتساب منابع وذخائر زیر زمینی آبها مساحت بیشتری از اراضی زراعی زیر کشت محصولات آبی خواهد رفت . در سال 76 میزان تخلیه کل چاههای عمیق ،نیمه عمیق ، چشمه ها وقنوات در حوزه های آبریز سجاسرود ،   بزینه رود وحوزه های قزل واوزن معادل 307950069 متر مکعب بوده که در صورت بهره برداری صحیح از این آبها نیز مساحتی افزون برصد هزار هکتار زیر کشت آبی خواهد رفت .

بخش کشاورزی

   از مجموع 5151 کیلومتر مساحت شهرستان خدابنده 306 هزار هکتار از اراضی این شهرستان زیر کشت می باشد تولید بیش از 175 هزار تن گندم در سال 85 ، 000/70 تن سیب زمینی بیش از 000/200 تن محصولات باغی که همگی در مقایسه با دیگر شهرستانهای کشور مقام اول را داشته حائز اهمیت بوده و تولید 5/4 تن گندم آبی در هکتار و 5/1 تن گندم دیم در هکتار نیز از دیگر مشخصات بارز این شهرستان در بخش کشاورزی می باشد . بالا بودن ضریب مکانیزاسیون کشاورزی 64/1 از نرم کشور 6/0 و وجود بیش از 3400 دستگاه تراکتور و بیش از 130 دستگاه کمباین و بیش از 25000 خانوار کشاورز و دامدار از نکات مثبت در بخش کشاورزی شهرستان می باشد .

بخش مسکن

 نیازهای مردم در جهت دارا بودن منزل مسکونی مناسب با توجه به موقعیت منطقه و قرار گرفتن در پهنه لرزه خیزی باعث گردیده که دولت بصورت جدی به بحث مقاوم سازی منازل سرمایه گذاری نماید ، در شهرستان خدابنده در سال 1385 بیش از 2000 واحد وام مقاوم سازی ( 300 واحد شهری و 1700 واحد روستایی ) با اعتباری بالغ بر 100 میلیارد ریال و 3200 میلیارد ریال تسهیلات وام سوانح و 750/22 میلیون ریال وام قرض الحسنه تعمیری به متقاضیان واگذار شده است . از این میزان وام بیش از 000/160 متر مربع فضای مسکونی مقاوم ساخته شده است .

در بخش تأمین مسکن برای اقشار کم در آمد 27 قطعه زمین در شهرستان خدابنده آماده گردیده که پس از طی مراحل اخذ مجوز نسبت به ساخت واحدها اقدام خواهد شد . با توجه به اینکه بیش از 1279 خانوار واجد شرایط مسکن اقشار کم در آمد در شهرستان موجود می باشد و بیش از 804 خانوار از آن مربوط به شهر قیدار می باشد . لذا تلاش در جهت تأمین زمین همچنان ادامه دارد .

در بخش احداث واحدهای اجاره ای به شرط تملیک مقدمات احداث 33 واحد در شهر گرماب فراهم گردیده که به زودی انشاء ا000 نسبت به واگذاری و احداث واحدها اقدام خواهد گردید .

بخش راه

 این شهرستان با داشتن بیش از 350 کیلومتر را اصلی و 700 کیلومتر راه فرعی و بیش از 1000 کیلومتر راه روستایی به اندازه کشور لبنان راه مواصلاتی داشته و نگاه ویژه دولت به بحث محرومیت زدائی در قالب احداث و بهسازی مسیرهای مناسب در سال 85 بیش از 33 پروژه که 34 % از کل اعتبارات شهرستان را به خود اختصاص داده و این فرای   4پروژه از محل اعتبارات بانک جهانی بوده که خود بیش از 60 میلیارد ریال اعتبارات را به خود احتصاص داده است . با اجرای پروژه های سال 85 و تأمین کسری اعتبارات در سال 86 بیش از 300 کیلومتر جاده آسفالته به راههای شهرستان اضافه خواهد گردید و بیش از 300 کیلومتر از راههای قبلی بهسازی و بازسازی خواهند شد .

بخش برق

 این بخش با داشتن بیشترین رشد در شهرستان از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده که بیش از 1300 انشعاب جدید در سال گذشته و هزینه کرد 773/27 میلیون ریال از   نشانه های بارز رشد این صنعت در شهرستانمی باشد .

بخش گاز

بیش از 285 انشعاب جدید در شهرستان واگذار گردیده و با    بهره مندی 9 روستای جدید شهرستان از نعمت گاز با توجه به اینکه این روستاها دارای بافت تراکم جمعیتی بالا می باشند گوشه ای از مشکلات مردم را خواهد کاست و احداث خط لوله انتقال گاز به محمود آباد و دهستان خرارود با توجه به قول مسئولین شرکت گاز در سال جاری مورد صورت می گیرد .

بخش مخابرات

 بهبود شاخص های ضریب تلفن ثابت در شهرستان از 7/14 به 7/17 و ضریب تلفن همراه از 2/1 به 6/4 از مهمترین خدمات بخش مخابرات و اطلاعات در شهرستان بوده که احداث بیش از 19 مرکز ICT   روستایی و بیش از 42 تلفن همگانی و واگذاری بیش از 3910 تلفن ثابت شهرستان و 6028 تلفن همراه همگی از بهبود شاخص های مخابرات شهرستان حکایت می نمایند .

بخش صنعت

: از مجموع 42 فقره جواز تأسیس 13 فقره پروانه بهره برداری صادر و 5 فقره طرح توسعه به تصویب رسیده است که در صورت به بهره برداری رسیدن این واحدها برای 1335 نفر اشتغال ایجاد خواهد شد ، در سال 1385 از کل تسهیلات معرفی شده در بخش صنعت 2/76 درصد از محل تسهیلات بنگاههای کوچک زود بازده جذب گردیده است .

خدمات اجتماعی و رفاهی

در بخش خدمات رفاهی و اجتماعی شهرستان خدابنده با اعطای 2361 وام 10 میلیون ریالی برای زوجهای جوان و 4000 میلیون ریال وام جهت اشتغال روستایی برای 8 روستا در مجموع 120 خانوار از محل دفتر مناطق محروم به میزان 000/50 میلیون ریال جهت اشتغال روستایی اختصاص یافته است و در زمینه اشتغال جوانان مبلغ 8830 میلیون ریال به 223 نفر جوان جویای کار تسهیلات اعطا گردیده است .

* همزمان با سفر ریاست محترم جمهوری به استان و تقاضای مردم این شهرستان در زمین حل مشکلات اجرایی اوقاف ،کمیته راهبردی اوقاف تشکیل گردید ، این کمیته با برگزاری بیش از 8 جلسه و 44 مصوبه نقش مهمی در کاهش تنشهای اجتماعی و جهت دهی به در آمد موقوفات شهرستان داشته است که اهم اقدامات انجام گرفته به شرح ذیل می باشد :-1کاهش پذیره های انتقال- خرید 2 دستگاه دیالیز جهت بیمارستان امیرالمؤمنین (ع)

بخش معادن

 طبق آمار سال 75 میزان استخراج اسمی معادن فعال شهرستان شش هزار تن بوده است . یکی از معادن شهرستان که مراحل اکتشافی آن در اوایل سال 76 پایان رسیده معدن سرب وروی گمیش تپه با میزان ذخیره 000/200 تن می باشد. مواد معدنی استخراج شده جهت انجام کانه آرایی وتولید کنسانتره سرب وروی به شرکت سرمک همدان ) منتقل وپس از انجام فرآیندهای لازم ، کنسانتره حاصله به کارخانجات تولید کننده شمش سرب وروی حمل می گردد.

در زمینه صنایع معدنی یک واحد کارخانه سیمان در دست احداث است . آزمایشات فیزیکی وشیمایی برروی مواد اولیه موجود در منطقه که مورد نیاز کارخانه می باشد، انجام پذیرفته ومورد تأیید واقع شده است .

بخش گردشگری

غار زیبای کتله خور یکی از نادرترین وزیباترین غارهای طبیعی جهان در 85 کیلومتری جنوب شرقی خدابنده در دل کوههای شهر گرماب از جمله مناطق دیدنی وجذاب این شهرستان است .دخمه ها ودهلیزها با پوشش استلاگتیت واستلاگیمیت جلو? بسیار زیبا واعجاب انگیزی به غار داده است . روستای سهرورد زادگاه شیخ اشراق با مناظرزیبای طبیعی و آثار باستانی فراوان. واردوگاه تفریحی زیبای زرند از گردشگاه های طبیعی این شهرستان می باشد .

بنای بقعه حضرت قیدار نبی (ع)، بنای  مسجد جامع وقبرستان تاریخی شهدا در شهر سجاس از جمله آثار تاریخی شهرستان می باشد که دارای جاذبه های گردشگری می باشد.

چگونه همسر خود را علاقمند نگه داريد؟

 چگونه همسر خود را علاقمند نگه داريد؟

 

براي كنترل مردان عشق ابزار كارا تري از شهوت است. بعد از چند سال اول زندگي معمولاً خانم ها از كاهش رقبت شوهران نسبت به خود شكايت مي كنند. دليل اين كاهش علاقه كاهش شور و هيجان اوليه است چون ديگر آن جاذبه جنسي به شدت اوايل ازدواج نيست و مردان مانند اوايل زندگي از رابطه خود لذت نمي برند.

براي اينكه مرد زندگي خود را اغوا كنيد و او را علاقمند نگه داريد، بايد نقش يك افسونگر را بازي كنيد و كاري كنيد كه عاشق شما باشد.

در اين مقاله نكاتي را براي شما بيان مي كنيم كه به كمك آن مي توانيد شوهرتان را به گونه اي شورانگيز نسبت به خود وابسته و علاقمند سازيد و مسحور خود سازيد.

 

دلفريب باشيد

نقش يك پري دريايي را بازي كنيد. يك پري دريايي با اينكه بسيار زيباست خود را در معرض ديد قرار نمي دهد. در رابطه خود كمي رمز راز به عنوان چاشني وارد كنيد. مقدار كمي طفره رفتن اشتياق او را براي بدست آوردن شما بيشتر مي كند. هيچگاه بدن خود را بيش از حد درمقابل همسر خود به نمايش نگذاريد. اگر در روابط خود غير قابل پيش بيني باشيد اين كار باعث مي شود شور و اشتياق او را بيشتر كنيد. پيام هاي متناقض و گيج كننده برايش بفرستيد مي توانيد سركش و سپس رام باشيد معصومانه رفتار كنيد آنگاه مانند افراد شرور رفتار كنيد. اين گونه رفتارها سبب مي شود همسر شما سعي كند بيشتر متوجه شما شود و بيشتر شما را كشف كند.

 

از خوب بودن زيادي پرهيز كنيد

اگر تمام سعي خود را براي بسيار خوب و فرمانبردار بودن بكار گيريد احتمالاً در پايان روز بسيار از رفتار خود راضي خواهيد بود اما با محبت بيش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگري خود كاسته ايد و حتي ممكن است پس از مدتي باعث دلزدگي همسر خود شويد. وقتي يك تقاضاي طبيعي داريد همسرتان به عنوان فردي پر توقع به شما نگاه مي كند. نيكي بيش از اندازه به ندرت كسي را شيفته مي كند.

بعضي اوقات قسمت هاي كوچكي از سياهي هاي شخصيت خود را نشان دهيد. گاه كمي بي رحمي از خود نشان دهيد يا حتي اگر لازم ديديد كمي هم كارهاي زشت انجام دهيد ولي مراقب باشيد كارهاي مبتذل و بي ارزش انجام ندهيد.

 

جاذبه ظاهري داشته باشيد.

آنچه مردان مي بينند برايشان بسيار مهم است. و در آنها كشش يا دافعه ايجاد مي كند در حاليكه خانم ها با مغز خود عشق مي ورزند مردان از طريق آنچه مي بينند مجذوب مي شوند. بسيار مهم است كه خود را براي همسر خود سرحال و جذاب نگه داريد. بعد از ازدواج شما يك مسئوليت مهم داريدكه نبايد با خود خواهي از زير آن شانه خالي كنيد. بايد خود را آراسته كنيد، بايد از نظر بدني متناسب باشيد از پوست و موي خود مراقبت كنيد و از نظر روحي فردي پرانرژي باشيد.

همه اين كارها نه تنها به دوام زندگي زناشويي شما كمك مي كند بلكه سبب اعتماد به نفس بالاي شما مي شود.

اگر چه بهتر است در اجتماع با سليقه همسر خود رفتار كنيد ولي شما به عنوان زني جذاب، خوش تيپ، باوقار، باعزت نفس بالا، شيك و مرتب سبب اعتماد به نفس بالاي شوهر خود خواهيد شد. و در اين ميان زنان ديگر كمتر مي توانند در مقابل چشمان همسر شما دلربايي كنند. و البته فراموش نكنيد به گونه اي لباس بپوشيد كه نظر مردان ديگر به سمت شما جلب نشود چون در رابطه شما تأثير منفي خواهد گذاشت.

 

نيازهاي مزاجي و ذهني همسر خود را فراموش نكنيد

در حالي كه براي حفظ همسر خود تلاش مي كنيد نبايد از نيازهاي احساسي و فكري همسر خود غافل شويد. رنگ مورد علاقه او، خواندني هاي مورد علاقه اش، فيلم ها و كتاب هايي كه دوست دارد همه را بايد بدانيد و هر از چند گاهي او را غافلگير كنيد و يكي از آن چيزهايي كه به آن علاقه دارد به او هديه بدهيد. طرز تهيه خوراك، دسر و يا نوشيدني مورد علاقه او را پيدا كنيد و آن را براي وقتي كه از سر كار به خانه بر مي گردد حاضر كنيد. خود را با آنچه دوست دارد و دوست ندارد و حوصله او مطابقت دهيد.

همه انسان ها تمايل دارند خود را در ظاهر خويشتندار و فردي كه به فكر ديگران است نشان دهند ولي در عمل همه ما در نهايت افرادي خود خواه هستيم و قبل از هر كسي به خود اهميت مي دهيم بنابراين اگر همسر خود را به اندازه كافي (نه بيش از حد) نوازش كنيد او را به خود وابسته كرده ايد.

 

به همسر خود احترام بگذاريد

بسياري از خانم ها فكر مي كنند بزرگترين نياز مردان به آنها نياز جنسي است ولي در حقيقت اين است كه آنها بيش از هر چيزي احتياج به احترام آن هم از شريك زندگي خود دارند. با او به گونه اي صحبت كنيد و همينطور به گونه اي رفتار كنيد كه شوهرتان احساس كند برايش ارزش زيادي قائل هستيد.

 

اعتماد به نفس او را تقويت كنيد.

مردها برخلاف ظاهرشان همانند كودكان هستند كه مي خواهند از آنها تعريف و تمجيد شود. اعتماد به نفس او را با تاييد تصوراتش نسبت به خودش تقويت كنيد. اين كار شما سبب مي شود او همه چيز را با شما در ميان بگذارد. با صداقت و گاه با زيركي همه رفتارهاي خوبش را به او بگوييد. اگر روزي يك بار به او بگوييد كه دوستش داريد سبب مي شود احساس خوبي در او ايجاد كنيد.

 

او راتشويق كنيد

وقتي همسر شما تلاش مي كند مشوق او باشيد. و بگوييد كه به او كاملاً ايمان داريد. حتي اگر همسرتان خرابكاري كرد به جاي اينكه در مقابل او قرار گيريد و او را سرزنش كنيد بگوييد دفعه بعد حتماً موفق مي شوي. از همسر خود به خاطر تلاشي كه كرده است قدرداني كنيد. اين كار باعث مي شود عصبانيت او تخليه شود و رفتار بدي كه احتمالاً با شما خواهد داشت خنثي شود. مردها وقتي كه از همسر خود احساس برتري مي كنند امنيت را حس مي كنند بنابراين سعي كنيد اين گونه تظاهر كنيد.

حتي اگر با همسر خود اختلاف نظر اساسي داريد هيچگاه از كلمات بد و خشن استفاده نكنيد چون اين كار صدمات جبران ناپذيري به روابط شما مي زند.

 

حساس باشيد

در رختخواب نسبت به همسر خود بسيار حساس باشيد. وقتي مربوط به مسائل جنسي مي شود مردان بسيار حساس مي شوند. اينكه مردي نتواند همسر خود را ارضاء كند بسيار او را دلسرد مي كند. اگر ناتواني او را در روابط جنسي آشكارا به نمايش بگذاريد مانند اين است كه بدترين ناسزاها را به همسر خودنسبت داده ايد. نتيجه اين كار كاهش قدرت و اعتماد به نفس همسر شماست و روابط شما از اين هم بدتر خواهد شد.

از قدرت و عملكرد همسر خود تعريف كنيد و به او بگوييد كه وقتي با او در رختخواب هستيد احساس خوبي داريد. بدين ترتيب او را تقويت كرده ايد و روحيه اي خوبي خواهد داشت و شما هم از اين رابطه راضي تر خواهيد بود.

 

تجربه كنيد و از آنها استفاده كنيد

لباس زيرهاي جذاب و زيبا بخريد تا همسر خود را تحريك كنيد. آنگاه نسبت به او بي تفاوت باشيد اگر همسرتان ابراز تمايل كرد به او اجازه دهيد. اگر از بعضي كارها او خوشتان نمي آيد يا بعضي كارها را به خوبي نمي داند با زيركي به او بفهمانيد حتي مي توانيد با اشاره يا با دست خود به او بفهمانيد كه چه بكند يا مي توانيد بگوييد اگر اينكار را بكند بهتر است و در عين حال از او تعريف كنيد و بگوييد كه به خوبي اين كار را انجام مي دهد.

 

پيشقدم شويد

اجازه ندهيد هميشه او پيش قدم شود. با همه حرف هايي كه زديم بد نيست كه گاهي شما پيش قدم شويد. اين كار باعث مي شود شوهر شما احساس كند او را مي خواهيد. اين را در مغز خود فرو كنيد هيچگاه خود را از رابطه اي كه داريد بيش از حد هيجان زده نشان ندهيد. مردان به زناني كه به آنها كم توجهي مي كنند بيشتر متمايل مي شوند.

مردها براي ايجاد رابطه به زمان نياز دارند. آنها را درك كنيد و صبور باشيد و با هم همكاري كنيد به اين ترتيب روي رابطه اي عميق و قوي سرمايه گذاري كرده ايد كه به اين راحتي شكسته نمي شود

ده روش نامناسب در ازدواج


هيچ کس منکر اين نيست که ازدواج خوب است اما اول بايد تکليفتان با خودتان معلوم باشد که اصلا براي چي داريد ازدواج مي کنيد؟ نگوييد ازدواج کردن دليل نمي خواهد. اگر شما خدايي نکرده در نا خوداگاه قصد بي منطقي براي ازدواج داشته باشيد ممکن است بعدا دچار مشکلاتي شويد که حل کردنش به فکر هيچ عاقلي نرسد. پس حواستان را جمع کنيد!

دليل نادرست ازدواج
1. شورش عليه والدين

خيلي ها به خاطر اين ازدواج مي کنند که به خانوادهايشان دهن کجي کرده باشند. در اين ازدواج ها فکر و ذکر فقط لج کردن با خانواده است و نه پيدا کردن يک شريک خوب براي زندگي. خب اين ديگر گفتن ندارد که شما حتي اگر با اين کار از پدر و مادرتان انتقام بگيريد، باز هم دودش به چشم خودتان مي رود. چون اين بار هم خانواده را از دست داده ايد و هم پشتوانه اي براي روزهاي سخت زندگي دو نفره تان نخواهيد داشت.

2. جستجوي استقلال

معمولا آدمها اول بايد مستقل شوند تا بعد بتوانند ازدواج کنند. اما گاهي قضيه بر عکس مي شود. بعضي ها م ي خواهند به وسيله ازدواج که يک دليل بيروني است، مستقل شوند يعني خودشان را با ازدواج مجبور به استقلال کنند. اگر شما موفق شديد يک پارچ آب را با قاشق چايخوري بخوريد، در اين کار هم موفق مي شويد. البته که فرض محال محال نيست اما قيمت اين فرض خيلي بالاست!

3. التيام يک رابطه شکست خورده

 اين هم از آن دلايل پيچيده است که خيلي ها بي توجه به آن تن در مي دهند. اين که در يک رابطه عشقي به هر دليلي شکست خورده ايد و نه شنيده ايد و حالا مي خواهيد از راه ازدواج با يک آدم جديد به خودتان ثابت کنيد که مي توانيد عزت نفستان را بازگردانيد. اين هم اشتباه است چون انگيزه ازدواج يک رابطه ديگر است و نه رابطه با آدم جديد.

4. فشار خانواده و اجتماع

 زن بگير، موهات داره رنگ دندونات ميشه، داري تو خونه مي ترشي !... کافي است چندتا دختر معرفي کنند و بگوييد نمي خواهم يا چندتا خواستگار بيايد و رد کنيد، آن وقت است که سيل حرف و حديث هاي اين طوري از هر طرف به سويتان جاري مي شود. انصافا فشار رواني بسياري به آدم وارد مي کند.

5. ازدواج اجباري

 خوشبختانه دوره اين کار در حال ور افتادن است. اما خيلي پيش مي آيد که پدر و مادري از روي مصلحت يا خودخواهي، يا هر دليل ديگري فرزند بينوا را مجبور مي کنند که با يک نفر به خصوص ازدواج کند. خودتان تصور کنيد که با شرايط امروز چه زندگي اي در پيش روي اين زوج اجباري است.

6. نياز جنسي

يعني اينکه يک نفر فقط و فقط به خاطر نياز جنسي اش ازدواج کند و نه چيز ديگر... مسلما بي خردي بزرگي است.

احترام گذاشتن به خواسته هاي پدر و مادر واجب است اما نه اين که اگر والدينتان اصرار کردند که با کسي ازدواج کنيد براي به دست آوردن دل آنها چشم روي خواسته خود ببنديد و براي هميشه خود را اسير روياهاي آنها کنيد

7. دلايل اقتصادي

 ‌بعضي وقتها دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط به پول طرف مقابل نگاه مي کنند تا بعد از ازدواج به واسطه خانواده همسر به يک نان و نوايي برسند.حالا تصورش را بکنيد که بعد از ازدواج خانواده پولدار ورشکست شوند، ديگر به چه اميدي مي شود آن زندگي را ادامه داد.يعني طرف ازدواج کند به اين دليل که به واسطه ي خانواده زن يا شوهر و با خود طرف مقابل، پول پله اي بهم بزند و به رفاه اقتصادي برسد.

8. تنهايي و استقلال

 ‌بعضي موقع ها يک نفر به خاطر اينکه تنهاست و دارد مستقل زندگي مي کند، تصميم به ازدواج مي گيرد بدون اينکه شرايط ازدواج را داشته باشد. وقتي كه احساس تنهايي مي كنيد و به تنگ آمده ايد، احتمال آن كه انتخاب هاي ضعيف تري بكنيد بالا مي رود و در نهايت از روابطي سر در خواهيد آورد كه چيز زيادي براي شما ندارند.

9. احساس گناه يا ترحم

 ‌اگر دل ادم براي يک نفر بسوزد و به همين خاطر با او ازدواج کند، معلوم است که رابطه آنها نمي تواند مثل زن و شوهرعاي معمولي عادلانه و برابر باشد. اينطوري حتما کسي که دلسوزي کرده بعدها احساس قرباني بودن پيدا ميکند.

10. احساس کمبود يا تهي بودن

دليل نادرست ازدواج

بعضي از احساس کمبودها و احساس تهي بودن ها هيچ ربطي به ازدواج کردن يا نکردن ندارد و از جاهاي ديگري نشأت گرفته است. بعضي افراد فقط به خاطر اين احساس کمبود ازدواج مي کنند و اين هم اشتباه است. اين افراد مي خواهند طرف مقابلشان نواقص كودكي شان را بر طرف كند. آنها با اين عمل خود مسوليت پذيري را از خود منع مي كنند و از طرف مقابل توقع دارند تا نقش پدر و يا مادر را براي آنها بازي كند كه ممكن است به زودي موجب خسته شدن طرف مقابل شود. ضمن اينكه هر رابطه صحيح الزاما به خودي خود التيام بخش هم خواهد بود اما با توقعات نا به جا عاشق شدن عواقب خوبي ندارد.

11. احساس گناه

 زماني كه ادامه يك ارتباط باعث به وجود آمدن اين احساس مي شود كه اگر ازدواج نكنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد. ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلكه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال يك طرف نقش ناجي را بازي خواهد كرد كه با مصلحت ازدواج منافات دارد.

12. ازدواج ابزاري

گاهي انگيزه‌ي‌ اصلي در تشکيل زندگي مشترک، عشق به فرد مقابل و نياز روان‌شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلکه او وسيله‌اي براي رسيدن به هدف‌هاي ديگر مي‌شود. براي نمونه، خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند، ممکن است با پيشنهاد فردي جهت ادامه‌ي زندگي مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولي مسائل فرهنگي، استرس‌هاي متعددي را به دنبال داشته است؛ بنابراين گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگي و ... صورت مي‌گيرد. در چنين فضايي، امکان سازگاري با مشکل‌هاي زندگي، ضعيف بوده و در نهايت، ضريب ريسک اين ازدواج‌ها، بالا مي‌باشد.

13. ازدواج به خاطر آرزوهاي پدر و مادر

 احترام گذاشتن به خواسته هاي پدر و مادر واجب است اما نه اين که اگر والدينتان اصرار کردند که با کسي ازدواج کنيد براي به دست آوردن دل آنها چشم روي خواسته خود ببنديد و براي هميشه خود را اسير روياهاي آنها کنيد.

معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت

معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت

از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق  می شود یا تفاوت ها؟

پژوهش های به عمل آمده نشان می هد که با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته اند. استفن وایت معتقد است:« با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد،» میزان بی ثباتی و طلاق در زوج های به هم شبیه، کمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است. بعضی از روان شناسان شباهت های موجود بین زوجین را در حکم سپرده بانکی تلقی می کنند و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانکی شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران های اقتصادی بهتر می توانید مقاومت کنید و به نحو احسن می توانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهی های شما نسبت به سپرده بانکی کم باشد به همان نسبت احتمال این که دچار مشکل شوید زیاد خواهد بود.

این تشبیه نشان می دهد که هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت احتمال این که دچار بحران شوند زیاد خواهد شد، سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که وجود کدام یک از تشابهات مطلقاً برای ازدواج لازم هستند؟

 هوش:  اگر هوش زن و شوهر  به یک اندازه باشد رابطه زناشویی  با گرفتاری کمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید که «تحصیلات» ملاک نظر نیست چرا که بعضی از اشخاص بسیار باهوش به هر دلیل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پیدا نکنند. منظور این است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی  باید در یک ردیف قرار داشته باشند، باید بتوانند اشیاء و امور را به یک شکل ببینند و درباره آنها به یک شکل صحبت کنند. اگر یکی از طرفین ازدواج اغلب گمان می کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط خوشایندی بین آنها برقرار نمی شود.

بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهند، اگر بهره هوشی زن و شوهر در یک ردیف یا نزدیک به هم باشد ثبات ازدواج بیشتر می شود.

 تست هوش 30 دقیقه ای 

ارزش ها:

لازم است که زن و شوهر درباره بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنویات و یا زندگی خانوادگی اختلاف نداشته باشند. اگر در این زمینه ها وحدت نظری وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک میان آنها حتمی است.

علایق:

اگر زن و شوهر در بسیاری از زمینه ها علایق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین می شود. در این میان هر چه تنوع علایق مشترک بیشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگی:

زن و شوهر بایستی درباره وظایف و مسئولیت های یکدیگر در رابطه زناشویی وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در این زمینه کلاً به دو نوع تقسیم می شود. بعضی از افراد در مورد وظایف و مسئولیت های زن و شوهر به طور سنتی فکر می کنند بدین معنا که مدیریت داخلی منزل به عهده زن است و مرد نیز به عنوان مدیر بیرونی منزل ، یا نان آور خانواده تلقی می شود. فردی که در این زمینه به طور سنتی فکر می کند باید با فردی ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش های زن و مرد  دستخوش تغییرات زیادی شده است، عده ای معتقد به تساوی حقوق بین زن و مرد هستند و وظایف و مسئولیت های مشابهی نیز برای آنان قائل می شوند. افرادی که این اعتقاد را دارند باید با همفکران خود ازدواج کند. سؤال دیگری که مطرح می شود این است، تفاوت های مسئله ساز کدام ها هستند؟ یا به عبارت دیگر، چه تفاوت هایی می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی آسیب برسانند.

در پاسخ به این سؤال باید گفت وجود اختلافاتی که می توانند به خوشبختی  زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارت اند از:

1 - میزان انرژی:

وقتی یکی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او کم انرژی این افراد با مشکلات عدیده ای برخورد می کنند. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلف خود نمایان می شود که از جمله می توان به معاشرت های اجتماعی، فعالیت های مذهبی و غیره اشاره کرد. در انجام فعالیت های مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز می شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پای تلویزیون بنشیند یا روزنامه بخواند.

2 - عادات شخصی:

وقتی زن و شوهر عادت های شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود. از جمله عادت های مسئله ساز می توان به این موارد اشاره کرد:وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی ، احساس مسئولیت ، ... می توان به عادات شخصی متعددی اشاره کرد که زن و مرد باید قبل از ازدواج  به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر یکی از آنها سیگاری باشد و دیگری نه ، این اختلاف می تواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یکی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی علاقه مند باشد و دیگری به این که چه می خورد بها ندهد، مشکلاتی در زندگی زناشویی ایجاد می کند.

3 - استفاده از پول:

بسیاری از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی  ، دچار مشکل می شوند. یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. یکی معتقد به ریسک کردن است و دیگری فکر می کند که باید به تدریج و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید. یکی می گوید درآمد را باید خرج فرزندان کرد و دیگری می خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتی از این قبیل می تواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل لازم است که قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشکافی شود.

4 - علایق و مهارت های کلامی:

اگر یکی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر زن یا مرد علاقمند به گفت و گو و دیگری خواهان سکوت باشد، استرس  فراوانی ایجاد می شود.

اگر کسی به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و یا اگر یکی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طولانی علاقه مند باشد زمینه های اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

سؤالی که با توجه به مسائل فوق مطرح می شود این است اگر افرادی با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟

در پاسخ باید اشاره کرد، اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند می توانند به جای این که تحت تأثیر اختلافات قرار بگیرند با تفاوت ها کنار بیایند و برای حل مشکلات راه حل مناسب پیدا کنند.

عوامل تقويت استحکام خانواده از منظر اهل بيت (ع)

عوامل تقويت استحکام خانواده از منظر اهل بيت (ع)

جايگاه خانواده

هدف اساسى دين اسلام، تربيت انسان‏ها و تامين سعادت بشر در تمام ابعاد وجودى ، در تمام مراحل زندگى است. پيامبران الهى به ويژه پيامبر اسلام‏(ص) ، براى اين هدف مقدس مبعوث شده و در اين راه نهايت‏ سعى خود را مبذول نموده‏ اند و در انجام اين ماموريت،‏به نيازها، ويژگى‏ها و علايق فطرى بشر به عنوان يك اصل مسلم توجه فراوان داشتند. به همين جهت دستورات تربيتى اسلام و فرهنگ حيات بخش اهل بيت‏(ع) ،دقيقا در راستاى پرورش فطرى انسان‏ها،تدوين شده است. خداوند متعال براى تربيت افراد بشر، كانون پر مهر خانواده را بهترين محيط تربيتى انسان قرار دادهاست. در اين مقاله به بررسى راههاى تقويت عواطف اعضاى خانواده ، در پرتو سيره و سخنان اهل بيت‏(ع) مى ‏پردازيم.

راههاى تقويت عواطف در خانواده

1 - گفت و گوهاى محبت‏آميز:

يكى از راههاى استحكام بنيان خانواده ، توجه به ارتباط كلامى است. سخنان عاطفى و بهره‏ گيرى از كلمات دلنشين و خطاب‏هاى شايسته و محبت‏آميز،مخاطب را جذب مى‏كند. خواسته يا ناخواسته از گوينده راضى شده،و در دلش نوعى احساس محبت نسبت‏ به او ايجاد مى‏شود.

اگر در خانواده‏اى مرد يا زنى با عبارات زيبا و دلپذير همسرش را صدا كند، علاوه بر اين كه به فرزندان چگونه سخن گفتن را مى‏آموزد، در قلب او جايگاه ويژه‏اى خواهد يافت. اميرمؤمنان (ع ) مى‏فرمايد:

«اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب(1)،زيبا سخن بگوييد تا سخن زيبا بشنويد.»

خطاب‏هاى ملاطفت‏آميز و دلربا، روح را نوازش داده و همسر را تحت تاثير قرار مى‏دهد. بعضى از عبارات، آن قدر زيبا هستند كه هرگز تا آخرعمر فراموش نمى ‏شوند.

رسول گرامى اسلام (ص) با توجه به اين نكته فرمودند:

« قول الرجل للمراة انى احبك لا يذهب من قلبها ابدا.(2)مردى كه به زنش بگويد:

من ترا دوست دارم، [اثر اين سخن] هرگز از دل زن بيرون نمى ‏رود.» اساسا مرد و زن مسلمان بايد زبان خويش را به سخن نيك عادت دهند، زيرا انسان فطرتااز عبارت‏هاى جذاب و پرمهر استقبال مى‏كند و نسبت‏ به انسان‏هاى نيكو سخن، در دل احساس محبت مى‏نمايد.

2 - صدا كردن با بهترين نام:

صدا كردن همسر با نامى كه بيشتر دوست دارد، در ايجاد انس و الفت در ميان زوجين تاثير به سزايى خواهد داشت. پيامبر گرامى اسلام(ص)توصيه فرمودهاند كه براى افزايش مهر و صفا در ميان مسلمانان، همديگر را با نام زيبا و محترمانه صدا بزنند:

«ثلاث يضفين ود المرء لاخيه المسلم يلقاه بالبشر اذا لقيه و يوسع له فى المجلس اذا جلس اليه و يدعوه باحب الاسماء اليه; (6)سه چيز دوستى و محبت‏ بين دو مسلمان را افزايش داده [و صفا و صميميت را در ميان آن‏ها تقويت مى‏كند.]

1. هنگام ملاقات، با خوشرويى و چهره‏اى گشاده برخورد كند.

2. اگر مى‏خواهد در كنار او بنشيند برايش جا باز كند.

3. به بهترين نامى كه دوست دارد او را صدا بزند.»

3 - سلام كردن به همديگر:

طبق آموزش‏هاى اسلام، سلام كردن با صداى رسا و واضح و با آهنگى عاطفى و جذاب موجب تقويت روابط بين زن و شوهر خواهد شد. سلام با لحنى عاطفى، كينه‏ها را از بين برده ، روحيه را تقويت كرده و دل‏ها را به هم نزديك مى‏نمايد. سلام دادن به جمع خانواده و به ويژه زن و شوهر به يكديگر، نشاط آور و فرح ‏بخش است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«يسلم الرجل اذا دخل على اهله(3);

وقتى شوهر به خانه وارد مى‏شود ، بايد به اعضاى خانواده (به ويژه همسرش) سلام كند.»

4 - اظهار علاقه و ابراز محبت :

زوج جوانى كه با هم پيمان زناشويى مى‏بندند، معمولا بر مبناى علاقه درونى و عشق پاكى است كه به يكديگر دارند. اما آنچه كه در اسلام تاكيد شده، بنيان خانواده را تقويت مى‏كند و محبت و الفت را ميان زوج جوان افزايش مى‏دهد، اظهار و ابراز آن است.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«اذا احببت رجلا فاخبره بذلك فانه اثبت للمودة بينكما;(4)

هرگاه شخصى را دوست داشتى، دوستى خود را به او اعلام كن ، زيرا اين عمل انس و الفت را بين شما پايدارتر مى‏كند.»

5 - دلجويى، استقبال، بدرقه:

خانواده براي انسان كانون آرامش و راحتى است.مردى كه بيرون ازمنزل با انواع مشكلات درگير است و با ناملايمات فراوانى برخورد مى‏كند، دوست دارد هنگام برگشت ‏به خانه كسى از او دلجوئى كند، حرف دلش را بشنود و با سخنان آرام بخش خود، مرهم دردهاى انباشته دل او باشد. دلش مى‏خواهد هنگامى كه در منزل را باز مى‏كند، كسى با چهره‏اى گشاده، لبى خندان و لحنى عاطفى از او استقبال نموده و آنچه را كه در دست دارد ، با تكريم از او تحويل بگيرد و اين فرد جز همسر صالح و مهربان او فرد ديگرى نخواهد بود. در اين صورت چنين زنى از دوستان خدا بوده و پاداش بزرگى خواهد داشت.

مردى به محضر رسول خدا صلى الله عليه وآله آمده و عرضه داشت:

«يا رسول‏الله! من همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم مى‏آيد و چون مى‏خواهم از منزل بيرون روم مرا بدرقه مى‏كند. هر گاه مرا اندوهگين ببيند مى‏گويد: چه چيز تو را اندوهگين كرده؟ اگر براى مخارج زندگى‏ات ناراحتى، مطمئن باش كه ديگرى (خداوند) عهده ‏دار آن است و اگر براى آخرت [و گرفتارى‏هاى قبر و قيامت] غصه مى‏خورى، خداوند اندوهت را زياد كند. (و بايد چنين باشى.) رسول خدا(ص)فرمودند:

خداوند [در روى زمين] كارگزارانى دارد و اين زن يكى از آن‏ها است. براى او نصف پاداش شهيد مى‏باشد.»(5)

على(‏ع) در مورد بانوى بانوان و همسر نمونه تاريخ مى‏فرمايد:

«به خدا سوگند بعد از ازدواج با فاطمه‏(س) بر او خشمگين نشدم و او را به كارى مجبور نكردم . و او مرا ناراحت نكرد و هيچگاه با من مخالفت ننمود، وقتى به او نگاه مى‏كردم تمام غم و اندوه‏هاى دلم برطرف مى‏شد.»(6)

6 - همدلى در انتخاب نوع غذا:

هماهنگى و همدلى در انتخاب نوع غذا از جمله عواملى است كه ارتباط زن و شوهر را تقويت كرده و بنيان خانواده را استحكام مى‏بخشد. اگر زوجين در مساله غذا و خوراك تفاهم داشته باشند و شرايط همديگر را مراعات كنند، بسيارى از مشكلات و اختلافات خانواده‏ها حل مى‏شود. اگر مرد غذايى را دوست دارد وانتظار دارد كه در منزلش تهيه شود، مى‏تواند علاوه بر اين كه لوازم مورد نياز را تهيه مى‏كند، همسر خويش را از آن آگاه سازد. ولى اگر براى او فرقى نمى‏كند، كه معمولا هم شوهران مسلمان و متعهد چنين اند و در مورد غذاى روزانه خويش سخت‏گيرى و موشكافى نمى‏كنند، در اين صورت از غذاى تهيه شده استفاده كرده و با كمال متانت و بزرگوارى از همسر هنرمند خويش قدردانى و تشكر مى‏نمايد و با بهانه‏هاى مختلف زحمات وى را ناديده نمى‏گيرد. رسول اكرم (ص) فرمود:

«المؤمن ياكل بشهوة عياله والمنافق ياكل اهله بشهوته; (7)

انسان با ايمان، مطابق ميل و خواسته عيالش غذا مى‏خورد و خانواده انسان منافق، مطابق ميل و خواسته وى غذا مى‏خورند.»

در سيره و روش(ص) آمده است كه آن حضرت هيچگاه در مورد انتخاب نوع غذا سختگيرى نمى‏كرد و با خانواده‏اش همراه مى‏شد:

« رسول خدا (ص)از هر نوع غذا مى‏خوردند و غذايى كه خداوند برايش حلال نمودهبود ،‏ به همراه خانواده و خدمتگزارشان تناول مى‏كردند.»(8)

در جاي ديگر پيامبرخدا (ص)فرمودند:

«خير نسائكم الطيبة الطعام; (9)

بهترين زنان شما زنى است كه غذاى پاكيزه و دلپسند درست كند.»

7 - فراهم نمودن مخارج خانواده:

مرد به عنوان مدير خانواده، مسؤوليت فراهم كردن وسائل مورد نياز از قبيل خوراک و پوشاک و... اعضاى خانوادهراعهدهدارد. در اين مورد اگر مردان با ايمان وظيفه خويش را در مورد به دست آوردن روزى حلال و پاكيزه به خوبى‏انجام دهند، مقامى بس بلند، در پيشگاه خداوند متعال كسب خواهند نمود.

امام باقر(ع) فرمودند:

«من طلب الرزق فى الدنيا استعفافا عن الناس و سعيا على اهله و تعطفا على جاره لقى الله عزوجل يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر; (10)

هر كس در دنيا به دنبال روزى حلال برود، به قصد اين كه نيازمند و محتاج ديگران نباشد و مخارج زن و فرزندش را تامين نمايد و به همسايه‏ها [و همنوعان مستمند خود] يارى رساند،چنين فردى در روز قيامت ‏با سيمايى [نورانى] مانند ماه شب چهارده با خداوند ملاقات خواهد كرد.» و امام صادق‏(ع) نيز فرمودند:

«الكاد على عياله من حلال كالمجاهد فى سبيل‏الله; (11)

مرد تلاشگرى كه براى تهيه روزى حلال و مشروع براى خانواده‏اش مى‏كوشد، مانند مجاهدى است كه در راه خدا جهاد مى‏كند.» امام رضا عليه السلام نيز فرمودند:

«كسى كه از فضل و عنايت پروردگار به دنبال روزى حلال مى‏رود به اندازه‏اى كه مخارج خانواده خود را تامين كند، از رزمنده‏اى كه در راه خداوند متعال جهاد مى‏كند پاداش افزونترى دارد.»(12)

8 - هديه دادن به همسر:

احترام به شخصيت افراد، در وجود آنان عشق و محبت مى‏آفريند. هديه دادن نوعى احترام به طرف مقابل محسوب مى‏شود و انسانى كه هديه را مى‏گيرد بى‏اختيار و از روى فطرت خدادادى خويش، مهر و محبت هديه دهنده را در دل خود جاى مى‏دهد. اين نكته در روابط زناشويى از اهميت‏خاصى برخوردار است و عامل مهمى در ايجاد انس و الفت و هم گرايى نسبت ‏به زن و مرد به شمار مى‏رود .

عام و خاص

مبحث عام و خاص

مقدمه

گرچه عام و خاص داراى مفهوم روشنى است كه نياز به تعريف ندارد و هرگونه تحقيق و شناختى نسبت به آن صورت گيرد، جز شرح اسم نيست. با اين حال، قبل از ورود به بحث، براى آشنايى بيشتر و نزديك‌ كردن ذهن، شايسته است به نحو اختصار معنى و مفهوم عام وخاص را بيان نماييم وآنگاه به بحث اصلى بپردازيم.

تعريف عام و خاص

عموم سريان و شمول مفهوم است بر كلية اموري كه مفهوم مورد نظر صلاحيت اشتمال بر آنها را دارد . در مقابل ، خاص آن است كه شمول و سريان ندارد بلکه بر بعضی از افراد موضوع خود دلالت دارد.

تعریف تخصیص

تخصیص عبارت است از اخراج بعضی از افراد از شمول حکم عام . مانند همه انسانها خوبند مگر فساق آنها.

تعریف تخصص

تخصص عبارت است از اينکه لفظ از اوّل به آن شامل نباشد. مانند علماء عادل که از اوّل به افراد جاهل شامل نمی شود.

اقسام عام

عام بر سه قسم است : عام استغراقي و مجموعي و بدلي .

الف- عام استغراقي : عام استغراقي آن است که حکم، شامل تک تک افراد می شود بطوريکه هريک آنها مستقلا موضوع حکم می باشد. اگر افراد مخاطب عام صد نفر باشند ، عموم منحل به صد خطاب مي شود و اين خطاب براي يك يك افراد بطور مستقل موجود است . بدين جهت گفته مي شود كه : درعام استغراقي هر يك از افراد داراي امتثال مستقل و عصيان مستقل است ، به طوري كه اگر بعضي از آنها امتثال شوند و بعضي ديگر عصيان گردند براي امتثال شوندگان ثواب و نسبت به عصيان شدگان موجبات عقاب فراهم مي گردد و در نتيجه عقاب مي شوند .

ب- عام مجموعي : عام مجموعي آن است که شمول حکم براي افراد بطور اجتماع است . يعني در صورتي مي توان گفت امتثال وجود دارد كه مجموع ( من حيث المجموع ) را امتثال كرده باشد . مانند وجوب ايمان به ائمه معصومين (ع). پس در عام مجموعي يك امتثال و يك عصيان وجود دارد ، امتثال عبارت از ایمان به تمامي ائمه و عصيان عبارتست از عدم ايمان به همه آنها و لو عدم ايمان به يك فرد آنها .

ج. عام بدلي : عام بدلي آن است که شمول و سريان حکم به نحو بدلي است . يعني مكلف در مقام تطبيق مأمور به در خارج در سعه قرار دارد و مخير به تطبيق مأموربه، به هر يك از افراد است . مثلا وقتي كسي دستور مي دهد كه برايش آب  بياورند و مشخص نكند چه نوع آبي ، درچه نوع ظرفي ، و به چه شكلي. دستور گيرنده مخير است آب را در ليوان بگذارد ، در جام آب بگذارد ، آب خيلي خنك باشد يا چنين نباشد و …. يعني مكلف در مقام امتثال مخير به تطبيق مأمور به با هر فردي از افراد طبيعت مورد دستور است .

الفاظ عموم

بر اي عموم ، الفاظي مخصوص است كه دال بر معناي شمول و سريان است . دلالت ادات عموم برعموم بر سه صورت است:

الف-  بالوضع مانند الفاظ كل ، جميع ، تمام ، دائماً و هرچيزی که در معنای آنهاست که ازاداتی هستند که وضعا بر عموم دلالت دارند.

ب- بالقعل مانند نكرة در سياق نفي يا نهي با هيئت خود، عقلا بر عموم دلالت دارد

ج- بالا طلاق مانند جمع و مفرد محلي به الف ولام به اطلاق و مقدمات حکمت بر عموم دلالت دارد.

نكته قابل ذكر آن است كه لفظ كل و يا هر چيز ي كه واجد اين معنا ، يعني شمول و سريان است بالوضع ، بر عموم مدخول خود دلالت دارد اين شمول وسريان مي تواند براي فرد فرد بطور مستقل ( عام استغرافي ) و يا من حيث المجوع ( عام مجموعي ) باشد و تابع مدخول خويش است و فرق نمي كند كه ادات عموم بر عام مجموعي وارد بشود يا بر عام استغرافي . هم چنين است نكرة واقعه در سياق نفي و نهي و جمع محلي به الف و لام و 0000 كه درتمام اينها معاني حاصل از ناحيه مدخولات است .

مخصص متصل و مخصص منفصل

مخصص بر دو نوع است : مخصص متصل ، مخصص منفصل .

الف . مخصص متصل . هنگامي مخصص متصل است كه درنفس كلام قرينه اي مشخص نمايد تمام افراد مورد كلام نيستند بلكه صنف و يا دسته خاصي از آنها محل كلامند . مثلا وقتي گفته مي شود« اكرم العلماء العدول .»یعنی دانشمندان عادل را اكرام كن ، اگر لفظ عادل بيان نمي شد اكرام تمامي دانشمندان ، چه عادل چه فاسق را شامل مي گرديد . اما گوينده بالفظ عادل مشخص مي كند كه خواسته مولا اكرام مخصوص عدول از دانشمندان است و بنا بر اين در خواسته مولا اكرام دانشمندان غير عادل مندرج نيست.

ب- مخصص منفصل . مخصص منفصل عبارت است از قرينه اي كه در يك كلام ديگر مي آيد . مثلا مي گويد « اكرام العلماء » و ساكت مي شود و بعداً مي گويد« لا تكرم الفساق من العلماء » ، اگر دانشمندي فاسق بوداكرامش نكنيد.

بین مخصص متصل و منفصل در دلالت به مراد متکلم فرقی نيست بلکه فرق از اين حيث است که در مخصص متصل کلام در خاص ظهور پیدا می کند ولی در مخصص منفصل ، کلام در عام ظهور پيدا می کند ولی وقتی خاص می آيد بخاطر قوت ظهورش بر عام مقدم داشته می شود.

آيا استعمال لفظ عام در عام مخَصَص حقيقت است يا مجاز ؟

وقتی بر لفظ عام تخصیص وارد می شود چه مخصص متصل باشد چه منفصل ، دلات می کند که عام در ماورای خاص استعما شده است يعنی در حقيقت عام در تمام افراد موضوع له خود استعمال نشده است.

در اينجا شبهه اي پيش مي آيد : وقتي لفظ مورد استعمال دلالت بر كل دارد و سپس همين لفظ در بعضي از افراد استعمال مي شود ، آيا استعمال آن برخلاف ما وضع له نيست  تامجازيت لازم آيد ؟زيرا حقيقت عبارت است ا ز استعمال لفظ في ما وضع له . يعني اگر استعمال مورد بحث مطابق با وضع استعمال باشد استعمال حقيقي است و اگر استعمال بر خلاف ما وضع له باشد استعمال مجازي است . در اينجا چند قول وجود دارد:

الف- مجاز است مطلقا

ب- حقیقت است مطلقا

ج- در مخصص متصل حقيقت است و در منفصل مجاز.

از نظر علامه مظفر حق اين است که استعمال لفظ عام در عام مخصص مطلقا حقيقت است.  زيرا ادات عموم که برشمول و سریان وضع شده اند در عام مخصص نيز در معنای خود استعمال شده اند و برعموم مدخول خود دلالت دارند. تنها نکته ای که هست اين است که در عام مخصص مدخول ادات عموم خاص است. بنابر اين اگر مدخول ادات عموم تمام علماء باشد، به تمام علماء سريان پيدا می کند و اگر مدخول ادات عموم علمای عادل باشد باز هم بر تمام علمای عدول شمول و سريان پيدا می کند.

حجيت عام مخصص در مابقی

اگر عام تخصیص بخورد و سپس شک کنيم که آيا اين عام مخصص در مابقی حجت است يا نه ، مثلا عامی وارد شده است که « کل ماء طاهر » سپس بدليل متصل يا منفصل آب متغير بالنجاسه خارج شده است ، حالا شک می کنيم جمله « کل ماء طاهر » که تخصیص خورده است در آب قليلی که با نجس ملاقات کرده و تغيير نيز نيافته است ، حجت است يا نه ، در اينجا چند قول وجود دارد ، حق اين است که مطلقا حجت است. زيرا وقتی استعمال لفظ عام در عام مخصص مطلقا حقيقت بود مطلقا نيز حجت خواهد بود.

آيا اجمال خاص به عام نيز سرایت می کند يا نه ؟

گاهی عامی وارد می شود و پس از آن خاص او را تخصيص می زند ولی خاص مجمل است حالا بحث در اين است که آيا با اجمال خاص ، عام همچنان حجت است يا نه ؟

اجمال خاص بردو گونه است که بايد هريک از آنها را بطور جداگانه بحث کنيم:

الف- شبهه مفهوميه

ب- شبهه مصداقيه

شبه مفهوميه

شبه مفهوميه در صورتی است که مفهوم خاص مجمل باشد. مثلا می گويد :« کل ماء طاهر الا ماتغير طعمه او لونه او ریحه» و ما نمی دانيم آيا مراد از تغيير ، تغيير حسی است يا تغييری تقديری را نيز شامل می شود.يا گفته است :« احسن الظن بخالد» و من نمی دانم مراد خالد پسر بکر است يا خالد پسر سعد.

شبه مفهوميه خود بر دو قسم است:

1- شبهه مفهوميه مردد بین اقل و اکثر مانند مثال اوّل که مخصص مردد است بين آب متغير بالحس که اقل است ويا اعم از متغيرحسی است که تقديری را نيز شامل می شود که اکثر است.

2- شبهه مردد بين متباينين مانند مثال دوّم که مخَصَص مردد است بين خالدبن بکر و خالد بن سعد.

در هردو صورت مخصِص يا متصل است يا منفصل.بنابراين ، مسئله چهار صورت دارد.

در صورتی که مخصص متصل باشد اجمال آن بر عام سرايت می کند چه مردد بين اقل و اکثر باشد چه مردد بين متباينين.وبرای ادخال مشکوک تمسک به عام جايز نيست.چون در مخصص متصل کلام ظهور پيدا نمی کند مگر در غير خاص و در مانحن فيه نيز خاص مجمل است و برعام سرايت می کند.

اما اگر مخصص منفصل باشد ، در دوران مفهوم خاص بين اقل و اکثر ، اجمال خاص بر عام سرايت نمی کند.و تمسک به عام برای ادخال ماعدای اقل در حکم عام جايز است. چون در مخصص منفصل برای عام ظهور در عموم منعقد می شود و تقديم خاص برعام از باب تقديم اقوی الحجتين است. وقتی خاص مجمل شد قدرمتيقن اقل است از عام خارج و بقيه در تحت عام باقی می ماند. اما اگر مفهوم خاص بين متباينين مردد باشد حق اين است که اجمال خاص منفصل بر عام سرايت می کند. چون ما در اين فرض ، علم اجمالی بر تخصيص عام داريم و نمی دانيم مخصَص کدام است فلذا عام از حجيت می افتد.

شبه مصداقيه

شبه مصداقيه آن است که مفهوم خاص روشن است ولی در اين ترديد داريم که آيا اين فرد داخل در خاص است يانه. مثلا مولا فرموده به علماء عادل احترام کن و ما نمی دانيم سعيد عالم عادل است يا نه؟

حق اين است که تمسک به عام در شبه مصداقيه جايز نيست ، مخصص چه متصل باشد چه منفصل.

تمسک به عام قبل از فحص از مخصص

قبل از تفحص از مخصص تمسک به عام جايز نيست.چون حجيت خاص اقوی از حجيت عام است. بنابراين در تمسک به عام بايد از اين مطمئن شويم که حجت اقوی از عام وجود ندارد. هرگاه شخص به حد توان تلاش نمود و در جاهايى كه گمان وجود مخصص در آنها مى‌رود، جستجو كرد و اطمينان به عدم وجود مخصص برايش حاصل شد، مي‌تواند به عام عمل نمايد و اگر هم در آن مورد واقعاً مخصصى بوده كه مكلف معمولاً با جستجو، امكان دست‌يابى به آن را ندارد شارع را عليه او حجتى نيست.

عود ضمير به تمام افراد عام است يا بعض آن ؟

اگر عامي وارد شود سپس جمله اي بیاید که دارای ضمير است در چنين مورادی اين سوال مطرح می شودکه آيا اين ضمير به بعضي از افراد عام برمی گردد يا به تمامي عام؟

مثلا در قرآن وارد شده است که :« والمطلقات يتربصن بانفسهن ثلثة قروء و لايحل لهن ان يكتمن ما خلق الله في ارحامهن ان كن يومن بالله و اليوم الاخر و بعو لتهن احق بر دهن في ذلك ان اراد و ااصلاحا.»

خداي تعالي ابتدا مي فرمايد : « و المطلقات يتر بصن بانفسهن ثلاثه قروء »و سپس مي فرمايد « وبعولتهن احق بر دهن في ذلك » در اينجا « والمطلقات يتر بصن بانفسهن ثلاثه قروء » عام است ، يعني شامل مطلقه رجعيه و مطلقة بائنه مي شود و فرقي بين آنها نيست و هر دو بايد به مقدار « ثلاثة قروء » صبر كنند ( بعنوان عده ) وازدواج نكنند . آنگاه در آخر آيه ميفرمايد و « بعولتهن احق بر دهن » يعنی  شوهرهاي اينها بر اي برگشتن به آنها احق از ديگران هستند . اكنون بايد ديد آياضمیر« و بعولتهن » به تمام « مطلقات » برمی گردد و شامل مطلقة رجعيه و مطلقة باينه هرد ومي شود و يا فقط به همان « مطلقة رجعيه » مربوط مي شود يعني فقط در اين مورد است كه شوهر احق از بقيه است و مي تواند بوي برگردد . د راينجا به ضرورت فقه ضمیر« و بعو لتهن احق بر دهن » به خصوص رجعيات بر مي گردد كه اگر شوهر خواست در عده به زن مطلقه رجعيه خود برگردد، مي تواند بدون نياز به عقد جديد برگردد ، زيرا « المطلقة رجعه زوجه».

در اينجا دو نوع مخالفت با ظهور وجود دارد. يکی اينکه اگر مراد از مطلقات را که مرجع ضمير بعولتهن است خصوص مطلقات رجعی قرار دهيم مرتکب خلاف ظاهر شده ايم که عام را رد بعض موضوع له خود استعما کرديم. ديگر اينکه اگر بگوييم مراد از مطلقات اعم از بائن و رجعی است در استمعال ضمير مرتکب خلاف شده ايم که ظهور ضمير در رجوعش به معنائي است كه اصولا به آن بر مي گردد ولی ما بطور استخدام بعضيها را اراده کرده ايم و عام به دلالتش بر عموم باقي مانده است.

در اينجا اين سوال مطرح می شود که ارتکاب کدام مخالفت اولويت دارد ؟ در پاسخ به سوال سه قول مطرح شده است:

الف- اصاله العموم مقدم است پس با ظهور ضمیر مخالفت کنيم و آن را در بعض مرجع خود استعمال نماييم.

ب- اصاله عدم استخدام مقدم است پس با ظهور عام در عموم مخالف کنيم و آن را در خصوص بعض افرادش بکار ببريم.

ج- هيچ يک از دو اصل را جاری نمی کنيم بلکه به اصول عمليه مراجعه می کنيم.

حق اين است که اصالت عموم را جاری می کنيم. و عود ضمير به بعض عام موجب تصرف در ظهور عام نمی شود.چون حکمی که در جمل مشتمل بر عام است غير از حکمی است که در جمله مشمتل بر ضمير است. نظير اين است که مولی اوّل بگويد:« العلماء يجب اکرامهم » و بعد بگويد « و هم يجوز تقليدهم» و مرادش از جمله دوّم علماء عدول باشد. روشن است که خاص بودن جمله دوّم موجب تخصيص عام نمی شود چون حکم موجود در آنها متفاوت است.

آمدن استثناء دنبال جمل متعدد

اگر عمومات متعددی در يك كلامي ، وارد شود و سپس در آخر استثنائي بيايد آيا اين استثناء به جمله آخر برمی گردد يا به همة جمله ها ؟

« والذين برمون المحصنات ثم لم تأتو ا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانين جلده و لاتقلبوا لهم شهاده ابدا و اولئك هم الفاسقون الا الذين تابوا و اصلحوا فان الله غفور رحيم » يعنی "« كساني كه به زنها نسبت زنا مي دهند اگر چهار نفرشاهد عادل نياورند به آنها هشتاد تازيانه بزنید وشهادت آنها را نپزيريد که آنها فاسق هستند مگر كساني كه توبه كرده اند و خود را اصلاح نموده باشند. همانا خداوند بسيار آمرزند و مهربان است."

اكنون سئوال اينست كه « الاالذين تابوا» آيا فقط به « اولئك هم الفاسقون » برمی گردد .يعني اينها كه فاسق اند اگر توبه كردند ديگر فاسق نيستند يا به همه كيفرها برمی گردد.يعني اين افراد تازيانه نمي خورند و شهادتشان هم قبول مي شود . و يا اينكه بايد گفت اصلا ظهور ندارد نه ظهور در رجوع به جمله آخر و نه ظهور در رجوع به همه ، بلكه مجمل است بدليل آنكه ظهور در هر كدام قرينه مي خواهد و وقتي قرينه نيست مجمل مي شود ويا بايد تفصيل داد و گفت جمله هائي كه موضوع و محمول در همة آنها ذكر مي شود مثلا « اكرم العلماء وضيف السادات و قرالكبار ، الاسارق منهم » ، عدم اكرام به آخري مي خورد . اما اگر جنين نبود يعني موضوع فقط يك دفعه ذكر شده بود مثلا ( اكرم العلماء و والسادات والكبار ، الاالسارق منهم ) عدم اكرام به همه بر مي گردد.

اين تفصيل از آن مرحوم ميرزاي نائيني رحمه الله عليه است . در اينجا ممكن است بگوئيم كساني كه قائل به برگشتن اين استثناء به خصوص جمله آخري يعني به « اولئك هم الفاسقون » هستند نظرشان به اين است كه در اين آيه موضوع تكرار شده است و كساني كه قائلند به اينكه استثناء به همه مي خورد نظرشان اينست كه موضوع تكرار نشده و فقط در صدر كلام يك بار موضوع ذكر گرديده است . و بدين ترتيب نزاع ، نزاع لفظي مي شود.

تخصیص عام با مفهوم

اگر عامی وارد شد و اين عام با مفهوم کلام ديگر تعارض داشته باشد ، اينجا اين سوال مطرح می شود که آيا عام بوسيله اين مفهوم تخصيص می خورد يا نه ؟ و منشأ سوال نيز اين است که توهم می شود عام دليل لفظی و مفهوم دليل لبی است و دليل لفظی قوی تر از دليل لبی است فلذا ممکن است مفهوم ، عام را نتواند تخصيص بزند.

مفهوم همانطوريکه در گذشته خوانديم بر دو قسم است. مفهوم موافق و مفهوم مخالف. بدون شک مفهوم موافق ، عام را تخصيص می زند. اما در اين که آيا مفهوم مخالف عام را تخصيص می زند يا محل اختلاف است. مثلا عامی وارد شده است که « انّ الظن لايغنی من الحق شيئا» که دلالت می کند هيچ ظنی اعتبار ندارد. بعد آيه ديگری وارد شده است که « ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا» که مفهومش اين است که که اگر عادلی خبر آورد سخنش حجت است. مفهوم اين آيه که خبر عادل را حجت می داند با عموميت آيه اوّل که هيچ ظنی حتی ظنی که از خبر عادل حاصل شود ، حجت نمی داند ، تعارض پيش می آيد. در اينجا اين سوال مطرح می شود که آيا مفهوم آيه دوّم منطوق آيه اوّل را تخصيص می زند يا نه؟ برخی گفته اند عام مقدم است و مفهوم مخالف نمی تواند تخصيص بزند و برخی معقد شده اند که مفهوم مخالف ، عام را تخصيص می زند و برخی گفته اند که هيچ کدام برديگری مقدم نيست و کلام مجمل است.

با توجه به اينکه مفهوم اخص از عام است عرفا قرينه محسوب می شود و قرينه مقدم بر ذوالقرينه است. بنابراين مفهوم مقدم است و عام را تخصيص می زند.

نظرات

تفسیر سوره انعام


سوره أنعام آيه 98
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه شما را از يك شخص آفريده است كه ( آدم است و او هم از خاك زمين است و زمين هم در مدّت حيات ) محلّ استقرار و ( پس از مرگ ) محلّ تسليم ( به خاك شما ) است . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني خود ) را براي كساني بيان داشته‌ايم كه ( آيات قرآني و نشانه‌هاي جهاني را چنان كه بايد ) مي‌فهمند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَفْسٍ وَاحِدَةٍ » : يك كس . مراد آدم‌ ( ع ) است . « مُسْتَقَرٌ » : محلّ استقرار و زندگي آدميان در روي زمين . « مُسْتَوْدَعٌ » : محلّ به امانت سپردن آدميان پس از مرگ . مراد گور است كه تا روز رستاخيز آرامگاه آدميان است . « فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ » : مراد اين كه اصل انسانها كه خاك است ، محلّ حيات و ممات مردمان است . يا اين كه انسانها كه از آدم پديدار گشته‌اند ، گروهي از نطفه‌ها در پشت آنان استقرار مي‌پذيرد ، و گروهي از نطفه‌ها در رحم ايشان به وديعت نهاده مي‌شود . در اين صورت مراد از ( مستقرّ ) مرد ، و مراد از ( مستودَع ) زن خواهد بود .‏

سوره أنعام آيه 99
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او كسي است كه از ( ابرِ ) آسمان ، آب ( باران ) فرو مي‌فرستد ، و ما ( كه خدائيم ، با قدرت سترگ خود ) به وسيله آن آب ، همه رُستنيها را مي‌رويانيم و از رُستنيها سبزينه بيرون مي‌آوريم ، و از آن سبزينه ، دانه‌هاي تنگاتنگ يكديگر ، و از شكوفه‌هاي درخت خرما خوشه‌هاي آويزان نزديك بهم و در دسترس ، و باغهاي انگور و زيتون و انار پديد مي‌سازيم كه ( در شكل و مزه و بو و سود ) همگون و يا غيرهمگونند . بنگريد به ميوه نارس و رسيده يكايك آنها ، آن گاه كه ميوه دادند . بيگمان در اين ( گوناگوني دروني و بيروني و تغيير آغاز و انجام ميوه‌ها ) نشانه‌ها و دلائل ( خداشناسي ) است براي كساني كه ( حق را مي‌پذيرند و بدان ) ايمان مي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآءِ » : آسمان . بالاي سر . مراد ابر است ( نگا : نور / 43 ، واقعه / 69 ) . « فَأَخْرَجْنَا » : عطف متكلّم بر غائب براي التفات است . « نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ » : گياهان و رُستنيهاي گوناگون . گياهان و رُستنيهاي مورد نياز همه‌چيز ، اعم از انسان و حيوان و اشياء . « خَضِراً » : سبز و تازه . سبزينه يا كلروفيل كه منشأ اصلي دانه‌ها و ميوه‌ها است ( نگا : قصّة‌الايمان ، صفحه 345 ) . « مُتَرَاكِباً » : تنگاتنگ يكديگر . متراكم . « طَلْع‌ » : شكوفه خرما . ميوه كال خرما . « مِن طَلْعِهَا » : اين عبارت بدل جزء از كلّ ( مِنَ الْنَّخْلِ ) است و در آن عامل تكرار شده است . « قِنْوَانٌ » : جمع قِنْو ، خوشه‌هاي خرما . « دَانِيَةٌ » : در دسترس . نزديك . « يَنْع‌ » : رسيده . « أُنظُروا إِلَيا ثَمَرِهِ . . . » : نگريستن به معني دقّت و وارسي است و چه بسا خداوند بزرگوار خواسته باشد مؤمنان را متوجّه اين نكته فرمايد كه گياهان نيز داراي نر و ماده هستند . ضمير ( ه ) به جميع درختان و همچنين يكايك آنها برمي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 100
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( كافران با اين همه دلائل روشن ) فرشتگان و اهريمنان را شركاء خدا مي‌سازند ؛ در حالي كه خداوند خودِ آنان و همه ملائكه و شياطين را آفريده است . ( لذا با اطّلاع از اين موضوع ، سزاوار نيست جز آفريدگار را بپرستند و آفريدگاني همچون خود را عبادت كنند ) . كافران از روي ناداني ، پسران و دختراني براي خدا به هم مي‌بافند ( و مسيحيان گمان مي‌برند كه مسيح پسر خدا است ، و يهوديان عُزَير را پسر خدا مي‌دانند ، و برخي از مشركان عرب نيز فرشتگان را دختران خدا مي‌دانستند ! ) . خداوند منزّه ( از همه اين نقصها و عيبها ) و به دور از اين صفاتي است كه او را بدانها توصيف مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْجِنَّ » : موجودات ناپيدا و پوشيده از حسّ انسان ، كه مراد اهريمنان و يا فرشتگان است . جنّ كه آفريدگاني نهان از ديدگانند . اين واژه مي‌تواند مفعول اوّل فعل ( جَعَلوا ) و ( شُرَكآءَ ) مفعول دوم آن باشد و برعكس . يا اين كه ( شُرَكاءَ ) مفعول اوّل و ( لِلّهِ ) مفعول دوم ، و ( الْجنّ ) بدل بشمار آيد . « خَلَقَهُمْ » : آنان را آفريده است . مراد از ( هُمْ ) كافران ، يا فرشتگان و اهريمنان و جنّيان است . « خَرَقُوا » : از پيش خود ساخته‌اند . سرهم كرده‌اند . به هم بافته‌اند .‏

سوره أنعام آيه 101
‏متن آيه : ‏
‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا كسي است كه آسمانها و زمين را از نيستي به هستي آورده است . چگونه ممكن است فرزندي داشته باشد ، در حالي كه او همسري ندارد ؟ ( همسر و فرزند بايد از جنس شوهر باشد و خدا يگانه و بي‌همتا است ) و همه چيز را او آفريده است ( از جمله اشخاص و اشيائي را كه شريك او مي‌سازند ) و او آگاه از هر چيز است ( و آنچه گويند و كنند از چشم خدا پوشيده نمي‌ماند و بي‌پاداش و پادافره نمي‌گردد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَدِيعُ » : كسي كه چيزها را بدون مُدِل و نمونه قبلي پديد مي‌آورد . نوآفرين . « أَنّيا » : چگونه ؟ « صَاحِبَةٌ » : همسر .‏

سوره أنعام آيه 102
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن ( متّصف به صفات كمال است كه ) خدا و پروردگار شما است . جز او خدائي نيست‌ ؛ و او آفريننده همه چيز است . پس وي را بايد بپرستيد ( و بس‌ ؛ چرا كه تنها او مستحقّ پرستش است ) و حافظ و مدبّر همه چيز است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : محافظ و مدبّر . سرپرست و مراقب .‏

سوره أنعام آيه 103
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چشمها ( كُنْهِ ذات ) او را درنمي‌يابند ، و او چشمها را درمي‌يابد ( و به همه دقائق و رموز آنها آشنا است ) و او دقيق ( است و با علم كامل و اراده شامل خود به همه ريزه‌كاريها آشنا ، و از همه چيزها ) آگاه است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَصَآئِرُ » : جمع بَصيرة ، بينش درون . دلائل متقن و براهين روشن . در اينجا مراد قرآن و حجّتهاي واضح موجود در آن است . « أَبْصَرَ » : ديد . با چشم بصيرت به تأمّل و دقّت پرداخت . آگاه گرديد ( نگا : اعراف / 201 ) . « عَمِيَ » : كور و نابينا گرديد . از ديد او پنهان ماند . مراد اين است كه از مشاهده حق چشمان خود را بست و بدان پشت كرد . « حَفِيظ‌ » : حافظ . مراقب .‏

سوره أنعام آيه 104
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بگو به مردمان : ) بيگمان دلائل روشني و حجّتهاي مبرهني از سوي پروردگارتان ( در قرآن ) برايتان آمده است ( و راه حق را برايتان پيدا و هويدا ساخته است ) . پس هر كه ( از آنها سود جويد و در پرتو آنها حق را ) ببيند ( سود آن ) براي خودش بوده ، و هركه كور شود ( و چشم ديدن حق را نداشته باشد و در پرتو دلائل و براهين ، راه حق نپويد ) به زيان خود كار مي‌كند ، و من حافظ و مراقب ( رفتار و كردار ) شما نمي‌باشم . ( بلكه من تنها پيغمبرم و وظيفه من تبليغ اوامر و نواهي يزدان جهان است . اين خداوند است كه اعمال شما را مي‌پايد و سزا و جزاي همگان را مي‌دهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُصَرِّفُ » : به شيوه‌ها و گونه‌هاي مختلف بيان مي‌كنيم و توضيح مي‌دهيم . « لِيَقُولُوا » : بگذار بگويند كه . تا بگويند كه . اين واژه ، عطف بر فعل مقدّري است و تقدير چنين مي‌شود : لِيَجْحَدُوا وَ لِيَقُولُوا . حرف لام در اينجا لام عاقبت يا صَيْرورت نام دارد ( نگا : قصص / 8 ) . « دَرَسْتَ » : درس‌خوانده‌اي . مراد اين است كه كافران مي‌گويند : تو كتابهاي آسماني گذشته را فرا گرفته‌اي و قرآن را از روي آنها و در پيش مردمان آموخته‌اي ( نگا : نحل / 103 و فرقان / 4 و 5 ) . « لِنُبَيِّنَهُ » : تا آن را بيان داريم . مرجع ضمير ( هُ ) واژه ( الْقُرءَانِ ) محذوف است كه از سياق كلام پيدا است و يا ( الآياتِ ) به اعتبار تأويل به ( الْكِتاب ) است .‏

سوره أنعام آيه 105
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه بيشتر نشانه‌هاي جهاني و آيه‌هاي قرآني را به صورتهاي مختلف بيان داشتيم ، ديگر ) آيات ( قرآني ) را به شكلهاي گوناگون بيان مي‌داريم ( تا گروهي از مردمان از آنها درس خداشناسي بياموزند و گروه ديگري راه انكار در پيش گيرند ) و بگويند : تو درس خوانده‌اي ( و قرآن را از ديگران نه از خدا آموخته‌اي . هدف ما اين است كه ) آن را براي كساني روشن سازيم كه علم و آگاهي دارند ( و حق را از ناحق تشخيص مي‌دهند و حقيقت را مي‌پذيرند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : اعتناء مكن . اهمّيّت مده ( نگا : المراغي ) .‏

سوره أنعام آيه 106
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است . هيچ خدائي جز او وجود ندارد . به مشركان اعتناء مكن ( و دشمنانگيِ آنان و سخنان ايشان را ناچيز انگار ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَكِيل‌ » : مراقب احوال و مسؤول اعمال .‏

سوره أنعام آيه 107
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر خدا مي‌خواست ( كه او را به يگانگي بپرستند ، ايشان را با قدرت و قوت خويش وادار به اين كار مي‌كرد و از خود اختياري نمي‌داشتند ، و هرگز ) شرك نمي‌ورزيدند ( وليكن آنان را به خود واگذاشته است تا به اختيار نه به اجبار راه يزدان يا راه شيطان را در پيش گيرند ) و ما تو را مراقب ( اعمال و مسؤول افعال ) ايشان نكرده‌ايم و ما تو را مكلّف نساخته‌ايم كه احوال آنان را اصلاح و امور ايشان را روبراه سازي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لا تَسُبُّوا » : دشنام ندهيد . « الَّذِينَ » : كساني را كه . اگر مراد از ( الَّذِينَ ) خود مشركان باشد ، معني چنين مي‌شود كه دشنام به معبودها و بتهاي مشركان در اصل دشنام به خود آنان است . معبودها و بتهائي كه . با توجّه بدين معني ، به كار رفتن ( الَّذِينَ ) بنابر عقيده مشركان است كه معبودها و بتهاي خود را متصرّف در امور مي‌بينند و همچون ذوي‌العقول مي‌پندارند . يا بر اثر تغليب ذوي‌العقولي است از قبيل : فرشتگان ، عيسي ، عُزَير و غيره كه با ديگر چيزها پرستش مي‌كنند . « يَدْعُونَ » : مي‌پرستند . « عَدْواً » : تجاوزكردن از حق و گرائيدن به باطل . حال يا مفعولٌ‌له است .‏

سوره أنعام آيه 108
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائي كه مشركان بجز خدا مي‌پرستند دشنام ندهيد تا آنان ( مبادا خشمگين شوند و ) تجاوزكارانه و جاهلانه خداي را دشنام دهند . همان گونه ( كه معبودها و بتها را در نظر اينان آراسته‌ايم ) براي هر ملّتي و گروهي كردارشان را آراسته‌ايم . ( هركسي كار خود را زيبا مي‌بيند . بزهكار بر اثر تكرار گناه قبح آن در نظرش زدوده مي‌شود و بر اثر وسوسه شيطاني و نفساني زشت زيبا جلوه‌گر مي‌گردد . به هر حال ) عاقبت بازگشتشان به سوي خدايشان است و خدا آنان را از آنچه كرده‌اند آگاه مي‌سازد ( و پاداش و پادافره نيكان و بدان را خواهد داد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَقْسَمُوا » : قسم ياد كردند . « جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ » : با همه تاب و توان خود در مؤكّد كردن سوگندهايشان . ( جَهْدَ ) مصدر است و به عنوان حال به كار رفته و به معنيِ ( جاهِدينَ ) است . يا منصوب به نزع خافض است و تقدير چنين مي‌شود : أَقْسَمُوا بِجَهْدِ أَيْمانِهِم ، أَيْ : أَوْكَدِها . . . « بِهَا » : به آن معجزات . چرا كه ايمان بدانها ايمان به پيغمبر است . به سبب آن معجزات . « مَا يُشْعِرُكُمْ ؟ » : شما چه مي‌دانيد ؟ واژه ( ما ) استفهام انكاري است . يعني شما اين امر ثابت در نزد خدا و مكنون در عالم غيب را نمي‌دانيد و خدا مي‌داند كه اگر چنين معجزاتي بيايد باز هم ايمان نمي‌آورند .‏

سوره أنعام آيه 109
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مشركان با همه توان و با تأكيد هر چه بيشتر ، به خدا سوگند مي‌خورند كه اگر معجزه‌اي ( از نوع آن معجزاتي كه در سوره اسراء : آيه‌هاي 92 و 93 خواسته‌اند ) براي آنان آورده شود به سبب آن ايمان مي‌آورند . بگو : معجزات از سوي خدا است و ( برابر ميل او انجام مي‌پذيرد و در اختيار من نيست . اي مؤمنان ! ) شما چه مي‌دانيد ؟ اگر ( اين معجزاتي كه خواسته‌اند ) بديشان نموده شود ( باز هم ) ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الَّطِيفُ » : دقيق . آشنا به ريزه‌كاريها و دقائق اشياء .‏

سوره أنعام آيه 110
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( شما اي مؤمنان ! نمي‌دانيد كه به هنگام وقوع معجزات حسّي ) ما دلها و چشمهاي آنان را ( در درياي تخيّلات و توهمات و در ميان امواج تأويلات و احتمالات ) واژگونه و حيران مي‌گردانيم ( و بعد از نزول معجزات ) همان گونه خواهند بود كه در آغاز بودند ، و ايشان را به خود وا مي‌گذاريم تا در طغيان و سركشي خود سرگردان و ويلان شوند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُقَلِّبُ » : غوطه‌ور مي‌كنيم و زير و رو مي‌نمائيم . واژگونه و سرگشته مي‌نمائيم . « نَذَرْهُمْ » : آنان را ترك مي‌گوئيم و به حال خود وامي‌گذاريم . از ماده ( وذر ) است . « يَعْمَهُونَ » : سرگشته شوند . از ماده ( عَمَه ) به معني كوردلي و سرگرداني . ( عَمَه ) و ( عَميً ) هر دو در اصل به معني كوري است‌ ؛ جز اين كه اوّلي براي ( بَصيرت ) و دومي براي ( بَصَر ) است . ( نگا : حجر / 14و15 )‏

سوره أنعام آيه 111
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر ما ( درباره درخواست مشركان كوتاهي نمي‌كرديم و مثلاً ) فرشتگاني را به پيش ايشان مي‌فرستاديم ( و با چشم سر آنان را مي‌ديدند ) و مردگاني ( را زنده مي‌كرديم و در برابر ديدگانشان سر از گورها بدر مي‌آوردند و درباره صدق محمّد ) با ايشان سخن مي‌گفتند ، و همه‌چيز را آشكارا در برابر آنان گرد مي‌آورديم ( تا جملگي حق را روياروي براي ايشان بيان و بر آن گواهي دهند ) آنان ايمان نمي‌آوردند مگر اين كه خدا مي‌خواست ( و خدا هم سنّت خود را براي كساني تغيير نمي‌دهد كه زنگ جاهليّت بر دل آنان نشسته است و بينش ايشان را تباه كرده است ) وليكن بيشتر آنان ( از اين واقعيّت كه سنّت خدا درباره انسانها تغيير ناپذير است بي‌خبرند و حقيقت امر را ) نمي‌دانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَشَرْنَا » : جمع كرديم . گرد آورديم . « قُبُلاً » : مصدر است و به معني مقابل و روياروي . يا جمع ( قَبيل ) است به معني كفيل و ضامن . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را دوروبر آنان جمع كنيم و بر حقّانيّت دين شهادت دهند و صداقت آن را ضمانت كنند . يا جمع ( قَبيل ) است و به معني گروه و جماعت . در اين صورت معني چنين مي‌شود : اگر همه چيز را گروه گروه به پيش ايشان گسيل داريم و در برابر آنان گرد آوريم . منصوب است چون حال ( كلّ شَيْءٍ ) است .‏

سوره أنعام آيه 112
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اينان كه در صدد هدايت ايشان هستي با تو دشمني و ستيزه مي‌ورزند ) دشمناني از انسانهاي متمرّد و جنّيان سركش را در برابر هر پيغمبري عَلَم كرده‌ايم . گروهي از آنها سخنان فريبنده بي‌اساسي را نهاني به گروه ديگري پيام مي‌داده‌اند تا ايشان را ( با ياوه‌سرائيهاي رنگين و وسوسه‌هاي دروغين ) بفريبند . اگر پروردگار تو مي‌خواست ، چنين كاري را نمي‌كردند ( ولي همه اينها برابر تقدير و مشيّت خدا انجام گرفته و انجام مي‌گيرد ) . پس بگذار دروغها به هم بافند ( و خويشتن را گرفتار كفر و ضلال كنند . بر تو تبليغ است و بر ما هم حساب ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَدُوّاً » : دشمن . دشمنان . صفتي است بر وزن ( فَعُول ) ، مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است و آن را جمع مي‌بندند و ( أَعْداء ) مي‌گويند . « شَياطينَ » : متمرّدان . سركشان . « شَيَاطينَ الإِنسِ وَ الْجنّ » : اضافه صفت به موصوف است . « زُخْرُفَ الْقَوْلِ » : سخنان آراسته بي‌اساس . سخنان به ظاهر زيبا و فريبا ولي بي‌حقيقت و ناروا . بدل ( عَدُوّاً ) يا مفعول دوم ( جَعَلْنا ) است . « غُرُوراً » : گول‌زدن . فريب‌دادن . مفعول‌له ، يا بدل از ( زُخْرُفَ ) ، و يا حال است و به معني ( غارّينَ ) است . « وَ ما يَفْتَرُونَ » : واژه ( ما ) مفعول‌معه يا عطف بر ضمير ( هُمْ ) است .‏

سوره أنعام آيه 113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( بگذار آنان سخنان باطل را بيارايند تا خويشتن را بدان گول زنند و بفريبند ) و تا دلهاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان ( مزخرفات ) گرايش يابد ، و از آن راضي و بدان خشنود گردند ، و مرتكب هرچيزي شوند كه مي‌خواهند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَصْغيا » : متمايل گردد . گرايش يابد . از ماده ( صَغْو ) يا ( صَغْي ) منصوب به ( أَنْ ) مقدّر است . عطف بر محلّ ( غُرُوراً ) است كه تقدير چنين مي‌شود : لِيَغْتَرُّوا وَ لِتَصْغي . « لِيَقْتَرِفُوا » : اقتراف به معني اكتساب ، يعني : فراچنگ آوردن است ( نگا : توبه / 24 و شوري / 23 ) . در اينجا به معني ارتكاب گناه است . « مُقْتَرِفُونَ » : فراچنگ آورندگان . مرتكبان بزه و گناه .‏

سوره أنعام آيه 114
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بديشان بگو : اين داوري خدا درباره حق و حقيقت است ) آيا جز خدا را ( ميان خود و شما ) قاضي كنم‌ ؟ و حال آن كه او است كه كتاب ( آسماني قرآن ) را براي شما نازل كرده است و ( حلال و حرام و حق و باطل و هدايت و ضلالت ، در آن ) تفصيل و توضيح شده است . كساني كه كتاب ( هاي آسماني را پيشتر ) براي آنان فرستاده‌ايم مي‌دانند كه اين ( قرآن ) حقيقه از سوي خدا آمده است و مشتمل بر حق است ( چرا كه كتابهاي آسماني خودشان بدان بشارت داده است و تصديق‌كننده آن است ) . پس تو از ترديدكنندگان مباش ( و پيروان تو نيز درباره حقّانيّت قرآن كمترين ترديدي به خود راه ندهند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَبْتَغَيا » : بطلبم . جويا شوم . « حَكَماً » : قاضي . داور . واژه ( غَيْرَ ) مفعول است و ( حَكَماً ) حال يا تمييز آن است . « مُفَصَّلاً » : به صورت مفصّل و مبيّن . به گونه مشروح و روشن . « لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ » : از زمره متردّدان مباش . مراد بازداشتن پيغمبر از شكّ و ترديد نيست . زيرا پيغمبر درباره قرآن شكّ و ترديدي نداشت . بلكه مراد تشويق و ترغيب آن حضرت است بر ماندگاري و ثبات برحق ( نگا : انعام / 14 و يونس / 105 و قصص / 87 ) .‏

سوره أنعام آيه 115
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏فرمان پروردگار تو صادقانه و دادگرانه انجام مي‌پذيرد . هيچ كسي نمي‌تواند فرمانهاي او را دگرگونه كند ( و جلو دستورات او را بگيرد ) . خدا شنوا ( ي سخن آنان ) و دانا ( ي كردار ايشان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَمَّتْ » : تمام شد . انجام پذيرفت . مراد اين است كه فرمان خدا انجام مي‌پذيرد و جامه عمل به خود مي‌گيرد . « كَلِمَةٌ » : فرمان . مراد تحقّق وعد و وعيد خدا است ( نگا : اعراف / 136 ، هود / 119 ، صافّات / 171 و 172 ) . « صِدْقاً وَ عَدْلاً » : صادقانه و دادگرانه . مراد اين است كه مضمون آن حتماً تحقّق مي‌يابد و عادلانه پاداش نيكان و پادافره بدان داده مي‌شود . مصدرند و حال بوده و به معني ( صَادِقَةً وَ عَادِلَةً ) مي‌باشند . « كَلِمَات‌ » : فرمانها . سنن ( نگا : احزاب‌ / 62 ) . يادآوري : مي‌توان در اين آيه شريفه ، واژه ( كَلِمَة ) را كلام‌الله يعني قرآن ، و واژه ( كلمات ) كلمه‌ها و جملات و احكام آن بشمار آورد . در اين صورت معني چنين مي‌شود : قرآن پروردگارت در منتهاي كمال است . در آنچه از آن خبر مي‌دهد صادق ، و درباره آنچه حكم صادر مي‌كند عادل مي‌باشد . هيچ كسي نمي‌تواند آن را تباه و دگرگون كند ( زيرا خدا حافظ آن است . نگا : حجر / 9 ) و خدا اقوال مردمان را مي‌شنود و از افعال همگان آگاه است . « صِدْقاً وَ عَدْلاً » : اين دو واژه مي‌توانند تمييز باشند . در اين صورت معني چنين مي‌شود : قرآن پروردگارت ، صداقت و عدالت در آن به تمام و كمال است . و . . .‏

سوره أنعام آيه 116
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر از بيشتر مردم ( كه كافران و منافقانند ) پيروي كني ، تو را از راه خدا دور مي‌سازند . چرا كه آنان جز از ظنّ و گمان پيروي نمي‌كنند و آنان جز به دروغ و گزاف سخن نمي‌گويند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَخْرُصُونَ » : گزاف مي‌گويند . از روي ظنّ و تخمين ، نه علم و يقين سخن مي‌گويند . ياوه‌سرائي مي‌كنند و دروغ مي‌گويند .‏

سوره أنعام آيه 117
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان پروردگارت ( از تو و از هر كس ديگري ) آگاه‌تر است از حال كساني كه ( گمراه گشته و ) از راه او به در مي‌روند ، و از حال كساني كه هدايت مي‌يابند ( و راه او را در پيش مي‌گيرند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَعْلَمُ مَنْ » : در اينجا حرف ( ب ) مقدّر است . يعني ( أَعْلَمُ بِمَنْ ) . ( نگا : تفسيرالمنار ، روح‌المعاني ) .‏

سوره أنعام آيه 118
‏متن آيه : ‏
‏ فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس ( از آنجا كه خدا راه‌يافتگان و گمراهان را بهتر از هركسي مي‌شناسد ، به ضلالت مشركان در تحريم برخي از چهارپايان گوش فرا ندهيد و ) از گوشت چهارپائي بخوريد كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آن برده‌اند ( و آن را به نام الله ، نه به نام كسي يا چيزي جز او سر بريده‌اند ) اگر به آيات خدا ( و از جمله به آيات وارده در اين‌باره ) ايمان داريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَكُلُوا » : ذكر حرف ( فَ ) در اوّل آيه بيانگر اين واقعيّت است كه مؤمنان در امر تحليل و تحريم بايد از فرمان يزدان نه مشركان پيروي‌كنند .‏

سوره أنعام آيه 119
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيراً لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏شما چرا بايد از گوشت حيواني نخوريد كه به هنگام ذبح نام خدا بر آن رفته است‌ ؟ و حال آن كه خداوند گوشت حيواناتي را كه بر شما حرام است ( در همين سوره / 145 و مائده / 3 ) بيان كرده است ( و دستور داده است كه از آنها نخوريد ) مگر ناچار و درمانده شويد ( كه در اين صورت مي‌توانيد به اندازه‌اي كه رفع ضرورت و دفع هلاك كند از گوشت حرام آنها بخوريد ) . بسياري از مردم ، با هواها و هوسهاي ( كج و نادرست ) خود ، بدون آگاهي ( از صحّت آنچه كه مي‌گويند و بدون دليلي بر آنچه در راه آن مي‌كوشند ، ديگران را ) سرگشته و گمراه مي‌سازند . بيگمان پروردگارت ( از تو و از همه بندگان ) آگاهتر از حال تجاوزكاران است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا لَكُمْ أَلاّ تَأْكُلُوا » : چرا بايد نخوريد ؟ يعني مانعي براي خوردن در ميان نيست . « الْمُعْتَدِينَ » : متجاوزين از حدود خدا با تحريم چيز حلال .‏

سوره أنعام آيه 120
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏گناهان آشكار و بزهكاريهاي پنهان را ترك كنيد ( و در هيچ حال خويشتن را به معصيت نيالائيد ) . بيگمان كساني كه به دنبال گناه راه مي‌افتند ، هرچه زودتر كيفر ارتكاب معاصي ايشان داده مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ظَاهِرَ الإِثْمِ » : گناه آشكار . گناهي كه با اندام ظاهري بدن انجام مي‌پذيرد . مانند : زدن ، دشنام‌دادن ، دزدي ، زنا . « بَاطِنَهُ » : گناه پنهان . گناهي كه به قلب و درون مربوط مي‌گردد . مانند : حسد . مكر و كيد . سوءظنّ . مراد از گناه آشكار و گناه پنهان ، همه گناهان است‌ ؛ چرا كه گناه از اين دو قسم خارج نيست .‏

سوره أنعام آيه 121
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏از گوشت حيواني نخوريد كه ( به هنگام ذبح عمداً ) نام خدا بر آن برده نشده است ( و يا به نام ديگران و يا به خاطر بتان سر بريده شده است ) . چرا كه خوردن از چنين گوشتي ، نافرماني ( از دستور خدا ) است . بيگمان اهريمنان و شياطين صفتان ، مطالب وسوسه‌انگيزي به طور مخفيانه به دوستان خود القاء مي‌كنند تا اين كه با شما منازعه و مجادله كنند ( و بكوشند كه شما را به تحريم آنچه خدا حلال كرده است وادارند ) . اگر از آنان اطاعت كنيد بيگمان شما ( مثل ايشان ) مشرك خواهيد بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فِسْقٌ » : نافرماني . گناه .‏

سوره أنعام آيه 122
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ مَن كَانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه ( به سبب كفر و ضلال همچون ) مرده‌اي بوده است و ما او را ( با اعطاء ايمان در پرتو قرآن ) زنده كرده‌ايم و نوري ( از مناره ايمان ) فرا راه او داشته‌ايم كه در پرتو آن ، ميان مردمان راه مي‌رود ( و چشم او را روشنائي ، گوش او را شنوائي ، زبان او را توان گفتار ، و دست و پاي او را قدرت انجام كار مي‌بخشد ) مانند كسي است كه به مَثَل‌گوئي در تاريكيها فرو رفته است ( و توده‌هاي انباشته ظلمتكده كفر او را در خود بلعيده است و شبح بي‌جان و بي‌انديشه و بي‌تكاني از او برجاي نهاده است ) و از آن تاريكيها نمي‌تواند بيرون بيايد ؟ همان گونه ( كه خداوند ايمان را در دل ايمانداران آراسته است ، كفر و ضلال را در دل ناباوران پيراسته است و ) اعمال كافران در نظرشان زيبا جلوه داده شده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَيْتاً » : مرده . مراد كافر و گمراه است . مخفّف ( مَيّت ) است . « نُوراً » : مراد نور دانش و بينش قرآن است كه مؤيّد به دليل و برهان است و مسلمان در پرتو هدايت آن مي زيد . « مَثَلُهُ » : صفت و نعت او . « الظُّلُمَاتِ » : تاريكيها . مراد تاريكيهاي جهل و كفر و ضلال است .‏

سوره أنعام آيه 123
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه در مكّه سردمداران آنجا را فاسقان و گناه‌پيشگان تشكيل مي‌دادند . هميشه هم ) در هر شهري ( كه تا اندازه‌اي بزرگ و پرجمعيّت باشد ) سردمداران آنجا را از بزهكاران فراهم مي‌سازيم تا در آنجا به نيرنگ پردازند ( و عاقبت وسيله خرابي شهر و انحراف مردمان را فراهم سازند . همه بايد بدانند كه ) اينان جز به خويشتن نيرنگ نمي‌زنند ولي خودشان نمي‌دانند ( كه سرمايه‌هاي وجود خود ، اعم از فكر و هوش و ابتكار و عمر و وقت و مال خويش را به جاي صرف سعادت صرف شقاوت مي‌كنند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَكَابِرَ » : بزرگان . سردمداران . « مُجْرِميها » : مجرمين آنجا . « جَعَلْنا . . . أَكابِرَ مُجْرِمِيهَا » : ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( مُجْرِميها ) مفعول دوم است و برعكس . يا اين كه ( أَكابِرَ ) مفعول اوّل و ( فِي كُلِّ قَرْيَة ) مفعول دوم و ( مُجْرِمِيهَا ) مضاف‌اليه است . و يا اين كه ( جَعَلْنَا ) را به معني : مكانت‌دادن و منزلت بخشيدن گرفت ، كه در اين صورت تنها به يك مفعول نيازمند است كه ( أَكَابِرَ ) است . به هر حال معني چنين مي‌شود : بزرگان آن شهر را به لهو و لعب و فساد و تباهي مي كشانيم . گناهكاران آن شهر را بزرگان آنجا مي‌گردانيم . بزرگان گناه‌پيشه آن شهر را در آنجا مكانت و منزلت مي‌دهيم و رياست و قدرت مي‌بخشيم . « لِيَمْكُرُوا » : لام آن لام عاقبت است . مراد اين است كه مفاسد و بدبختيهاي اجتماع از سردمداران بي‌دين و ناپرهيزگار سرچشمه مي‌گيرد ، و ايشانند كه مردمان را از راه حق منحرف مي‌سازند .‏

سوره أنعام آيه 124
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين سردمداران به مردمان حسادت مي‌ورزند در اين كه دانش و نبوّت و هدايتي خدا بديشان عطاء كند . و لذا ) هنگامي كه دليل و برهان روشني براي اينان مي‌آيد ( و وحي آسماني بديشان مي‌رسد ) مي‌گويند : ( حق را ) باور نمي‌داريم مگر اين كه همانند آنچه به پيغمبران خدا داده شده است به ما نيز داده شود ( و همچون ايشان به ما وحي شود ) . خداوند بهتر مي‌داند كه ( چه كسي را براي پيامبري انتخاب و ) رسالت خويش را به چه كسي حوالت مي‌دارد . از سوي خدا هرچه زودتر خواري و رسوائي ( در دنيا ) نصيب كساني مي‌گردد كه بزهكاري پيش مي‌گيرند ، و عذاب سختي ( در آخرت ) به سبب نيرنگي كه مي‌ورزند بهره ايشان مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٌ » : آيه‌اي از قرآن . حجّت و برهاني بر صدق محمّد . « لَن نُّؤْمِنَ حَتَّيا نُؤْتَيا مِثْلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ اللهِ » : ايمان نمي‌آوريم تا اين كه چيزي كه به پيغمبران وحي مي‌شود ، به ما نيز وحي گردد و همانند ايشان پيغمبر شويم . يا اين كه : به شما ايمان نمي‌آوريم تا اين كه معجزاتي كه بر دست پيغمبران انجام گرفته است ، از سوي شما به ما نموده نشود . « حَيْثُ » : جائي كه . به گونه‌اي كه . مراد اين است كه تنها خدا مي‌داند كه چه كسي را پيغمبر مي‌كند و چگونه بدو وحي آسماني را مي‌رساند . « صَغارٌ » : كوچكي و حقارت . خواري و رسوائي . « عِندَ اللهِ » : از سوي خدا . در نزد خدا .‏

سوره أنعام آيه 125
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند ، سينه‌اش را ( با پرتو نور ايمان باز و ) گشاده براي ( پذيرش ) اسلام مي‌سازد ، و آن كس را كه خدا بخواهد گمراه و سرگشته كند ، سينه‌اش را به گونه‌اي تنگ مي‌سازد كه گوئي به سوي آسمان صعود مي‌كند ( و به سبب رقيق شدن هوا و كمبود اكسيژن ، تنفّس كردن هر لحظه مشكل و مشكلتر مي‌شود . كافر لجوج نيز با پيروي از تقاليد پوسيده ، هر دم بيش از پيش از هدايت آسماني دورتر و كينه‌اش نسبت به حق و حقيقت بيشتر و پذيرش اسلام براي وي دشوارتر مي‌شود ) . بدين منوال خداوند عذاب را بهره كساني مي‌سازد كه ايمان نمي‌آورند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَشْرَحْ صَدْرَهُ » : مراد از شرح صدر ، بر سر شوق و شور آوردن انسان است براي پذيرش اسلام و تابش ايمان در زواياي دل او . « ضَيِّقاً » : تنگ . « حَرَجاً » : بسيار تنگ . مصدر است و به عنوان صفت مشبّهه به كار رفته است . « الرِّجْسَ » : پليدي . در اينجا مراد خشم و عذاب است ( نگا : اعراف / 71 ، يونس / 100 ) .‏

سوره أنعام آيه 126
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( مطلب كه مددهاي الهي شامل حال حق‌طلبان مي‌گردد و عذاب الهي به سراغ دشمنان حق مي‌رود ، سنّت ثابت خدا است و بخشي از راستاي ) راه مستقيم پروردگار تو است . ما آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني و دلائل عقلاني ) را براي كساني تشريح و توضيح داده‌ايم كه ( دلي پذيرا و گوشي شنوا دارند و ) پند مي‌گيرند و اندرز مي‌پذيرند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هذا » : اين . مراد اسلام يا قرآن است ، و يا اين كه مراد سرافرازي و خوشبختي مؤمنان و سيه‌روزي و بدبختي كافران در اين جهان و آن جهان است . « مُسْتَقِيماً » : راست . حال مؤكّد براي ( صِراطُ ) است . چرا كه راه خدا پيوسته مستقيم است .‏

سوره أنعام آيه 127
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏براي آنان ( كه پندپذير و بيدارند ) دارالسلام است كه ( بهشت يزدان است و زدوده از آفات و بلايا بوده و غم و اندوه به ساحت آن راه ندارد و ) از سوي پروردگارشان بديشان تعلّق مي‌گيرد ، و خداوند به سبب كاري كه ( در دنيا ) انجام مي‌داده‌اند ، سرپرست و ياور آنان است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دارُ السَّلام‌ » : خانه امن و امان . سرزمين سلام و درود ( نگا : مريم / 62 ، واقعه / 26 ) . مراد بهشت است كه جاي شادي است و غم و اندوه و بلا و مصيبتي در آن نيست .‏

سوره أنعام آيه 128
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( به ياد بياور آن ) روزي را كه در آن همه آنان را در كنار هم گرد مي‌آوريم ( و خطاب به گناهكاران مي‌گوئيم : ) اي گروه جنّيان ! شما افراد فراواني از انسانها را گمراه ساختيد . ( بدين هنگام با افسوس و دريغ ) پيروان ايشان از ميان انسانها ( فرياد برمي‌آورند و ) مي‌گويند : پروردگارا ! برخي از ما از برخي ديگر سود برديم . ( جنّيان با وسوسه شيطاني بر ما رياست كردند و از ما بهره گرفتند ، و ما انسانها به وسوسه ايشان دچار شهوات و لذّات زودگذر شديم ، تا آن گاه كه مدّت معلوم زندگي را سپري كرديم ) و به مرگي گرفتار آمديم كه براي ما معيّن و مقدّر فرموده بودي . ( هم‌اينك با كوله‌بار كفر و ضلال در پيشگاه ذوالجلال ايستاده‌ايم . واي بر ما ! خداوند بديشان ) مي‌گويد : آتش ( دوزخ ) جايگاه شما است و هميشه در آن ماندگاريد مگر مدّت زماني كه خدا بخواهد . بيگمان پروردگار تو حكيم ( است و كارهايش از روي حكمت انجام مي‌گيرد و ) آگاه است ( و مي‌داند چه كساني را از دست دوزخ رها كند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَعْشَرَ » : گروه . دسته . جمعيّت . « إِسْتَكْثَرْتُمْ » : بسياري را وسوسه كرديد و گول زديد . « أَجَّلْتَ لَنَا » : براي ما معيّن و مقرّر كردي . « مَثْوَيا » : مقرّ . جايگاه . « إِلاّ مَا » : جز مدّت زماني كه . جز كساني كه . اين استثناء بيانگر اين واقعيّت است كه قادر مطلق خدا است و هرچه خواهد كند . و چه بسا اين استثناء تعليق به محال باشد ( نگا : هود / 107 و 108 ) .‏

سوره أنعام آيه 129
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و همان گونه ( كه ستمگران ، در اين جهان پشتيبان يكديگر و رهبر و راهنماي هم هستند ، در جهان ديگر نيز آنان را به يكديگر وامي‌گذاريم و ) برخي از ستمگران را همنشين برخي ديگر مي‌گردانيم ، و اين به خاطر اعمالي است كه ( در جهان گذران ) انجام مي‌داده‌اند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُوَلِّي » : دوست و ياور مي‌سازيم . سرپرست و پيشوا مي‌كنيم . « نُوَلِّي بَعْضَ » : ستمگران را همدم و همنشين يكديگر مي‌سازيم . در اين جهان ، ستمگراني را بر ستمگران ديگري مسلّط مي‌نمائيم و امارت مي‌بخشيم ( نگا : اسراء / 16 ) .‏

سوره أنعام آيه 130
‏متن آيه : ‏
‏ يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( در آن روز خداوند بديشان مي‌گويد : ) اي جنّيان و اي انسانها ! آيا پيغمبراني از خودتان به سوي شما نيامدند و آيات ( كتابهاي آسماني ) مرا برايتان بازگو نكردند و شما را از رسيدن بدين روز ( و روبرو شدن در آن با خدا ) بيم ندادند ؟ ( پس چگونه اين روز را فراموش كرديد و در تكذيب آن كوشيديد ؟ در پاسخ ) مي‌گويند : ما عليه خود گواهي مي‌دهيم ( و اقرار مي‌كنيم كه پيغمبران آمدند و آئين خدا را تبليغ كردند و ما را از قيامت ترساندند ، ولي ما ايشان را تكذيب كرديم و گفتيم : خداوند چيزي را از سوي خود نفرستاده است و جز زندگي اين جهان ، زندگي ديگري وجود ندارد . آري ) زندگي جهان ، آنان را گول زد و ( به خود مشغول داشت و امروز جز اعتراف چاره‌اي ندارند و ) عليه خود گواهي مي‌دهند ( و مي‌گويند ) كه ايشان كافر بوده‌اند ( و مستحقّ عذاب جاويدان و خوفناك يزدانند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رُسُلٌ مِّنكُمْ » : پيغمبراني از خودتان . برخي اين آيه را دليل بر آن مي‌دانند كه پيغمبران جنّيان از جنس خودشان مي‌باشند . ولي مراد از ( مِنكُمْ ) مجموع آنان است و پيغمبران در زمين تنها از اولاد آدم هستند . قرآن و اسلام براي هر دو دسته است و چه بسا تنها نمايندگاني از خود جنّيان مأمور تبليغ قرآن و رساندن احكام به همنوعان خود باشند ( نگا : احقاف / 29 - 31 ، جنّ / 1 - 17 ) . در اينجا از راه تغليب دسته‌اي بر دسته ديگر واژه ( مِنكُمْ ) به كار رفته است . همان گونه كه مي‌گوئيم : ( اَكَلْتُ الْخُبْزَ وَ اللَّبَنَ ) : نان و شير خوردم . در صورتي كه نان خوردني و شير نوشيدني است .‏

سوره أنعام آيه 131
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( ارسال رسل ) به خاطر آن است كه پروردگارت هيچ گاه مردمان شهرها و آباديها را به سبب ستمهايشان هلاك نمي‌كند ، در حالي كه اهل آنجا ( به سبب نيامدن پيغمبران به ميانشان و نبودن راهنمايان و عدم تبليغ مبلّغان ، از حق ) غافل و بي‌خبر باشند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَكُنْ . . . بِظُلْمٍ » : خدا كسي را به سبب ستمهايش مجازات نمي‌كند در حالي كه .‏

سوره أنعام آيه 132
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هر يك ( از نيكوكاران و بدكاران ) داراي درجاتي ( و دركاتي از پاداش و عزّت و پادافره و ذلّت در جهان ديگر ) بر طبق اعمال خود هستند ، و پروردگارت ( هيچ گاه ) از كارهائي كه مردمان مي‌كنند غافل و بي‌خبر نيست .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِمَّا » : از آنچه . به خاطر آنچه .‏

سوره أنعام آيه 133
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاءُ كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پروردگار تو بي‌نياز ( از بندگان و عبادت ايشان ) و مهربان ( نسبت به همه مردمان ) است . اگر بخواهد همه شما را از ميان مي‌برد و كساني را كه خود بخواهد جايگزين شما مي‌سازد ، همان گونه كه شما را از دودمان انسانهاي ديگري آفريده است ( و بر جاي ديگرانتان نشانده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذُوالرَّحْمَةِ » : مهربان . خبر دوم است . « مِن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِينَ » : از نژاد كسان ديگري . به جاي فرزندان كسان ديگري ( نگا : توبه / 39 ) .‏

سوره أنعام آيه 134
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان آنچه ( از قيامت و حساب و عقاب و ثواب و اختلاف درجات و دركات ) به شما وعده داده مي‌شود خواهد آمد ، و شما نمي‌توانيد ( خدا را ) درمانده كنيد ( و از دست عدالت و كيفر او بگريزيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُعْجِزِينَ » : درمانده و ناتوان‌كنندگان .‏

سوره أنعام آيه 135
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : اي قوم من ! ( بر كفر خود و دشمنانگيتان نسبت به من ماندگار باشيد و ) هرچه در قدرت داريد بكنيد . من هم ( بر جاي خود ايستاده‌ام و تا مي‌توانم شكيبائي ) مي‌كنم ( و در دفاع از اسلام مي كوشم ) . بالاخره خواهيد دانست كه چه كسي سرانجامِ نيك خواهد داشت ( و پيروزي در اين جهان و سعادت در آن جهان مال چه كسي خواهد شد ) . بيگمان ستمكاران موفّق و رستگار نخواهند شد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيا مَكانَتِكُمْ » : به اندازه قدرت و استطاعتي كه داريد . در جائي كه هستيد . به گونه‌اي كه هستيد و وضع و حالتي كه داريد . « عَاقِبَةُ الدَّارِ » : سرانجام جهان . پيروزي نهائي . حُسنِ خاتِمت و عاقبت . مراد پيروزي در اين دنيا ، يا سرافرازي در آن سرا است . « الظَّالِمُونَ » : ستمكاران . كافران .‏

سوره أنعام آيه 136
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( بت‌پرستان هميشه دچار اوهام خرافاتند . مثلاً اين گونه ) مشركان سهمي از زراعت و چهارپاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار مي‌دهند و به گمان خود مي‌گويند : اين براي خدا است ( و با اين سهم به خدا تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را به مهمانان و ناتوانان مي‌دهيم ) و اين براي شركاء ( و معبودهاي ) ما است ( و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرّب مي‌جوئيم و بدين منظور آن را صرف رؤسا و پرده‌داران و خادمان بتكده‌ها و معابد مي‌نمائيم ) . امّا آنچه به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان تعلّق مي‌گيرد به خدا نمي‌رسد ( و صرف آن در راه او ممنوع است ) و آنچه متعلّق به خدا مي‌باشد به شركاء ( و معبودهاي ) ايشان مي‌رسد ( و مي‌تواند صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود ) . چه بد داوري مي‌كنند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذَرَأَ » : آفريد . از نيستي به هستي آورد و افزون و پراكنده كرد . « الْحَرْثِ » : كِشت . زراعت . « الأنْعَامِ » : جمع نَعَم ، چهارپايان ( شتر ، گاو ، بز و گوسفند ) . « بِزَعْمِهِم » : به گمان خود . مراد اين است كه چنين پيشه و انديشه‌اي ساخته و پرداخته خود ايشان است . « شُرَكَآئِهِمْ » : مراد بتهاي بت‌پرستان است كه آنها را شريك خدا مي‌دانستند . يا مراد رؤساي معابد و پرده‌داران و خدمتكاران است كه آنان را در اموال خود شريك مي‌دانستند .‏

سوره أنعام آيه 137
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه اوهام و خيالبافيهايشان تقسيم‌بندي ستمگرانه فوق را در نظرشان آراسته بود ، گمانهاي نادرستي كه درباره بتهايشان داشتند كار را بدانجا كشانده بود كه ) بتهايشان كشتن فرزندانشان را در نظر بسياري از مشركان زيبا جلوه داده بود ( و دسته‌اي فرزندانشان را قرباني بتان مي‌كردند و دسته‌اي دخترانشان را زنده بگور مي‌نمودند ) تا سرانجام آنان را هلاك گردانند و آئين ايشان را بر آنان مشتبه كنند ( و يگانه‌پرستي را با خرافه‌پرستي بيآميزند و راه را از چاه باز نشناسند ) . اگر خدا مي‌خواست آنان چنين نمي‌كردند . ( حال كه مشيّت خدا چنين مي‌خواهد ) پس بگذار آنان ( بر خدا و رسول او ) دروغ بندند ( چرا كه عقاب و عذاب در انتظار ايشان است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لِيُرْدُوهُمْ » : تا اين كه آنان را به هلاكت اندازند . از ماده ( رَدي ) به معني هلاك . « لِيَلْبِسُوا » : تا مشتبه كنند . تا اين كه به هم آميزند و مخلوط سازند .‏

سوره أنعام آيه 138
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( از جمله خرافات ايشان اين است كه ) مي‌گويند : اين ( قسمت از ) چهارپايان و كشت و زرع ممنوع است ( و مخصوص بتها مي‌باشد ) و جز كساني ( از خدمتكاران اصنامي ) كه ما بخواهيم از آن نمي‌خورند ، و اين ( قاعده ناروا ساخته آنان و ناشي از ) گمان ايشان است ( نه ناشي از فرمان يزدان ، و همچنين مي‌گفتند : اينها ) حيواناتي هستند كه سوار شدن بر آنها حرام است و ( كسي نبايد سوار آنها شود . و اينها ) حيواناتي هستند كه به هنگام ذبح نام خدا را بر آنها نمي‌رانند ( بلكه نام بتان را بر آنها مي‌رانند و اين را دستور خدا مي‌دانند و ) بر خدا دروغ مي‌بندند . هرچه زودتر كيفر افتراهاي آنان را خواهيم داد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حِجْرٌ » : ممنوع . قدغن . حرام . مصدري است به معني اسم مفعول ، يعني محجور ، مانند ( ذِبْح ) كه به معني مَذبوح است ( نگا : صافّات / 107 ) . مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « بِزَعْمِهِمْ » : به گمان ايشان . يعني چنين مي‌انگارند كه خدا بديشان اجازه داده است چنين كنند ( نگا : اعراف / 28 و يونس / 59 ) . « إفْتِرَآءً عَلَيْهِ » : مراد اين است كه اين نوع تقسيم‌بندي بي‌اساس و ناروا است و دروغ‌گفتن بر زبان خدا است . ( إِفْتِرآءً ) حال و به معني ( مُفْتِرينَ ) و يا مفعولٌ‌له است .‏

سوره أنعام آيه 139
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( يكي ديگر از انواع قبائح و احكام خرافي ايشان اين است كه در مورد گوشت حيواناتي كه ذبح‌كردن و سوارشدن و باركشيدن از آنها را قدغن و حرام اعلام كرده‌اند ) مي‌گويند : جنيني كه در شكم اين حيوانات است ويژه مردان ما است و بر زنان ما حرام است ( پس اگر زنده متولّد شود ، تنها بايد مردان از گوشت آن بخورند و زنان از آن محرومند ) و اگر جنين مرده متولّد بشود ، همه در آن شريك هستند ( و مردان و زنان مي‌توانند از گوشت آن استفاده كنند ) . هرچه زودتر خداوند كيفر اين توصيف ( افعال و احكام دروغين ) ايشان را خواهد داد . چه او حكيم ( است و كارهايش به مقتضي حكمت انجام مي‌گيرد و ) آگاه است ( و از هر چيز باخبر است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« خَالِصَةٌ » : پاك و دربست . ذكر تاء در آخر آن براي مبالغه است و همچون تاء در واژه‌هاي : راوية ، نسّابة ، علاّمة مي‌باشد . و يا اين كه ذكر تاء به اعتبار معني ( ما ) است كه ( أَجِنَّة ) است و ذكرنكردن تاء در آخر ( مُحَرَّم ) به اعتبار لفظ است . همان گونه كه در سوره طلاق آيه 11 لفظ ( خالِدينَ ) به اعتبار معني ( مَنْ ) و ضمير ( هُ ) در ( لَهُ ) به اعتبار لفظ ( مَنْ ) است .‏

سوره أنعام آيه 140
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مسلّماً زيان مي‌بينند كساني كه فرزندان خود را از روي سفاهت و ناداني مي‌كشند و چيزي را كه خدا بديشان مي‌دهد با دروغ گفتن از زبان خدا بر خويشتن حرام مي‌كنند . ( به سبب چنين دروغ و افترائي و تحريم ناروا و نابه‌جائي ) بيگمان گمراه مي‌شوند و راهياب نمي‌گردند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَفَهاً » : سفاهت . ناداني . مفعول‌له است و يا حال فاعل است و به معني ( سُفَهآءَ ) است .‏

سوره أنعام آيه 141
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه آفريده است باغهائي را كه بر پايه استوار مي‌گردند ( و درختانش با قلاّبهاي ويژه به اشياء اطراف مي‌چسبند و كمر راست مي‌كنند و روي داربستها قرار مي‌گيرند ) و باغهائي را كه چنين نيستند و ( نيازي به پايه و داربست و پيچيدن به اطراف ندارند و بر سر پاي خود مي‌ايستند و گردن مي‌افرازند . بلي اين خدا است كه انواع ) خرمابُنها و كشتزارها را آفريده است كه ثمره آنها ( در رنگ و طعم و بو و شكل و غيره ) گوناگون است ، و نيز درختان زيتون و انار را آفريده است كه ( در برخي صفات ) همگونند و ( در برخي صفات ) متفاوتند . هنگامي كه به بار آمدند از ميوه آنها بخوريد و به هنگام رسيدن و چيدن و درو كردنشان از آنها ( به فقراء و مساكين ) ببخشيد و زكات لازم آنها را بدهيد ، و ( در خوردن و يا بخشيدن از آنها ) اسراف نكنيد ، زيرا كه خداوند اسراف‌كنندگان را دوست نمي‌دارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّاتٍ » : باغها . « مَعْرُوشَاتٍ » : درختاني كه همچون مَو به اطراف اشياء دوروبر خود مي‌پيچند و از آنها بالا مي‌روند و بر روي پايه‌ها و داربستها قرار مي‌گيرند . « اُكُل » : ميوه . ثمره . آنچه خورده مي‌شود . « الرُمَّانَ » : انار . « حَصَاد » : درو . چيدن ميوه . برداشت محصول . يادآوري : واژه‌هاي ( مَعْرُوشَات ) و ( مُخْتَلِفاً ) و ( مُتَشَابِهاً ) حال هستند . ضمير ( هُ ) در واژه‌هاي ( أُكُلُهُ ) و ( ثَمَرِهِ ) و ( حَقَّهُ ) بر يكايك كلمات پيش از خود بر سبيل بدليّت برمي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 142
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين خدا است كه براي شما ) از چهارپايان ( يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ) حيواناتي ( را آفريده است كه بزرگ و ) باربرند ، و حيواناتي ( را آفريده است ) كه كوچكند ( و از پشم و موي آنها فرشها و گستردنيها تهيّه مي‌كنيد . اينها روزي خدا براي شمايند و ) از آنچه خدا نصيب شما كرده است ( و براي شما حلال نموده است ) بخوريد و از گامهاي اهريمن پيروي مكنيد ( و با افتراء تحليل و تحريم ، در راه او گام برنداريد ) بيگمان اهريمن دشمن آشكار شما است ( و هرگز خير و خوبي شما را نمي‌خواهد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حَمُولَةً » : چهارپايان باربر . چهارپايان بزرگ‌ ؛ از قبيل : گاو و شتر . عطف بر واژه ( جنَّاتٍ ) است . « فَرْشاً » : چهارپاياني كه كوچكند و از پشم و موي آنها فرشها و گستردنيها تهيّه مي‌گردد . از قبيل : بز و گوسفند ( نگا : نحل / 80 ) . « خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ » : گامهاي اهريمن . مراد راههاي شيطان است .‏

سوره أنعام آيه 143
‏متن آيه : ‏
‏ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( خداوند از هر نوعي از چهارپايان ، يعني : شتر و گاو و بز و گوسفند ، نر و ماده آفريده است كه رويهم ) هشت جفت آفريده است : از گوسفند دو جفت و از بز دو جفت . ( اي محمّد : به كساني كه از پيش خود در تحليل و تحريم چهارپايان به ميل خود سخن مي‌رانند ) بگو : آيا خداوند نرهاي آنها را حرام كرده است‌ ؟ ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا ماده‌هاي آنها را ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه ماده‌ها در شكم دارند ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما هميشه جنينها را حرام نمي‌دانيد ! پس اين چه تحليل و تحريمي است كه مي‌انگاريد و هردم به گونه‌اي بيان مي‌داريد ؟ ! ) اگر ( در تحليل و تحريم خود مستند و دليلي داريد و ) راست مي‌گوئيد مرا از روي علم و دانش ( از آن حجّت و برهان ) بياگاهانيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ » : هشت صنف . مراد چهار نوع حيوان نر و چهار نوع حيوان ماده از ميان چهارپايان اهلي : گاو و شتر و بز و گوسفند است . « الضَّأْنِ » : جمع ضائِن و ضائِنَة ، گوسفندان . « الْمَعْزِ » : جمع ماعِز ، بزها . « ءَآلذَّكَرَيْنِ » : آيا دوتا نر . فراهم آمده است از : ( أَ ) همزه استفهام ، و ( الذَّكَرَيْنِ ) . « نَبِّئُونِي‌ » : مرا باخبر سازيد ، مرا آگاه كنيد .‏

سوره أنعام آيه 144
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( خداوند آفريده است ) از شترانْ ، نر و ماده را و از گاوْ ، نر و ماده را . بگو : آيا خداوند دو نر را حرام كرده است‌ ؟ ( كه چنين نيست‌ ؛ زيرا گاهي نرها را حلال مي‌دانيد ) يا دو ماده را ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ چه گاهي ماده‌ها را حلال مي‌دانيد ) يا اين كه آنچه در شكم ماده‌ها است‌ ؟ ( كه چنين هم نيست‌ ؛ زيرا كه شما پيوسته جنينها را حرام نمي‌دانيد . شما گمان مي‌بريد كه اين تحليل و تحريمِ خاصّ شما به فرمان ايزد بوده است ! ) آيا شما بدان هنگام ( كه فرمان خدا درباره اين تحريم صادر شد ) حاضر بوديد ( و با گوش خود شنيديد ) كه خداوند آن را به شما سفارش كرد ؟ ( هرگز چنين نبوده است . پس از اين كارهاي ناشايستي كه مي‌كنيد دست بكشيد ؛ چرا كه ظلم است ) و چه كسي ظالم‌تر از كسي است كه بر خدا دروغ بندد تا مردمان را از روي جهل گمراه سازد ؟ خداوند هيچ گاه ستمكاران را ( به راه راست و به سوي چيزي كه خير و صلاح دنيا و آخرتشان در آن باشد ) هدايت نخواهد كرد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الإِبِلِ » : شتران . از لفظ خود داراي مفرد نيست . « الْبَقَرِ » : گاو . اسم جنس است و يكي از آن را ( بقرة ) مي‌گويند . اين واژه شامل گاو ميش نيز مي‌گردد .‏

سوره أنعام آيه 145
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ، ( همچون حيوان خفه شده ، پرت‌گشته ، شاخ‌زده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد ( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) . ولي اگر كسي ( به سبب قحطي و نيافتن چيزي براي خوردن ) وادار ( به استفاده از اين محرّمات ) گردد بدون آن كه علاقه‌مند ( بدانها ) باشد و ( از سدّ جوع و اندازه ضرورت ) تجاوز كند ( گناهي براو نيست ) . چه پروردگار تو بس آمرزگار و مهربان است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَسْفُوحاً » : ريخته شده . مراد خون جاري و روان از بدن حيوان به هنگام ذبح و جز آن است . با اين قيد خون جامد ، از قبيل : سپرز و جگر ، خارج مي‌شود . « فَإِنَّهُ رِجْسٌ » : چه جميع آنها كثيف و ناپاك هستند . چه گوشت خوك كثيف و ناپاك است . مرجع ضمير مي‌تواند سه چيز مذكور بوده و ( رِجْسٌ ) وصف همه باشد ؛ يا اين كه مرجع ( لَحْم ) ، و ( رِجْس ) تنها وصف آن باشد . « فِسْقاً » : عصيان . خروج از فرمان يزدان . در اينجا مراد چيزي است كه سبب نافرماني از دستور خدا و خروج از عقيده صحيح الله مي‌گردد . « غَيْرَ باغٍ وَ لا عَادٍ » : ( به بقره / 173 و مائده / 3 ) مراجعه شود . براي اطّلاع بيشتر از خوراكيهاي حلال و حرام در اسلام به تفسيرالمنار سوره انعام آيه 145 مراجعه گردد .‏

سوره أنعام آيه 146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اين چيزهائي بود كه بر شما حرام كرده‌ايم ) و بر يهوديان هر ( حيوان ) ناخنداري ( يعني : درندگان كه داراي پنجه‌هاي قوي ، و پرندگان شكّاري كه از چنگال نيرومند برخوردارند ) حرام كرده بوديم ، و از گاو و گوسفند ( تنها ) پيه‌ها و چربيهاي آنها را بر آنان حرام نموده بوديم ، مگر پيه‌ها و چربيهائي كه بر پشت اينها يا در اندرونه ( و لابلاي احشاء و امعاء ) قرار دارد و يا پيه‌ها و چربيهائي كه آميزه استخوان گرديده است . اين هم پادافره ايشان در برابر ستمگريشان بود كه بدانان داديم ( تا از غوطه‌ور شدن در گناهان و پيروي از شهوات خويشتن را به دور دارند ) و ما ( در همه اخبارمان و از جمله اين خبر ) راستگوئيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ذِي ظُفُرٍ » : ناخندار . مراد درندگان داراي پنجه و پرندگان داراي چنگال است ( نگا : تفسيرالمنار ، سوره نساء / 160 و سوره انعام / 140 ) . برخي ( ذي ظُفُر ) را شامل حيواناتي مي‌دانند كه داراي سم يكپارچه باشند ، و پرندگاني كه انگشتهاي پايشان با پرده به هم پيوسته باشد . « الْحَوايَا » : جمع حاوِيَة و حَوِيّة ، مجموعه محتويات شكم حيوان است كه به صورت يك كره مي‌باشد و اَمْعاء در درون آن قرار دارد . « بِبَغْيِهِمْ » : به سبب ستمگري آنان . ( نگا : نساء / 160 ، اعراف / 138 ، يونس / 83 ، طه / 87 - 91 ) .‏

سوره أنعام آيه 147
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر تو را تكذيب كردند ( و اين حقائق را كه از جانب خدا به تو وحي مي‌شود نپذيرفتند ) بديشان بگو : پروردگار شما داراي رحمت گسترده و مهر فراوان است و ( در اين جهان مؤمنان و كافران را در بر مي‌گيرد . اگر خدا در مجازات ناباوران و بزهكاران شتاب روا نمي‌دارد ، شما را نفريبد ، چرا كه كيفر طاغي و ياغي چون شما حتمي است و ) عذاب او از رسيدن به گناهكاران ردخور ندارد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَأْس‌ » : عذاب و عِقاب .‏

سوره أنعام آيه 148
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مشركان ( براي اعتذار از كفر و معذرت‌خواهي از تحريم خوراكيهاي حلال ) خواهند گفت : ( شرك ما و تحريم چيزهاي حلال از سوي ما ، برابر مشيّت خدا است ! ) اگر خدا مي‌خواست ، ما و پدران ما مشرك نمي‌شديم ، و چيزي را ( از اشياء حلال بر خود ) تحريم نمي‌كرديم . كساني كه پيش از آنان بوده‌اند نيز همين گونه ( كه به تو دروغ مي‌گويند و تو را تكذيب مي‌دارند ، به پيغمبران ما دروغ مي‌گفتند و آنان را ) تكذيب مي‌نمودند تا ( سرانجام طعم ) عذاب ما را چشيدند ( و كيفر اعمال بد خود را ديدند ) . بگو : آيا دليل قاطعي ( و سند درستي براي رضايت خدا از شرك خود و تحريم چيزهاي حلال ، در دست ) داريد تا آن را به ما ارائه دهيد ؟ ! شما فقط از پندارهاي بي‌اساس پيروي مي‌كنيد و ( حجّت و برهاني بر گفتار و كردار خود نداريد . شما نه از روي علم و يقين ، بلكه ) از روي ظنّ و تخمين كار مي‌كنيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ » : آيا حجّت و برهان و سند درستي داريد ؟ نه نداريد . « تَخْرُصُونَ » : گزاف مي‌گوئيد . ناسنجيده عمل مي‌كنيد . دروغ مي‌گوئيد . از ماده ( خَرْص ) به معني : تخمين .‏


سوره أنعام آيه 149
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : خدا داراي دليل روشن و رسا است ( بر اين كه گفتار و كردارتان بي‌پايه و بي‌مايه است ، و شما اصلاً دليل قطعي بر صدق گفتار و درستي كردار خود نداريد در اين كه مي‌گوئيد : خدا به كفر و شرك ما راضي و به تحليل و تحريم ما خوشنود است ! آري ) اگر خدا مي‌خواست همگي شما را ( از راه اجبار به سوي حق و حقيقت ) هدايت مي‌نمود ( امّا هدايت اجباري بيسود است و راهيابي اختياري پسنديده و ستوده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ » : دليل رسائي كه به نهايتِ قوّت و استواري خود رسيده است . برهان گويا و روشن .‏
سوره أنعام آيه 150
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : گواهان خود را بياوريد كه گواهي مي‌دهند بر اين كه خداوند اين چيزها را حرام كرده است ( كه شما قائل به تحريم آنها هستيد ) . در صورتي كه ( حاضر آمدند و به دروغ ) گواهي دادند ، با آنان ( هم‌صدا مشو و ) گواهي مده . ( چرا كه دروغگويند و شايسته تصديق نيستند . ) و از هوي و هوس كساني پيروي مكن كه آيات ( قرآني و جهاني ) ما را تكذيب مي‌نمايند و به آخرت ايمان نمي‌آورند و براي پروردگار خود ( بتان و معبودهاي باطلي را ) همتا و همطراز مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هَلُمَّ » : بياوريد . اسم‌الفعل و مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « يَعْدِلُونَ » : معادل قرار مي‌دهند . شريك و انباز درست مي‌كنند . ( نگا : انعام / 1 ) .‏

سوره أنعام آيه 151
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : بيائيد چيزهائي را برايتان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است . اين كه هيچ چيزي را شريك خدا نكنيد ، و به پدر و مادر ( بدي نكنيد و بلكه تا آنجا كه ممكن است بديشان ) نيكي كنيد ، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي ( كنوني يا آينده ) مكشيد ( چرا كه ) ما به شما و ايشان روزي مي‌دهيم ( و روزي‌رسان همگان مائيم‌ ؛ نه شما ) ، و به گناهان كبيره ( از جمله زنا ) نزديك نشويد ، خواه ( آنها در وقت انجام براي مردم ) آشكار باشد و خواه پنهان ، و كسي را بدون حق ( قصاص و اجرا فرمان الهي ) مكشيد كه خداوند آن را حرام كرده است . اينها اموري هستند كه خدا به گونه مؤكّد شما را بدانها توصيه مي‌كند تا آنها را بفهميد و خردمندانه عمل كنيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَعَالَوْا » : بيائيد . « أَتْلُ » : بخوانم . بيان دارم . « إِمْلاق » : فقر و تنگدستي . بي‌چيزي و نداري . « الْفَوَاحِشَ » : گناهان كبيره . زنا . جمع‌آمدن در معني زنا براي مبالغه است يا به اعتبار تعدّد زناكاران يا نهي از انواع آن است . « مَا ظَهَرَ » : آنچه توسّط اندامها انجام مي‌پذيرد . مانند : كشتن . زنا . دزدي . « مَا بَطَنَ » : آنچه مربوط به دل باشد . مانند : حسد . سوءنيّت .‏

سوره أنعام آيه 152
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به مال يتيم جز به نحو احسن ( و بهترين راهي كه باعث حفظ و ازدياد آن گردد ) نزديك مشويد ( و بدين شيوه خداپسندانه ادامه دهيد ) تا آن گاه كه يتيم به رُشد كامل خود مي‌رسد ( و در آن هنگام به گونه شايسته مي‌تواند در مال خويش تصرّف كند . در اين وقت اموالش را به خودش تسليم كنيد ) ، و پيمانه و ترازو را به تمام و كمال و دادگرانه مراعات داريد و ( نه كم و زياد بدهيد و نه كم و زياد دريافت كنيد . در حدّ توانائي انساني خود در اين‌باره بكوشيد و بدانيد كه ) ما هيچ كسي را به انجام چيزي جز به اندازه تاب و توانش موظّف نمي‌سازيم . و هنگامي كه سخني ( در كار داوري يا گواهي و يا راجع به روايت و خبري ) گفتيد ، دادگري كنيد ( و از حق منحرف نشويد ) هر چند ( كسي كه سخن به نفع يا به زيان او گفته مي‌شود ) از خويشاوندان باشد . و به عهد و پيمان خدا ( كه براي انجام تكاليف از شما گرفته است ، و عهد و پيمان فيمابين خود درباره مسائل و مصالح مشروع ) وفا كنيد . اينها چيزهائي هستند كه خداوند شما را به رعايت آنها توصيه مي‌كند ، تا اين كه متذكّر شويد و پند گيريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِالَّتي‌ » : با خصلت يا خصالي كه . با كار يا كارهائي كه . « أَشُدَّ » : قوّت . مفرد است ، يا جمعي است كه داراي مفرد نمي‌باشد . مراد از ( أَشُدَّ ) رشد مذكور در ( نساء / 6 ) است . « أَوْفُوا » : به تمام و كمال بپردازيد . « عَهْدِ اللهِ » : پيمان خدا . مراد از آن ، همه چيزهائي است كه خداوند از بندگان خود خواسته است . همچنين همه عهدها و پيمانهائي است كه مردمان با يكديگر مي‌بندند . در اين صورت نسبت آن به خدا بدين سبب است كه خداوند به حفظ و وفاي بدان امر نموده است .‏

سوره أنعام آيه 153
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين راه ( كه من آن را برايتان ترسيم و بيان كردم ) راه مستقيم من است ( و منتهي به سعادت هر دو جهان مي‌گردد . پس ) از آن پيروي كنيد و از راههاي ( باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام ) پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا ( منحرف و ) پراكنده مي‌سازد . اينها چيزهائي است كه خداوند شما را بدان توصيه مي‌كند تا پرهيزگار شويد ( و از مخالفت با آنها بپرهيزيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُسْتَقِيماً » : حال است . « إِتَّبِعُوهُ » : در آن گام برداريد . بدان عمل كنيد .‏

سوره أنعام آيه 154
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بعد ( از بيان فرمانهاي دهگانه ، شما را باخبر مي‌سازم كه پروردگار مي‌فرمايد : ) ما كتاب ( تورات ) را براي موسي فرستاديم تا بر كسي كه ( امور ديني خود را خوب انجام دهد و ) نيكي و خوبي ورزد اتمام ( كرامت و نعمت ) باشد و بيانگر همه‌چيز ( از تعاليم لازم جهت بني‌اسرائيل ) بوده و ( آنان را به سوي راه راست ) هدايت و ( براي كساني كه از آن پيروي كنند ، مايه ) رحمت شود . بلكه ( در پرتو ارشادات و رهنمودهاي اين كتاب مقدّس ، بني‌اسرائيل ) به ملاقات با پروردگار خود ايمان بياورند ( و بدانند كه در روز قيامت براي حساب و كتاب در پيشگاه خدا حاضر خواهند شد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« ثُمَّ » : سپس . در اينجا براي ترتيب زماني و عطف معني بر معني نيست . بلكه براي عطف خبر بر خبر است . مانند شعر زير : وَ لَقَدْ سادَ ثُمَّ سادَ أَبُوهُ‏

سوره أنعام آيه 155
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( قرآن ) كتاب مباركي است كه ما آن را فرو فرستاده‌ايم . پس از آن پيروي كنيد و ( از مخالفت با آن ) بپرهيزيد تا مورد رحم خدا قرار گيريد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مُبَارَكٌ » : پرخير و بركت . مشتمل بر فوائد ديني و دنيوي . صفت ( كِتابٌ ) است .‏

سوره أنعام آيه 156
‏متن آيه : ‏
‏ أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( آن را فرو فرستاده‌ايم ) تا نگوئيد كتاب ( آسماني ) تنها بر دو گروه ( يهود و نصاري ) پيش از ما فرو فرستاده شده است ، و ( ما اصلاً از آنها آگاهي نداشته‌ايم و ) از بحث و بررسي آنها بي‌خبر بوده‌ايم ( و لذا از انجام گناه و دوري از راه خدا معذوريم ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَن تَقُولُوا » : تا نگوئيد . متعلّق به ( أَنزَلْنَاهُ ) است و تقدير چنين است : لِئَلاّ تَقُولُوا . « إِن كُنَّا » : ما بوده‌ايم . ( إِنْ ) مخفّف از مثقّله است و عمل نمي‌كند . « دِراسَة » : قرائت مكرّر . خواندن و فهم كردن ( نگا : آل‌عمران . 79 ، اعراف / 169 ، سبأ / 44 ) .‏

سوره أنعام آيه 157
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه بگوئيد : اگر كتابي بر ما نازل مي‌شد ، راه يافته‌تر ( و خوبتر و بهتر ) از آنان مي‌گشتيم . بيگمان از سوي پروردگارتان برايتان قرآني آمده است ( كه بيانگر حلال و حرام ) و راهنماي ( مردمان به سوي خير و صلاح دو جهان ) و رحمت ( خدا براي بندگان ) است . پس چه كسي ستمكارتر از كسي خواهد بود كه آيات ( قرآن ) خدا را تكذيب كند و بي‌دليل و بي‌جهت از آنها رويگردان شود ؟ كساني را كه از آيات ما رويگردان شوند بدترين عذاب خواهيم داد ، و سزاي رويگرداني ايشان را هرچه زودتر بدانان خواهيم رساند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بَيِّنَةٌ » : دليل و برهان . در اينجا مراد قرآن است . « صَدَفَ عَنْ » : رويگردان و منصرف شد . رويگردان و منصرف كرد . « سُوءَ الْعَذَابِ » : بدترين و سخت‌ترين عذاب . اضافه صفت به موصوف است .‏

سوره أنعام آيه 158
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( دلائل متقن بر وجوب ايمان بيان گرديده‌است . پس چرا ايمان نمي‌آورند ؟ ) آيا انتظار دارند كه فرشتگان ( قبض ارواح ) به سراغشان بيايند ؟ يا اين كه پروردگارت ( خودش ) به سوي آنان بيايد ؟ يا پاره‌اي از نشانه‌هاي پروردگارت كه ( دالّ بر شروع رستاخيز باشد ) براي آنان نمودار شود ؟ روزي پاره‌اي از نشانه‌هاي پرودگارت فرا مي‌رسد ( و آنان را به ايمان اجباري وادار مي‌نمايد ) امّا ايمان آوردن افرادي كه قبل از آن ايمان نياورده‌اند ، يا اين كه با وجود داشتن ايمان ( كارهاي پسنديده نكرده‌اند و ) خيري نيندوخته‌اند ، سودي به حالشان نخواهد داشت . بگو : منتظر ( يكي از اين امور سه‌گانه ) باشيد و ما هم منتظر ( نتيجه وعده خدا درباره خود و وعيد او درباره شما ) هستيم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَنظُرُونَ » : انتظار مي‌كشند . « أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ » : مراد آمدن فرشتگان قبض ارواح ( نگا : انعام / 93 ) ، يا آمدن فرشتگان به عنوان پيغمبراني براي مردم ( نگا : مؤمنون / 24 ) يا براي شهادت بر صدق رسالت پيغمبر است ( نگا : حجر / 7 ) . « يَأْتِيَ رَبُّكَ » : مراد صدور فرمان خدا درباره عذاب كافران ( نگا : توبه / 24 ، نحل / 33 ) يا حضور پيداكردن خدا - بنا به عقيده ايشان‌ - براي گواهي بر صدق رسالت پيغمبر يا براي ديدن ذات ذوالجلال ( نگا : بقره / 55 ، اسراء / 92 ) يا فرا رسيدن رستاخيز و حضور خدا در آن براي دادگاهي بندگان است ( نگا : يونس / 93 ) . « بَعْضُ ءَايَاتِ . . . » : از جمله چنين علاماتي كه ايمان و عمل صالح با ظهور آنها پذيرفته نيست : دم احتضار و هنگام خروج روح از بدن ، يا زماني كه انسان به مجازات و قصاص و عذاب عظيم خدا گرفتار مي‌آيد و در انتخابِ راهِ خوبي يا بدي از او سلب اختيار مي‌شود ، يا هنگام پديدار شدن علائم تخريب جهان و به هم‌خوردن شيرازه كون و مكان است . چرا كه در همه اين اوقات ايمان اضطراري و اجباري است . در صورتي كه زمان پذيرش ايمان و توبه و طاعت وقتي است كه انسان داراي اراده و اختيار بوده و فرصت انتخابِ كفر يا دين ، و انجام اعمالِ خير يا شر را داشته باشد . « أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً » : اين جمله عطف بر ( ءَامَنَتْ ) است و نفي متوجّه آن مي‌گردد و معني چنين است : يا مؤمن باشد و اعمال نيك انجام نداده باشد و كارهاي خداپسندانه نكرده باشد .‏

سوره أنعام آيه 159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه آئين ( يكتاپرستي راستين ) خود را پراكنده مي‌دارند ( و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند ) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند ( و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد ( و سزاي آنان را خواهد داد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« شِيَعاً » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌ها . « لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ » : تو اصلاً از آنان نيستي و مسؤول رستگاري يا زشتكاري ايشان نمي‌باشي و راه تو از راه آنان جدا است .‏

سوره أنعام آيه 160
‏متن آيه : ‏
‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هركس كار نيكي انجام دهد ( پاداش مضاعف ، دست‌كم از درياي جود و كرم خداوند معظّم ) ده برابر دارد ، و هركس كار بدي كند ، پادافره او ( به سبب عدل و داد يزدان ) جز هم‌سنگ و هم‌سان آن داده نمي‌شود و به ( اينان با افزايش كيفر ، و به آنان با كاهش پاداش از ) ايشان ظلم و ستم نمي‌گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَشْرُ أَمْثَالِهَا » : ده برابر . چندين برابر . برخي لفظ ( عَشْرُ ) را براي كثرت مي‌دانند ؛ نه حصر ( نگا : بقره / 245 ، زمر / 10 ) .‏

سوره أنعام آيه 161
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : بيگمان پروردگارم ( با وحي آسماني و نشان دادن آيات قرآني و گسترده جهاني ) مرا به راه راست رهنمود كرده است . و آن دين راست و استوار و پابرجا ، يعني دين ابراهيم است . همان كسي كه حقّگرا ( و از آئينهاي انحرافي محيط خود رويگردان ) بود و از زمره مشركان نبود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دِيناً » : بدل از محلّ ( إِلي صِرَاطٍ ) در معني است . چرا كه ( هَداني إِلي صِراطٍ ) و ( هَداني صِراطاً ) يكي است و در سوره فتح آيه دوم فرموده است : ( وَ يَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ) . يا مفعول فعل محذوفي‌است كه فعل مذكور ( هَداني ) دالّ بر آن است . مثل : هَدانِي ، أَعْطانِي ، أَعْرَفَنِي . « قِيَماً » : باارزش . پابرجا و ثابت و غيرقابل نسخ . راست و استوار . صفت است و مصدري است از ريشه ( قوم ) . « حَنِيفاً » : حقّگرا . مخلص . حال ابراهيم است .‏

سوره أنعام آيه 162
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بگو : نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است ( و اين است كه تنها خدا را پرستش مي‌كنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او مي‌اندازم و بر بذل مال و جان در راه يزدان مي‌كوشم و در اين راه مي‌ميرم ، تا حياتم ذخيره مماتم شود ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نُسُك‌ » : عبادت . حجّ . قرباني . عطف ( نُسُك ) - اگر به معني مطلق عبادت باشد - بر ( صَلاة ) عطف عام بر خاصّ است . « مَحْيَا » : زندگي . زيستن . « مَمَاة‌ » : مرگ . مردن . « مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي » : مراد اعمال و اقوالي است كه مربوط و مقرون به زندگي و مرگ ، يعني كارهاي دنيا و آخرت است يا خود زيستن و مردن .‏

سوره أنعام آيه 163
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا را هيچ شريكي نيست ، و به همين دستور داده شده‌ام ، و من اوّلين مسلمان ( در ميان امت خود ، و مخلص‌ترين فرد در ميان همه انسانها براي خدا ) هستم .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » : مراد نخستين مسلمان در ميان امّت محمّدي ، يا مخلص‌ترين و مطيع‌ترين كس در ميان تمام اهل جهان از آغاز تا پايان آن است .‏

سوره أنعام آيه 164
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كساني كه تو را همچون خود به شرك‌ورزي مي‌خوانند ) بگو : آيا ( سزاوار است كه ) پروردگاري جز خدا را بطلبم ( و معبودي جز او را پرستش بكنم ) و حال آن كه خدا پروردگار هر چيزي است‌ ؟ هيچ كسي جز براي خود كار نمي‌كند ، و هيچ كسي گناه ديگري را بر دوش نمي‌كشد . سرانجام همه شما به سوي خدا باز مي‌گرديد و شما را از آنچه در آن اختلاف مي‌ورزيد آگاه مي‌سازد ( و ميانتان درباره راه و روش و اديان و عقائدتان داوري مي‌كند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَبْغي‌ » : بطلبم . بجويم . « لا تَزِرُ » : برنمي‌دارد . كسي به گناه ديگري گرفتار نمي‌آيد و گناه او را به عهده نمي‌گيرد . « وازِرَةٌ » : حمل‌كننده . بردارنده . « وِزْر » : بار . مراد بَزَه و گناه و همچنين سزاي بَزَه و گناه است . « مَرْجِع‌ » : رجوع و بازگشت .‏

سوره أنعام آيه 165
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه شما را جانشينان ( ديگران براي آباداني جهان در كره ) زمين گردانيد ، و ( در استعدادهاي ذاتي و مواهب آسماني و اموال كسبي ) برخي را بر برخي ، درجاتي بالاتر برد ( و در كمال مادي و معنوي به نسبت استفاده شخص از اسباب و سنن يزدان و گسترده در پهنه جهان ، كساني را بيشتر از كساني ترقّي و تعالي داد ) تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد ( و در عمل مشخّص شود چه كسي به شرائع آسماني مؤمن يا كافر و در نعمتهاي خدادادي سپاسگزار و يا ناسپاس است ) . بيگمان پروردگارت زود رساننده عقاب ( به مخالفان ) است و او داراي مغفرت بيكران و رحمت فراوان ( در حق پشيمان‌شوندگان از گناهان و برگردندگان به آستان يزدان ) است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« خَلآئِفَ » : جمع خليفه ، جانشينان . مراد جانشينان خدا در اجراي احكام و تنفيذ اراده او در امر آباداني و اداره كره زمين است‌ ؛ و يا مراد اين است كه هر گروهي جانشين گروه ديگري در اين زمين مي‌گردد و امانتداري او در مواهب مادي و معنوي و اجرا قوانين دين الهي مورد آزمايش قرار مي‌گيرد .‏